کارمند بد، همه چیز را نابود می کند
۳۴۲۱
۰۸ تير ۱۳۹۰ - ۱۶:۲۷
۲۹۲۱۱ 
گفت وگو با تونی هسیه بنیانگذار زاپرس
در 24 سالگی که عموماً بیشتر افراد در دوران بیکاری بعد از دانشگاه به سر می برند، تونی هسیه «لینک اکسچنج» یکی از اولین شرکت های تبلیغاتی اینترنتی دنیا را به مبلغ 265 میلیون دلار به ما یکروسافت فروخت.

هسیه مدیرعامل کمپانی زاپوس است. او خیلی زود به عرصه تجارت وارد شده و حالا صاحب یک شرکت ایننترنتی چند میلیارد دلاری است. آمازون چندی پیش شرکت زاپوس را با رقم قابل توجهی خریداری کرد.




ـ چه چیزی زاپوس را منحصر به فرد کرده است؟

اگز زاپوس از روی اینترنت محو شود، همه افرادی که در این کمپانی با هم دوست شده اند، به رفاقت خود ادامه خواهند داد. زاپوس از این نظر واقعاً خاص است. اینجا مردم فقط به خا طر اینکه می خواهند دوستان و خانواده خود را ببینند به سر کار می آیند.

ـ آیا هرگز به خاطر یک ماجراجویی تازه در دنیای تجارت الکترونیکی زاپوس را ترک می کنید؟

زاپوس هیچ ربطی به تجارت الکترونیکی ندارد. اگر ما هر ماجراجویی دیگری را شروع کنیم با تمرکز روی خدمات بهتر و تجربه مشتری معنادار خواهد بود. درست همان طور که این اتفاق در مورد زاپوس رخ داد.

ـ مثل اینکه شما در زمان تحصیلات تان در هاروارد یا سر کلاس ها خواب بوده اید یا از حضور در کلاس ها فرار می کرده اید. به تجربه دانشگاهی تان چطور نگاه نگاه می کنید؟

در دانشگاه مردم دنبال علایق خود می روند و شروع به سازماندهی ایده های شان می کنند. این دقیقاً همان طرز تفکری و رشد اساسی است که در زاپوس رخ می دهد. ما کارمندان مان را که در مورد هر چیزی علاقه نشان می دهند تشویق به انجام آنها می کنیم. این به فرهنگ سازی  ما کمک می کند. این خلاقیت و ابراز بیان از تجربه ای که در دانشگاه داشته ایم، نشأت می گیرد.

ـ در مورد مطالعاتی که در رابطه با علم خوشبختی داشته اید، بگویید.

یکی از جالب ترین مفاهیم درک کنترل و بخشی از چیزی بزرگ تر از خودتان شدن است. زندگی یک مسیر است نه مقصد. من وقتی در مورد اینکه چطور مشتریان و کارمندانم را خوشحال کنم این موضوع را در ذهنم دارم. راحت می توان آن را فراموش کرد. خوب است که همیشه چیزی به ما یادآوری کند که در چه مسیری هستیم و این همان چیزی است که تحقیقات ثابت کرده موجب خوشحال تر کردن ما می شود.

ـ وقتی لینک اکسچنج را به مایکروسافت فروختید، از پیشنهاد آنها مبنی بر همکاری فرار کردید، چرا؟

به خاطر اینکه می دانستم خوشحالم و پول بیشتر نمی توانست مرا خوشبخت تر کند. با نگاه به خیلی از مردمی که آنجا بودند می فهمیدم که آنها افرادی نیستند که بخواهم دور و برم داشته باشم.

ـ چطور فرهنگ کمپانی شما به آنچه امروز در آنجا افتاده، رشد کرد؟

من هیچ برنامه ای برای اینکه فرهنگ ما چگونه باشد نداشتم. همه چیز از گوش دادن به کارمندان و وادار کردن کارمندان به گوش کردن به خواسته مشتریان شکل گرفته است. فرهنگ ما در طول زمان همچنان در حال رشد یافتن است.

ـ بزرگ ترین نبرد و چالش شما چیست؟

سخت ترین و بهترین بخش مردم هستند. وقتی شما افراد نامناسبی استخدام کنید، این موضوع می تواند تأثیر مخربی روی شرکت شما داشته باشد. اگر من بخواهم هزینه ای که بابت همه استخدام های بدی که داشته ام را اضافه کنم، فکر کنم چیزی حدود 100 میلیون دلار ضرر باشد.

ـ منظورتان از استخدام بد چیست؟

یعنی افرادی که برای فرهنگ ما بد هستند. آنها واقعاً می توانند روحیه کار را پایین بیاورند و این موضوع می تواند به عنوان یک غده سرطانی در کمپانی رشد کند. این چیزی است که ما به انجام سریع و زودهنگام آن تا جای ممکن نیاز داریم. همیشه برای استخدام آدم های خونگرم که بتوانند با مسایل و مشکلات فنی کنار بیایند، نوعی وسوسه وجود دارد. خیلی شرکت ها از جمله خود ما دوست داریم، سریع تر نیروها را استخدام و کندتر آنها را اخراج کنیم. البته وقتی که این تنها راه باقی مانده است.

منبع:مجله خلاقیت

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران

 

 

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج