طنز؛ ژلوفن و کاندیدای سایه
۵۰۷۶۷۸
۱۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۶
۳۸۳۰ 
شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در روزنامه شهروند نوشت:

سلام عرض کردم.
سلام جانم. بفرمایید.
ببخشید من یک برگ ژلوفن می‌خواستم.
نداریم.
دیروز که داشتید.
اون دیروز بود. امروز نداریم.
ندارین یا بدون نسخه نمی‌دین.
هردو.
خب دیروز، هم داشتین هم بدون نسخه دادین.
باباجان دیروز، دیروز بود، اما امروز ژلوفن بی‌ژلوفن!
خب یعنی همه ژلوفن خریدن از دیروز تا امروز؟ نفر جدیدی اعلام نامزدی کرده که همه سردرد گرفتن؟
نخیر. ما در حوزه سیاست وارد نمی‌شویم. دیگر ژلوفن نمی‌دهیم چون باید طبق دستورالعمل جدید وزارت بهداشت عمل کنیم.
چه دستورالعملی؟
مگه نشنیدی وزیر بهداشت گفته خدمات وزارت بهداشت در تمام استان‌ها یکسان‌سازی می‌شود؟ الان ما هم براساس یکسان‌سازی با داروخانه‌های نقاط دورافتاده که هیچ دارویی در بند و بساطشان پیدا نمی‌شود، دیگر دارو نداریم.
خب، پس خدانگهدار.
کجا؟
برم دیگه. بمونم چی کار کنم؟
هزینه‌اش را بده.
هزینه چی را؟
هزینه خدمات ارایه شده به شما در این چند دقیقه را. این هم یکسان‌سازی شده و همه جای ایران نرخش یکی است! مشاوره دارویی شدی به چه قشنگی.
عجبا!
راستی چهره شما برای من خیلی آشناست.
جداً؟ بنده کاندیدای پوششی هستم.
مسخره می‌کنی؟
نخیر.
این که گفتی معنی‌اش چی میشه؟
یعنی کاندیدای پشت پرده. سایه هستم.
ای وای آقای ابتهاج شما هستی؟ بزنم به تخته چقدر جوان شده‌اید؟ من عاشق بامداد خمار شما هستم.
هر سایه‌ای که استاد ابتهاج نیست. درواقع شانس آوردی که بنده هوشنگ ابتهاج نیستم وگرنه با ارایه خدمات یکسان ضربی، بهت حالی می‌کردم که بامداد خمار اثر استاد نیست.
حالا این کاندیدای سایه و پوششی معنی‌اش چیه؟
یعنی بنده را نامزد کرده‌اند که اگر خدای ناکرده آقای روحانی رد صلاحیت شد بنده را هل بدهند جلو.
خدا بهت صبر بدهد.
چرا؟ من شیفته خدمتم.
من به این چیزها کاری ندارم. اگر به این عوامل خودسر و خودجوش باشه که اول پوست سر هرچی کاندیدای پوششی است را می‌کَنند تا ببینند کی توش قایم شده و نکنه خود روحانی آن تو باشد.
واقعا؟ نگو...
بله که واقعا. پس چی؟
ببین بالاغیرتاً پس اون دستورالعمل وزارت بهداشت را یک لحظه بی‌خیال شو، یک قرص ضد دل پیچه و ضد برون‌روی بده.

می‌دهم به شرطی که شما از سایه بیایی بیرون ماسکت را برداری من ببینم با کی طرفم؟ سایه مایه حالی‌ام نمی‌شود. من باید ببینم این کاندیدای پوششی دقیقا چه کسی است که یکهو ناغافل مثل تخم‌مرغ شانسی نشود. یعنی کاری نکنید که فکر کنم یک خروس کاکل‌زری گذاشته‌اید تو زرورق‌های رنگی‌پنگی و بعد یک جوجه زرد و رنگ و رو رفته تحویل بدهید.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج