زندگی سخت خانواده پشمالو ها! +عکس
خسوس آسیوِس با بیماریای نادر به دنیا آمد که نتیجهاش پوشیده شدن صورتش با موهای ضخیم بود. حدود ۳۰ عضو دیگر از خاندان او نیز به هایپرتریکوسیس مبتلا هستند، که این موضوع آنها را به پرموترین خانواده در تاریخ بشر تبدیل کرده است.
فرادید: خسوس آسیوِس با بیماریای نادر به دنیا آمد که نتیجهاش پوشیده شدن صورتش با موهای ضخیم بود. حدود ۳۰ عضو دیگر از خاندان او نیز به هایپرتریکوسیس مبتلا هستند، که این موضوع آنها را به پرموترین خانواده در تاریخ بشر تبدیل کرده است.
به گزارش بیبیسی انگلیسی، موهای ضخیمی و تیرهای که صورت آسیوس را پوشانده، خیلی زود در بچگی لقب "گرگ کوچک" را برایش به همراه آورد. او در شهری کوچک به نام لورتو در شمال غرب مکزیک متولد شد و خانوادهاش به خاطر ظاهر او انگشت نمای محلیها شدند.
او وقتی که به 12 سالگی رسید، شهر به شهر سفر میکرد تا در شهربازیها کار کند. یک تابستان بلیط چرخ فلک میفروخت و سال بعد مسئولیت غرفۀ باد کردن بادکنک را داشت. در آنجا بود که نظر یک صاحب سیرک به او جلب شد.
آسیوس میگوید: "زندگی من در سیرک وقتی که 13 سال داشتم آغاز شد." صاحب سیرک از او پرسید که آیا عضو دیگر از خانوادهاش هم به این بیماری مبتلا است یا نه. در آن زمان دو پسرعموی کوچکتر از خودش به نامهای لری و دنی هم بودند که با هایپرترکوسیس به دنیا آمده بودند.
آسیوس میگوید: "مرد گفت که پول خوبی به ما میدهد و همۀ ما را میخواهد. او گفت که خانه به ما خواهد داد و در این کار برایمان پول هست. جواب من بله بود."
این سه پسر با سیرک قرارداد امضا کردند و چندین سال دورتادور مکزیک برنامه اجرا کردند. کار آنها این بود که به تماشاچیان خوشامد بگویند و با آنها عکس بگیرند.
مادر آسیوس هم آنها را همراهی میکرد و اگرچه آنها همیشه جای راحتی برای سکونت و غذای کافی برای خوردن داشتند، اما همیشه موضوعی او را آزار میداد.
"ما همیشه زندانی بودیم. ما حکم یک چیز دیدنی را برای آنها داشتیم، بنابراین نباید در خیابانها دیده میشدیم. این را دوست نداشتم که زندانی باشیم تا مردم ما را نبینند."
آسیوس در کودکی دلش میخواست از دیدهها پنهان باشد. او بیرون رفتن را دوست نداشت، و در مدرسه دیگر بچهها او را اذیت میکردند. موهای صورتش را میکشیدند و رویش اسم میگذاشتند. اما با بالاتر رفتن سنش، اعتماد به نفسش هم بالاتر رفت. حال در 41 سالگی، احساسات متناقضی از شرم و افتخار نسبت خود دارد.
او میگوید: "جای بدی نیست و برای پول کار بدی هم انجام نمیدهید. شغل شریفی است. به عنوان یک هنرمند مردم را سرگرم میکنید و میخندانیدشان."
اما زمانی که همراه با یک سیرک آمریکا در تور آمریکا به سر میبرد، دچار افسردگی جدی شد. او که احساس تنهایی و انزوا داشت و زیاد انگلیسی بلد نبود، با نوشیدن الکل تقریباً خود را به سر حد مرگ رساند.
او میگوید: "الکل زیادی مینوشیدم. هیچ وقت غذا نمیخوردم و کبدم داشت مرا میکشت... میخواستم با نوشیدن خودم را رها کنم. اما در اصل داشتم برعکسش را انجام میدادم. داشتم خودم را نابود میکردم."
خوشبختانه او توانست از این مرحله عبور کند و در سیرکهای سراسر جهان برنامه اجرا کند. او در سال 2012 به انگلستان آمد.
آسیوس امیدوار بود تا پول کافی پس انداز کند و بتواند کسب و کار کوچکی در نزدیکی خانهشان، که در آن به همراه ویکتوریا، شریک زندگیش، و آراسلی، دخترش، زندگی میکنند، راه بیاندازد.
اما پس از آنکه رابطۀ ۱۰ سالۀ این دو، کمی پس از بازگشت آسیوس از لندن، به جدایی ختم شد، او حالا به خانۀ خانوادگیش در لورتو بازگشت و با برداشت لوبیا در یک مزرعه کسب درآمد میکند.
آسیوس و اغلب اعضای خانوادهاش در دو خانۀ بغل هم زندگی میکنند که زمانی که آسیوس و پسرعموهایش بچه بودند از سوی شهردار به آنها داده شده بود، چرا که کسی حاضر به اجاره دادن منزلش به آنها نبود. یکی از خانهها برای مادر آسیوس بود و خانۀ دیگر متعلق به مادر لری و دنی. امروز در هر یک از این خانهها ده عضو خاندان ساکنند.
آسیوس سه دختر دارد که همگی با هایپرتریکوسیس به دنیا آمدهاند. بزرگترین دخترش، کارلا، حالا در اوایل دهۀ سوم زندگی خود است. مادر او وقتی که بچه بود، رهایش کرد و چون که پدرش همیشه در سفر بود، مادربزرگش او را بزرگ کرد.
اوا اریدجیس، که یک مستند دربارۀ آسیوس و خانوادهاش ساخته میگوید: "این بیماری برای زنان سخت تر است، چرا که زنان پرمو کمتر مورد قبول اجتماع قرار میگیرند. بسیاری از این زنان توسط شرکای نورمالشان که پدر بچههایشان بودهاند، ترک میشوند. اما در مورد مردان پرمو اوضاع فرق میکند. پرمویی به مردانگیشان تعبیر میشود و معمولاً دوستان زیادی دارند."
"کارلا تنها عضو خانواده است که دبیرستان را به اتمام رسانده، اما در یافتن شغل با دشواری روبهروست. او در حال حاضر در تکزاس آمریکا زندگی میکند و به تنهایی مسئولیت فرزندش را برعهده دارد."
مادر مادربزرگ آسیوس اولین فرد از بستگان او بود که با موی بیش از حد نورمال در صورتش متولد شد. حالا، حدود نیمی از اعضای فامیل او به این جهش ژنتیکی مبتلا هستند.
آسیوس میگوید: "هیچ کس به طور قطعی علت هایپرتریکوسیس یا درمان آن را نمیداند. تنها چیزی که در این مورد میدانند این است که تا به حال 50 مورد ثبت شده از این بیماری در تاریخ بشر وجود داشته و سرنوشت من این بوده که یکی از آنها باشم."
ظاهراً کروموزوم ایکس خانوادۀ آسیوس دچار جهش شده است. آریدجیس میگوید: "این بدان معناست که مردانی که دچار این وضعیت هستند، این ژن را به دخترانشان انتقال میدهد، اما به هیچ یک از پسرانشان منتقل نمیکنند. و زنانی که این ژن را دارند، فارغ از جنسیت فرزند، نیمی از فرزندانشان به این وضعیت مبتلا خواهند شد."
"دانشمندان آسیوس و خانوادهاش را مورد مطالعه قرار دادهاند. آنها به خصوص از این جهت به این موهای اضافی توجه نشان میدادند، چون که به دنبال درمان طاسی میگشتند. آنها میدانند که این ژن مدتهای مدیدی غیرفعال بوده و ناگهان دوباره ظاهر شده است، اما نمیدانند که چطور آن را روشن یا خاموش کنند."
آوسیوس چندسالی است که در سیرک کار نکرده و میگوید که در آینده هم قصد بازگشت به سیرک را ندارد.
او حالا قصد دارد کاری کند که اعضای جوانتر خانوادهاش که با هایپرتریکوسیس به دنیا آمدهاند، حتماً به تحصیل خود ادامه دهند و اعتماد به نفس لازم برای یافتن شغلهای خارج از سیرک را بیابند.
به گزارش بیبیسی انگلیسی، موهای ضخیمی و تیرهای که صورت آسیوس را پوشانده، خیلی زود در بچگی لقب "گرگ کوچک" را برایش به همراه آورد. او در شهری کوچک به نام لورتو در شمال غرب مکزیک متولد شد و خانوادهاش به خاطر ظاهر او انگشت نمای محلیها شدند.
او وقتی که به 12 سالگی رسید، شهر به شهر سفر میکرد تا در شهربازیها کار کند. یک تابستان بلیط چرخ فلک میفروخت و سال بعد مسئولیت غرفۀ باد کردن بادکنک را داشت. در آنجا بود که نظر یک صاحب سیرک به او جلب شد.
آسیوس میگوید: "زندگی من در سیرک وقتی که 13 سال داشتم آغاز شد." صاحب سیرک از او پرسید که آیا عضو دیگر از خانوادهاش هم به این بیماری مبتلا است یا نه. در آن زمان دو پسرعموی کوچکتر از خودش به نامهای لری و دنی هم بودند که با هایپرترکوسیس به دنیا آمده بودند.
آسیوس میگوید: "مرد گفت که پول خوبی به ما میدهد و همۀ ما را میخواهد. او گفت که خانه به ما خواهد داد و در این کار برایمان پول هست. جواب من بله بود."
این سه پسر با سیرک قرارداد امضا کردند و چندین سال دورتادور مکزیک برنامه اجرا کردند. کار آنها این بود که به تماشاچیان خوشامد بگویند و با آنها عکس بگیرند.
مادر آسیوس هم آنها را همراهی میکرد و اگرچه آنها همیشه جای راحتی برای سکونت و غذای کافی برای خوردن داشتند، اما همیشه موضوعی او را آزار میداد.
"ما همیشه زندانی بودیم. ما حکم یک چیز دیدنی را برای آنها داشتیم، بنابراین نباید در خیابانها دیده میشدیم. این را دوست نداشتم که زندانی باشیم تا مردم ما را نبینند."
آسیوس در کودکی دلش میخواست از دیدهها پنهان باشد. او بیرون رفتن را دوست نداشت، و در مدرسه دیگر بچهها او را اذیت میکردند. موهای صورتش را میکشیدند و رویش اسم میگذاشتند. اما با بالاتر رفتن سنش، اعتماد به نفسش هم بالاتر رفت. حال در 41 سالگی، احساسات متناقضی از شرم و افتخار نسبت خود دارد.
او میگوید: "جای بدی نیست و برای پول کار بدی هم انجام نمیدهید. شغل شریفی است. به عنوان یک هنرمند مردم را سرگرم میکنید و میخندانیدشان."
اما زمانی که همراه با یک سیرک آمریکا در تور آمریکا به سر میبرد، دچار افسردگی جدی شد. او که احساس تنهایی و انزوا داشت و زیاد انگلیسی بلد نبود، با نوشیدن الکل تقریباً خود را به سر حد مرگ رساند.
او میگوید: "الکل زیادی مینوشیدم. هیچ وقت غذا نمیخوردم و کبدم داشت مرا میکشت... میخواستم با نوشیدن خودم را رها کنم. اما در اصل داشتم برعکسش را انجام میدادم. داشتم خودم را نابود میکردم."
خوشبختانه او توانست از این مرحله عبور کند و در سیرکهای سراسر جهان برنامه اجرا کند. او در سال 2012 به انگلستان آمد.
آسیوس امیدوار بود تا پول کافی پس انداز کند و بتواند کسب و کار کوچکی در نزدیکی خانهشان، که در آن به همراه ویکتوریا، شریک زندگیش، و آراسلی، دخترش، زندگی میکنند، راه بیاندازد.
اما پس از آنکه رابطۀ ۱۰ سالۀ این دو، کمی پس از بازگشت آسیوس از لندن، به جدایی ختم شد، او حالا به خانۀ خانوادگیش در لورتو بازگشت و با برداشت لوبیا در یک مزرعه کسب درآمد میکند.
آسیوس و اغلب اعضای خانوادهاش در دو خانۀ بغل هم زندگی میکنند که زمانی که آسیوس و پسرعموهایش بچه بودند از سوی شهردار به آنها داده شده بود، چرا که کسی حاضر به اجاره دادن منزلش به آنها نبود. یکی از خانهها برای مادر آسیوس بود و خانۀ دیگر متعلق به مادر لری و دنی. امروز در هر یک از این خانهها ده عضو خاندان ساکنند.
آسیوس سه دختر دارد که همگی با هایپرتریکوسیس به دنیا آمدهاند. بزرگترین دخترش، کارلا، حالا در اوایل دهۀ سوم زندگی خود است. مادر او وقتی که بچه بود، رهایش کرد و چون که پدرش همیشه در سفر بود، مادربزرگش او را بزرگ کرد.
اوا اریدجیس، که یک مستند دربارۀ آسیوس و خانوادهاش ساخته میگوید: "این بیماری برای زنان سخت تر است، چرا که زنان پرمو کمتر مورد قبول اجتماع قرار میگیرند. بسیاری از این زنان توسط شرکای نورمالشان که پدر بچههایشان بودهاند، ترک میشوند. اما در مورد مردان پرمو اوضاع فرق میکند. پرمویی به مردانگیشان تعبیر میشود و معمولاً دوستان زیادی دارند."
"کارلا تنها عضو خانواده است که دبیرستان را به اتمام رسانده، اما در یافتن شغل با دشواری روبهروست. او در حال حاضر در تکزاس آمریکا زندگی میکند و به تنهایی مسئولیت فرزندش را برعهده دارد."
مادر مادربزرگ آسیوس اولین فرد از بستگان او بود که با موی بیش از حد نورمال در صورتش متولد شد. حالا، حدود نیمی از اعضای فامیل او به این جهش ژنتیکی مبتلا هستند.
آسیوس میگوید: "هیچ کس به طور قطعی علت هایپرتریکوسیس یا درمان آن را نمیداند. تنها چیزی که در این مورد میدانند این است که تا به حال 50 مورد ثبت شده از این بیماری در تاریخ بشر وجود داشته و سرنوشت من این بوده که یکی از آنها باشم."
ظاهراً کروموزوم ایکس خانوادۀ آسیوس دچار جهش شده است. آریدجیس میگوید: "این بدان معناست که مردانی که دچار این وضعیت هستند، این ژن را به دخترانشان انتقال میدهد، اما به هیچ یک از پسرانشان منتقل نمیکنند. و زنانی که این ژن را دارند، فارغ از جنسیت فرزند، نیمی از فرزندانشان به این وضعیت مبتلا خواهند شد."
"دانشمندان آسیوس و خانوادهاش را مورد مطالعه قرار دادهاند. آنها به خصوص از این جهت به این موهای اضافی توجه نشان میدادند، چون که به دنبال درمان طاسی میگشتند. آنها میدانند که این ژن مدتهای مدیدی غیرفعال بوده و ناگهان دوباره ظاهر شده است، اما نمیدانند که چطور آن را روشن یا خاموش کنند."
آوسیوس چندسالی است که در سیرک کار نکرده و میگوید که در آینده هم قصد بازگشت به سیرک را ندارد.
او حالا قصد دارد کاری کند که اعضای جوانتر خانوادهاش که با هایپرتریکوسیس به دنیا آمدهاند، حتماً به تحصیل خود ادامه دهند و اعتماد به نفس لازم برای یافتن شغلهای خارج از سیرک را بیابند.
تبلیغات متنی
-
چرا برای هر دردی چای نبات توصیه میشود؟
-
سومالی لند، میزبانی از فلسطینیان غزه را رد کرد
-
ساندرلند ترمز بردهای سیتی را کشید
-
عکس یادگاری «گوگوش» ۱۷ ساله با مادرشوهرش در روز عروسی
-
چگونه میتوان از شرّ «سوسک برنج» خلاص شد؟
-
آمریکا دقیقاً تا کجا میخواهد در ونزوئلا پیش برود؟
-
اولین تصاویر از سقوط پهپاد آمریکایی در افغانستان
-
پاسخ مقام ارشد سپاه به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو
-
فال روزانه جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
شرط ایران برای فروش سامانههای پیشرفته تسلیحاتی
-
اخبار شوکهکننده از وضعیت مدیریتی باشگاه استقلال
-
خبرگزاری مهر: حضور معترضان در چند منطقه اصفهان
-
درباره سرباز وطن که در مرز یخ بست و جان داد
-
بیلبورد موسوی و رجوی در شهر یزد خبرساز شد
-
اتوبان تبریز_زنجان بسته شد
-
شرط ایران برای فروش سامانههای پیشرفته تسلیحاتی
-
درباره سرباز وطن که در مرز یخ بست و جان داد
-
۳۰ نفر در ملارد دستگیر شدند
-
بنرهای سیاسی که در سطح شهر تهران نصب شد
-
ارز ترجیحی دارو حذف میشود؟
-
حسینی پاسخ ساپینتو را داد؛ به نکونام خیانت نکردم
-
دفتر امام جمعه جونقان به آتش کشیده شد
-
شادی گل استقلالیها در نقش جهان پُر انتقاد شد
-
حمله طوفانی ساپینتو به جواد نکونام
-
۳ کشته و ۱۷ زخمی در حوادث امشبِ ازنا
-
توهین زننده یاسر جبرائیلی به مردم ایران
-
آمریکا پایگاه نظامی نزدیک به ایران را خالی کرد
-
بازداشت شهردار آبادان به اتهام جرائم مالی
-
یارانه ۷۰۰هزار تومانی؛ منّت ۵ دلاری بر سر فرودستان!
-
تداوم روند نزولی قیمت طلا و سکه برای سومین روز
-
مجسمه شهید رئیسی سقوط کرد
-
برترین سریال کرهایهای سال ۲۰۲۵ معرفی شدند
-
رئیس جدید بانک مرکزی رسماً کار خود را آغاز کرد
-
کمپین «نخریدن لبنیات» کار دست تولیدکنندگان داد
-
اولین واکنش به اتفاقات ساعات اخیر فسا
-
تهران کارت پستال شد، جادههای شمال سوت و کور
-
لحظات شهادت امیرحسام خدایاری در کوهدشت
-
ماجرای فیلمی از ویشکا آسایش که جنجالی شده است
-
عکسی از جنتیِ ۹۹ ساله در جلسه امروز شورای نگهبان
-
سخنرانی پزشکیان به درگیری لفظی ختم شد
-
کشته شدن چند نفر در تجمعات امروز تایید شد
-
تعداد جانباختگان حوادث امروز لردگان اعلام شد
-
شلیک رگباری موشک «آخرالزمان» که رهگیری آن تقریباً ناممکن است
-
در اقدامی غیرمنتظره یک خیابان به نام بازیگر زن مشهور درآمد
-
جمله پزشکیان درباره دلار به شدت خبرساز شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل












ارسال نظر