کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت
۲۵۸۳۳۷
۲۴ آبان ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۲
۴۳۶۷
شهرام اسدی کارگردان فیلم «روز واقعه»:
با گذشت نزدیک به چهار دهه از وقوع انقلاب اسلامی و تغییر در متر و معیارهای تولید اثر در حوزه فرهنگ و هنر تا امروز تنها یک اثر در سینما پیرامون واقعه عظیم عاشورا ساخته شده که توانسته با گذشت دو دهه از زمان ساختش هنوز هم در اذهان باقی بماند.
وب سایت آی فیلم: با گذشت نزدیک به چهار دهه از وقوع انقلاب اسلامی و تغییر در متر و معیارهای تولید اثر در حوزه فرهنگ و هنر تا امروز تنها یک اثر در سینما پیرامون واقعه عظیم عاشورا ساخته شده که توانسته با گذشت دو دهه از زمان ساختش هنوز هم در اذهان باقی بماند.

شهرام اسدی در آستانه 40 سالگی و در سال 1373 «روزواقعه» را ساخت، فیلمی که بهرام بیضایی نزدیک به 12 سال پیش از ساخت فیلم فیلم نامه اش را نوشته بود اما به دلیل آنکه مدیران سینمایی آن زمان چندان رابطه خوبی با او نداشتند اجازه ساختنش را به دست نیاورد.

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

 ساخت این فیلم در نهایت به کارگردانی رسید که هر چند از آمریکا کارشناسی ارشد سینما گرفته بود اما تا پیش از این فیلم تنها «اوینار» را جلوی دوربین برده بود و «روز واقعه» دومین اثر فیلمسازی او به شمار می رفت.

او در تازه ترین گفتگویش درباره  اینکه چطور کارگردان این فیلم شد و چه مشکلاتی سر راهش قرار داشت صحبت کرده است.

اما ماجرا از کجا آغاز شد؟ به گفته اسدی فیلم‌نامه روز واقعه در سال ٦٧ از سوی عبدالله اسفندیاری که آن زمان مدیر بخش فرهنگی فارابی بود  در اختیار او قرار گرفت تا بخواند و نظر دهد و ابتدای امر اصلا صحبتی در خصوص اینکه خودش این کار را بسازد به میان نیامده بود: «فیلم‌نامه را خواندم و از شیوه روایتِ اثرگذار نهضتِ عاشورا و زیبایی و استحکامِ ساختارِ آن واقعا حیرت‌زده شدم.

تا آن لحظه فیلم‌نامه‌ای تا آن اندازه قدرتمند و مؤثر نخوانده بودم. دو جمله پایانی فیلم‌نامه اشکم را سرازیر کرد.» اما چند هفته بعد فیلم‌نامه برای کارگردانی به او سپرده شد، آن هم چند سال بعد از نگارش فیلم‌نامه و واگذاری آن توسط بیضایی و صحبت با چند کارگردان دیگر برای ساخت فیلم و «روز واقعه» با بودجه ای 68 میلیون تومانی جلوی دوربین رفت.

اسدی دو هفته پس از ورودش به این پروژه ملاقاتی با بیضایی داشته است و در آن ملاقات به گفته خودش پس از تشکر از فیلم نامه‌ای که او نوشته صراحتا در خصوص اینکه چرا خود بیضایی حاضر به «روز واقعه» نشده از سوال می پرسد که بیضایی در پاسخی کوتاه به او می گوید:«من می‌خواستم خودم آن را بسازم اما اجازه‌اش را به من ندادند.

 به همین دلیل هم هست که شما در فیلم‌نامه روز واقعه شرح صحنه زیادی نمی‌بینید». بیضیی در آن مقطع توضح بیشتری در این زمینه به اسدی نمی دهد اما حدود یک سال بعد در ارشاد یکی از مدیران در خلال صحبت هایش در خصوص این مسئله به اسدی می گوید:«گرایش فیلم‌نامه روز واقعه و از آن مسلم‌تر گرایش بیضایی به نمایش و تعزیه است و ما می‌خواهیم روز واقعه سینما باشد نه تعزیه و نمایش.»

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

اسدی با ساخت «روز واقعه» آن هم با تکیه بر فیلم نامه یکی از بزرگترین نویسندگان ایران وارد چالش بزرگی می شود که خودش هم به آن اعتقاد دارد: «زمانی که من وارد گود روز واقعه شدم درواقع ناخودآگاه روح و جسم خودم را برای گذر از تنگناها آماده کرده بودم.

کاملا می‌دانستم که راهِ پیشِ‌رو، راهی سخت و پرمشقت خواهد بود که به واسطه عظمت نام امام‌حسین(ع) بی هیچ اغماضی هر روز در میانه کشاکشی تازه خواهم بود.

ازسوی‌دیگر مواجه بودم با فیلم‌نامه‌ای درخشان و استوار و مستحکم، با نویسنده‌ای مسلط و چیره‌دست که از قضا خود نیز کارگردان بود و باز می‌دانستم فارغ ازاینکه هرچه بسازم، چه بد و چه خوب؛ همواره در مقام مقایسه خواهم بود و حرف و حدیثِ پایان‌ناپذیر تا ابد همراه فیلم خواهد آمد. »

اما یک از نکاتی که مدتی است باب آن دوباره باز شده بحث تغییراتی است که اسدی در فیلم نامه بیضایی اعمال کرده، نکته ای که اسدی آن را رد می کند و معتقد است 95 درصد فیلم دقیقا همان چیزی است که بیضایی در فیلم نامه اش نوشته است:«در هر گفت‌وگو و نشستی از اولین نمایش روز واقعه تا به حال، همیشه به این نکته اشاره کرده‌ام که فیلم‌نامه این فیلم یکی از سنجیده‌ترین و بقاعده‌ترین فیلم‌نامه‌هایی است که در سینمای ایران نوشته شده و اصولا باور من بر این است که جایگاه بیضایی در سینما و نمایش ما بی‌نیاز از توضیحات من، حقیقتا انکارناپذیر است.

بیضایی، فردوسی زمانه ماست و چقدر تأسف‌برانگیز است که در طی سال‌ها مردم ما و هنرهای نمایشی ما از وجود او و آثار او بی‌بهره ماندند.

من به سهم خودم تلاش بسیار کردم که تا جایی که ممکن است تغییری و به روایتی تعدیلی در آن روی ندهد. و امروز در نمای کلی که نگاه می‌کنم فکر می کنم تا حدود زیادی موفق بوده‌ام که توانسته‌ام بیش از ٩٥‌درصد آن را بی‌‌تغییر حفظ کنم.»

جالب است که اسدی گناه همان5 درصد تغییرات را هم بر گردن کسانی می اندازد که در زمان ساخته شدن فیلم مدام به بخش های مختلف فیلم نامه ایرادات واهی وارد می کردند و این ایرادات گاه به اندازه ی می رسید که کل اثر را به چالش می کشیده است.

در این موقعیت ناگهان اتفاق جالبی برای اسدی رخ می دهد، اتفاقی به نام ملاقات با مرحوم محمد تقی جعفری یا همان علامه جعفری معروف: «یک روز بعد از جلسه‌ای ناامیدکننده در اوج افسردگی و یأس نزد مرحوم محمدتقی جعفری رفتم.

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

 آن زمان خانه‌اش در میدان خراسان بود و من از پیش از انقلاب با ایشان آشنایی داشتم و نزدشان می‌رفتم و قصه‌‌هایی از مولانا را که تبدیل به فیلم‌نامه کرده بودم برای‌شان می‌‌خواندم.

 آن شب با وجودی که تقریبا دیروقت بود مرا پذیرفتند. فیلم‌نامه روز واقعه همراهم بود. آن را باز کردم که پر از خطوط قرمز زیر دیالوگ‌ها بود. گفتم این فیلم‌نامه حافظ آبروی امام‌حسین(ع) است اما نمی‌توانم آن را اثبات کنم. از من باور نمی‌کنند.

 فیلم‌نامه را برگرداند و گفت چند جایش را بخوان ببینم. چند جمله از دیالوگ‌های عبدالله را خواندم. رسیدم به جمله‌ای که مرد بتکده به نقل از امام‌حسین(ع) می‌گوید چگونه سنگی بر بتان مرده بیندازم، حال آنکه بت‌های زنده روی زمین‌اند. جمله که به آخر رسید سرش را بلند کرد و گفت این آخری را دوباره بخوان. خواندم. خدا رحمت‌شان کند.

چهره‌‌اش شکفت. گفت عجب جمله پرمغز و زیبایی است. گفتم اتفاقا این یکی از آن جمله‌‌هایی است که می‌گویند حسین(ع) کجا چنین سخنی گفته‌اند. مأخذ و سند آن کجاست؟ یادم هست که در یک‌آن، ناراحتی و نارضایتی چهره‌اش را پر کرد.

گفت مأخذ و سند آن راه حسین است. حرکت و قیام حسین است. چه مأخذی از این بالاتر. همین جمله برهان حرکت حسین است. آن جملات و بسیاری جملات دیگر را با سازوکاری که مرحوم محمدتقی جعفری به من آموختند از خطر حذف و تعدیل رهانیدم.»

با این حال در فیلم نامه بیضایی سکانسی در خصوص بانو شهربانو وجود دارد. شخصیتی که خیلی ها آن را یکی از همسران امام حسین (ع) می دانند و از او به عنوان دختر یزگرد سوم پادشاه ایران نام می برند.

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

 شخصیتی که هنوز هم در خصوص صحت حضورش اختلاف نظر زیادی بین علما وجود دارد، آن زمان مدیران به شدت اصرار داشتند که این سکانس که منبع آن کمی مسئله دار است از فیلم نامه حذف شود و در نهایت هم این اتفاق افتاد اما نه به این سادگی:« سکانس شهربانو را باوجود اینکه بسیار سینمایی بود، به دلیل اینکه می‌گفتند خلاف واقعیت است، نتوانستم حفظ کنم.

در یکی از آخرین جلسات وقتی سکوتِ نارضایتی را در چهره‌ام دیدند گفتند برای ما مسلم است که چنین روایتی وجود ندارد. شما سند بیاورید تا پذیرفته شود. موضوع را در دیدار دومی که با آقای بیضایی در منزل‌شان داشتم در میان گذاشتم.

 گفتند اینکه تاریخ نیست؛ نمایش است. می‌دانستم این سخن سکانس شهربانو را نجات نخواهد داد و نیاز به دلایلی دارم.

 شروع به تحقیق کردم؛ ابتدا یک‌تنه و بعد به اتفاق یکی از دستیارانم. از دیدگاه تاریخی هیچ‌یک از مورخانی که به موضوع حمله اعراب به ایران پرداخته بودند به ازدواج شهربانو، دختر یزدگرد سوم با امام‌حسین(ع)، اشاره نکرده بودند.

 اولین‌بار در قابوس‌نامه ذکری از شهربانو به میان می‌آید که در قرن پنجم تألیف شده و حدود نیم‌قرن بعد از آن زمخشری در کتاب ربیع‌‌الابرار خود به آن اشاره می‌کند، و دیگر خبری در هیچ متنی نیست تا اینکه در زمان قاجار در قالب تعزیه مجلس شهربانو بروز پیدا می‌کند که قطعا منبع آقای بیضایی است.

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

در اواخر تحقیقات به مرحوم سیدجعفر شهیدی برخوردم که سال‌ها قبل به‌طور مفصل درخصوص زندگی شهربانو تحقیق کرده بود و با قطع و یقین معتقد بود که این داستان از ریشه و بنیاد جعلی است و یزدگرد اساسا دختری به نام شهربانو نداشته است.

بعدها در حماسه­ حسینی آیت‌الله مطهری هم دیدم که در واقعی‌بودن این داستان تردید کرده‌اند و به این صورت بود که آن سکانس حذف شد که عمده‌‌ترین حذف، در فیلم‌نامه روز واقعه بود.»

اما یکی از مهم ترین حاشیه های «روز واقعه» عدم حضور هدیه تهرانی در این فیلم به عنوان بازیگر نقش راحله بود.

تهرانی حتی برای این فیلم زیر دست عبدالله اسکندری گریم هم می شود و همه متفق القول به حضور او رای می دهند تا اولین بار او به عنوان بازیگر جلوی دوربین برود اما او از بازی در این فیلم انصراف می دهد و لادن مستوفی جایگزینش می شود.

 داستانی که در این خصوص تا امروز شنیده ایم این است که یک روز در یک فروشگاه محمدرضا شریفی نیا و آزیتا حاجیان هدیه تهرانی را می بینند و از او می پرسند به بازیگری علاقه دارد و او در جواب می گوید نه. چرا که در آن زمان سینمای ایران را زیاد دوست نداشته است و بازیگری هم طبعاً جذابیت چندانی برایش نداشته.

 اما بالاخره با پی گیری شریفی نیا و حاجیان او برای فیلم «روز واقعه» به دفتر هدایت فیلم دعوت می شود. نقش کوتاه راحله را که به او پیشنهاد داده بودند، از نظر خودش نقش خیلی کوتاهی بود که کار خاصی غیر از گفتن چند تا بله و خیر نمی کند و بیشتر یک تیپ ساده است تا شخصیت و به همین خاطر جواب منفی می دهد.

 او به گفته خودش می دانسته که قدم گذاشتن در این دنیا ممکن است تمام زندگی اش را تحت الشعاع قرار دهد، پس اولین نقش باید ارزش این ریسک را می داشت.

 اما روایت اسدی از این ماجرا چیز دیگری است و کاملا در تضاد با حرف های قبلی: «خانم هدیه تهرانی را در جست‌وجویی که برای پیداکردن چهره‌‌های تازه برای نقش‌های راحله و عبدالله گذاشته بودیم، آقای شریفی‌نیا و خانم آزیتا حاجیان پیدا کردند.

 تست‌های گریم و لباس و بیان به‌خوبی پیش رفت. اما در نهایت، خانواده نامزدشان با حضور ایشان در سینما موافقت نکردند و موضوع منتفی شد.»

کارگردان ماندگارترین اثر عاشورایی سینمای ایران در خصوص اینکه چرا در سینمای ایران بر خلاف تصور از این دست آثار بسیار کم داریم هم به نکات جالبی اشاره می کند:« یک دلیل آن بضاعت اندک سینمای ماست.

فیلم‌های تاریخی و مذهبی غالبا بسیار پرهزینه‌اند. بخش خصوصی توان تولید آن را ندارد و بخش دولتی هم دچار اما و اگر مدیران است که از قدم‌گذاشتن در عرصه‌‌های نیازموده هراسانند و نگرانی به‌خطرافتادن میزشان در اولویت بالاتری از گشودن مسیرهای تازه قرار دارد.

 نبود فیلم‌نامه خوب هم از مشکلات جدی در این راه است. ریاکاری و شعارزدگی هم از آفت‌های بنیان‌کنی است که می‌تواند فیلم‌ساز و تماشاگر را توأمان از سینمای دینی بیزار کند و اشتیاق ساخته‌شدن اثر مذهبی را کاملا از بین ببرد.»

کاش بیضایی «رستاخیز» و «محمد رسول‌الله» را می‌نوشت

اما کارگردان «روز واقعه» در خصوص پرحاشیه ترین اثر سینمای ایران در خصوص عاشورا یعنی «رستاخیز» احمد رضا درویش هم صحبت جالبی کرده است، صحبتی در خصوص ویژگی مهمی به نام فیلم نامه خوب که خودش در زمان ساخت «روز واقعه» به واسطه کیفیت بالای فیلم نامه بیضایی تمام و کمال از آن بهره مند بوده است: «من نسخه اصلاح‌شده رستاخیز را دیدم.

زحمت فراوانی برای ساخت آن کشیده شده بود و فیلم از صحنه‌های درخشان زیادی برخوردار بود. به‌خاطر کوتاه‌شدن فیلم چند نفر از شخصیت‌ها صدمه دیده بودند. اما مشکل اصلی من نه با ساختار آن که با فیلم‌نامه آن بود که به نظرم از اشکالات عدید‌ه‌ای رنج می‌برد.

 همین اشکال، متأسفانه بر فیلم‌نامه فیلم محمد رسول الله (ص) هم وارد است. یعنی درواقع پاشنه آشیل فیلم مجیدی فیلم‌نامه اوست. برای من معیار در تأیید فیلم‌نامه خوب، لرزش دل است و بسته‌شدن راهِ گلو با بغض. مجیدی فیلم‌ساز بسیار خوبی است.

من در حین تماشای بچه‌های آسمان و رنگ خدای او بارها دلم لرزید و بغض راه گلویم را بست و اشک بر چشمانم نشست. اما در فیلم محمد(ص) حتی یک‌بار این اتفاق نیفتاد.

 درعوض سرم به دوّار افتاد از بس که دوربین به چپ و راست و بالا و پایین رفت؛ فقط عیاشی تصویر دیدم و آرزو کردم ‌ای‌کاش فیلم‌نامه هردو این عزیزان را، به هر قیمتی، بیضایی نوشته بود.»
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
01:55 - 1394/09/24
یه خبر خیلی عالی از برترین ها

ممنون

یه لایک بزرگ داشتین وستان
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج