افشاگری های غلام خان پیروانی
۵۷۲۰۳
۰۹ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۲
۲۷۰۹
سرمربی تیم فوتبال فجرسپاسی معتقد است با شرایطی که فوتبال ایران دارد، مربیان جرات سازندگی ندارند چون در اینصورت خودشان له می‌شوند. او می‌گوید کار کردن در فجر از کار کردن در آبادان، مشهد و تیم فوتبال امید سخت‌تر است. پیروانی می‌گوید قطعا تیم امید را به المپیک می‌بردم اما بعضی مربیان از بازیکنانشان می‌خواستند در اردو خودشان را به مصدومیت بزنند تا زودتر به باشگاه برگردند.
خبرگزاری مهر: سرمربی تیم فوتبال فجرسپاسی معتقد است با شرایطی که فوتبال ایران دارد، مربیان جرات سازندگی ندارند چون در اینصورت خودشان له می‌شوند. او می‌گوید کار کردن در فجر از کار کردن در آبادان، مشهد و تیم فوتبال امید سخت‌تر است. پیروانی می‌گوید قطعا تیم امید را به المپیک می‌بردم اما بعضی مربیان از بازیکنانشان می‌خواستند در اردو خودشان را به مصدومیت بزنند تا زودتر به باشگاه برگردند.

غلامحسین پیروانی پس از چند سال دوری از لیگ برتر، مجددا فصل آینده در تیم فجر مربیگری خواهد کرد تا به قول خودش به سازندگی در این فوتبال بدون پدیده ادامه بدهد. پیروانی ساعاتی را مهمان خبرگزاری مهر بود در مصاحبه‌اش گذر کوتاهی به دوران حضورش در تیم امید زد و به برخی از مشکلات سرمربیگری‌اش در تیم ملی اشاره کرد؛ دورانی که به گفته پیروانی بعضی از مربیان لیگ برتر از بازیکنان امیدشان می‌خواستند در اردوی تیم امید خودشان را به مصدومیت بزنند تا زودتر به باشگاهشان برگردند. او همچنین معتقد است اگر در تیم امید می‌ماند این تیم به المپیک صعود می‌کرد. پیروانی در بخشی از صحبت‌هایش مهمترین ابزار لازم برای حضور تیم امید در مسابقات المپیک را "احترام قائل شدن برای مربیان ایرانی به اندازه کارلوس کی‌روش" دانست.

پیروانی این مصاحبه‌اش را با چاشنی ادبیات انجام داد و در لابه لای صحبت‌هایش گریزی به اشعار مختلف داشت. با این حال مربی خوش اخلاق و خوش بیان فوتبال ایران در این مصاحبه چندان هم آرام نبود و وقتی پای ناکامی تیم امید در مسابقات آسیایی گوانگجو به میان آمد، با عصبانیت به توضیح دلایل شکست ایران از کره جنوبی پرداخت.

*  آقای پیروانی؛ به تیم سابق خودتان بازگشته‌اید. تیمی که در سال‌های قبل به کارخانه بازیکن سازی مشهور بوده. چطور می‌خواهید در شرایطی که کمتر تیمی حاضر می‌شود ریسک کند و بازیکن جدید به چرخه فوتبال بیاورد، بازیکن‌سازی کنید؟

ما یک زمانی بهترین مهره‌هایمان را در فجر از تیم امیدمان می‌آوردیم. مهدی رحمتی با ماهی 100 هزارتومان. غلامرضا رضایی با حقوق ماهانه 500 هزارتومان. مهرزاد معدنچی، سیاوش اکبرپور، امید روانخواه. حتی هاشم بیک زاده هم در فجر سرباز بود و ماهی 100 هزار تومان می‌گرفت. آن موقع در تیم ما سازندگی بود. الان اگر بخواهیم سازندگی کنیم پایمان روی غلتک می‌رود و می‌گویند خداحافظ. سازندگی هم نیست. سازندگی کنید خودتان له می‌شوید. همه در فوتبال ما دنبال بازیکن آماده هستند. حتی مهدی نظری هم که در شیراز بود را گرفتند. شما بگویید  از تیم‌های استقلال و پرسپولیس کدام بازیکن جوان آمده و در لیگ بازی کرده؟ این دو تیم قابل احترامند ولی در این چند سال از خودشان بازیکن نداشتند. آن وقت می‌گویند چرا سازندگی در فوتبال نیست.

• با این حساب شما هم دست از بازیکن سازی و معرفی بازیکنان جوان بر می‌دارید و سیاست قبلی خودتان را عوض می‌کنید؟

- اگر خودم هم فدا شوم به بازیکنان جوان بازی می‌دهم. من به این کار عشق دارم. حرف من این است که تیم‌های سازنده ما با این وضعیت از بین می‌روند. همیشه می‌گویند چرا کی‌روش بازیکن جوان به تیم ملی نمی‌آورد. کدام بازیکن جوان ساخته شده است؟ منِ مربی در حاشیه امنیت نیستم. اگر نتیجه نگیرم و مَشتی باشم، خودم باید بروم. ما در تیم فجر 10 سال پیش سازندگی می‌کردیم. نه من بلکه همه همکاران از سرپرست تیم گرفته تا مدیرعامل. همه چهار گوشه این گلیم را گرفتیم و بلند کردیم. به قول شاعر؛ ماییم که بین ما و حق رابطه است/ این رابطه را عشق حسین ضابطه است.

• البته باشگاه فجر هم برای خرید بازیکنان هزینه زیادی انجام نمی‌دهد.

- فجر تیمی است که هم خدایی فکر می‌کند و هم خدایی خرج می‌کند. ما تیمی هستیم که هر سال کمتر از 4 میلیارد تومان خرج می‌کنیم. این مقدار هم سال گذشته هزینه کردند. ما 11  سال در تیم فجر بودیم و فقط 6 میلیارد تومان هزینه کردیم که با زمان حضور محمود یاوری می‌شود 11، 12میلیارد تومان.

• یعنی در طول 11 سال فقط 6 میلیارد تومان هزینه کردید؟

- روزی که در تیم فجر برایم مراسم تودیع گرفتند جعفری (مدیرعامل باشگاه فجر) اعلام کرد که در 11 سال فقط 6 میلیارد و 600 میلیون تومان هزینه کرده بودیم. الان باید 7 میلیارد تومان بدهند تا یاران مد نظر و دو سه مهره کلیدی بگیریم و خدا هم کمک کند بالای جدول قرار بگیریم.

• اجازه بدهید به زمان جدایی‌تان از تیم فجر و حضور در تیم امید اشاره کنیم. چه شد که کار در رده ملی را ترجیح دادید، آن هم با آن همه مشکلاتی که در تیم امید برایتان پیش آمد؟

- من از تیم فجر نرفتم. از تیم ملی امید تشریف آوردن و ما هم صحبت کردیم. علی کفاشیان خیلی با من همکاری داشت ولی بهرام افشارزاده اصلا این همکاری را نداشت. البته باز هم برایش احترام قائلم. باشگاه‌ها هم حق داشتند. آنها می‌گفتند به بازیکن پول داده‌ایم تا در باشگاه بازی کند نه در تیم ملی. متاسفانه تا روز آخر که می‌خواستیم به مسابقات آسیایی گوانگجو برویم، تیم ما کامل نبود و دو سه بازی اول ما در مسابقات برایمان دیدار تدارکاتی شد.

• ولی شکست مقابل ژاپن و کره جنوبی بخصوص بازی با کره در دیدار رده بندی یک مقدار عجیب بود.

- ما به دو تیمی باختیم که سوم و چهارم المپیک شدند. برابر ژاپن یک گل صددرصد آفساید خوردیم. جلوی کره هم تا دقیقه هفتاد 3 بر یک جلو بودیم. بعضی از دوستان لطف داشتند گفتند سه تعویض اشتباه پیروانی باعث باخت شد. الان دارم جواب آنها را می‌دهم. باز هم هیچ بهانه‌ای نیست. یکی از تعویض‌ها ما کریم انصاریفرد بود که همسترینگش وحشتناک در دقیقه 60 کش آمد و گفت مرا عوض کند. کریم با تو بمیری و من بمیرم تا دقیقه 70 بازی کرد و دیگر نتوانست ادامه بدهد. آرش افشین هم مچ پایش شکست و وقتی به ایران آمد نزدیک دو ماه بازی نکرد. کمال کامیابی نیا هم لگنش پیچید و ما مجبور شدیم آنها را تعویض کنیم. بعد دوستان در تلویزیون گفتند پیروانی باید جواب بدهد که چرا تعویض کرد. و جمله قشنگتر این بود که گفتند چرا پیروانی در دقایق آخر مدافع به زمین نیاورد. خب من که سه تعویضم را انجام داده بودم. با کدام تعویض مدافع به زمین بیاورم؟
ببینید من به سعیدلو (رئیس وقت سازمان تربیت بدنی ) هم گفتم دور از کَرَم خدا بود که کره و ژاپن نتیجه نگیرند. این تیم‌ها خوب زمین را شخم زده بودند، خوب بذر پاشیده بودند، خوب آبیاری کرده بودند. دور از کرم خدا بود که خوب درو نکنند.

• با این حال انتقادها بعد از شکست مقابل کره جنوبی به شدت بالا گرفت. حتی صحبت از این شد که پیروانی کجای فوتبال بوده که سرمربی تیم امید ایران شده است.

- ببینید ما تا آنجا هم که رفتیم روی غیرت و همت بچه‌ها رفتیم. باشگاه‌ها به ما یار نمی‌دادند. حق هم داشتند. می‌گفتند بازیکن آوردیم و 100 میلیون پول دادیم. چطور آنها را به تیم ملی  بدهیم و آسیب ببینند. وقتی هم می‌خواستیم برای اردو به لهستان برویم، از 26 نفر، 16 نفر در فرودگاه مانده بودیم که خود من هم یکی از آنها بودم! حرف من این است که حق را بگویید. بگویید پیروانی در تیم امید بد کار کرد نه اینکه بگویید کجای فوتبال بوده. اصغر شرفی آن زمان گفت پیروانی دروغ می‌گوید و کجا فجر را قهرمان کرده است! خب آیا خدا از این می‌گذرد؟ ما هم با فجر قهرمان شدیم، هم با برق. دو بار هم نایب قهرمان شدیم.

• چرا با وجود این نتایج علی کفاشیان بر خلاف بهرام افشارزاده از شما خوب حمایت کرد؟

- کفاشیان آدم دل پاکی است. یک روز در برنامه تلویزیونی ورزش و مردم، بهرام شفیع (مجری برنامه) به کفاشیان گفت که تیم امید هم خوب نتیجه نگرفت. کفاشیان هم جواب داد نتوانستیم کارهایی که پیروانی می‌خواست برایش انجام دهیم یعنی20 تا 30 بازی تدارکاتی می‌خواست که نتوانستیم برایش ردیف کنیم. کفاشیان مثل یک مرد حرف زد و چون با صداقت است تا آخر عمر دوستش دارم. او مَشتی‌وار حرف زد. آنجا فهمیدم کفاشیان خدا ترس است آن هم با آن مشکلاتی که ما داشتیم و باشگاه‌هایی که به ما بازیکن نمی‌دادند. کفاشیان و تاج ما را حمایت کردند ولی افشارزاده نه.

• علت مخالفت افشارزاده چه بود؟ به شما چه چیزهایی می‌گفت؟

- علتش را نمی‌دانم. ان شاءالله که همیشه سالم باشد. می‌گفت آقای پیروانی چرا برای تیم امید مربی بدنساز نمی‌آورید؟ من هم می‌گفتم وقتی بازیکنان امید روز جمعه 90 دقیقه در لیگ برتر برای باشگاه‌هایشان بازی می‌کنند و تمرین تیم امید هم روز شنبه و یکشنبه است، چطور می‌شود بدنسازی کرد. در آن ماجرا سرمان را بریدند اجازه ندادند دست و پا هم بزنیم

• مشکل در اختیار داشتن بازیکنان هم که هیچ وقت حل نشد؟

- اسم نمی‌آورم ولی خود بازیکنان به من می‌گفتند مربیانشان به آنها توصیه کرده بودند وقتی به اردوی تیم امید رفتید پایتان را بگیرید و خودتان را مصدوم نشان بدهید تا زود برگردید!

• بعد از آن هم که همکاری‌تان با تیم امید تمام شد. چرا با اینکه قرارداد داشتید حاضر به ادامه همکاری نشدید؟

- بعد از آن ماجرا کفاشیان گفت به خدا قسم سعیدلو گفته که در تیم ابقا شدی. ظهر تاسوعا بود که برای مداحی به یک شهری می‌رفتم و به کفاشیان زنگ زدم و گفتم نمیام. کفاشیان گفت غلام جان بیا، غلام جان آقای سعیدلو هم تعریفت را کرده است. در جوابش گفتم آقای کفاشیان، از آدم‌هایی که از خدا نمی‌ترسند وحشتناک می‌ترسم.

• اگر شما در تیم امید می‌ماندید تیم به المپیک می‌رفت؟

بله قطعا می‌رفتیم. به حسین بن علی(ع) تیم ملی عراق را رفت و برگشت راحت می‌بردیم. آخر هیچ احمقی می‌رود یکباره مقابل کره‌جنوبی سه تعویض کند؟ سه بازیکن خوب ما جلوی کره شکستند.

• به هر حال 40 سال است به بهانه‌ها و مشکلات مختلف به المپیک نمی‌رویم.

- اگر همان احترامی که برای کی‌روش قائلند برای مربیان خودمان قائل باشند، مربیان ایرانی هم موفق می‌شوند. کی‌روش مربی بزرگی است ولی برایش احترام قائلند و هر کاری بگوید برایش انجام می‌دهند. او الان می‌گوید بازیکنان تیم ملی چند هفته بازی نکنند و برای همین لیگ را تعطیل می‌کنند. ولی ما قبل از رفتن به مسابقات آسیایی گفتیم بازیکنان امید در باشگاه‌ها بازی نکنند ولی اتفاقا همه آنها هم فیکس بازی کردند! زمان دادکان هم مرا برای کار در تیم جوانان دعوت کردند ولی گفتم نمی‌آیم. همیشه مرغ همسایه غاز بوده است. تیم ملی برای مربیان ایرانی مصداق این شعر است که :

اینجاست آنجایی که برگشتن ندارد      کَس ایمنی از ظلم و اهریمن ندارد
اینجاست آنجایی که با گردن فرازی     از ما کُنَد تیر و خدنگ مهمان نوازی

• پس از تیم امید، فرصت خوبی برای بازگشت به فجر داشتید. چرا به خانه خودتان بر نگشتید؟

- آن موقع تیم به دسته اول رفته بود و با اصغر کلانتری به لیگ برتر برگشت. طبیعی است مربی‌ای که تیم را می‌آورد لیگ برتر باید خودش بماند. بعد از آن تیم نفت آبادان بود که ما را می‌خواست. هفته پانزدهم بود و این تیم در رده نهم. حتی بعد از آنکه کلانتری از فجر رفت آقای جعفری محبت کرد از طرف آیت اللهی با من تماس گرفت تا به فجر برگردم، به خانه خودمان ولی مسئله این بود که نفتی‌ها می‌گفتند پیروانی دسیسه می‌کند تا به فجر بر گردد. به خاطر همین به فجر نرفتم تا ثابت کنم این نقشه را نداشتیم.

• کار کردن در آبادان برای شما چه سختی‌هایی داشت که عطای کار را به لقایش بخشیدید؟

- در آبادان حق و ناحق می‌گفتند. حتی تماشاگران با تیر و کمان ما را زدند و دیگر نمی‌شد روی نیمکت نشست! مسئولان وقت باشگاه یعنی علی حکمت، خلیلی نیا و دیگران تا ساعت 3 صبح با ما جلسه داشتند که آبادان را ترک نکنیم ولی چون دیدم بودنم با این مسائل کمکی به نفت نمی‌کند رفتم. همان هفته ما ذوب آهن را در خانه خودش برده بودیم و انتظار داشتیم هفته بعدش در آبادان تشویق شویم ولی تماشاگران به بازیکنان فحاشی کردند. شاید هم رفتن به آبادان از نظر خودم اشتباه بود ولی آنجا استقامتم را قوی کرد.

• ولی داستان صنعت نفت در مشهد هم برای شما تکرار شد.

در ابومسلم دنبال پول نبودم. حشمت مهاجرانی استاد من است. یک روز برای برگزاری مراسم عزاداری حضرت زینب به جهرم می‌رفتیم که تلفنم زنگ خورد. مهاجرانی پشت خط بود. مهاجرانی از من پرسید که آیا حق گردن تو دارم یا نه؟ گفتم خیلی زیاد؛ من مدیون شما هستم. گفت به خاطر همین تعهد از تو می‌خواهم بیایی مشهد. مهاجرانی زحمت کشید تا بستر کار آماده شود ولی متاسفانه نشد. آنجا هم نزدیک 14 امتیاز داشتیم و در رده پنجم جدول بودیم. یک روز یکی از تماشاگران به من گفت به درد لیگ یک نمی‌خوری و قسمم داد که تو را به امام رضا از ابومسلم برو چون اینجا باید کسی بیاید که به بازیکنان فحش بدهد! بعد خدمت مدیرعامل رفتیم و خواستم که بروم. با تمام این احوال از حرم امام رضا پنج ماه لذت بردم چون هر روز از ساعت 11 شب تا 3 بامداد در حرم بودیم.

• چرا بازگشتتان به تیم فجر خیلی سریع و بدون مقدمه رخ داد؟ آن هم در حالی که کمتر کسی فکر می‌کرد با وجود محمود یاوری شما به فجر برگردید؟

- در خانه نشسته بودم که یک روز جعفری زنگ زد و بدون مقدمه گفت می‌توانی فردا صبح به باشگاه بیایی؟ جعفری گفت می‌خواهیم امسال با هم کار کنیم. من هم اصلا نگفتم چقدر می‌گیریم، چقدر پول می‌خواهیم. به جعفری دست یا علی دادیم و کار را شروع کردیم. افتخار می‌کنم هرجای ایران رفتم نگفتم که پول می‌خواهم. یاد ندارم یک جا گفته باشم چقدر پول می‌خواهم. تا حالا هم خدا هم کمک‌مان کرد با همین تیم فجر که زمانی بودجه اش 200 میلیون بود همه تیم‌های ایران را زدیم و قهرمان شدیم. حتی با برق شیراز هم که مستضعف بود قهرمان ایران شدیم.

• کار کردن در کدام تیم برای شما سخت‌تر بوده؟ نفت، ابومسلم، تیم امید یا برق شیراز؟

- سخت‌تر از همه اینها فجر است. به مدیریت تیم فجر احترام می‌گذارم ولی کار کردن با هزینه کم سخت است. مسئولان استان  نباید حداقل2 میلیارد به تیم کمک کنند؟ اگر خدایی نکرده فجر به لیگ دسته اول سقوط کرد، آیا بازهم استقلال و پرسپولیس به این شهر می‌آیند؟ ولی با همه این حرف‌ها معتقدم دستی پشت تیم فجر است. این تیم از روز اول به نام حضرت رقیه بوده.

• با تیمی که این فصل بسته‌اید چه جایگاهی را مد نظر دارید؟ انتظارتان از این تیم چیست؟

- انتظار ما این است یک تیم خوب داشته باشیم و خوب بازی کنیم. بازیکنانی که در حد بضاعت سپاسی بوده را گرفتیم ولی مهره‌هایی که برای کسب سهمیه می‌خواستیم هر کدام حداقل 700 - 800 میلیون تومان می‌خواستند. ما که اولا از این پول‌ها نداریم بدهیم ولی اگر هم داشتیم نمی‌دادیم. فقط می‌خواهم بدانم چه کسی این قیمت‌ها را به اینجا رسانده است. فواره چون بلند شود سرنگون شود. از قول من بنویسید یک روز خواهید دید اینها به مشکل می‌خورند. آن هم در شرایطی که در فوتبالمان نه تبلیغات داریم نه صدا سیما به باشگاه‌ها پول می‌دهد. این همه پول از کجا بیاوریم به بازیکنان بدهیم. قبلا چک می‌دادند و می‌گفتند چک مثل ناموس آدم است؛ یا نکش یا اگر کشیدی باید پاس کنی. الان هر روز در تلویزیون بازیکنان می‌گویند چکشان پاس نشده است. باید در زندگی خدا ترس باشیم.

می‌نشیند به دل آن ناله که از دل خیزد     تا نسوزد دل ما ناله ما بی اثر است

در سقف قرارداد می‌گفتند 400 میلیون تومان به بازیکنان بدهید ولی 1 میلیارد و 400 میلیون تومان می‌دادند. به چه کسی اینقدر پول می‌دهید؟ والله هیچ کداممان در فوتبال ایران اینقدر نمی‌ارزیم. به خدا باشگاه فجر از زمان پورحیدری تا الان روی هم رفته 20 میلیارد تومان هم خرج نکرده است.

• نقش دلال‌ها هم در این رابطه قابل کتمان نیست.

- بله ولی ما حتی یک بازیکن را از راه دلال نگرفتیم. به آنها هم که دنبال دلال هستند می‌گوییم نه.

• تاکنون با دلال‌ها طرف شده‌اید؟

- زمان یکی از دروازه‌بان‌ها به من زنگ زدند و گفتند یک پرشیای 17 سوپاپ می‌دهیم این گلر را آزاد کن. همان روز به جعفری (مدیرعامل باشگاه فجر) گفتم به این بازیکن رضایتنامه ندهید. گفت چرا که گفتم ماجرا از این قرار است. البته این موضوع برایمان دردسر هم شد ولی آن دروازه‌بان همان سال خوب دروازه‌بانی کرد.

• از کار کردن در این فضا اذیت نمی‌شوید‌؟

- حرص می‌خورم ولی کاری نمی‌شود کرد. هر سال هم بدتر می‌شود.

• یکی از بازیکنانی که امسال جذب کردید، مهرزاد معدنچی است. خیلی‌ها می‌گویند فوتبال معدنچی تمام شده و یا این بازیکن اشباع شده است. نگران جذب این بازیکن نیستید؟

- همه فوتبالیست‌های ایرانی اشباع هستند. مهرزاد در تمرینات هست و امیدوارم به آمادگی برسد. او فوتبالش را دارد. معدنچی متولد سال 60 است ولی الان خیلی از بازیکنانی که متولد سال 54 هم هستند، بازی می کنند.

• امید دارید معدنچی احیا شود؟

- شاید احیا شود شاید هم نشود. به بازیکنان گفته‌ام نام‌ها در زمین بازی نمی‌کنند. بدن آماده در زمین بازی می‌کند. ان شاءالله ما هم به مهرزاد کمک می‌کنیم برگردد و بازی کند.

• یکی از دستیارانی که در همه تیم‌ها با شما کار می‌کند، زارع است.

- با زارع حدود 20 سال است که کار می‌کنم. او قهرمان دو و میدانی ایران بوده و حتی رکوردار است.  آن مربی‌ای که بگوید همه کار را خودم انجام می دهم؛ آنالیزور خودم، بدنسازی خودم و غیره، بدانید هیچ چیزی بلد نیست و زمین هم خواهد خورد. زارع هم زحمت زیادی برای من و تیم کشیده است. متاسفانه در ایران به هیچ وجه نه مربی‌ها نه مسئولان با هم یکدل نیستیم و دل‌هامان فرق می کند! شاعر می‌گوید:

به کعبه گفتم تو از خاک و منم خاک     چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد که با پا آمدی باید بگردی           برو با دل بیا تا من بگردم
هر جا که با دل نباشی ایمان داشته باش زمین می‌خوری:
لطف خدا بر تو مدارا کند    چون که از حد بگذرد رسوا کند
ادبیات و مداحی زارع هم خوب شده است! (با خنده و شوخی)

• فصل آینده در حافظیه بازی می‌کنید؟

- ایمان داشته باشید تا روزی که در فجر باشیم در زمین مصنوعی بازی نمی‌کنیم حتی اگر به برکناری خودم هم باشد. آن زمین در حد شخصیت استان فارس نیست. هرچند تیم فجر هم تقصیری ندارد.

• به عنوان سئوال آخر؛ از مسئولان استان چه انتظاری دارید؟

- بدون تعارف همه تیم ها در ایران دولتی هستند. این بی عدالتی است که به یک تیم کمک شود و به یک تیم دیگر کمک نشود. فجر، مس کرمان، سپاهان، استقلال، پرسپولیس، فولاد و همه و همه دولتی هستند. به همین خاطر مسئولان موظفند به همه باشگاه‌ها پول بدهند. شاعر می گوید ذره المثقال هم دارد حساب. وقتی به باشگاه‌های دیگر پول می‌دهند عیبی ندارد ولی فقط فجر مشکل دارد؟ با این شرایط کار برایمان خیلی سخت است. جعفری را وزن کنید به خدا جعفری80 کیلوگرم بوده ولی الان60 کیلو هم نیست. آخرش هم در این تیم جان می‌دهد!



نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج