درباره «لوگان خوش‌شانس» ساخته جدید سودربرگ
۶۲۹۷۶۸
۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۵
۴۱۴۰ 
وصال روحانـی در روزنامه ایران: استیون سودربرگ که در 10 سال اخیر بارها صحبت از کناره‌گیری از حرفه کارگردانی سینما کرده و هرگز آن را به اجرا در نیاورده و همواره به صحنه بازگشته است، در جدیدترین نمونه فراموش کردن آن وعده بی‌پایه، فیلم «لوگان خوش شانس» را ارائه کرده.
وصال روحانـی در روزنامه ایران:
 
استیون سودربرگ که در 10 سال اخیر بارها صحبت از کناره‌گیری از حرفه کارگردانی سینما کرده و هرگز آن را به اجرا در نیاورده و همواره به صحنه بازگشته است، در جدیدترین نمونه فراموش کردن آن وعده بی‌پایه، فیلم «لوگان خوش شانس» را ارائه کرده که یک کار اجتماعی و نیمه دراماتیک و البته سرگرم‌کننده و مفرح است و بسیاری از بینندگان را به این باور می‌رساند که چقدر خوب است که وی با فراموشکاری هرچه بیشتر همچنان فیلم می‌سازد.

این فیلم، یک داستان مدرن نه چندان رابین‌هودی درباره سرقت‌هایی پر ماجرا و غیر متعارف است که تبعات متعددی در بردارد. گروه سارقان، انواع آدم‌های متضاد را در بردارد و هرچند سودربرگ این کارگردان 54 ساله امریکایی در سه گانه «اوشن» نیز یک گروه از همین دست را رو کرده بود اما این یکی قدری سهل‌انگارتر و ناکارآمدتر ولی در کار خود ثابت قدم است. دامنه کار و وسعت عملیات سارقان به یک مسابقه از سری رقابت‌های اتومبیلرانی ناسکار هم بسط می‌یابد و در شلوغی حاصله سارقان می‌توانند پول زیادی از مردم بالا بکشند اما داستان به ما می‌گوید آنها در نهایت از طبقاتی مثل خودشان سرقت کرده و از رابین‌هود فاصله گرفته‌اند! نگاه طبقاتی به مسائل جامعه معمولاً از ویژگی‌های ثابت کارهای سودربرگ بوده است و این خصلت در فیلم‌هایی از او مانند «ارین بروکوویچ»، «Bubble» و همچنین «مایک جادویی» نمود بارزتری داشته است، هیچ‌یک از کاراکترهای «Logan Lucky» حرف‌های سیاسی نمی‌زنند اما کنش‌های سیاسی بر فیلم سنگینی می‌کند و کارها، رنگ و بوی اجتماعی دارد.

اعضای خاندان لوگان، اهالی ویرجینیای غربی هستند و این ایالتی است که برخی پویش‌های مردمی در ضدیت با تصمیم‌های دولتی در امریکا طی ادوار مختلف به دفعات در آن شکل گرفته است. مشکل اهالی از آنجا ناشی می‌شود که در تضاد با زیبایی ذاتی سرزمین آنجا بخشی از آب منطقه آلوده است و سایر امور هم می‌لنگد و ترانه‌ای معروف از جان دنور خواننده فقید موسیقی محلی امریکا به نام «جاده‌های روستایی، مرا به خانه‌ام برسان» آن قدر هم نشانگر مسائل فوق و حاکی از حس و روح آدم‌های حاضر در آنجا نیست. جیمی لوگان، «بزرگ» این خاندان (چانینگ تاتوم) که ترانه مزبور را برای دختر جوانش سادی (فرح مکنزی) زمزمه می‌کند، می‌گوید هرکس این ترانه را سروده است فقط به زیبایی ریتم و نوا می‌اندیشیده و قطعاً سفری به ویرجینیا نداشته تا به دشواری‌های فراوان زندگی در این محیط پی ببرد. در عین حال جیمی همسو با سودربرگ و براساس قصه فیلم او می‌داند که در ورای همه دشواری‌های زیستی در آن منطقه می‌توان محصولات مختلفی را هم کاشت و درو کرد و به سودهایی رسید. اضافه بر این سودربرگ به‌رغم بار آمدن در فضای فرهنگی اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 امریکا با خصلت‌های یک دهه پیشتر (1970) ناآشنا نیست. این به معنای گذشته‌‌گرایی صرف سودربرگ در این فیلم و گم شدن او در ایده‌های از مد افتاده نیست و برعکس وی با یک حس رئالیستی شرایطی را به تصویر می‌کشد که امریکا را در آن زمان‌ها از خود متأثر ساخته بود.

غریبه  با  شکست

جیمی لوگان عادت نکرده است که در معادلات تجاری و زندگی اجتماعی‌اش شکست بخورد و دم نزند و وقتی با این پیش‌زمینه متوجه می‌شود که همسر سابقش (کیتی هولمز) و شوهر ماشین فروش وی (دیوید دنمن) قصد دارند از ویرجینیا به ایالتی دیگر بروند و سادی را هم با خود ببرند، آشفته می‌شود. کلاید (آدام درایور) برادر جیمی هم که یک دستش را در جنگ طراحی شده توسط امریکا در عراق از دست داده و حالا برای ارتزاق رستوران‌داری می‌کند، معتقد است خاندان لوگان نفرین شده است و گرنه نباید این طور دائماً به مشکلات برخورد می‌کردند، تمامی این موارد و جواب ندادن اقدام‌های آنها در کشاورزی و فروش اندک محصولات مزرعه‌شان، لوگان‌ها را به‌سوی سرقت به‌عنوان راه‌حلی برای امرار معاش سوق می‌دهد و این جیمی است که زودتر از سایرین این نیاز را درک می‌کند و دست به کار می‌شود. او مانند کاراکتر اصلی تریلوژی اوشن یعنی دنی اوشن (جورج کلونی) باید برای ثمردادن برنامه سرقت‌های مورد نظرش یک گروه حرفه‌ای را جور کند و در همین راه کلاید را جذب می‌کند و همین طور خواهر‌شان «ملی» (رایلی کئوگ) را ولی این پایان کار نیست و‌گذار او به یک متخصص مواد منفجره به نام جوبنگ (دانی یل کریگ، جیمز باند فعلی دنیای سینما) هم می‌افتد و دو برادر وی (جک کویید و برایان گلیسون) را هم وارد معرکه می‌کند.

سرقت در مقام یک هنر

در اکثر فیلم‌های مبتنی بر سرقت‌های بزرگ شیرینی برخی کاراکترها و وسعت و هوشمندی عملیات بینندگان را با خود همسو می‌کند و در مورد «لوگان خوش شانس» نیز همین‌طور است. وجه مشترک اکثر این فیلم‌ها تشریح نقشه‌هایی است که گروه سارقان برای رسیدن به هدف خود می‌ریزند و گاهی به‌نظر می‌رسد که براثر دقت زیادی که مبذول می‌دارند، سرقت در دست آنها تبدیل به یک هنر می‌شود و این سیکل کاری از هر چالش سختی نیز عبور می‌کند، زیرا پشت آن آرزوی آدم‌هایی آرمیده است که هر روز و هر هفته از نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی امریکا لطمه می‌بینند.

‌ منبع: Film    Review

مشخصات فیلم

‌ عنوان: «لوگان خوش‌شانس»
‌ ژانر: اجتماعی و کمدی- درام
 محصول: کمپانی‌های فینگر پوینت ریلیزینگ و بلیکر استریت
 سناریست: ربه‌کا بلانت
‌کارگردان: استیون سودربرگ
 مدیر فیلمبرداری: پیتر اندروز
 تدوینگر: مری آن برنارد
 موسیقی متن: دیوید هولمز
‌ طول مدت: دو ساعت
‌ بازیگران: چانینگ تاتوم، آدام درایور، فرح مکنزی، جیم اوهر، دانی یل کریگ، دیوید دنمن، کیتی هولمز، رایلی کئوگ، جک کویید، برایان گلیسون، هیلاری سوانک و ست مک فارلین.
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج