پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»
۲۷۹۴۹۳
۰۸ دی ۱۳۹۴ - ۰۷:۱۱
۷۵۲۷ 
16 می 2014، ابوظبی، دبی، خورشید، تپه های شن، سیاهی لشگرها و گروه فیلمبرداری؛ تا جایی که چشم کار می کند اینها تنها چیزی است که می بینید. جی. جی آبرامز گروه را برای اولین صدای به هم خوردن کلاکت و آغاز فیلم «جنگ ستارگان: نیرو برمی خیزد»،
روزنامه سینما: 16 می 2014، ابوظبی، دبی، خورشید، تپه های شن، سیاهی لشگرها و گروه فیلمبرداری؛ تا جایی که چشم کار می کند اینها تنها چیزی است که می بینید. جی. جی آبرامز گروه را برای اولین صدای به هم خوردن کلاکت و آغاز فیلم «جنگ ستارگان: نیرو برمی خیزد»، هفتمین اپیزود این مجموعه آماده می کند.

خارق العاده، حتی توصیف یک گوشه از آن هم نیست. وجود جنگ ستارگان اصولا برای طرفدارانش آنقدر خارق العاده بوده و هست که از وقتی جورج لوکاس 38 سال پیش اولین اپیزود «جنگ ستارگان» را ساخت تا امروز احساس می کنند خودشان هم متعلق به همان کهکشان خیلی دور هستند.

گذشته از این جایگاه برای طرفداران، جنگ ستارگان بر سینمای پس از خود هم تاثیرگذار بود و جهان گسترده بی نظیری خلق کرد که احساس می کنیم بسیار فراتر از مرزهای جهان سینمایی فیلم واقعیت داشته و دارد.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

با «امپراتوری ضربه می زند» و «بازگشت جدای» این جهان گسترده تر شد و اسطوره های آن باز هم دورتر از پرده سینما، در کتاب ها، کالاها و مهمتر از همه تخیلات خستگی ناپذیر هواداران دو آتشه هویت پیدا کردند. این شد که وقتی لوکاس تصمیم گرفت یک بار دیگر با یک تریولوژی پیش درآمد بر قصه در سال 1999 «تهدید شبح» دوباره به جهان جنگ ستارگان بازگردد، انتظارات آنقدر بالا رفته بود که سرنوشتی نداشت جز آن که مثل «دث استارز» سقوط کند و تکه تکه شود.

جهان CGI نتوانست فضای خیالی تریلوژی اصلی را بازسازی کند، به همین علت بود که کسی متعجب نشد. وقتی لوکاس در حال ساخت «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» در سال 2008 به تونل فیلم گفت که قرار نیست جنگ ستارگان دنباله ای داشته باشد. لوکاس گفت: «قطعا اپیزود هفتمی در کار نخواهد بود چون قصه ای دیگر وجود ندارد.»

اما وقتی دیزنی، کمپانی فیلم لوکاس را به چهار میلیارد دلار خریداری کرد، فرنچایز فیلم از شنیدن برنامه ای برای ساخت تریلوژی جدید جنگ ستارگان و البته آسپین آف هایی جداگانه برای پر کردن فاصله چند ساله بین ساخته شدن قسمت های تازه بهت زده شدند.

«جنگ ستارگان» باز به میدان بازگشته بود. جی. جی آبرامز بهترین انتخاب برای خلق دوباره این جهان به نظر می رسید، یعنی کسی که استار – ترک را با موفقیت به سینماها آورده بود. اما او هم به این راحتی ها راضی نمی شد. مدیر لوکاس فیلم، کاتلین کندی در نهایت توانست او را با این سوال چالشی راضی کند: «لوک اسکای واکر کیست؟»

اپیزودهای پیش درآمدی که لوکاس ساخته بود هم به قصه گذشته شخصیت های اصلی پرداخته بود؛ اما آبرامز آزاد بود تا هر چیزی را که پس از قسمت محبوب «بازگشت جدای» ممکن بود اتفاق بیفتد خلق کند.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

حتی اگر از سه اپیزود پیش درآمد قصه جنگ ستارگان ناامید شده باشید، باز هم خبر بازگشت مارک همیل، کری فیشر و هریسون فورد به نقش های خاطره انگیزشان به شدت هیجان انگیز است.

هریسون فورد گفته بود: «هیچ وقت به بازی کردن دوباره نقش هان سولو فکر نکرده بودم چون اصلا حدس نم یزدم به آن برگردیم. فکر نمی کردم روزی یک قسمت دیگر بسازیم.» با آن که «نیرو برمی خیزد» دنباله ماجراهای «بازگشت جدای» است، اما 30 سال از ساخت آن قسمت می گذرد و قصه اپیزود جدید هم باید همین دوران را پشت سر گذاشته باشد چون جوان کردن بازیگران ایده نامعقولی به نظر می رسد.

جی. جی آبرامز در این باره می گوید: «برای هریسون فورد بسیار مهم بود که هان سولو هم پیر شده باشد چون قرار نبود از فورد بخواهیم همان سولوی 30 سال پیش باشد و همان توانایی ها را داشته باشد. هر دوی ما بر سر این نکته توافق داشتیم که باید زمان گذشته باشد اما سوال اینجا بود که چه چیزهایی را باید در شخصیت عوض می کردیم که نشان دهنده جاافتادگی او باشد و در عین حال همان های سولوی آشنا هم باشد.»

فورد درباره بازگشت به جنگ ستارگان می گوید: «احساس فوق العاده ای داشتم. از این که یک بار دیگر برای جنگ ستارگان به سراغ من آمدند، بسیار ممنونم و به خود می بالم.»

فیشر که در این قسمت هم به عنوان پرنسس لیا (دختر کوچک دارت ویدر) حضور دارد خبر داده بود که هیچ چیزی در شخصیت لیا تغییری نکرده، جز مدل موهایش. از تریلرهای پخش شده فیلم به نظر می رسید هان، لیا و البته لوک نامرئی (چووی، e-3PO و البته R2-D2) بازگشته اند اما قصه اصلی را دو شخصیت دیگر پیش می بردند که تقریبا هم چهره های ناشناخته ای هستند.

جان بویگا یکی از این شخصیت هاست، استورم تروبری که برای دنبال کردن یک کار مهمتر، وظایفش را رها کرده است. البته ناگفته نماند که آبرامز در انتخاب بازیگران جوان به شدت وسواسی عمل کرده و بویگا پس از هفت مرحله آزمون بازیگری، در این نقش پذیرفته شده است.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

«نیرو برمی خیزد» اولین قهرمان استورم تروبر زن را هم در این قسمت معرفی می کند. کاپیتان فازما با بازی وئندولین کریستی. او که پیش از این در «بازی تاج و تخت» هم حضور داشته، از شنیدن این خبر که نینا گولد مسئول انتخاب بازیگران «جنگ ستارگان» است؛ همان کسی که بازیگران «بازی تاج و تخت» را هم انتخاب کرده، بسیار خوشحال شد.

او درباره نقش اش می گوید: «تجربه بسیار خارق العاده ای برای من بود. من فازما را خیلی دوست دارم. نه فقط این که اولین ضد قهرمان زن «جنگ ستارگان» است بلکه به این علت که نحوه پرداخت یک شخصیت زن به این شیوه کار بسیار غیرمعمول است. او را با ظاهرش قضاوت نمی کنیم و این خیلی نکته مهمی است.»

در نهایت باید گفت که «جنگ ستارگان» متعلق به طرفدارانش است. این واقعیت را نمی توان انکار کرد که این خوره های جنگ ستارگان بودند که فرهنگ این فرنچایز را گسترده کردند و آن را زنده نگه داشتند.

آبرامز که خودش بی شک یکی از همین خوره هاست، درباره دوستداران جنگ ستارگان می گوید: «من کاملا درک می کنم که دوست داشتن جهانی که لوکاس خلق کرده چه حسی دارد. به همین دلیل خیلی برایم مهم بود که به تعهد و علاقه طرفداران فیلم پاسخ درستی بدهم اما این را هم باید در نظر داشت که آدم فیلم را برای هواداران نمی سازد، باید فیلمی بسازی که خودت از ته قلب باور داری، هواداران دوستش خواهند داشت.»

شخصیت هایی که در «جنگ ستارگان: نیرو برمی خیزد» می بینید

کری فیشتر در نقش پرنسس لیا

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

«هیچ چیزی تغییر نکرده جز مدل موهایم.» کری فیشر می خندد و درباره بازگشت به نقشی که او را به یک افسانه بدل کرد و در معرفی او می گوید: «دختر کوچک دارت ویدر، لیا. دوست داشتم با همان مدل موهای خاص لیای پیر را ببینم که از پشت پنجره رد می شود، به سمت حمام می رود اما این اتفاق نیفتاد، فکر می کردند که بی ربط از آب درمی آید.»

نکته اینجاست که لیا شاید پیر شده باشد اما از سرسختی او چیزی کم نشده، پرنسس قابل/ خواهر دوقلوی اسکار واکر/ شریک هان سولو. او همچنان همان ویژگی هایی را دارد که به او کمک کرد نحوه رویارویی «جنگ ستارگان» یا زنان را تغییر دهد. لیا دختری است که بین پسرها بزرگ شده. به گفته خود فیشر: «پرنسی که مسئولیت زندگی اش را پذیرفته است. خیلی ها به من گفته اند که شخصیت لیا در زندگی شخصی الهام بخش شان بوده.»

با کمک های جی. جی آبرامز شخصت لیا به هویت دوم فیشتر تبدیل شده. «او به من هویت بخشیده و من به او. تلاش ها، دلبستگی ها و انگیزه های لیا را من در خودم هم پیدا می کنم.»

فیشتر درباره همکاری دوباره با مارک همیل و هریسون فورد می گوید: «درست مثل دور هم جمع شدن بچه های دبیرستان است.»

لوپیتا نیونگ اُ در نقش مزکاناتا

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

نیونگ اُ درباره بازی در نقش مز کاناتا، دزد دریایی بیگانه می گوید: «فرصت منحصر به فردی است که نقشی را بازی کنم که هیچ ارتباطی با محیط اطراف و موقعیت های واقعی زندگی ام ندارد. از این که تخیلم را باید تا این اندازه به کار بگیرم و جسم به کلی متفاوتی را برای خودم متصور شوم، بسیار هیجان زده و خشنود بودم.»

در ماه آگوست او هنوز شکل نهایی فیزیک نقش اش را ندیده است اما شاهد شکل گیری آن بوده و هیجان زده است که ببیند در نهایت به کجا رسیده است. او درباره همکاری در مرحله شکل گیری فیزیک نقش اش می گوید: «آنها خیلی خوش برخورد بودند و از هر ایده ای استقبال می کردند.»

قطعا این فقط اجرای این نقش نبوده که برای او جذابیت هایی داشته. این که می تواند حالا جزیی از کهکشانی باشد که هنوز هم آن را دوست دارد، برایش بسیار مهمتر است. «چیزی که بسیار دوست دارم، این است که جورج لوکاس دنیای دیگری خلق کرده که تنوع فرهنگی، تجربی و سیاسی در آن موج می زند. همه چیز و همه کس را دربر می گیرد. برای همه جا دارد.»

او آن صحنه ای از «بازگشت جدای» را به یاد می آورد که خلبان لندو به زبان نژاد اکثریت مردم کنیا صحبت کرد و او و دوستانش از خوشحالی جیغ کشیدند و با خودشان گفتند ما هم در «جنگ ستارگان» هستیم. او می گوید قدرت «جنگ ستارگان» را در همین چیزها می شود فهمید.

اسکار آیزاک در نقش پو دمرون

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

با یک تماس تلفنی ساده به او خبر دادند که جی. جی آبرامز را در پاریسی ملاقات کند. او حدس زده بود که شاید این دیدار ربطی به «جنگ ستارگان» داشته باشد اما چندان به این حدس بها نداد. وقتی آیزاک به هتل پاریسی رسید، آبرامز، کاتلین کندی و لری کاسدان آنجا بودند. به او گفتند که بنشیند و درباره فیلم با او حرف زدند و این نقش را به او پیشنهاد کردند: پو دمرون فرمانده شجاع یک اسکادران هواپیمای ایکس وینگ ارتش مقاومت.

 می گوید: «سعی کردم خونسرد باشم و به حرف های شان گوش کنم.»

ایزاک از کودکی طرفدار پروپاقرص «جنگ ستارگان» بوده، بزرگ شده فلوریدای جنوبی است که به گفته خودش «جنگ ستارگان» مذهب خانواده اش بود. او عمویی دارد که هنوز هم تمام اکشن فیگرهای فیلم را در یک قفسه شیشه ای نگه می دارد. «وقتی به او گفتم که در جنگ ستارگان قرار است بازی کنم، نفسش بند آمده بود.»

آیزاک درباره نقش اش می گوید: «پو، رنگ خاصی به فیلم می بخشد. او آدم پر انرژی است. نوعی تروفرزی کلاسیک کری گرانتی در «منشی همه کاره او» دارد و سرعت چیزی است که جی. جی خیلی دوست دارد.»

آیزاک درباره تجربه بازی در جنگ ستارگان می گوید: «همه چیز از آنچه من انتظار داشتم، فراتر بود. آنها دو هواپیمای ایکس وینگ در ابعاد واقعی با کابین خلبان ساخته بودند که می شد داخلش نشست. آبرامز به من گفت بپر بالا و آتیش کن.»

شاید آبرامز با برادران کوئن هم کار کرده باشد اما تا ابد همان پسربچه دیوانه عشق «جنگ ستارگان» باقی خواهد ماند. «هر طرف که سربرمی گردانم، هر چیزی که می دیدم، به یاد می آوردم که اینها بخشی از یک میراث ارزشمند است.»

اندی سرکیس در نقش رهبر عالی مقام اسنوک

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

در اولین روز فیلمبرداری اندی سرکیس خود را در بالای یک لژ سلطنتی یافت و بازیگر روبرویش آدام درایور و دومنهال گلیسون 25 پا پایین تر از او قرار داشتند. او حتی نمی دانست اسنوک چه شکلی است.

او می گوید: «خیلی موقعیت غیرعادی بود.» او در تماسی تلفنی از وسط کانادا، در ناکجا آبادی که مشغول فیلمبرداری «سیاره میمون ها» بود درباره فیلم و نقش اسنوک به امپایر گفت: «این یکی از ترسناکترین تجربه های کاری من بوده.»

بی این که توضیحی درباره ظاهرش بدهد، درباره اسنوک فقط این را گفت که قطعا بیگانه ای است که پیش از این او را ندیده ایم. او امپراتور پلپلتین در این قسمت است. «با این که رهبر بزرگی است، به شدت داغان است. آسیب پذیر است و وحشت و سردرگمی سرتاپایش را فرا گرفته.»

جی آبرامز در استفاده از شخصت های CG در شکل آنالوگ فیلمش بسیار محتاط بود اما با وجود همین وسواس های شدید به گفته سرکیس در نهایت به این نتیجه رسید که راه دیگری برای ساخت اسنوک جز CG وجود ندارد.

سرکیس از آن خوره های «جنگ ستارگان» نیست اما قطعا از پیوستن به این پانتئون بزرگ هیجانش کمتر از دیگران نبود. او خودش اعتراف می کند که از واکنش های مردم به اولین تریلر فیلم «نیرو برمی خیزد» که با صدای او به عنوان راوی آغاز می شود به شدت شگفت زده شده بود. «هیچ وقت تا این اندازه مورد توجه قرار نگرفته بودم. به خودم می گفتم وای... باورنکردنی است. خیلی کار بزرگی است، نه؟»

آنتونی دنیلز در نقش C-3PO

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

آنتونی دنیلز روی کشتی در حال حرکت به سوی استرالیا بود که در لابلای صفحات روزنامه رایگان کشتی چشمش به خبری افتاد. خودش درباره این خبر می گوید: «در روزنامه خواندم که دیزنی لوکاس فیلم را خریده است. همینطور که راه سفر را پشت سر می گذاشتم، احساس کردم وزنه ای روی دوشم سنگینی می کند، یک سنگینی دلپذیر.»

این وزنه زمانی رسمیت پیدا کرد که کاتلین کندی با او تماس گرفت تا ببیند: «اشکالی ندارد اگر جی. جی آبرامز به او زنگ بزند. انگار ممکن بود بگویم نه!»

اولین سوال آبرامز از دنیلز این بود که آیا دوست دارد نقش روبات 3PO-C را بازی کند که البته فقط اجرای با صداست. دنیلز این پیشنهاد را رد کرد چون فکر کرد که دارند او را امتحان می کنند. آبرامز گفت: «درست حدس زدی. خیلی بیشتر از صداست. نقش به اجرای فیزیکی هم نیاز دارد.»

«جنگ ستارگان» برای دنیلز هرگز به نقطه اتمام نمی رسد. او مدام در حال سفر کردن برای مراسم مختلف است و از صداپیشگی لذت می برد؛ اما به گفته خودش «بازگشت به جنگ ستارگان واقعا فوق العاده بود. انرژی که در اولین روخوانی داشتم باورکردنی نبود. یادم هست که به هریسون فورد چشم دوخته بودم و لبخند از روی صورتم پاک نمی شد.»

اما از میان بازیگران جدید فیلم، او بیش از همه عاشق روبات 8-BB است. «همه شان فوق العاده اند اما من به شدت به 8-BB علاقه دارم.» با لبخندی ادامه می دهد: «نمی توانستم چیزی را که می بینم باور کنم. او فوق العاده است.»



فیلم را ندیده قضاوت نکنید

ترجمه ویستا فولادی: مردی که یک بار به جورج لوکاس گفت: «تو می توانی این لعنتی را روی کاغذ بنویسی اما نمی توانی به زبانش بیاوری. هریسون فورد با حرارتی وصف نشدنی درباره منظومه سینمایی که باعث شهرت او شد، صحبت می کند. این گفتگو در خانه فورد در لس آنجلس صورت گرفت. در طی یک ساعتی که کنار او بودیم درباره احساسش به کاراکتر هان سولو گفت و متوجه شدیم او دقیقا شبیه به هوادارانش درباره سولو فکر نمی کند.

برای ما، هان سولو یک شمایل ایده آل است. مرکز اصلی تمام فیگورهای اکشن. برای فورد او کاراکتری است که در فیلم نقش اش را بازی می کند. کسی که اثرات اساسی بر زندگی او گذاشت و حالا از بازگشتش خوشحال است.

اولین واکنش تان به ساخته شدن قسمت هفتم جنگ ستارگان چه بود؟

- مشتاق بودم فیلمنامه آن را بخوانم. اولین بار در تماسی از جورج در جریان ساخته شدن آن قرار گرفتم. از من پرسید آیا تمایلی به بازی در آن دارم و من گفتم البته که همینطور است. پس از آن یک فاصله طولانی به وجود آمد. زمان زیادی گذشت تا به مرحله تولید رسیدیم. تا آن زمان دیزنی وارد پروژه شده بود و جی. جی آبرامز مسئولیت کارگردانی اش را بر عهده گرفته بود.

چه احساسی درباره آن داشتید؟

- خوشحال بودم. از مدت ها پیش هوادار کار او بودم.

اولین مکالمه تان با آبرامز را به خاطر دارید؟

- نه، یادم نیست اما احتمالا درباره فیلمنامه او و لارنس (کازدان) حرف زدیم. پس از خواندن فیلمنامه هم طبیعتا مکالمه های دیگری صورت گرفت، من درگیر کار شده بودم و از این اتفاق راضی و خوشحال بودم.

آیا شما هم به اندازه بقیه درباره عاقبت هان، لیا، لوک و دیگران 30 سال پس از اتفاقات فیلم قبلی، کنجکاو بودید؟

- خب، من با پرسپکتیوی متفاوت از بقیه مردم وارد این کار شدم. (می خندد) این یک حرفه است. من به دلایل بی شماری جذب آن شدم اما من به شکلی که تماشاگران با آن مواجه می شوند، عمل نمی کنم. بسیار شکرگزارم که در اصل تماشاگری برای این فیلم وجود دارد، احساسات و رفتار آنها درباره این مجموعه و کاراکترهایش برایم اهمیت زیادی دارد.

 با این حال رویکرد آنها در مواجهه با فیلم با من یکی نیست. برای من این یک حرفه است، من استخدام شدم که این لعنتی را به کار بیندازم. (می خندد)

در میان تمام کارکترهایی که نقش شان را بازی کردید، آیا هان سولو به قلب تان نزدیکتر نیست؟

- خودکار به قلب من نزدیکتر است. هان سولو کاراکتر بزرگی است. من پرهیزگاری او را تشخیص می دهم، ارزش کار او را در حرفه ام و در دنیای فیلم می دانم؛ اما ملاقات دوباره با او به شکل اتوماتیک اتفاق نیفتاد. می خواستم چیزی متقاعدم کند، فیلمنامه را خواندم، می خواستم به وسیله هان چیزی بیشتر را به پروژه اضافه کنم. ببینید، من می توانم داستان وحشیانه و هیجان انگیز هر کدام از هواداران را بگیرم و آن را به یک ماده بی خاصیت کسل کننده تبدیل کنم. می توانم از خودم ایده های الکی بسازم اما با این فیلم قصد انجام چنین کاری را نداشتم.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

شما از ابتدا عضو اصلی این پروژه بودید، آیا هنوز هم از نفوذ همه جانبه جنگ ستارگان به فرهنگ عامه غافلگیر می شوید؟ فکر کردن به چیزی که در نزدیکی جایگاه فعلی آن قرار بگیرد سخت است... رد مقایسه با جان لنون شما از بیتلز هم بزرگتر هستید...

- این واقعا من را سر شوق نمی آورد. فقط خوشحال هستم که توده وسیعی از مردم از آن لذت می برند.

این سوال مهم یاست اما چه چیزی این احساس را توجیه می کند؟

- آن را وابسته با فاکتورهای زیادی می دانم. از جمله معرفی حماسه ای قدرتمند و خوش ساخت که درباره توانایی های مان به ما می گوید. این به ما می گوید که با شجاعت و تعهد و رویارویی با مشکلاتی که بخشی از زندگی مان هستند، می شود به چه نقطه ای رسید. در عین حال همه اینها را دنیایی فراتر از حد تصور ما احاطه کرده. با فیلمسازی ماهرانه و کاراکترهایی جالب. چیزی که بیشتر من را خوشحال می کند، تداوم آن و انتقالش از نسلی به نسل دیگر است.

سخت می توان روزی را گذراند و به چیزی در جنگ ستارگان در صحبت های روزمره ارجاع نداد. آیا با دیدن صحنه های آشنای فیلم یا شنیدن موسیقی جان ویلیامز احساس غرور می کنید یا بغض گلوی تان را می فشارد؟

- خب بیشتر با خودم فکر می کنم «چه موسیقی بی نقص است»، برای من جذابیت آن در قدرتی است که به همراه خود می آورد. شخصا احساس غرور نمی کنم.

اولین روز فیلمبرداری «نیرو برمی خیزد» چطور گذشت؟

- روز نسبتا سبکی بود. همانطور که همه اولین روزها هستند. من و چیویی برای ملاقات دیزی (ریدلی) و جان (بویگا) می رفتیم، یا همان کاراکترهایی که بازی می کنند.

آیا هدایت دوباره فالکون، در کنار چیویی، خاطراتی را هم برای تان زنده کرد؟

- فکر نمی کنم آن موقع باید بر جزییات دیالوگ ها در فیلمنامه و اجرای آنها تمرکز می کردیم.

حال و هوای بازیگران قدیمی چطور بود؟

- همه چیز دوستانه بود. به همان گرمی و راحتی که تصور می کردم. خوب بود که دوستان قدیمی را دوباره ملاقات می کردیم.

آخرین باری که آنها را دیدید چه زمانی بود؟

- فکر کنم چند سال از آخرین دیدارم با مارک می گذشت. گاهی اوقات کری را هم می دیدم اما آنقدرها با کسی در ارتباط نبودم.

رابطه هان با چیویی در طی سال ها چگونه تغییر کرد؟ حالا بیشتر باید شبیه به یک زوج متأهل قدیمی باشند.

- در شروع همینطور بود. فکر می کنم از نظر مردم آنها همان آدم های همیشگی باشند.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

مدتی پیش به سانحه ای جدی هم دچار شدید، در پاین وود...

- بله، من و جی. جی در درگاه ایستاده بودیم و درباره یک صحنه حرف می زدیم. اصلا نمی دانستیم فیلمبرداری ادامه دارد. ناگهان در فرو ریخت و من زیر آن گرفتار شدم. پای شکسته ام در یک طرف و بقیه بدنم در یک طرف دیگر بود.

بازگشت به جهان ستارگان بدون رهبری جورج لوکاس چطور بود؟

- جورج در پروسه فیلمنامه نویسی حاضر بود. نبوغ جورج پشت آن بود. او ما را در شرایط خوبی قرار داد که همه چیز را به دست کارگردان دیگری بسپاریم. همکاری با آبرامز بسیار خوشایند بود، من او را از زمان فیلم «Regarding Henry» می شناختم. او در ساخت آن فیلم بسیار دخیل بود. احساس کردم که جورج تصمیم خودش را گرفته و با آن مشکلی نداشتم.

همکاری با آبرامز به عنوان کارگردان چطور بود؟ از هیچ نظر شما را به یاد جورج نمی انداخت؟

- جورج، جورج است و جی. جی، جی. جی. آنها دو مرد متفاوت هستند. انرژی و سبک کاری متفاوتی دارند. همکاری با آبرامز باعث افتخار من بود، تماشای او در حین فیلمبرداری و ارتباطش با عوامل و بازیگران. او آدم پذیرا و شریک خوبی است.

آیا تصمیم او مبنی بر ادامه لحن فیلم های اورجینال و استفاده حداقلی از CGI به طور مشخص خوشحال تان کرد؟

- بله، فکر می کنم حرکت هوشمندانه ای بود. فکر می کنم برای بازیگران خوب است که در فضای فیزیکی کار کنند. مشکل من با CGI زمانی است که از کنترل خارج می شود و نمی تواند ارتباط احساسی میان کاراکترها و تماشاگران را به تصویر بکشد. گاهی اوقات شما جنبه انسانی فیلم را در نتیجه آن از دست می دهید.

آیا تو هم مثل بسیاری از مردم فکر می کنی مشکل اصلی دنباله ها همین بود؟

- من آنجا نبودم. نمی توانم کار یک نفر دیگر را نقد کنم.

رمز و راز زیادی در «نیرو برمی خیزد» وجود دارد. کنترل جنبه های مختلف آن در یک مسیر، کار سختی بود؟

- برای من نه. فکر می کنم بهتر باشد تماشاگران با کمترین پیش قضاوت به تماشای آن بیایند، موافق نیستی؟

کاملا نظرت درباره ستارگان تازه این قسمت چیست؟

- فکر می کنم آنها بهترین آدم ها برای ورود به دنیای جنگ ستارگان هستند. دیزی و جان در این فیلم عالی ظاهر شدند. کاراکترهای جذابی دارند. اسکار (آیزاک) هم بسیار متقاعد کننده است. او وضوح و انرژی زیادی در اجرایش دارد. آدام (درایور) هم کاراکتر جالب و پیچیده ای دارد. او زندگی احساسی غنی را به کاراکترش اضافه کرده... منظورم این است که او این زندگی را به کاراکترش بخشیده، نه اینکه بخواهد شخصا چیزی به آن اضافه کند. از نظر من فیلم، گروه بازیگران بسیار خوبی دارد.

فکر می کنید انتخاب بازیگران کمتر شناخته شده برای نقش های اصلی تصمیم هوشمندانه ای بود؟

- اسکار آیزاک را نمی توان شناخته نشده به حساب آورد اما اگر منظورتان جان و آدام و دیزی است، آنها به وضوح چهره های جدیدی هستند. دیزی از جان جدیدتر است. فکر می کنم ایده درخشانی بود اما فکر نمی کنم هدف اصلی انتخاب بازیگران ناشناخته بود. هدف، حذف استعدادهای بزرگ بود.

جو میان بازیگران تازه و قدیمی ها چطور بود؟ آیا با احترام با شما رفتار کردند؟

- توجهی به این موضوع نکردم. ما باید کارمان را انجام می دادیم. آنها تمام و کمال به کارشان تعهد داشتند و من هم همینطور.

پرونده ای کوچک برای اپیزود هفتم «جنگ ستارگان»

پس اگر احترامی هم وجود داشت، شما به آن توجه نکردید؟

- خب، می دانید دیگر، آنها کمکم کردند که از خیابان رد شوم و بند کفش هایم را ببندم. همه آن کارهایی که شما در حق یک پیرمرد انجام می دهید.

این که شما بیش از هر چیز با دو نقش ثابت دیگر هستید آزارتان نمی دهد؟ هان سولو و ایندیانا جونز.

- این انتخاب فردی است. چیزی نیست که واقعا درباره آن فکر کنم. شکرگزارم که این فرنچایزها برایم موفقیت را به همراه آوردند. در رابطه با بقیه فیلم ها هم همینطور. چندتا بود؟ سه تا جک رایان؟

دوتا.

- خب، پس دوتا جک رایان؛ اما فکر نمی کنم که هان و ایندیانا معرف من باشند. آنها فرصت های خوبی بودند که باعث شدند در فیلم های دیگر بازی کنم. اگر درباره آن فکر کنم آزارم می دهد؟ جواب یکی است.

به نظر می رسد «ایندیانا جونز» به راهش ادامه می دهد...

- واقعا؟ از چه کسی شنیدید؟

یعنی می گویید «ایندیانا جونز 5» در راه نیست؟

- نه، آن یک فیلم تازه است. فکر می کنم استیون (اسپیلبرگ) به تمام سوالات درباره آن پاسخ داده باشد. باید صحبت های او را دنبال کنید.

انگیزه تان از بازی در فیلم های «گوینده 2»، «کابوی ها و بیگانه ها» و «یک بار مصرف ها 3» چه بود؟

- (می خندد) همیشه از بازی در فیلم های مختلف لذت بردم، آنها کارهای کوچکی بودند. کابوی ها و بیگانه ها در واقع یک فیلم بلند سینمایی بود اما از همکاری با جان فاورو و دنیل کرگ لذت بردم. بازی در نقش این کاراکتر ها هم لذتبخش بود، متفاوت ازت چیزهایی بود که تا به حال بازی کردم. از اینکه عضوی از دنیال وحشی ویل فرل بودم لذت بردم، با وجود این که فقط یک روز در آن پروژه حضور داشتم. یک بار مصرف ها را هم برای هیجان جهنمی آن انتخاب کردم.

«بلید رانر 2» سرانجام ساخته خواهد شد، نظرتان درباره آن چیست؟

- خوشحال هستم. فیلمنامه و بازیگران خوبی دارد و مشتاق آن هستم. فیلمبرداری سپتامبر سال بعد شروع خواهد شد.

برای اپیزود هشتم جنگ ستارگان هم بازمی گردید؟

- نمی توانید این را بپرسید.

یعنی نمی توانید جواب بدهید؟

- نه، شما نمی توانید این را بپرسید. فکر می کنم بهتر باشد تماشاگران اول این یکی را تجربه کنند تا اینکه بخواهیم پیشاپیش چیزی به آنها بدهیم. فایده ای ندارد که من بخواهم درباره آینده آن مستقیما جوابی بدهم.

نسخه نهایی فیلم را تماشا کرده اید؟

- در چند مرحله بخش های خوبی از آن را تماشا کردم.

و؟

- و این که فکر می کنم سفر خوبی خواهد شد.
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج