جهانگیری، شریعتمداری و احمدی‌نژاد در یک کلاس
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
اپیلاسیون نانا 1
کتاب لند_1
دکتر استرکی_1
دکتر استرکی_3
اپیلاسیون نانا 3
کتاب لند_3
دکتر استرکی_4
اپیلاسیون نانا 4
کتاب لند_4
کتاب لند_2
دکتر استرکی_2
اپیلاسیون نانا 2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۶۴۰۸۰۱
۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۰۸:۲۶
۶۴۳۵
حسن غلامعلی‌فرد در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: استاد معین لبخند زد و به شاگردها گفت: «خواهش می‌کنم شطرنج بازی کردن‌تان را پایان دهید تا درس را آغاز کنیم». شاگردها بدون آنکه به استاد معین توجه کنند به بازی‌ و هیاهو کردن‌شان ادامه دادند.
حسن غلامعلی‌فرد در ستون طنز روزنامه قانون نوشت:
 
استاد معین لبخند زد و به شاگردها گفت: «خواهش می‌کنم شطرنج بازی کردن‌تان را پایان دهید تا درس را آغاز کنیم». شاگردها بدون آنکه به استاد معین توجه کنند به بازی‌ و هیاهو کردن‌شان ادامه دادند. استاد معین چشم دوخت به روح دهخدا و پرسید: «میشه شما هم کمک کنید تا شاگردها دست از بازی بکشند؟» روح دهخدا همان‌طور که چیز سبزي را با دقت لای ورقه‌ای کاغذی می‌پیچید، با خونسردی گفت: «بازیِ اینا حالا حالاها به پایان نمیرسه».استاد معین خواست حرفی بزند که مدیر مدرسه در را باز کرد و با چهار شاگرد تازه‌ و قد و نیم‌قد پا درون کلاس گذاشت و گفت: «اینا شاگردهای جدید هستن، لطفا توی کلاستون بهشون جا بدید و هواشون رو داشته باشین».
 
روح دهخدا پوف کرد و همان‌طور که سر لوله‌ کاغذی‌اش را آتش می‌زد زیر لب گفت: «به جای جدید بگو تازه‌، به جای لطفا هم بگو خواهش می‌کنم». مدیر اخم کرد و تشر زد: «من مدیر مدرسه هستم، شما باید جایگاه خودتون رو بشناسید و نباید از من ایراد بگیرید!». این را که گفت با خشم از کلاس بیرون رفت. استاد معین با مهربانی از شاگردهای تازه به کلاس آمده پرسید: «میشه نام خودتون رو بگید تا ما باهاتون آشنا بشیم؟» شاگردی که از سه نفر دیگر بزرگ‌تر بود، گفت: «من دهه 50 هستم و این‌ها هم برادرانم دهه 60، دهه 70 و دهه 80 هستن، یه خواهر کوچک‌تر هم به نام دهه 90 داریم که سنش کمه و هنوز به سن مدرسه اومدن نرسیده».
 
روح دهخدا پوزخندی زد و همان‌طور که از سیگار دست سازش کام می‌گرفت، زیر لب گفت: «بوی سوختنتون کلاس رو پر کرده، دست کم یه دوش میگرفتین سپس میومدین سر کلاس!». دهه‌ها با دلخوری به استاد معین نگاه کردند. استاد معین لبخند زد و گفت: «ازش دلخور نباشین، از روزی که روح شده، زبونش تند شده، شما برین هر جا که دوست دارین بشینید». همین که دهه‌ها سوی نیمکت‌ها رفتند، هیاهوی شاگردها بیشتر شد. بازرگان دست دهه 50 را گرفت و گفت: «باید بیای پیش من بشینی، اینجا جا هست». هاشمی روی نیمکتش زد و به دهه 60 گفت: «اینجا جا هستا، باید بیای اینجا بشینی!».
 
خرازي لبخند زد و به دهه 70 گفت: «باید بیای اینجا بشینی!» روحانی دست گذاشت روی شانه دهه 80 و گفت: «تو هم باید بیای پیش خودم». احمدی‌نژاد خودش را انداخت روی دهه‌ها و با خنده گفت: «همه‌تون باید بیاین پیش خودم بشینین، قول میدم تبعیض قايل نشم». شریعتمداری به قاضي‌پور گفت: «به جای این کارا قلعه‌رو یه خونه ببر جلو!» قاضي‌پور خمیازه کشید و گفت: «دهه‌های تازه‌وارد هم باید محک بخورن!» جهانگیری تا این حرف را شنید، جلوی هر کدام از دهه‌ها یک صفحه شطرنج گذاشت. استاد معین گفت: «خواهش می‌کنم بازی رو فراموش کنید و کتاب‌هاتون رو‌ باز کنید». دهه 50 اخم کرد و گفت: «حالا که نوبت ما شد آسمون تپید؟» روح دهخدا حلقه‌ای دود از دهانش بیرون داد و گفت: «بازی کنید بابا!».
 
پس شاگردها به بازی پرداختند و استاد معین بدون آنکه حرفی بزند نگاه‌شان کرد. کمی بعد شریعتمداری گفت: «باید ببازی!».دهه 50 با کلافگی گفت: «چرا آخه؟» هاشمی گفت: «اسب سیاه با حرکت ایکس فیل سفیدت‌رو می‌خوره!» دهه 60 بغض کرد و گفت: «ولی من دلم میخواد اسب سیاه و فیل سفید با هم عروسی کنن، شايد نيمه گمشده همديگه باشن». یکی گفت: «شاگردهای دختر نباید شطرنج بازی کردن شاگردهای پسر را نگاه کنند». مولاوردی گفت: «وا!» و سپس رویش را برگرداند! احمدی‌نژاد گفت: «همه‌تون رو با یک حرکت مات می‌کنم».
 
دهه 70 با شگفتی گفت: «نمیشه که!» احمدی‌نژاد رُخش را برداشت و چسباندش به وزیر. دهه80 خندید و گفت: «اینجوری که وزیر من رخت رو میزنه».عباسی گفت: «نباید بزنه!». خنده روی لب دهه 80 ماسید. دهه 50 با کلافگی از استاد معین پرسید: «آقا معلم میشه ما کلاسمون رو عوض کنیم؟ اینا همه‌اش توی بازی جر ميزنن». استاد معین بدون آنکه حرفی بزند سوی روح دهخدا رفت و پرسید: «سیگاره؟» روح دهخدا حلقه‌ای دود بیرون داد، سیگارش را سوی استاد معین گرفت و پرسید: «می‌کِشی؟» استاد معین پاسخ داد: «آره» و کشید... .
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
استخدام_1
شیرآلات زمانی_1
بهمن پور_داخلی1
استخدام_3
شیرآلات زمانی_3
بهمن پور_داخلی3
استخدام_4
شیرآلات زمانی_4
بهمن پور_داخلی4
استخدام_2
بهمن پور_داخلی2
شیرآلات زمانی_2
شفا_فوترموبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
آیلین_تزریق چربی موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر کاشت ابرو
کیان برنا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
کلینیک فرشته_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
فنی آتل_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
شفا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
تدبیرکالا_فوتر
کلینیک النا_فوتر
آیلین_تزریق چربی
رستوران باغ بهشت _فوتر
رستوران پارسیان_فوتر