«مارکز» چطور نویسنده شد؟
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
زمردی_داخلی1
اپیلاسیون نانا 1
دکتر نداف کرمانی 1
کلاسینو_1
لاله زار مال_1
سفیر بار ساقدوش_1
ریزخور_1
زمردی_داخلی3
اپیلاسیون نانا 3
کلاسینو_3
دکتر نداف کرمانی 3
لاله زار مال_3
ریزخور_3
سفیر بار ساقدوش_3
اپیلاسیون نانا 4
کلاسینو_4
دکتر نداف کرمانی 4
زمردی_داخلی4
لاله زار مال_4
سفیر بار ساقدوش_4
ریزخور_4
سفیر بار ساقدوش_2
دکتر نداف کرمانی 2
زمردی_داخلی2
کلاسینو_2
لاله زار مال_2
ریزخور_2
اپیلاسیون نانا 2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۵۳۶۵۳۴
۰۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۴
۵۷۱۱
وقتی از «گابریل گارسیا مارکز» پرسیده شد داستان‌نویسی را از کجا آغاز کرده، او پاسخ داد: همه چیز از «مسخ» کافکا شروع شد.
خبرگزاری ایسنا: وقتی از «گابریل گارسیا مارکز» پرسیده شد داستان‌نویسی را از کجا آغاز کرده، او پاسخ داد: همه چیز از «مسخ» کافکا شروع شد.
 
«مارکز» چطور نویسنده شد؟

«گاردین» اخیرا گزارشی را به قلم «سم جوردیسون» درباره سرمنشأ نویسنده شدن «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده فقید کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات ۱۹۸۲ منتشر کرده که آن را در ادامه می‌خوانید:

نویسنده «صد سال تنهایی» برای روایت داستانی ناممکن که تردیدهای خواننده را زیر سوال می‌برد، از «کافکا» و قصه‌های مادربزرگش وام گرفته است. «گابو» در مصاحبه‌ای با «پ‍اریس ریویو» می‌گوید: در ابتدای این رمان آمده «یک روز صبح وقتی گرگور سامسا از خوابی آشفته بیدار شد، دید در رختخواب خود به حشره‌ای بزرگ تبدیل شده است.» وقتی این خط را خواندم فکر کردم خبر نداشتم می‌شود این‌طور هم نوشت. اگر می‌دانستم، مدت‌ها پیش نویسندگی را شروع می‌کردم. بنابراین، بلافاصله نوشتن داستان‌های کوتاه را شروع کردم.

طبیعتا این مسأله سرآغاز مشهور رمان «صد سال تنهایی» را به یاد می‌آورد: «خیلی سال بعد، جلو جوخه آتش، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا بی‌اختیار بعدازظهرِ دوری را به یاد آورد که پدرش او را برد تا یخ را بشناسد.»

تاثیر «کافکا» بر «مارکز» را در ادامه رمان هم می‌شود دید؛‌ «گارسیا مارکز» ایده این را که هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد برداشته و با آن جلو می‌رود. در اولین فصل «صد سال تنهایی» با مردی مواجه می‌شویم که پیر می‌شود و دوباره جوان می‌شود. ما اخطارهای واضح و دقیقی درباره آینده می‌شنویم و داستان‌های عجیب و غریبی همچون مرغی که ۱۰۰ تخم می‌کند. جهان این کتاب را نمی‌شود با ایده‌های واقعی و فیزیکی محدود کرد.

اما موضوع دیگری که «مارکز» از «کافکا» یاد گرفت این بود که هرقدر ایده‌هایت پیچیده باشد، باید آن را با روایتی ساده بیان کنی. تو از دیدن جهانی که در آن یخ به اندازه روحی که تو را در حمام آزار می‌دهد اهمیت دارد، حیرت‌زده می‌شوی، دنیایی که در آن احتمال به دنیا آمدن نوزادی با دم خوک، از واقعیت‌های زندگی به حساب می‌آید.

اما تنها «کافکا» نبود که الهام‌بخش «مارکز» شد. این نویسنده کلمبیایی همچنین بعضی از داستان‌هایش را به مادربزرگش نسبت داده است: «او داستان‌های فانتزی و ماوراءالطبیعه را خیلی طبیعی تعریف می‌کرد... آن‌چه از همه مهم‌تر بود، حالت چهره‌اش بود.
 
مادربزرگم وقتی داستان می‌گفت اصلا حالت صورتش را تغییر نمی‌داد و این همه را غافلگیر می‌کرد. در تلاش‌های قبلی‌ام برای نگارش «صد سال تنهایی» سعی کردم داستان را بدون این‌که باور کنم، روایت کنم. متوجه شدم کاری که باید انجام دهم این است که خودم داستان را باور کنم و به همان شکلی که مادربزرگم قصه می‌گفت، آن‌ها را روایت کنم: با چهره‌ای سنگی.»
 
«مارکز» چطور نویسنده شد؟

یکی از نمونه‌های مشهور این صورت‌ سنگی «مارکز» اوایل کتاب دیده می‌شود؛ وقتی یکی از «خوزه آرکادیو»ها در حمام می‌میرد. کاملا روشن نمی‌شود، اما به نظر می‌رسد او به سر خود شلیک کرده است.
 
بعد از پیچیدن صدای گلوله، جریان خونی در شهر ماکوندو به راه می‌افتد و این قصه کاملا طبیعی و در حد حرف زدن مردم درباره ترافیک، گفته می‌شود. این روایت با جزییات حسی غنی‌اش، یکی از نمونه‌های ممکن در برند رئالیسم جادویی «مارکز» است.

چه چیزی غم‌انگیزتر از جاری شدن خون پسری تا رسیدن به مادرش در خانه؟ یا احمقانه‌تر؟ چرا ما باید روی جهانی حساب کنیم که هر چیزی در آن ممکن است؟ این جهانی نیست که در آن هیچ چیز اهمیت ندارد؟ چون تنها قانون آن هوا و هوس نویسنده است؟ تا کجا می‌توانیم جلو ناباوری‌مان را بگیریم؟

من اغلب در مواجهه با رئالیسم جادویی، منفی‌نگر بودم اما وقتی داشتم «صد سال تنهایی» را می‌خواندم، موفق شدم صدای پشت ذهنم را خاموش کنم. وقتی جریان خون را دنبال می‌کردم، این صدا نپرسید: «واقعا؟»ـ اما وقتی هم که جریان به «اورسولا» رسید، جلو طنین احساسم را نگرفتم.

چیزی درباره «مارکز» هست که تا حد زیادی به او کمک می‌کند قسر در برود. او می‌گوید: «یک رمان‌نویس می‌تواند دست به هر کاری بزند، تا زمانی که کاری کند مردم او را باور کنند.» شاید جادویی‌ترین چیز درباره نوشتار او هم این است که ما باورش داریم.

«گابریل گارسیا مارکز» نویسنده مطرح کلمبیایی سه سال پیش در یکی از روزهای نیمه ماه آوریل با زندگی وداع گفت. او ۱۲ سال پایانی عمرش را با سرطان غدد لنفاوی جنگید و در سال‌های آخر درگیر زوال عقل و آلزایمر شده بود. وضعیت بد سلامتی او طی سال‌های آخر، جامعه ادبیات و روزنامه‌نگاری جهان را متأثر و مرگ او کتاب‌دوستان بی‌شماری را در سرتاسر دنیا اندوهگین کرد.
 
«مارکز» چطور نویسنده شد؟

«مارکز» که از مشهورترین نویسندگان آمریکای لاتین به حساب می‌آمد، ششم مارس ۱۹۲۷ در آرکاتاکای کلمبیا متولد شد. «گابو» زمانی که در دانشگاه ملی کلمبیا رشته حقوق می‌خواند، به طور جدی وارد کار روزنامه‌نگاری شد. این نویسنده اولین اثر داستانی خود را در سال ۱۹۴۷ در روزنامه «ال اسپکتادور» چاپ کرد.
 
از آن پس هفت سال برای نگارش اولین رمان کوتاه خود تحت تأثیر نویسندگانی چون «ویلیام فاکنر» و «ویرجینیا وولف» وقت صرف کرد. «طوفان برگ» سرانجام در سال ۱۹۵۵ به چاپ رسید و سپس شاهکار او «صد سال تنهایی» در سال ۱۹۶۷ روانه بازار کتاب شد.

«مارکز» در طول عمرش به نوشتن ادامه داد و آثاری را چون «پاییز پدرسالار» (۱۹۷۵) و «عشق سال‌های وبا» (۱۹۸۵) که از معروف‌ترین رمان‌هایش هستند، خلق کرد. این نویسنده کلمبیایی شانس این را داشت که در زمان حیاتش به موفقیت مالی برسد و مورد تحسین منتقدان ادبی قرار گیرد؛ اتفاقی که برای خیلی از همتایان او رخ نمی‌دهد. «گابو» را پس از «میگوئل سروانتس» نویسنده قرن هفدهمی «دن کیشوت»، محبوب‌ترین نویسنده اسپانیولی‌زبان می‌دانند.
 
علاوه بر محبوبیت ادبی، «مارکز» برای خلق سبک ادبی «رئالیسم جادویی» هم اعتبار بسیاری برای خود خرید. با این حال این‌ها تنها افتخارهای ادبی «مارکز» نیستند. او در هشتم دسامبر ۱۹۸۲ مهم‌ترین جایزه ادبی جهان، یعنی نوبل را به دست آورد.
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
شیرآلات زمانی_1
دکتر نائبی_1
عارفی_1
خرید باکس 1
سوییچ ایران_1
دکتر نائبی_3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
خرید باکس 3
عارفی_3
سوییچ ایران_3
شیرآلات زمانی_3
شیرآلات زمانی_4
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
سوییچ ایران_4
دکتر نائبی_4
خرید باکس 4
عارفی_4
سوییچ ایران_2
خرید باکس 2
عارفی_2
شیرآلات زمانی_2
دکتر نائبی_2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
زمردی_فوتر موبایل اصلی
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
شفا_فوترموبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
کلینیک النا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شفا_فوتر
زمردی_فوتر اصلی
آیلین_فوتر کاشت ابرو
قالیشویی نوین_فوتر
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
فنی آتل_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
آیلین_تزریق چربی
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر