رمز ماندگاری موسیقی «واروژان»؛ سادگی و عشق
۵۳۶۴۸۳
۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۰
۵۹۱۶
معمولا وقتی از «واروژان» صحبت می شود پیش از هر چیز به آهنگ سازی و تنظیم های متنوع او در عرصه موسیقی پاپ و پس از آن به فعالیت های وی در زمینه ساختن موسیقی های فیلم اشاره می کنند؛ اما باید توجه داشت که واروژان پیش از آنکه فعالیت های جدی خود را در زمینه های یادشده آغاز کند سال ها به صورت های گوناگون در برخی گروه های آواز جمعی شرکت داشت و حتی مدتی رهبری چندین گروه کر را نیز عهده دار بود.
ماهنامه هنر موسیقی - علی عظیمی نژادان:

1. واروژان و گروه کُر (آواز جمعی)
 
معمولا وقتی از «واروژان» صحبت می شود پیش از هر چیز به آهنگ سازی و تنظیم های متنوع او در عرصه موسیقی پاپ و پس از آن به فعالیت های وی در زمینه ساختن موسیقی های فیلم اشاره می کنند؛ اما باید توجه داشت که واروژان پیش از آنکه فعالیت های جدی خود را در زمینه های یادشده آغاز کند سال ها به صورت های گوناگون در برخی گروه های آواز جمعی شرکت داشت و حتی مدتی رهبری چندین گروه کر را نیز عهده دار بود.

سابقه فعالیت واروژان در زمینه آواز جمعی به دوران تحصیل وی در هنرستان عالی موسیقی در دهه 1330 باز می گردد؛ زمانی که در کلاس های آواز «ئِولین باغچه بان» و آهنگ سازی «لودویگ بازیل» شرکت می کد. وی در این سال ها از جمله در گروه کر «یُرگ» به رهبری بازیل فعالیت می کرد. او پس از فارغ التحصیلی از هنرستان و پیش از سفرش به آمریکا (در اوایل دهه 40 شمسی) به مدت دو سال در مدرسه ارامنه مسجدسلیمان موسیقی تدریس می کرد.

واروژان در سال 1346 با اتمام دوره چهارساله تحصیلی در مدرسه عالی موسیقی آمریکا به ایران بازگشت و برای جبران بورسیه رادیو و تلویزیون و گذراندن طرح خارج از مرکز، دو سال در مدرسه «کارون» ارامنه اهواز موسیقی تدریس می کرد. وی در این اثنا گروه کر 36 نفره «سیپان» را (که متشکل از عده ای از علاقه مندان موسیقی بود) تشکیل داد و در پایان سال دوم با گروه کنسرتی به مدت سه شب در سالن شرکت نفت اهواز برگزار کرد که در آن برخی از قطعات محلی (با تنظیم «روبیک گریگوریان») و نیز آثاری از «کومیتاس» و خودش را به اجرا درآورد.
 
 رمز ماندگاری موسیقی «واروژان»؛ سادگی و عشق

واروژان سال ها بعد و بنا به درخواست بخش موسیقی کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان (به سرپرستی «احمدرضا احمدی») برخی از قطعات محلی را که قبلا تنظیم کرده بود با صدای «پری زنگنه» ضبط و منتشر کرد که مشهورترین آلبوم ایشان به حساب می آید. این آلبوم شامل این قطعات بود: «شکار آهو» (برگرفته از نواهای ارمنی)، «رشیدخان» (محلی خراسانی)، «مستم مستم» (محلی فارس)، «دی بلال» (محلی فارس)، «ایمسال جوانی» (محلی کردی)، «بارون بارونه»، «اسمرجان» (محلی کردی)، «توبیو» (محلی فارس)، «قد بلند» (محلی بختیاری)، «لیلی باوانم» (محلی کردی) و «کُرای شمیم» (محلی کردی).

البته گفتنی است که واروژان پس از ورود به تهران، فعالیت در زمینه آواز جمعی را رها نکرد و بعد از بازگشت به این شهر در نامه ای خطاب به «لوریک درهوانسیان» که نوازنده پیانوی گروهسیپان بود و از آبادان به صورت پروازی با گروه همکاری می کرد، به تشکیل گروه کُری اشاره می کند که متاسفانه هیچ نشانه ای از آن یافت نشده است. در عین حال واروژان در زمان تحصیل در آمریکا دو سال با گروه کر ارامنه لس آنجلس به عنوان رهبر میهمان فعالیت داشت؛ همان گروه کری که سال ها بعد، «آلفرد ماردویان» رهبری اش را برعهده گرفت.(هویان، 1388، ص 6)

به هر حال فعالیت های مستمر واروژان در زمینه آواز جمعی سبب شد که در قسمت هایی از برخی ساخته ها و تنظیم های خود در عرصه موسیقی پاپ، هر جا اقتضا کند از گرو کر بهره بگیرد از جمله در ترانه هایی از او مانند: «نفرین» (با صدای «الهه» و شعر «کریم فکور»)، «بوی خوب گندم» (با صدای «داریوش» و شعر «شهیار قنبری»)، «آخرین جفت زمین» (با صدای «لیلا فروهر» و شعر «شهیار قنبری»)، «دهکده کوچک من» (با صدای «ضیا» و شعر «شهیار قنبری)، تنظیم ترانه محلی «کورای شیم» (با صدا پری زنگنه).

البته برخی دیگر از آهنگ سازان موسیقی پاپ نیز به تبع واروژان در برخی آثارشان  از این شیوه استفاده کردند؛ مانند «ناصر چشم آذر» در ساختن و تنظیم ترانه «هجرت» ( با صدای «آتشین» و شعر شهیار قنبری).

شاید بتوان گفت «انوشیروان روحانی» نیز در زمره نخستین افرادی بود که در عرصه موسیقی پاپ ایرانی از این شیوه در کارهایش بهره برده است. در عین حال می توان گفت سابقه فعالیت های واروژان در عرصه موسیقی آوازی سبب شد که بعدها در ساختن و تنظیم ترانه های پاپ، بیش از دیگر آهنگ سازان هم دوره خویش موسیقی اش در خدمت کلام باشد و با وجود دانش فراوانی که در زمینه تصنیف موسیقی سازی داشت (که در این زمینه قطعا تواناتر از دیگر آهنگ سازان پاپ همزمان خویش بود)؛ اما همواره به این نکته کلیدی توجه داشت که یک آهنگ ساز حرفه ای موسیقی پاپ نباید قسمت سازیِ قطعه خود را عرصه ای برای خودنمایی خویش تلقی کند و قطع ای طولانی و بی ارتباط با ملودی و کلام اصلی بسازد.

2. اهمیت واروژان به عنوان پیشگام در تنظیم نوین موسیقی پاپ ایرانی

اگر ترانه را به عنوان یکی از مظاهر هنری و نماد برافراشته هنر مردمی به حساب آوریم، بدون هیچ تردیدی و بنا به نظر اکثریت دست اندرکاران این عرصه، واروژان تاثیرگذارترین نام در تغییر شیوه، گسترش حدود و مرز تاثیرگذاری و ارتقای سطح کیفی این شاخه هنری به حساب می آید. او با ارتقای سطح کیفی سلیقه و دانش آهنگ سازان، معیارهای جدیدی را در سنجش کیفیت ترانه ها پایه گذاری کرد. پیش از ظهور پدیده واروژان، ارکسترهای پاپ در اجرای ترانه ها، با کمترین میزان بهره گیری از عناصر ارکستر و مولفه های مدرن و علمی موسیقی، صرفا مجری ملودی آهنگ سازان (یا بهتر بگوییم ملودی سازان و نغمه پردازان) دوران خود بودند.

در آن سال ها هنرمندان خوش ذوق و قریحه ای چون: «عطااله خرم»، «سورن»، «پرویز مقصدی»، «پرویز اتابکی»، «جهانبخش پازوکی»، «عماد رام»، «عباس شاپوری»، «سلیمان اکبری» و دیگران ملودی های خود را به صورت تک صدایی (اونیسون) و با استفاده از همنوازی چند ساز محدود مانند ترومپت، آکاردئون، کارینت، درام، کی بورد، گیتار و در برخی موارد ماندولین اجرا می کردند.

همان گونه که در قطعات ساخته آن ها نوازندگان تمامی سازها، ملودی اصلی ترانه را به صورت هم زمان و در همراهی با صدای خواننده، بدون هرگونه استفاده ای از مولفه های ارکسترنویسی مانند هارمونی و کنترپوان به اجرا درمی آوردند و بنا به گفته ناصر چشم آذر تا پیش از ظهور واروژان در مقام تنظیم کننده موسیقی پاپ ایرانی، موسیقی ترانه های ما، مجموعه ای از کارهای بی قاعده با آکوردهای اشتباه بود. (عصاران، 1394، ص 74)

اما از زمان تنظیم آثاری چون «بی سرانجام» و «سوگند» (ساخته «بابک افشار» با صدای «ویگن») و از این دو مهم تر از زمان ساخته شدن ترانه هایی چون «قصه دو ماهی» (ساخته  بابک افشار و تنظیم واروژان)، «ستاره آی ستاره» (ساخته پرویز اتابکی با شعری از شهیار قنبری و تنظیم واروژان)، «آدما» (ساخته حسن لشگری، شعر «پرویز وکیلی» و تنظیم واروژان) و... می شود گفت به خاطر ایجاد ارکستراسیون (سازبندی) حجیم، مناسب و حرفه ای (به خصوص به خاطر وجود گروه سازهای زهی)، جواب دهی درست سازها، آکوردهای درست و مطابق استانداردهای بین المللی و اعمال دانش هایی چون هارمونی و کنترپوان در ارکستر نویسی، دیگر مقوله ای به نام تنظیم ارکستر، شکل مناسب و دقیقه خود را در موسیقی پاپ پیدا کرد و بدون شک ایجاد تمامی این تحولات، بیش از همه مرهون تلاش های واروژان بود.
 
 رمز ماندگاری موسیقی «واروژان»؛ سادگی و عشق

پس همان گونه که در دورنمای تاریخی، شادروان «مرتضی حنانه» با تنظیم تصنیف هایی چون: «توفان» (ساخته «بزرگ لشگری») و «به یاد صیاد» (ساخته «جواد لشگری») بانی و مبدع شیوه جدیدی در عرصه تنظیم تصنیف های ایرانی بود که کاملا از شیوه متداول تنظیم تصنیف های برنامه گل ها و دیگر موسیقی های رادیو فاصله داشت، واروژان نیز بانی شیوه کاملا جدیدی در تنظیم ترانه های پاپ ایرانی شد و می توان گفت که این دو هنرمند بزرگ دو تحول بسیار مهم در صنعت تصنیف سازی و ترانه سازی موسیقی ایرانی به وجود آوردند و با مجموعه تلاش های خود رد این عرصه ها، پیشگام ابداع موسیقی چندصدایی (پلی فونیک) در موسیقی آوازی در ایران شدند. البته اشکال تنظیم های حنانه در این بود که در بسیاری زا آن ها مقدمه اثر  بسیار طولانی و بی ارتباط با ملودی اصلی بود.

این نکته هم درخور بیان است که واروژان الزاما در تمامی تنظیم هایی که انجام داده از این شیوه نوین ارکسترنویسی به صورت کامل استفاده نکرده و در برخی موارد و متناسب با نوع قطعه کم و بیش از همان شیوه های متداول تنظیم های ساده کلاسیک در موسیقی پاپ ایرانی استفاده کرده است.

برای مثال می توان به تصنیف و تنظیم ترانه «نوش و نیش» (با صدای ویگن و شعر باباطاهر) و «فریب» با صدای الهه) در اوایل کار آهنگ سازی اش، تنظیم برخی کارهای دوران اولیه ملودی سازی جهانبخش پازوکی (مانند «زندگی»، «خور غصه که دنیا گذرونه»، «وای وای ز نگاهی که تو داری») تنظیم چند قطعه از ساخته های «فضل اله توکل» با صدای «بیتا» (مانند ترانه های «غریبه»، «از یاد رفته» و «سلام به پیری») و تنظیم ترانه «تنها با گل ها» (ساخته حسن لشگری) اشاره کرد. این گونه آثار عموما الهام گرفته از فضای موسیقی ایرانی هستند و ملودی در آن ها نقش برجسته ای دارد.

3. ویژگی های عمومی آثار آهنگ سازی واروژان در ترانه سازی

الف) مقدمه بحث و بررسی ملودی در آثار واروژان

با در نظر گرفتن برخی عناصر آهنگ سازی، نظیر ملودی، هارمونی، ریتم و ارکستراسیون متوجه می شویم که بیشتر آثار آهنگ سازی واروژان در زمینه موسیقی پاپ خصلت و هویتی غربی و بین المللی دارند و در مجموع از فضای موسیقی ایرانی فاصله دور هستند.
 
به عبارتی اگر در دهه 1350 بتوان آثار «محمد حیدری» و «صادق نوجوکی» را چه به لحاظ ارکستراسیون، ریتم و ساختار ملودیک نزدیک ترین موسیقی به فضای موسیقی ایرانی قلمداد کنیم و بسیاری از آثار هنرمندان دیگری چون: «بابک بیات»، ناصر چشم آذر، «محمد شمس»، «فرید زولاند»، بابک افشار و... دیگران و را تا اندازه زیادی الهام رفته از برخی مدهای موسیقی دستگاهی ایرانی به حساب آوریم، در نقطه مقابل آن ها می توان به آثار هنرمندانی چون «آندرانیک»، «محمد اوشال»، واروژان و تا حدودی «اسفندیار منفردزاده» اشاره کرد که بسیار از فضای موسیقی پاپ بین المللی متاثر هستند و به لحاظ شیوه نگارش موسیقیایی با قطعات دسته نخست متفاوت اند.

این تفاوت ها در رویکرد آهنگ سازی را می توان در دهه 1340 نیز جست و جو کرد و اگر در این دهه، شیوه آهنگ سازی امثال عطااله خرم، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی و عماد رام را بتوان برگرفته از فضای موسیقی دستگاهی ایرانی بدانیم، موسیقی امثال پرویز مقصدی تحت تاثیر موسیقی پاپ غربی قرار دارند؛ با آثاری چون: «نفرین»، «گل سرخ»، «دریاچه نور»، «قصه وفا» و غیره.

یکی از ترانه های بسیار شاخص و مهم مقصدی از نظر فناوری ملودیک، ترانه «گذشته های دور» (با صدای داریوش و شعر «ایرج رزمجو») است. در این ترانه، آهنگ ساز به خوبی از فواصل هفتم کوچک استفاده کرده است؛ امری که تا آن زمان در تاریخ موسیقی زمان در تاریخ موسیقی پاپ در ایران بی سابقه بود.

ولی بازگردیم به بررسی شویه آهنگ سازی واروژان در زمینه صنعت ترانه سازی. چنان چه گفته شد او به همراه آندرانیک، اوشال و تا حدودی منفردزاده در زمره آهنگ سازان غرب گرایی بودند که شیوه نگارش آثارشان کاملا به سبک و سیاق نوشتن آثار جدی پاپ بین المللی انجام می گرفت. به عبارت دیگر آن ها در حین ساختن یک قطعه به جای یک خط ملودیک به چهار لایه (خط) باس، تنور، آلتو و سوپرانو فکر می کردند. در کارهای این افراد به خصوص واروژان برخلاف آثار کسانی چون بابک بیات و صادق نوجوکی ملودی آن چنان اهمیتی ندارد و آنچه بیش از همه اهمیت دارد، رنگی آمیزی ارکستر، هارمونی و تا اندازه ای ریتم موسقی است.
 
آثار امثال بیات و نوجوکی به خاطر ملودیک بودنشان و نزدیکی زیادی که به فضای موسیقی ایرانی دارند، بسیار به شعر ترانه (کلام) وابسته هستند و این آهنگ سازان ملودی اصلی ترانه هایشان را بیشتر براساس عروض یا هجای کلام می ساختند. (عظیمی نژادان، 1359، ص 27)

اما از ویژگی های مهم موسیقی های پاپ واروژان، آندرانیک، اوشال و منفردزاده در غیروابستگی آن ها به عروض یا هجای کلام نهفته است. به عبارتی می توان گفت که این کارها بیشتر خصلتِ سازی دارند تا آوازی و براساس بازی های آکوردها و رنگ آمیزی ارکستر به پیش می روند؛ مثلا ترانه معروف «پوست شیر» (با شعری از «ایرج جنتی عطایی») از 11 آکورد مختلف تشکیل شده است که مدام در حال تغییر هستند و در ادامه نیز، آین آکوردها به نوبت تکرار می شوند.

این قطعه، یک اثر کاملا احساسی در گام سی مینور است که تنظیم آن بیشتر بر پایه ساز ویلن بنا شده است؛ چرا که تقریبا از ابتدا تا آخرین لحظه، نوای ویلن که نت های آن به صورت سولو و آلتو نواخته می شود، گوش شنونده را می نوازد. با ملاحظه ترانه هایی چون «گهواره» و «بارو کن» نیز متوجه می شویم که آن ها چندان خصلت ملودیک ندارند و آنچه در آن ها برجسته است بازی های آکوردیک و مستقل بودن ملودی اصلی ترانه از هجای کلامی است و درواقع به خاطر همین ویژگی است که ترانه ای مانند «باور کن» تاکنون توسط چندین خواننده غربی از جمله «انریکه ایگلسیاس» بازخوانی شده است.
 
 رمز ماندگاری موسیقی «واروژان»؛ سادگی و عشق

ترانه «گهواره» نیز که کلامش توسط «زویا زاکاریان» سروده شده است جزو نخستین ترانه های پاپ ایرانی است که خواننده این اثر آن را با حالتی مابین آواز و دکلمه (رسیتاتیو) اجرا می کند. البته برخی از کارهای واروژان از این قاعده مستثنا هستند و ویژگی ملودیک آن ها برجسته است مانند ترانه «فریب» (با شعر کرمی فکور)، «نیش و نوش» (با شعر باباطاهر)، «شام آخر» (با شعر شهیار قنبری)، «کمکم کن» (با شعر ایرج جنتی عطایی) که اکثرا دارای مایه هایی از موسیقی ایرانی نیز هستند. مثلا ملودی ترانه «شام آخر» که برای نخستین بار در فیلمی به همین نام (ساخته شهیار قنبری و با بازی «پرویز فنی زاده»، «ایرن» و «بهروز به نژاد») ساخته شد از مایه دشتی آغاز شده و به مینور (در فضایی نزدیک به بیات اصفهان) ختم می شود.

همچنین در اینجا می توان به ترانه «دهکده کوچک من» اشاره کرد که با وجود ملودیک بودن، بیشتر به فضای برخی موسیقی های یونانی(مانند بعضی کارهای «دمیس روسِس») نزدیک است. در اینجا خالی از لطف نیست که به یکی از انتزاعی ترین ترانه های موسیقی پاپ ایرانی نیز اشاره شود؛ ترانه «خسته ام» (با آهنگ و تنظیم محمد واشال، شعر «تورج نگهبان» و صدای «فرهاد») که بدون شک در زمره پیچیده ترین و سنگین ترین ترانه های پاپ در کل تاریخ موسیقی ایران محسوب می شود و نیز می توان به ترانه های دیگری چون «سقف» (ساخته منفردزاده، با ترانه جنتی عطایی و صدای فرهاد) و «جشن دلتنگی» (ساخته آندرانیک و شعر ایرج جنتی عطایی) نیز اشاره کنیم.

نکته دیگری که درباره ملودی های آثار واروژان می توان بیان کرد این است ک این کارها در مقام مقایسه با ملودی های ملودی سازان برجسته ای چون پازوکی، حیدری، «شماعی زاده» و زولاند آن چنان خاص، خلاقانه و بکر نیستند اما بیشتر خصلت آکادمیک و کلاسه شده دارند و در عین حال دایره تنوع ملودیک در کارهای وی نیز چندان گسترده نیست به طوری که می توان گفت فضای کلی ملودی های ترانه هایی چون «شب شیشه ای»، «کمکم کن»، «خوابم یا بیدارم»، «پوست شیر» و «ماه پیشونی» کم و بیش به یکدیگر شباهت دارد و به همین ترتیب می توان به شباهت های ترانه های عشق من عاشقم باشد» و «دهکده کوچک من» و شباهت های ملودی های «برادرجان» و «باور کن» نیز اشاره کرد.

اما تنظیم های واروژان همانند بسیاری از تنظیم های موسیقی دانانی چون آندرانیک، «اریک»، محمد اوشال، برادران چشم آذر و محمد شمس در زمره فنی ترین و حرفه ای ترین تنظیم های تاریخ موسیقی پاپ در ایران قرار می گیرند و به خصوص می توان به جرات گفت که اگر تنظیم های خوب و فنی واروژان بر روی بسیاری از ملودی های شماعی زاده (مانند «کویر»، «مرداب»، «جاده»، «دستای تو»، «غریب  آشنا»، «من و تو»، «چشم من» و «دو پنجره») اعمال نمی شد، قطعا این نغمه های زببا جاودان نمی شدند.

همچنین باید توجه داشت که اگر این ترانه ها توسط خوانندگان مشهور حرفه ای و مسلط به ظرایف ترانه خوانی (مانند آتشین، «ابی» و داریوش) خوانده نمی شدند، معلوم نبود که آیا باز هم می توانستند مورد توجه قرار گیرند؟ به هر حال به نظر می رسد که از میان ترانه های مختلفی که واروژان ساخته است گرچه ترانه هایی چون «پُل» بیشتر مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است، ولی به لحاظ فنی می توان گفت که چهار ترانه «بوی خوب گندم»، «پوست شیر»، «کندو» و «حرف» از اعتبار بیشتری برخوردارند و با وجود آنکه خانم آتشین به لحاظ تعداد بیشترین همکاری را با وی داشته است ولی به لحاظ حرفه ای، مشکل ترین ترانه های واروژان («پوست شیر»، «کندو» و «شب زده») توسط ابی خوانده شده است و او نیز به دلیل اینکه صدایش در مایه تنور بوده یعنی وسعت صدای بالایی داشته است، به راحتی توانسته است بالاترین نت ها را در گام های بالا بخواند.

ب) بررسی ریتم در برخی آثار واروژان

یکی دیگر از عناصر آهنگ سازی که توجه به آن ما را با هویت اثر بیشتر آشنا می کند، ریتم یا ضرباهنگ موسیقایی آن قطعه است. واروژان در زمره آهنگ سازانی بود که معمولا در بیشتر آثاری که ساخته است از ریتم های مشخص و محدودی استفاده کرده و با شنیدن کارهای مختلف وی متوجه می شویم که ریتم این آثار یا چهارچهارم یا شش هشتم سنگین و در موارد معدودی دوچهارم هستند.

اتفاقا این میزان بندی ها، از اصلی ترین میزان بندی در سطح جهانی هستند و بیشتر موسیقی های پاپ جدی غربی بر پایه این میزان بندی ها ساخته می شوند. به همین دلیل استفاده زیادی از این ضرباهنگ ها خود به تنهایی رویکرد غرب گرا و بین المللی واروژان را نیز به ما نشان می دهد.

برای مثال واروژان در آثاری چون: «پُل»، «پوست شیر»، «باور کن» و «بوی خوب گنم» از ضرباهنگ شش هشتم سنگین و در کارهایی چون «کندو»، «شب زده»، «گهواره»، «ماه پیشونی»، «برادرجان»، «عشق من عاشقم باش»، از ضرباهنگ چهارچهارم و در ترانه هایی چون «همسفر» از ضرباهنگ دوچهارم استفاده کرده است.

شایان ذکر است که در تاریخ موسیقی پاپ در ایران، آثار «منوچهر چشم آذر» و محمد شمس از تنوع ریتمی بیشتری نسبت به دیگر آهنگ سازان برخوردار هستند.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
19:28 - 1396/03/03
این مطلب به نوعی تکمیل کننده مطلب دیروز بود.
عالی
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج