طنز؛ اعزام طلایی
۴۹۴۱۶۳
۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۴
۳۹۴۲ 
اسفند ماه برای آن‌ها که خدمت سربازی رفته‌اند بهترین ماه اعزام به خدمت است. دو ماه آموزشی به خاطر وجود عید نوروز عملا یک ماه تمام می‌شود. من اعزام برج 12 بودم. اما این همه ماجرا نبود.
وحید میرزایی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

اسفند ماه برای آن‌ها که خدمت سربازی رفته‌اند بهترین ماه اعزام به خدمت است. دو ماه آموزشی به خاطر وجود عید نوروز عملا یک ماه تمام می‌شود. من اعزام برج 12 بودم. اما این همه ماجرا نبود.

سلاح، همه جا حتی در مستراح باید پیش‌تون باشه

این یکی شلوار هم مثل تمام شلوارهایم از کودکی تا الان، اولش برایم کوتاه بود. همیشه به زور باز کردن دوخت پاکتی پاچه شلوار یا کشیدن بیش از حد شلوار تا پایین، شلوارهایم کوتاه به نظر نمی‌آمد و نمی‌آید. برای من تمام شلوارهای دنیا کوتاه است. این یکی هم از این قاعده مستثنی نبود. پوتین خوب بود. اندازه، فیت پا. پیراهنش کمی گشاد بود اما مهم نبود، کاش همیشه مشکل گشاد بودن لباسی، کفشی چیزی بود. یک ماه قرار بود اردوگاه باشیم، دوره را بگذرانیم و بعدش برویم پی کارمان.
 
پی زندگی‌مان. پی خواستگاری‌مان. گفتند لباس‌ها را که پوشیدید، بیاید باید سلاح تحویل بگیرید. رفتیم. هر نفر یک کلاشینکف با یک خشاب. به نوبت می‌رفتیم. موقع تحویل سلاح باید با صدای خیلی بلند نام، نام خانوادگی و شماره سازمانی را می‌گفتیم. یک‌بار سلاح را امتحان می‌کردیم، گلنگدن را می‌کشیدیم و می‌رفتیم در جایگاه سازمانی‌مان. تمام که شد، فرمانده گردان آمد و گفت: «سلاح‌ها تا روز آخر تحویل شماست، همه جا باید همراه‌تان باشد حتی در مستراح، حتی در حمام، حتی هنگام خواب.»

خب، همیشه هم در همه جا آدم‌های جوگیر وجود دارند. طرف موقع خواب اسلحه را می‌گذاشت كنار پاهایش. به نظرم خطرناک بود. اسلحه سنگین است به هر حال. اما من که کمی سنم بیش‌تر از بقیه بود زیاد توجه نمی‌کردم. روزی یکی از سربازان اسلحه‌اش را گم کرد و من دیدم چه‌طور پدر جدش را جلوی چشمش آوردند، جلوی چشم‌آوردنی. از آن روز، من هم موقع خواب می‌گذاشتم بالای سرم. به نظرم خطرش کمتر از كنار پا گذاشتن بود. اما مستراح داستان دیگری بود. فکر کن بروی مستراح و یک کلاشینکف سیاهِ زشت هم کنارت باشد. آدم معذب است به هر حال. احساس می‌کند یکی دارد نگاهش می‌کند در آن وضعیت. می‌فهمید که؟ و حالا این هیچی. کافی است در آن شرایط با خودت فکر کنی اگر یک درصد اسلحه پر باشد و در شود، چه اتفاق بدی می‌افتد. حالا اگر در شد و اتفاق افتاد، فردا بروی دکتر، بگویی چه شده؟ بگویی رفته بودم دستشویی، تیر جنگی كلاشینکف ساخت روسیه خورد، این‌جوری شد؟ رویت می‌شود اصلا؟

خلاصه این کلاشینکف کوفتی که حالا تیر انداختن با آن به کنار که از سه بار میدان تیر رفتن و صرف 40 تیر جنگی، من حتی یکی‌اش را به سیبل نزدم، نگهداری آن، پدر صاحب آدم را در می‌آورد. کلاشینکف ساخت روسیه، 1947، توسط میخاییل کلاشینکف، خودکار، با برد مفید 200 متر و برد نهایی... .
برچسب ها:
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
16:58 - 1395/12/18
در همه مکان های نظامی جایی به نام اسلحه خانه وجود دارد که بعد از این که کارتان با سلاح تمام شد، تحویل آنجا می دهی. نیازی نیست که در دستشویی همراهت باشد .............
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج