فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!
۵۰۹۵۶۷
۲۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۴
۱۰۶۶۰ 
شیخ و سید؛ اما از نوع دیگر...
اگر رییسی رقیب روحانی نباشد چه بسا در علاقه مندان روحانی انگیزه کافی ایجاد نکند یا احساس خطر نکنند اما با دوقطبی شدن انتخابات ژست رای ندادن رنگ می بازد و تا کسی بگوید من رای نخواهم داد پاسخ خواهدشنید: درواقع رای می دهید منتها به رقیب.
هفته نامه امید جوان - مهرداد خدیر: «می گویند شب، گربه، سمور می نماید. من امروز در مطلبی به این ضرب المثل برخوردم و به یاد فضای انتخاباتی کشور افتادم.  کمتر از دو ماه دیگر قرار است انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود اما نه هنوز کاندیداها مشخص شده  و نه برنامه ای توسط آنان ارایه شده است. این در حالی است که در غرب از مدت ها قبل این تدارک دیده می شود و مردم با چشم باز پا به صحنه انتخابات می گذارند. تازه آنجا هم احتمال خطا بالاست. در ایران نیز غالبا شور و نشاطی در چند ماه منتهی به نوروز وجود داشت اما امسال گویی گَرد مرگ بر سر انتخابات پاشیده اند.»

این یادداشت را سعید حجاریان تئوریسین و نظریه پرداز پرآوازه اصلاح طلبان در نیمه فروردین منتشر کرد. اما فردای آن روز- چهارشنبه 16 فروردین- محمود احمدی نژاد کنفرانس خبری برگزار کرد که احتمالا فضا را انتخاباتی می کند چرا که هر چند خود از کاندیداتوری نهی شده اما عملا از حمید بقایی حمایت می کند و با توجه به روحیات او بعید نیست که حتی خودش هم ثبت نام کند و نهی رهبری را چنان که یک بار نیز در جمعی گفته بود مربوط به «شرایط قبل» بداند در حالی که «شرایط دنیا در این چند ماه تغییر کرده است.»
 
 فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!

احتمالا منظور او از تغییر شرایط این است که آن توصیه و متعاقب آن نهی علنی و اصطلاحا «پشت بلندگو» در شهریور و مهرماه 95 انجام شد در حالی که در آبان همان سال، دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا رسید. برخی هم منظور واقعی احمدی نژاد از تغییر شرایط را درگذشت «هاشمی رفسنجانی» می دانند هر چند که این دومی بعید به نظر می رسد.
 
اتفاق دیگر که می تواند یخ انتخابات را بشکند قطعی شدن کاندیداتوری سید ابراهیم رییسی داماد آیت الله علم الهدی و تولیت آستان قدرس رضوی برای انتخابات ریاست جمهوری است. چنانچه اولین جلسه هیات نظارت بر انتخابات در غیاب یا با اعلام استعفای او همراه باشد به منزله آمادگی برای کاندیداتوری و قبول پیشنهاد اصول گرایان است.

اگر احمدی نژاد در کنفرانس خبری حمایت خود را از نامزدی حمید بقایی اعلام کند هر چند که گفته می شود نامزد اصلی مورد نظر او مسعود زری بافان است و می دانند احتمال تایید صلاحیت بقایی با توجه به پرونده ای که برای او تشکیل شد تقریبا منتفی است و اگر ابراهیم رییسی نیز خبر کاندیداتوری خود را تایید کند فضا کمی تغییر می کند و از سرمای مورد تعجب سعید حجاریان نیز کاسته خواهدشد. اما این تمام ماجرا نیست و این که موتور انتخابات 96 هنوز روشن نشده دلایل دیگری هم دارد و به این بهانه می توان به پیشینه و نکاتی اشاره کرد:

آمدن یا نیامدن

یکی از دلایلی که موتور انتخابات ادوار گذشته ریاست جمهوری قبل از نوروز و حتی ثبت نام رسمی و اعلام نتایج گرم و روشن می شد این بود که بحث آمدن یا نیامدن یک چهره مشهور که پیش تر نیز سابقه ریاست دولت را چه در مقام رییس جمهوری و چه قبل تر به عنوان نخست وزیر در کارنامه داشت مطرح بود و رسانه ها می خواستند بدانند که آن شخص می آید یا نه و همین آمدن یا نیامدن و بحث بر سر این که می آید یا نه فضای دو سه ماه مانده به عید را به خود اختصاص می داد.

در زمستان 91 و چند ماه قبل از انتخابات 92 روزنامه آرمان هر روز بحث کاندیداتوری چندباره هاشمی رفسنجانی را به میان آورد و در نهایت نیز اتفاق افتاد و البته می دانیم که شورای نگهبان این امکان را از آیت الله فقید گرفت. در حالی که در این انتخابات هاشمی رفسنجانی دیگر در قید حیات نیست و اگر هم بود قطعا کاندیدا نمی شد و همچون نوبت قبل از حسن روحانی حمایت می کرد اما به هر رو یکی از عواملی که انتخابات 92 را از چند ماه قبل بر سر زبان ها انداخت بحث آمدن یا نیامدن هاشمی رفسنجانی بود.
 
موضوعی که در این انتخابات مطرح نیست و اگر اعتدال گرایان و اصلاح طلبان می خواستند همان فضا را بازسازی کنند باید بر سر کاندیداتوری مجدد و تمایل روحانی به تجدید ریاست جمهوری تردید در می انداختند. در حالی که از گفتار و رفتار رییس جمهوری چنین نشانه ای مشهود نبود.
 
 فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!

این قضیه در انتخابات 88 نیز صادق است و از چند ماه قبل این بحث در گرفت که خاتمی یا موسوی می آیند یا نه. در بهمن 87 خاتمی کاندیدا شد و در حالی که رسانه های داخلی چندان به این آمدن نپرداختند تلویزیون فارسی بی بی سی که تازه راه افتاده بود به اعلام کاندیداتوری هم زمان با افتتاح سایت رسمی مجمع روحانیون بسیار بها داد.

با این حال هنوز صحبت از مهندس موسوی هم بود و این اتفاق هم افتاد و او نیز در اسفندماه کاندیدا شد به گونه ای که تصویر او بر جلد سالنامه روزنامه اعتماد نشست و قبل از عید 88 خاتمی انصراف داد و هر چند اعلام نکرد به نفع کدام یک از دو کاندیدا- موسوی یا کروبی- اما پیدا بود که نامزد مورد نظر او کیست.

4 سال قبل از آن نیز باز همین آمدن و نیامدن، فضا را داغ کرده بود.در سال 84 خاتمی و کروبی که یکی در مقام رییس جمهوری هم قرار داشت تلاش بسیاری صرف کردند تا میرحسین موسوی را متقاعد کنند کاندیدا شود. کم نیستند کسانی که مانند مصطفی تاج زاده معتقدند اگر مهندس موسوی پذیرفته بود کاندیداتوری کروبی و هاشمی و معین منتفی بود و کار به مرحله دوم هم نمی کشید و احمدی نژاد رییس جمهوری نمی شد.

با این وصف می توان گفت گرمای انتخابات در سال 84 نیز به خاطر انتظار درباره آمدن ها و نیامدن ها بود و هاشمی رفسنجانی با ثبت نام غیرمنتظره فضا را تغییر داد و البته آمدن او همانی بود که احمدی نژاد می خواست. همان انتظاری که این روزها حامیان روحانی دارند و در انتظار  کاندیداتوری ابراهیم رییسی هستند تا فضا دوقطبی شود و کسانی که تنها برای رییس جمهور نشدن یکی به کاندیدای دیگری رای می دهند انگیزه پیدا کنند و پای صندوق بیایند.

پس داستان آمدن یا نیامدن 92 و 88 در سال 84 هم وجود داشت و نمی توان گفت تکرار شده چون تاریخ را از جلو به عقب ورق می زنیم. بحث آمدن یا نیامدن در سال 80 نیز وجودداشت چندان که در زمستان 79 این شایعه درگرفت که سید محمد خاتمی توقیف گسترده مطبوعات در بهار، اتفاقات مربوط به اصلاح قانون مطبوعات در تابستان، واداشتن مهاجرانی به استعفا در پاییز و بازداشت ملی مذهبی ها در زمستان 79 همه را به منزله این پیام می داند که بار دیگر کاندیدا نشود. از سوی اصول گرایان از هر طیف یکی را به میدان فرستادند تا اگر او هم دوباره رییس جمهور نشد آرای 20 میلیونی شکسته شود.

پس این بحث که خاتمی می آید یا نه یکی از عوامل گرمابخش انتخابات 80 بود و به یاد داریم که با چشم های گریان از کاندیداتوری خود خبر داد و آن شعر مشهور را نیز در عین حال خواند که «استاده ام چو شمع، مترسان ز آتشم...» ماجرای آمدن و نیامدن در سال 76 نیز برقرار بود منتها این بار از پاییز سال قبل بحث کاندیداتوری مهندس موسوی درگرفت و بعد از آن که اعلام کرد چنین قصدی ندارد در بهمن 75 کاندیداتوری سید محمد خاتمی بود که فضا را با روزنامه سلام انتخاباتی کرد.

این بار اما هاشمی رفنسجانی در خاک خفته و میرحسین موسوی و مهدی کروبی محصورند و بحث آمدن یا نیامدن آنها مطرح نیست و سید محمد خاتمی نیز در حد دیدار نوروزی، اجازه یا امکان تحرک دارد و روحیات روحانی نیز با این که بخواهند شایعه احتمال کاندیدا نشدن او را دراندازند سازگار نیست چرا که ممکن است این تلقی درگیرد که همان گونه که به احمدی نژاد توصیه یا نهی شد به او نیز توصیه یا نهی شده و اراده نظام به انجام انتخاباتی متفاوت تعلق گرفته است. یا اگر تردید می کرد یا شاید احتمال نیامدن مطرح می شد این حدس به میان می آمد که نشانه هایی از شورای نگبهان دریافت کرده که چه بسا قرار بر تایید صلاحیت مجدد در میان نیست.

بنابراین نه کسی به روحانی پیشنهاد داد و نه خود او وارد این قضیه شد که درآمدن یا نیامدن تشکیک شود و هیچ سخن تردیدآمیزی نیز از او شنیده نشده است. حتی گفته می شود در برخی محافل خصوصی از طرح موضوع کاندیدای پوششی- ولو با هدف تنها نبودن در مناظره های تلویزیونی- نیز گله کرده یا نگرانی ها را بلاوجه دانسته یا سال 80 را یادآور شده که خاتمی الزامی به حضور در تمامی مناظره ها و با هر کاندیداها در خود نمی دیده است. این بار اما این آمدن یا نیامدن را اصول گرایان به راه انداخته اند. به گونه ای که تا لحظه تحریر این مطلب هنوز مشخص نیست که آقای رییس قصد کاندیداتوری دارد یا نه و آمدن یا نیامدن به سوژه رسانه های اصلاح طلب نیز تبدیل شده است.
 
هر چند که با سخنان محمدباقر قالیباف می توان حدس زد که رییسی کاندیدا خواهدشد. نه این که این خبر را اعلام کرده باشد بلکه به این خاطر که قالیباف قرار است در تیم رییسی قرار گیرد و شاید همین حالا هم قرار داشته باشد و ترجیح می دهد حالا که به سودای ریاست جمهوری نمی رسد بخت خود را با آقای رییسی بیازماید که برای او بازی دوسر بُرد است.

زیرا اگر رییسی پیروز شود او معاون اول و همه کاره دولت خواهدشد و با توجه به روحیات دور از کار اجرایی آقای رییسی عملا دولت را با سردار خواهندشناخت و اگر در مقابل روحانی شکست بخورد که اگر اتفاق خاصی رخ ندهد این احتمال جدی تر خواهدبود با توجه به اتمام شهرداری تهران به مشهد برود و مرد شماره دو آستان قدس رضوی شود.

برای آن که بدانیم تا چه اندازه کمر به حذف و تغییر روحانی بسته اند دقت در این سخن باقر قالیباف کافی است: «برای هر فرد دل سوزی تلاش برای جایگزین کردن رییس جمهوری مناسب به جای رییس جمهوری فعلی در 29 اردیبهشت ضروریت انکارناپذیر».
 
 فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!
 
تغییر و حذف روحانی در انتخابات پیش رو آن قدر برای اصول گرایان حیاتی است که شهردار اصول گرای تهران از آن به مثابه یک هدف راهبردی و مهم یاد می کند و می گوید: «این هدف راهبردی و مهم به دست نخواهدآمد مگر با به کار گرفتن همه ظرفیت های مردمی و دلسوزان انقلاب و کشور و اجماع بر سر کاندیدایی که صلاحیت، قابلیت و مقبولیت داشته باشد. امروز جامعه ما به هم گرایی و نگرشی فراتر از ملاحظات حزبی و گروهی نیاز دارد و خوش بختانه ضرورت هم گرایی به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است و من هم از همه تلاش هایی که توسط نیروهای مردمی انقلاب انجام شده تشکر می کنم.»

او آشکارا دولت فعلی را به سوءمدیریت و ناکارآمدی متهم می کند تا روشن شود اصول گرایان در همه اضلاع خود تا چه اندازه از روحانی و دولت او ناخرسندند و این همه ملاحظه رییس جمهوری و کسانی مانند وزیر کشور در مقابل شهرداری تهران جناح مقابل را تنها گستاخ تر کرده و به وادی رودربایستی نکشانده است.

دوقطبی سید و شیخ اما از نوع دیگر

چنانچه ابراهیم رییسی از عضویت در هیات نظارت استعفا کرده باشد که ظاهرا بر پایه خبری که کانال «نُه دَه» منتشر کرده چنین است این اتفاق را می توان به منزله قصد او برای کاندیداتوری دانست و ثبت نام که شروع شود رسما به صحنه می آید و به منزله قصد او برای کاندیداتوری دانست و ثبت نام که شروع شود رسما به صحنه می آید و به این ترتیب پس از 20 سال بار دیگر دو روحانی در برابر هم قرار می گیرند.
 
با این تفاوت که این بار اصلاح طلبان و اعتدال گرایان از «شیخ» حمایت می کنند و اصول گرایان از «سید»، شمار روحانیون «سید» یا با عمامه مشکی در بین چهره های شاخص دو طیف اصلاح طلب و اصول گرا در میان اصلاح طلبان بیشتر بوده و از این منظر اصول گرایان احساس کاستی می کردند و این بار اگر آقای رییسی کاندیدا شود آنها با یک «سید» به صحنه می آیند و امیدوارند همین «سیادت» به برگ برنده آنان تبدیل شود.

20 سال پیش در رقابت «سید» و «شیخ» مردم به «سید» رای دادند و خاتمی رییس جمهوری شد و این بار همان خاتمی از یک «شیخ» حمایت می کند در حالی که روحانی اتفاقا به خاطر لباس روحانیت شهرت ندارد و مانند هاشمی رفسنجانی از تعلقات صنفی فراتر رفته و با تکنوکراسی و دیپلماسی بیشتر شناخته می شود تا تعلقات لباس روحانیت و در مناظره مشهور سال 92 نیز گفت: من سرهنگ نیستم، من حقوق دانم و خود را روحانی یا مجتهد معرفی نکرد.

اصول گرایان امیدوارند با کاندیداتوری ابراهیم رییسی به اجماع برسند و نامزدهای متعدد و متنوع منتفی شوند و همین برای آنها که شکست خود را در انتخابات قبل به خاطر تشتت و پراکندگی آرا می دانند یک دستاورد است.

از سوی دیگر امیدوارند با ابراهیم رییسی بتوانند آرای چند طیف را جذب کنند. چنانچه پیش تر نیز آورده بودم در ایران کسی رییس جمهوری می شود که رنگین کمانی از آرای طیف های مختلف را جذب کند. انتخابات ادوار گذشته نشان می دهد که 4 میلیون رای سازمان یافته و تشکیلاتی در ایران وجود دارد که افراد به اتفاق خانواده های خود به یک فرد مشخص که بر سر او توافق شده رای می دهند.

رای سعید جلیلی را در انتخابات 92 می توان برخاسته از همین طیف و طبقه دانست. مذهبی های سنتی نیز تا سه میلیون رای دارند. اینان کسانی هستند که از سر احساس تکلیف و برای انجام وظیفه شرعی رای می دهند و به انتخابات به چشم یک فریضه دینی نگاه می کنند. از این رو صبح اول وقت در پای صندوق ها حاضر می شوند و انتظار دارند ثوابی ببرند. اصول گرایان امیدوارند آقای رییسی بتواند به عنوان یک سید روحانی و تولید آستان قدس رضوی و با چهره مذهبی و تبلیغ احتمالی در این باره که از جانب برخی علما و مراجع نامزد اصلح شناخته شده آرای این طیف را هم جذب کند.

یک پایگاه رای مهم تر هم هست که از 10 تا 12 میلون نفر در نوسان است و شامل طبقات کم درآمد یا نابرخوردار می شود. همان ها که احمدی نژاد در سال 84 بر روی آنها سرمایه گذاری کرد و نتیجه گرفت. برخی از منتقدان رفتارهای اخیر آقای رییسی در حضور پاره ای مناطق محروم و حاشیه ای مشهد و توجه آستان قدس رضوی به آنها را فراتر از برنامه های دوره مدیریت جدید و با هدف جلب و جذب این قشر ارزیابی می کنند.
 
 فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!

در این میان یک پایگاه رای در بین تحول خواهان نیز وجود دارد. 6 تا 7 میلیون نفر که در پی دموکراسی و توسعه سیاسی اند و 7 تا 10 میلیون نفر که دیگر دنبال سیاست نیستند اما به آزادی های اجتماعی و امکان ادامه فعالیت با وسایل مدرن ارتباطی مانند تلگرام بها می دهند. پیداست که آقای رییسی هیچ پایگاهی در گروه اول که چشم به اصلاح طلبان دارند، ندارد اما از جذب بخش هایی از گروه دوم ناامید نیست و جذب آنان نقشی است که به باقر قالیباف سپرده شده است.

یک بار دیگر آرای سال 92 را مرور کنیم تا دریابیم چرا بر روی اجماع بر سر رییسی حساب می کنند: روحانی 18.6 میلیون، قالیباف 6 میلیون، جلیلی 4.1 میلیون، محسن رضایی 3.8 میلیون، ولایتی 2.2 میلیون و غرضی 0.5 میلیون رای. اگر بتوانند مجموع آرای قالیباف و جلیلی و رضایی و ولایتی را به سبد رییسی بریزند و عده ای از رای دهندگان به سحن روحانی را مایوس کنند می توانند به پیروزی رییسی دل ببندند یا او را در مرحله دوم مشاهده کنند. اینها اما خوش بینانه ترین نگاه اصول گرایان است. حال آن که این نکات را نیز باید در نظر داشت:

- هیچ تضمینی وجود ندارد که 6 میلیون نفری که به قالیباف رای دادند در انتخابات 96 هم به رییسی رای دهند. حتی اگر به عنوان معاون اول معرفی شود. زیرا غالب رای به قالیباف در سال 92 با انگیزه های غیرسیاسی و با تصور مدرنیزاسیون شهری بود در حالی که رای به رییسی از منظر سیاست و سنت و ایدئولوژی خواهدبود.

در انتخابات 84 نیز دیدیم که معرفی سید محمدرضا خاتمی به عنوان معاون اول مورد نظر دکتر معین همه پتانسیل آرای دبیر کل وقت مشارکت و برادر رییس جمهور اصلاح طلب را به سبد معین نریخت. بنابراین می توان گفت نخستین اشتباه محاسباتی اصول گرایان درباره اجماع بر سر رییسی محاسبه آرای قالیباف است. اتفاقا این بار آرای اجتماعی به جانب روحانی می گرود. یادمان باشد در سال 92 حسن روحانی در ذهن شماری از رای دهندگان غیرسیاسی یک روحانی سنتی بود اما حالا او با تلگرام و دفاع از آزادی وسایل ارتباطی شناخته می شود.

آرای سعید جلیلی را البته می توانند جلب و جذب کنند و بین رییسی و جلیلی غیر از تعلق به یک خطه قرابت های فکری بسیاری وجود دارد و بعید نیست که در دولت احتمالی آقای رییسی وزارتخانه هایی چون خارجه یا کشور را در اختیار بگیرد. این تصور که آرای محسن رضایی را نیز جلب می کند نیز درست نیست چون مهم ترین پایگاه رای آقای رضایی آرای قومیتی است و این بار آن دسته از مردم خوزستان که در اعرتاض به وضعیت ریزگردها نخواهند به روحانی رای دهند چه بسا اساسا در انتخابات شرکت نکنند. تکرار پایگاه رای دکتر ولایتی برای رییسی نیز دور از ذهن است زیر بخشی از آرای او هم به خاطر شخصت دیپلماتیک یا اشتهار به این عنوان و خصوصا مقابله با جلیلی شکل گرفت.

اگر انتخابات دوقطبی شود روحانی به جز پایگاه 6 تا 7 میلیون رای ناب سیاسی و اصللاح طلبانه می تواند روی آرای جتماعی هم حساب کند و از طبقات کم درآمد جامعه اتفاقا، روستاییانی که اهل دوراندیشی و محاسبه هستند نیز به او رای دهند.

نگرانی های منتفی شده

مهم ترین خطری که روحانی را تهدید می کند اتفاقا اجماع اصول گرایان بر سر یک نفر نبود. حامیان روحانی به عکس از چند موضوع دیگر نگران بودند که تقریبا منتفی شده اند و چنانچه روحانی بخواهد می تواند از همین هفته که پیش از ثبت نام کنفرانس مطبوعایت و رسانه ای برگزار کند بازی را در دست بگیرد. نگرانی اول و اصلی این بود که محمود احمدی نژاد به صحنه بیاید و با طراح ادعاهای غیرواقعی و وعده های هیجانی فضا را از شکل عقلانی خارج سازد. نهی رهبری اما این نگرانی را دور کرد هر چند که هنوز می تواند بازی را تغییر دهد و هیچ استبعادی ندارد که ناگاه در دقایق آخر ثبت نام کند و فضای تبلیغاتی و رسانه ای را تحت تاثیر قرار دهد.

نگرانی دوم این بود که حضور روحانی در فضای سال 92 به خاطر نیاز کشور به توافق هسته ای و در غیاب هاشمی صورت پذیرفته باشد و حال که هاشمی از دنیا رفته و توافق هم به هر رو اعلام شود ماموریت او خاتمه یافته و اگر کنار بکشد به صواب نزدیک تر است. این نگرانی نیز رفع شد زیرا با وجود انتقادات صریح رهبری عالی نظام از پاره ای عملکردها و رویکردها هیچ سخن و موضعی که چنین نشانه هایی در آنها یافت شود دیده و شنیده نشد.

سومین نگرانی این بود که با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا برجام به آخر خط رسیده و آن سو در نقض توافق و پیش دستی کند و برگ برجام را از روحانی بگیرد. این اتفاق هم رخ نداده و به عکس این احساس بیشتر شکل گرفته که وقتی در آمریکا تیم ترامپ با رفتارهای غیرقابل پیش بینی و احتمال برخورد بر سر کارند نیاز به مدیران عقل گرا و اهل حساب و کتاب و دور از سخنان تحریک کننده نه تنها کمتر نشده که بیش از پیش است.
 
 فضای انتخابات در ایران؛ موتوری که هنوز روشن نشده!

نگرانی چهارم هم این بود که اصول گرایان چنان با انتخابات سرد برخورد کنند که مردم انتخاب دوباره حسن روحانی را از پیش قطعی بدانند و انگیزه سال 92 را از دست بدهند. مثل فردی که حاضر به شرکت در مسابقه دو نشد و وقتی از او پرسیدند پاسخ داد: چه فایده ای دارد؟ تنها یک نفر به خط پایان می رسد! غافل از این که آن یک نفر می تواند خود او باشد.

بخش قابل توجهی از آرای اصلاح طلبان، سلبی بوده یعنی برای اینکه رقیب انتخاب نشود به دیگران رای دادند. در همان سال 84 و در مرحله دوم که هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد به فینال راه یافتند، بیشتر کسانی که به هاشمی رای دادند به این خاطر بود که احمدی نژاد رای نیاورد و غالب آنها نیز که به احمدی نژاد رای می دادند نیز می خواستند هاشمی رییس جمهور نشود. این را می توان سلبی و نه ایجابی توصیف کرد.

اگر رییسی رقیب روحانی نباشد چه بسا در علاقه مندان روحانی انگیزه کافی ایجاد نکند یا احساس خطر نکنند اما با دوقطبی شدن انتخابات ژست رای ندادن رنگ می بازد و تا کسی بگوید من رای نخواهم داد پاسخ خواهدشنید: درواقع رای می دهید منتها به رقیب.

اوریانا فالاچی روزنامه نگار مشهور ایتالیایی در مصاحبه معروف خود با شاه در اواسط دهه 50 از او درباره اعتقاد به خداوند می پرسد و شاه پاسخی می دهد که جمله ای است از خود او و بعید است جایی خوانده یا شنیده باشد. او می گوید: من البته به خداوند و وجود او اعتقاد دارم ولی اگر هم خدایی در کار نبود بشر باید او را اختراع می کرد زیرا اعتقاد به وجود خدا به نفع بشر است.

حالا حکایت جناب رییس است. هنوز نمی دانیم داماد امام جمعه مشهد و معاون سابق دستگاه قضایی و تولیت کنونی آستان قدس رضوی کاندیدا خواهدشد یا نه اما اگر هم نخواهند قطب دیگری در مقابل رییس جمهور روحانی شکل دهند اتفاقا اصلاح طلبان و اعتدال گرایان باید آروز کنند این قطب شکل گیرد و حتی اختراع شود.

اصول گرایان و مشخصا آقای رییسی از چه خواهدگفت؟ از اشتغال و اوضاع اقتصادی و کافی است روحانی به آن هشت سال ارجاع دهد. برگ های روحانی اما اختصاصی است: «برجام، تلگرام و منشور حقوق شهروندی». برجام به نام روحانی ثبت شده و نه می توانند آن را مصادره کنند نه بی اثر بخوانند. تلگرام نیز در 20 میلیون گوشی فراگیرترین اختراعی بوده که از بدو ورود فناوری وارد زندگی ایرانیان شده است و روحانی می تواند مقاومت درباره فیلترینگ و بسترسازی برای رشد و توسعه آن را به حساب دولت خود بگذارد و رقیب یا رقبا نهایتا می خواهند از مضرات بگویند که به گوش مخاطب فرو نمی رود و اتفاقا به عکس نگران بستن آن می شوند و پای صندوق رای می رودند.

صبح هفتم اسفند 94 مدیر یک گروه تلگرامی تخصصی و پربیننده راهکارهای موفقیت و زندگی شاداب که هیچ گاه به سیاست نمی پردازد این پیام را گذاشت: «ما سیاسی نیستیم ولی اگر می خواهید این دریچه ارتباط باز بماند و این امکان قطع یا ضعیف نشود به فهرست امید رای دهید. نه به خاطر سیاست و قدرت که برای حفظ این امکان مدرن».

این بار نیز بعید نیست که در تمام کانال ها و گروه های تلگرامی چنین موجی درگیرد. درباره منشور حقوق شهروندی نیز شاید گفته شود فعلا تنها روی کاغذ است اما همین که رییس جمهوری به آن معتقد است او را از رقیب یا رقیبانی که هیچ گاه درباره حقوق شهروندان موضع نگرفته و سخنی نگفته و بعضا درکارنامه آنان نقاط متفاوتی هم دیده می شود متمایز می سازد.

در یک جمله می توان گفت موفقیت رقیب یا رقیبان روحانی به تردید حامیان اصلاحات و اعتدال بستگی دارد. هر قدر این طرف در تردید باشد آن طرف امیدوار می شود و اینجاست که می توان با دکتر محسن رنانی هم آوا شد و تاکید که تنها در یک حال بر می گردند: با قهر و من و شما...
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج