چه چیزی «چه گوارا» را به چریک محبوب تبدیل می‌کند؟
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
زمردی_داخلی1
کلاسینو_1
اپیلاسیون نانا 1
ریزخور_1
سفیر بار ساقدوش_1
لاله زار مال_1
اپیلاسیون نانا 3
ریزخور_3
کلاسینو_3
لاله زار مال_3
زمردی_داخلی3
سفیر بار ساقدوش_3
لاله زار مال_4
اپیلاسیون نانا 4
سفیر بار ساقدوش_4
کلاسینو_4
ریزخور_4
زمردی_داخلی4
لاله زار مال_2
اپیلاسیون نانا 2
سفیر بار ساقدوش_2
ریزخور_2
زمردی_داخلی2
کلاسینو_2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۶۱۶۳۳۲
۱۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۶
۲۵۸۰۹
تاریخ رسمی زندگی چه گوارا تقریبا در همه جا یکسان روایت شده است، البته روایت‌های متعدد. اما بعضا با توجه به دیدگاه‌های فکری متفاوت چپگرایان و سوسیالیست‌های ضد امپریالیستی او را در بالاترین سطح می‌ستایند و امروزه نقش بستن چهره او بر تی شرت‌ها و پرچم‌ها یا دانشگاه‌ها و لیوان‌های قهوه و در و دیوار اکثر شهر‌های دنیا دیگر شهرتی جهانی یافته است.
هفته نامه صدا - هادی اعلمی فریمان: اریک سلین در نقش کارگزار و فرهنگ در انقلاب ها با بررسی نقش حیاتی بازیگران منفرد (کارگزار) و ایده ها (فرهنگ) تلاش می کند تا فصلی جدید در اهمیت این بازیگران را بررسی کند. به زعم او فیدل کاسترو در یکی از مهم ترین مبارزات نظامی و روانی انقلاب، دو تن از کاریزماتیک ترین جانشینان خود را به خارج می فرستاد تا پیاده روی تهییج کننده و مشهور جنگ استقلال را در جاهای دیگر پیاده کنند. یکی از آنها کامیلو سین فرنگس و یکی ارنستو چه گوارا بود.
 
بر این مبنا چه گوارا را عنصری مهم برای متحد ساختن مردم در جهت هدفی انقلابی محسوب می کند که اسطوره انقلاب کوبا را شکل داد. با این مقدمه هدف این یادداشت کوتاه علاوه بر نگاهی اجمالی به زندگی چه گوارا، بررسی او با توجه و از منظر دو دیدگاه است، ابتدا این که می توان و لزوما باید او را در ساختار تئوری های انقلاب واکاوی و تحلیل کرد و سپس این که اگر قرار باشد نگرشی جدید به چه گوارا داشته باشیم به یقین باید با توجه به مفهوم هرمنوتیک او را بررسی کرد.

البته هرمنوتیک باید با کمی تنزل از مفهوم فلسفی آن باشد. مراد من این است که با استناد به معرفت هرمنوتیک به «فرآیند فهم یک اثر» بپردازیم و برای شناخت چه گوارا به عنوان یک اثر تاریخی به روش های متعدد برای بازیابی یک تاریخ و مولفه های متعدد و چند جانبه آن توجه کنیم؛ زیرا درباره چه گوارا نوستالژی عمیقی از آرمانگرایی مطلقی بر ذهن نسلی از انقلابیون و سپس جوانان و دانشجویان به ویژه دانشجویان و جنبش 1968 فرانسه نقش بسته است و این آرمانگرایی خستگی ناپذیر و تسلیم نشدنی امروزه اسطوره همه عدالت خواهان شده است.
 
چه چیزی چه گوارا را به چریک محبوب تبدیل می کند؟

شاید همین یک جمله او برای پایبندی اش به عدالت کفایت کند که باید همیشه آماده باشی تا در اعماق وجودت هر بی عدالتی را که بر هر فردی در هر نقطه ای از دنیا اتفاق می افتد حس کنی، این بهترین خصوصیت انقلابی است.
 
بر این مبنا چه گوارا یک پروژه مطالعاتی با انبوهی از پرسش هاست، که چرا جنبش خاص او ناکام ماند، ارزیابی او از جنبش های دهقانی در آفریقا و بولیوی چه بود و چرا او را در خود حل نکرد و گرفتار قدرت رسمی نشد. او با امید فراوان تا واپسین حیات به مبارزه با امپریالیسم باور داشت و با تلخ کامی و تنهایی در مصاف با مزدوران امپریالیسم کشته شد و همین باور قلبی، او را جاودانه کرده است.

تاریخ رسمی زندگی چه گوارا تقریبا در همه جا یکسان روایت شده است، البته روایت های متعدد. اما بعضا با توجه به دیدگاه های فکری متفاوت چپگرایان و سوسیالیست های ضد امپریالیستی او را در بالاترین سطح می ستایند و امروزه نقش بستن چهره او بر تی شرت ها و پرچم ها یا دانشگاه ها و لیوان های قهوه و در و دیوار اکثر شهرهای دنیا دیگر شهرتی جهانی یافته است و لیبرال ها نیز از منتقدان جدی رفتار و کنش سیاسی او هستند و برخی نیز سکوت می کنند، گرچه عموما او را در پایبندی به باورهایش ستایش می کنند. مگر جهان چند اسطوره از این نوع به خود دیده و می شناسد؟

ارنستو چه گوارا از پدری ایرلندی و مادری اسپانیایی در 14 ژوئن 1928 در «روزاریو» دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین به دنیا آمد. او در خانواده ای ممتاز از تبار اسپانیایی و ایرلندی با گرایش های سیاسی چپ بزرگ شد. «ارنستو» بزرگ ترین فرزند خانواده بود. در سال 1953 از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد و سپس سفر به دیگر کشورهای آمریکایی را آغاز کرد، سفری که نقطه عطفی در زندگی او بود.
 
او را به عنوان یک دانشجوی جوان پزشکی سراسر آمریکای جنوبی را سفر کرده و پس از مشاهده فقر، گرسنگی و بیماری در کشورهای مختلف آمریکای لاتین بهترین شیوه را پناه بردن به اصول مارکسیست – لنینیستی ناب یافت و اردوگاه سرمایه داری غرب را عامل مهمی در به استثمار کشیدن جهان دانست. او در مکزیکوسیتی با رائول و فیدل کاسترو دیدار کرد و به جنبش 26 ژوئیه آنها پیوست که در پی براندازی دیکتاتوری «باتیستا» در کوبا بودند.

«گوارا» در دسامبر 1956 از جمله مبارزانی بود که به منظور آغاز مبارزه چریکی از عرشه کشتی کوچک «گرانما» قدم به خاک کوبا گذاشتند. او که پزشک گروه بود همچون یک فرمانده ارتش شورشی ظاهر شد. در پی سقوط «باتیستا» در دسامبر 1956، چه گوارا یکی از رهبران حکومت تازه کارگران و دهقانان شد و پست های دولتی متعددی چون ریاست بانک مرکزی کوبا و وزارت صنایع به او واگذار شد. چه گوارا بارها به نمایندگی از کوبا در مجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شرکت کرد.
 
او در یک سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «کوبا به اینجا آمده است تا موضع خود را درباره مهم ترین مسائل مورد مناقشه اعلام کند و این کار را با احساس مسئولیت تمام و تا جایی که امکان دارد، از این تریبون به انجام خواهد رساند و در عین حال، گفتاری از سر صداقت و راستی خواهد داشت... باید شاهد خانه تکانی و حرکت رو به جلوی این مجمع باشیم... باید مجمع عمومی نوزدهم در تاریخ سازمان ملل همواره برجسته شود و در یادها بماند. ما برای این هدف تلاش می کنیم.
 
 چه چیزی چه گوارا را به چریک محبوب تبدیل می کند؟
 
 
احساس می کنیم که حق داریم و متعهد به انجام آن هستیم، زیرا کشور ما یکی از نقاط پر اصطکاک جهان امروز است، جایی که اصول حاکم بر استقلال کشورهای کوچک در آن همه روزه بلکه هر دقیقه، به معرض آزمایش در می آید... برای بقا شروع دیگری هم هست: حفظ وحدت ملی، ایمان و قاطعیت در دفاع از کیان کشور و انقلاب... نمایندگان محترم! به استحضارتان می رسانم که این شروط در کوبا وجود دارد. یکی از مسائل مهمی که مجمع باید به آن بپردازد و برای ما اهمیت خاصی دارد که برای آن راه حلی بیابیم، همزیستی مسالمت آمیز بین دولت هایی است که نظام اقتصادی و اجتماعی متفاوتی دارند.»

او در مقام یکی از رهبران جنبش 26 ژوئیه به برگزاری گردهمایی های گروه های سیاسی – که سرانجام در 1965 به بنیان گذاری حزب کمونیست کوبا انجامید – یاری رساند. گوارا در اوایل 1965 از همه مسئولیت ها و پست های دولتی کناره گیری کرد و به منظور کمک به پیشبرد مبارزه های ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری در دیگر کشورها، کوبا را ترک کرد و همراه با داوطلبانی که بعدها «بولیوی» به او پیوستند، نخست به کنگو «زئیر» رفت و در جنبش ضد امپریالیستی آن کشور به رهبری «پاتریس لومومبا» شرکت جست. از نوامبر 1966 تا اکتبر 1967 جنبش چریکی بولیوی را بر ضد دیکتاتوری نظامی آن کشور رهبری کرد. در هفتم اکتبر 1967 در عملیات رزمی ساخته سازمان سیا به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر و روز بعد از آن تیرباران شد.

این معرفی کوتاهی از زندگی بلند و سراسر فراز و نشیب چه گوارا است که ماهیتی جهانی دارد. گرچه تفسیرها از انقلابی بودن تا تروریست جهانی بودن او متفاوت است. اولین راهبرد چه گوارا در زندگی، عمل به انقلاب سوسیالیستی و سپس صدور آن به همه جای جهان تحت ستم بوده است.
 
از زندگی تا مرگ او سپس تبدیل به اسطوره شد. آریل هافمن که زمانی مشاور سالوادور آلنده بود، درباره چه گوارا نکاتی حساس و البته احساساتی را بیان کرده است: «در همان اکتبر 1967 هم که ارنستو چه گوارا – معروف به چه – در جنگل های بولیوی کشته شد، دیگر برای نسل من اسطوره ای بود، نه فقط در آمریکای لاتین، که در سراسر دنیا. همچون بسیاری حماسه ها، قصه پیچیده و پر ابهام این پزشک آرژانتینی که شغل و وطنش را به هدف آزادی فرودستان جهان رها کرد با یک سفر آغاز شد...

چه، قدرت مسلط دنیا. چه، مرشد اخلاقی مردمان دارد اعلام می کند باید از ویرانه های انسان کهن، انسانی نو، انسانی بی منیت و با عشقی سوزان به دیگران، به هستی داد. چه، این مرد سودایی، انقلاب را وا می گذارد تا گرچه دچار بیماری آسم است، در جاهای دیگر نبرد را علیه ظلم و استبداد ادامه دهد.
 
پس چطور می شود این محبوبیتِ همه گیر چه گوارا به خصوص میان جوانان مرفه را درک کرد؟ شاید در این روزگار بی پدر و مادرِ هویت ها و پیوندهای مدام در تغییر و تحول، تصورِ ماجراجوی بی پروایی که سرنوشتِ کشورها را عوض کرد و مرزها را درنوردید و بی آن که حتی یک بار به علائق و اصولش پشت کند از محدودیت ها گذشت، برای جوانِ بی قرارِ عصر ما مطلوب ترین ترکیب را فراهم می آورد، او را به وسطِ عرصه ملتهبِ رعایت های اخلاقی می بَرَد و همزمان برای میل امروزین شان به زدن به کوه و در و دشت هم جذاب و دلپذیر است.

برای آنها که هیچ گاه جا پای او نخواهند گذاشت و ضمنا خودشان را در دنیایی از بدبینی، منافع شخصی، و مصرفِ دیوانه وار گرفتار می بینند، هیچ چیز به قدر رویکردِ «چه» در تحقیر آسایش و رفاهِ دنیوی و امیال معمول و پیش پا افتاده انسانی نمی تواند همدلی برانگیزد و مایه خشنودی شان باشد.
 
 چه چیزی چه گوارا را به چریک محبوب تبدیل می کند؟
 
 
ممکن است آدم فکر کند دوریِ «چه» از ما، این نکته بدیهی که امروز دیگر تکرار کردن راه و رسم زندگی او ناممکن است، او را اینچنین جذاب می کند و آیا واقعا «چه» با موهای هیپی وار و سبیل کم پشتِ انقلابی اش، یک حلقه رابطِ پست مدرنیستیِ عالی نیست برای پیوند زدن دنیای امروز به فقط و فقط نشانه ها و آداب و رسوم و لباسِ دهه شصتی که غیر محافظه کار و پر از فتنه بود. آن گذشته مملو از آشوب؟ آیا قابل تصور است که یکی از تنها دو آمریکای لاتینی که در فهرست مهم ترین شخصیت های قرن بیستم هفته نامه «تایم» آمده، چهره اش خیلی راحت مَسخ شود به نمادِ طغیان و تمرد، چون دیگر خطرناک نیست؟

من نمی توانم خیلی مطمئن باشم. مشکوکم جوانانِ عالم بفهمند مردی که پوسترش از روی دیوار نگاه شان می کند، نمی تواند این قدر آدم بی ربطی باشد، آن قدیسِ بی دینی که آماده مرگ است چون تحمل دنیایی را ندارد که در آن فرودستانِ زمین، آوارگان و واماندگانِ تاریخ، تا به ابد به انبوه حاشیه های دنیا تبعید می شوند.

حتی با این که دیگر به این نتیجه رسیده ام که باید احترام قهرمانان مُرده و وظیفه سنگینی که شهادت شان به دوشِ زندگان می گذارد، نگه دارم اما می خواهم به خودم اجازه دهم پیشگویی کنم یا شاید هشدار می دهم؛ همین الان روی این سیاره بیشتر از سه میلیارد نفر با درآمدِ زیر دو دلار در روز زندگی می کنند و هر روز که می گذرد چهل هزار کودک – بیشتر از هر ثانیه یکی – از بیماری هایی مرتبط با گرسنگی مزمن جان می سپرند.
 
هست، همیشه هست، شرایط ناعادلانه و نابرابر وحشتناکی که دهه ها قبل باعث شد «چه» سفرش را به سمت گلوله تقدیر و عکس در انتظارش در بولیوی آغاز کند. قدرتمندان زمین باید حواس شان را جمع کنند: «پس این تی شرت هایی که سعی کرده ایم او را محصور کنیم، چشمانِ چه گوارا همچنان بی قرار و مشتعل اند.»

دیدگاه های مشابه بسیاری از این دست درباره چه گوارا بیان شده است. فیدل گفت من از مرگ دو تن بسیار متاسف و اندوهگین شدم، مادرم و چه. ژان پل سارتر او را کامل ترین انسان عصر ما نامید. البته این گونه برداشت ها می تواند مبالغه آمیز نیز باشد اما برای عصری که فاقد اسطوره های بزرگ و بعضا اخلاقی است، وجود پدیده ای مانند چه گوارا نعمتی برای بشریت تلقی می شود فراتر از دیدگاه های موصوف.
 
آنچه از زندگی چه گوارا بر می آید این که او به عدالت انسانی و اخلاق در سوسیالیسم باوری جدی و عمیق داشت. صدور انقلاب را نسخه ای مهم و اساسی برای رفع عقب ماندگی جهان سوم می دانست و حرکت به سمت پرولتاریای لترناسیونالیسم و انقلاب جهانی را نسخه پیروزی تلقی می کرد و به انسان تراز نو معتقد بود. گفته های به یاد مانده از او مؤید این دیدگاه است، کما اینکه در راه خود استوار نیز ماند: «اگر تو برابر هر بی عدالتی از خشم به لرزه بیفتی، بدان یکی از رفقای ما هستی و رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی در صف ایستادن نیست، بلکه بر هم زدن صف است.»

و سرانجام در بازگشت به بررسی نقش کارگزار و فرهنگ با استناد به اریک سلین گزاره هایی خواهم داشت: بر اساس فرض او میراث فعالیت انقلابی در آمریکای لاتین بیش از همه بیانگر مکان ها، تاریخ ها و مهم تر از همه قهرمانان است. توپاک آمازو، توسن لوورتور، خوزه مارتی، امایلیانو زاپاتا... چه گوارا از اولین مخالفت ها علیه غاصبان اسپانیایی بودند و نسل های بعدی انقلابیون درصدد بوده اند با توسل به این شخصیت ها و ایده آل ها به مبارزات انقلابی خود قدرت و احترام بخشند. برعکس مردم به دنبال این بودند که مبارزات خود را از طریق اسطوره ای که حول این شخصیت ها ایجاد شده بود معنا و درک کنند.
 
چه چیزی چه گوارا را به چریک محبوب تبدیل می کند؟

کیش انقلابی قهرمانان در بسیاری از جاها به ایجاد فرهنگ سیاسی عمومی مقاومت، شورش و انقلاب انجامیده است. گزاره اصلی سلین این است که یکی از اجزای مهم پتانسیل انقلابی هر جمعیتی این است که رهبران انقلابی از نوع ادراک مردم در خصوص گزینه های پیش رو اطلاع داشته باشند. این گزینه ها منبع عمل جمعی یا جعبه ابزاری از سمبل ها، سرگذشت ها، آیین ها و جهان بینی ها را تشکیل می دهد. منبع عمل جمعی منابع لازم را برای ایجاد استراتژی ها اقدام و نحوه برخورد با جامعه در اختیار بازیگران انقلابی قرار می دهد. بر این مبنا او نقش کارگزار را بسیار حیاتی می داند زیرا رهبران انقلابی برای بسیج مردم از مفاهیم جاودانه مانند عدالت و آزادی، برابری و دموکراسی و رهایی از فقر و رنج استفاده می کنند.

استدلال سلین البته ماهیتی عام دارد و او بیشتر چارچوبی را ارائه می دهد که لاجرم تمام نیروهای نخبه انقلابی با پوششی از این مفاهیم کسب قدرت سیاسی را دنبال می کنند و جامعه مشروعیت لازم این هدف را در اختیار آنها قرار می دهد. اما درباره چه گوارا و معدودی از رهبران مانند گاندی یا ماندلا – که البته استثنا هستند – شاید نتیجه گیری تلاش برای سوء استفاده از قدرت صرف مصداق نداشته باشد، زیرا آنچه اینها را ماندگار و جاودانه یا محبوب کرده است، رعایت اخلاق انسانی در مناسبات سیاسی و توجه به حاشیه نشینان و محرومان و فقرای جهان است و البته پدیده نابرابری مهم ترین نگرانی آنها برای بشریت و مهم تر این که عمل و منش سیاسی در پیوند با اخلاق قرار می گیرد.
 
شاید اگر ماندلا بخشش و گذشت نمی کرد و یا چه گوارا مصالحه می کرد و در ساختار قدرت کوبا می ماند و در سنی کوتاه توسط مزدوران کشته نمی شد، جاودانگی در کار نبود. کنش رفتاری او در پیوند با گفتار او مشی صداقت و راستی در مسیر را به مردم نشان می دهد و همین است که راز ماندگاری اوست.
انتشار یافته: 20
در انتظار بررسی:3
Iran, Islamic Republic of
10:05 - 1396/09/17
با سلام. خیلی ممنو که در مورد با چه گوارا مطلب گذاشتید.من خیلی دوسش دارم یجورایی الگو زندگیمه . شما فکر کنید یه نفر خانواده خیلی ثروتمندی داشته باشه و پزشک هم باشه در واقع همه چی داشته باشه ولی تمام خوشی های دنیوی اش رو ول کرد و رفت مردم یه کشور دیگه رو از ظلم نجات داد. این آدم قطعا کم آدمی نیست. بهتون پیشنهاد میکنم کتاب من «چه» هستم رو بخونید. یادت گرامی« ال چه »بزرگ...
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
این آدم کشت و کشتار زیاد کرده و به بی گناهای زیادی ظلم کرده
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
قاتلی با ایدئلوژی کمونیستی بیش نبوده فقط چون خوش تیپ بوده عکساش باحال در میاد وگرنه استالینی بوده واسه خودش
Iran, Islamic Republic of
15:12 - 1396/09/17
جوانهای جو گیر ایرانی جذب چهره فتوژنیک و عکس مشهور او با کلاه چریکی ستاره دار میشن. بدون اینکه زندگی و کارهایی که کرده رو مطالعه کنن. توصیه میکنم برید کارنامه ش رو مطالعه کنید تا بدونید این اقای به اصطلاح ازادی خواه چجوری مخالفانش رو در افریقا و امریکای لاتین قلع و قمع میکرد. آش به قدری شور شد که حتی فیدل کاسترو ، چگورا رو از خودش دور کرد. بت سازی از انسان ها جاهلانه ست
Iran, Islamic Republic of
05:26 - 1396/09/18
تیپ، قیافه و ژست های خاصی که داشت
United Arab Emirates
15:35 - 1397/03/24
یه شیاد کمونیست بود که مردمش رو به بدبختی کشاند
Iran, Islamic Republic of
12:25 - 1397/07/18
بیشتر به نظرمیاد یک ادم ناارام بوده که هیچ جا بندنمیشد. یکی نبود بگه کشورها توسط مردم خودشون باید تغییرکنند نه توسط یه چریک ودوستانش ازکشوری دیگر.
Iran, Islamic Republic of
13:05 - 1397/07/18
از کسایی که عکس پروفایلشون چگواراست متنفرم
پاسخ ها
یلداY
-
۲۲:۵۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
منم همینطور...یه عده جوگیر به خاطر سنشونه
United Arab Emirates
13:26 - 1397/07/18
ترو خدا در اینستایچهره های خارجی رو بزارید زودتر
Iran, Islamic Republic of
15:16 - 1397/07/18
تاریخ هیچوقت فراموشت نمیکنه
پاسخ ها
یلداY
-
۲۲:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
وحشی گری هاشو فراموش نمیکنه؟؟
بدون نام
Netherlands
۰۳:۲۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۶
اخه تو چی میفهمی
-
15:35 - 1397/07/18
یجوری چگوارا چگوارا میکنید انگار مثلا چه شخص شخیصی بود.....یه آدم عوضی و وحشی و دیکتاتور که بخاطر چهره ژست های مثلا خاصش شده الگوی جوونای جوگیر امروزی بدون اینکه هیچچچی ازش بدونن
Iran, Islamic Republic of
17:14 - 1397/07/19
من نمیفهمم یک زندگی آرام و بی دغدغه و حالا گیرم با معیارهای غربی چقدر بده که یه عده تمام زندگیشون رو میذارن رو مبارزه با امپریالیسم و غرب و این حرفا
معمولا هم به جایی نمیرسن
بنظرم این آدمها هیجان شون زیاده و فقط دنبال راهی برای تخلیه انرژی هاشون هستن واسه همین دنبال جنگ و دعوا با یکی ان
Iran, Islamic Republic of
01:09 - 1397/07/21
با نظرات منفی که از این متن خوندم. متاسفانه از این روحیه این مردم ظاهربین نامید شدم. لیاقت این افراد ساده لوح همین وضعه. میگن چگوارا کشت کشتار زیاد کرده. خب ببینین اوونایی که کشته شدن کی بودن. اگه معیاراتون اینه پس این همه توی تاریخ دین و کشورمون هم از ائمه بگیر تا سرداران و سپاهیان کلی ادم رو از دم تیغ گذروندن پس باید بگیم بی رحم بودن؟

امیدوارم همیشه به هر موضوع تاریخی از بهترین زاویه نگاه کنیم و نیمه پر را ببینیم.
Iran, Islamic Republic of
02:11 - 1397/07/21
تو ایران کسی نمیدونه چریک یعنی چی اصلا فقط بخاطر قیافه و ژستاش اینجا محبوب شد اینجا فقط ظاهر میشناسن والا
Iran, Islamic Republic of
13:03 - 1397/07/21
مردم بزرگی بود همه جای دنیا ازش ب نیکی یاد میکنن
Iran, Islamic Republic of
19:49 - 1398/04/29
فرمانده چه گوارا مرد فوق العاده خوش قلب و پاکدست و درستکاری بوده ، درسته که آدمهای زیادی رو کشته ، منتها کار درستی انجام داده ، بیشتر آدمها موجودات بدی هستند و نبودن شون به نفع دنیا هست ، در هر صورت فرمانده چه گوارا مرد خوشنام و محترم و محبوبی خواهد موند ، درود به روان پاک و دوست داشتنی اش
Iran, Islamic Republic of
16:31 - 1398/06/01
کسانی که میگن یه عده جوگیرطرفدارچگوارا هستند واززندگی وآرمانش وکارهاش چیزی نمیدونند به نظرم خودشون یه مشت خرفت ترسو هستند
من خودم زمانی که با شخصیت چه آشنا زیروبم همه ی کارها واقداماتش رو درآوردم وتااونجای که تونستم سعی کردم همه نظرهای مثبت ومنفی درباره ی ایشون روبدون پیش داوری بخونم
ایشون شخصیتی بی نظیر وقاطع وظلم ستیز داشت که به نظرم بسیار خصلت بی نظیری برای یک انسان است
چه سرشارازناب ترین احساسات پاک ومخلصانه بود
روحش شاد...
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
ادیب_1
دکتر نائبی_1
خرید باکس 1
شیرآلات زمانی_1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
عارفی_1
سوییچ ایران_1
دکتر نائبی_3
سوییچ ایران_3
عارفی_3
ادیب_3
شیرآلات زمانی_3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
خرید باکس 3
خرید باکس 4
عارفی_4
دکتر نائبی_4
شیرآلات زمانی_4
ادیب_4
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
سوییچ ایران_4
خرید باکس 2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
دکتر نائبی_2
عارفی_2
ادیب_2
شیرآلات زمانی_2
سوییچ ایران_2
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
شفا_فوترموبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
زمردی_فوتر موبایل اصلی
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی بانو_فوترموبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
آیلین_تزریق چربی موبایل
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
زمردی_فوتر اصلی
قالیشویی نوین_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
کلینیک النا_فوتر
آیلین_تزریق چربی
شفا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
فنی آتل_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان