داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی
۷۴۵۴۵۶
۲۹ آبان ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۸
۲۰۰۲۷۲
عشق فقط تعریف کردن، گل و موسیقی نیست، عشق کار سختی است که نیاز به تلاش از هر دو طرف دارد. گاهی اوقات کاری که می‌کنیم بیشتر از جملات عاشقانه، عشق ما را نشان می‌دهند.

برترین‌ها: عشق فقط تعریف کردن از یکدیگر، گل و شعر و موسیقی نیست، عشق کار سختی است که نیاز به تلاش هر دو طرف دارد. گاهی اوقات کاری که می‌کنیم بیشتر از جملات عاشقانه، عشق ما را نشان می‌دهند. در اینجا چند داستان کوتاه عاشقانه و زیبای واقعی می‌خوانید.

  • در حال رانندگی به سمت محل کارم بودم که یک زوج جالب توجهم را جلب کردند. یک خانواده جوان که یک بچه کوچک داشتند. دختر مشکل شنوایی و گفتاری داشت بنابراین آن‌ها با زبان اشاره با هم حرف می‌زدند و به خاطر او زبان اشاره را یاد گرفته بودند. در حالی که ما گاهی یک «ببخشید» ساده هم نمی‌توانیم بگوییم. این عشق واقعی است.

داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی

  • پدربزرگ و مادربزرگ من ۸۰ سال، یعنی از ۱۵ سالگی با هم بودند. آن‌ها در جنگ هم با هم بودند، پدربزرگم دستش و مادربزرگم شنواییش را از دست داد. آن‌ها فقیر و گرسنه بودند، شش بچه بزرگ کردند و خانواده‌شان را حفظ کردند. وقتی بازنشسته شدند، نزدیک دریا رفتند. مادربزرگم دو بار سرطان را شکست داد و پدربزرگم یک بار سکته کرد. او همیشه برای مادربزرگم گل می‌خرید و یکدیگر را واقعا دوست داشتند. آن‌ها در ۹۵ سالگی و به فاصله یک روز درگذشتند.

داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی

  • هر سال، سالگرد ازدواجمان، همسرم برای من یک پیام می‌فرستد: «خانم جانسون، آقای اسمیت را به عنوان همسر آینده‌ات قبول می‌کنی؟» من لبخند می‌زنم و جواب می‌دهم: «بله»

  • وقتی پدرم ۳۵ ساله بود، نیاز به عمل قلب فوری داشت. تمام مدتی که در بیمارستان بود مادرم کنارش بود. روز جراحی پدرم ۵ روز قبل از تولد مادرم بود و پدرم درد زیادی داشت. مادرم روز تولدش بیدار شد و پدرم را ندید. او ترسید و دنبالش گشت. او از بیمارستان بیرون دوید و پدرم را با یک دسته گل، یک کیک و شکلات دید. او به سختی راه می‌رفت، اما لبخند می‌زد و عشق در چشمانش بود.

داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی

  • من ۱۹ ساله بودم و او ۲۴ ساله بود. او اولین عشق من بود. ما دو سال با هم بودیم و من عاشقش بودم. یک روز به من گفت: «دیگر نمی‌خواهم با هم قرار بگذاریم.» من نابود شدم. سس یک حلقه درآورد و گفت: «می خواهم با تو ازدواج کنم.» پنج سال بعد به او گفتم عاشق کسی دیگر شده ام. او تعجب کرد و پرسید: «چه کسی؟» گفتم: «پسر یا دخترمان، هنوز نمی‌دانم.» انتقام شیرین است.

داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی

  • سه سال بود با هم زندگی می‌کردیم و او اصلا احساساتی نبود. من در حال پختن شام بودم که از پنجره بیرون را نگاه کردم و دیدم روی زمین با گل رز نوشته شده «مری، دوستت دارم» من برای دختری که این پیام برایش نوشته شده خوشحال شدم و بعد فهمیدم خودم هم مری هستم. با خودم فکر کردم «یعنی کار اوست؟» درست همان لحظه پیام داد: «کمی گوشت سرخ کن، گرسنه هستم. خیلی طول کشید با گلبرگ‌های رز بنویسم.»

  • وقتی از من خواستگاری کرد به او گفتم «اگر با هم ازدواج کنیم، هیچ وقت اجازه نمی‌دهم بروی» او خندید و گفت: «پس محکم نگهم دار» ما به ماه عسل رفتیم. فکر شیرجه زدن از صخره در دریاچه احمقانه بود. او بازنگشت. وقتی او را به ساحل کشیدم و احیای قلبی ریوی را انجام دادم، گریه می‌کردم و فریاد می‌زدم: «نمی گذارم بروی» او صدای مرا شنید و شروع به نفس کشیدن کرد.

داستان‌های عاشقانه کوتاه، اما واقعی

  • شوهرم برای اینکه مرا غافلگیر کند یاد گرفت چطور پن‌کیک بپزد و آن را در هوا برگرداند. او خیلی برای این کار تلاش کرده بود، چون لکه‌های چربی را روی سقف می‌دیدم.

  • پدر و مادرم ۳۵ سال است ازدواج کرده اند. در دو سال اخیر مادرم مبتلا به زوال عقل شده و هر روز که پدرم را می‌بیند انگار اولین بار است. او هر بار تا پایان روز عاشق پدرم می‌شود، چون هیچکس به اندازه پدرم به او اهمیت نمی‌دهد.

منبع: brightside

الهام مظفری
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 130
در انتظار بررسی:24
Iran, Islamic Republic of
18:17 - 1397/04/23
من گریه ام گرفت خیلی قشنگ بود
پاسخ ها
مارس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
تو ک همیشه اما هی واسه گریه کردن
خشم شب
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
جزو ی از شخصیت بنده است
سونیا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۲
با اینکه ی دخترم اما به این سادگی گریم نمیگیره خوش بحالت خیلی سخته نتونی گریه کنی مثل من که الان دو ساله نتونستم ی دل سیر گریه کنم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
عالی بود
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
گریه کردی؟
بیای زندگی منو ببینین ک خودکشی میکنی:/
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
۱۳:۲۵
آره آره موافقم
Iran, Islamic Republic of
18:29 - 1397/04/23
عالی بودن .. کاش همچین عشقایی وجود داشت ♥
پاسخ ها
گنزق
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۵
بی شک وجود داره
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
عالی
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
عشق ب رفیق
اندیا
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۱
من دوست داشتم واقعی بود
Iran, Islamic Republic of
20:38 - 1397/04/23
من از بس طولاني بود حال نداشتم بخونم! الكي مي گين كوتاه! يه بار شد حرف راست بزنين؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۵
ما کتاب چهار جلدی میخونیم تهش که تموم مبشه میگیم حیف شد چه کم بود بعد تو یه پاراگرافو میگی زیاد؟!واقعا راست میگن آمار مطالعه تو کشور ما افتضاحه ملت چهارتا خط هم نمیخونن بعد برای کارای نه چندان مهم یه روز وقت میذارن
سونیا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۲
این الان کجاش طولانی بود؟
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
یه ذره کتاب بخونی به متن های بلند عادت می کنی
متاسفانه شبکه‌های مجازی باعث شدن برای هر چیزی بی حوصله باشیم
خود من بعد از خواندن کتاب ۱۲ جلدی سرزمین اشباح گریم گرفت
چون خیلی زود تموم شد
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
بدون نام 14:29 واااای منم سرزمین اشباحو خودم خیلی خوب بود من کلی گریه کردممم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۰
وای منم همه رو خوندم دیونه کنندس
Iran, Islamic Republic of
20:45 - 1397/04/23
اگه ما هم به دور و اطرافمون بهتر نگاه کنیم،خیلی موقعیت های مشابه پیدا می کنیم.

سالها قبل از تولد من،مادرم مریض شد و تهران بستریش کردن. پدرم با وجود اینکه معلم بود و باید مدرسه می رفت چند روز اول رو کامل پیش مادرم بود بعدش هم چون باید می رفت سرکار،تا ساعت ۴ صبح پیشش می موند و بعد تا ساری رو رانندگی می کرد،ساعت ۱/۳۰ که مدرسه ها تعطیل می شدن دوباره تا تهران رو رانندگی کرد و مجبور بود روی صندلی های بیمارستان بخوابه،خلاصه تا چند روز کارش این بود تا بالاخره مادرم مرخص شد.
پاسخ ها
V
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۳
چقدر قشنگ بوووووددد
خشم شب
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۳
پدرت خیلی مهربون قدرشو بدون
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
خدا براي هم حفظشون كنه
سونیا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۲
خوش بحال مامانت چه شوهر خوبی داره خدا برای هم نگهشون داره
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
بعد من که به دنیا اومدم چون برف بود بابام حال نداشت بیاد نیومد:/
بدون نام
United States
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۹
افرین عالیه
Iran, Islamic Republic of
21:05 - 1397/04/23
به قول حافظ:

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب

کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
به به عجب شعري
ارتمیس
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۸
خیلی داستان ها قشنگه من عاشق رمان هم من دیگه تو فضای ☺☺مجازی نمیرن داستان میخونم
Iran, Islamic Republic of
22:07 - 1397/04/23
کاش میتونستم همچین عشقی داشته باشم،واقعا تامل برانگیز و زیبا بود...
پاسخ ها
سونیا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۲
این روزا همه عشقا شدن کشکی
من اونو دوست دارم اون کسه دیگه رو و اون شخص کس دیگه و اون هم کس دبگری و در این میان همه ما تنهاییم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
ان شاءالله بزودی
Iran, Islamic Republic of
23:04 - 1397/04/23
خیلی قشنگ بود گریم گرفت...اینا همه چیزای ساده ایی هست که دور و برمون هست و نمیبینمشون
Iran, Islamic Republic of
02:40 - 1397/04/24
انتقام شیرین چه قشنگ بود ♡
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
واقعا خوبه یادش نرفته و به موقعه تو کاسه شوهر محترم و نمکدون گذاشته
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
اگه ایرانی بودن اول زنه رو میکشت بعد میفهمید منظورش بچه شون بوده
Iran, Islamic Republic of
07:33 - 1397/04/24
من بغضم گرفت . خيلي خوب بود
Iran, Islamic Republic of
01:50 - 1397/04/27
خیلی قشنگ بود مرسی
United Arab Emirates
19:08 - 1397/04/28
تو زندگی همه هست اگه بتونیم ببینیم و قدر بدونیم و واقعا ببینیم اگه کسی رو دوست داشته باشیم و ببینیمش از بدیاشم خوشمون میاد
Iran, Islamic Republic of
15:43 - 1397/05/08
بغض کردعم
عشق خیلی چیز خوبیع ولی... خیلیا اسمشو برای دیگران نفرت انگیز میکنن
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۲
وقتی خودت ازش متنفر میشی نیاز به بقیه نیست
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۷
درسته حرفتان قبول دارم
Iran, Islamic Republic of
08:54 - 1397/07/08
واقعا عالی بود کاش منم همچین عشقیو تجربه میکردم
United Arab Emirates
22:39 - 1397/07/08
پرفکت
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
اَ اانگلیسی بلدی خوش به حالت!!!!!!!!!!!!
Iran, Islamic Republic of
14:20 - 1397/09/14
انتقام شیرین خیلی خیلی زیبا بود
Iran, Islamic Republic of
21:15 - 1397/09/16
خیلی جالب و جدید بود . برای من تازگی داشت .
Iran, Islamic Republic of
10:24 - 1397/10/17
خیلی افتضاح
فقط آخریه متوسط بود
Iran, Islamic Republic of
21:51 - 1397/10/20
خیلی خوب بودن آدم احساس میکنه هیچ وقت نمیتونه این عشقا رو تجربه کنه ولی بازم امیدواره
Iran, Islamic Republic of
01:43 - 1397/10/27
خیلی عالی بودن داستانا
انشالله همه به عشقشون برسن
Iran, Islamic Republic of
01:43 - 1397/10/27
خیلی عالی بودن داستانا
انشالله همه به عشقشون برسن
Iran, Islamic Republic of
13:53 - 1397/10/28
عشق بزرگترین ترین نعمت اللهی هست ای کاش منم همچین عشق هایی رو تجربه می کردم.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۷/۱۲/۰۴
قشنگ بوددددددد
امیرعلی
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۱
عشقهایی؟؟
مگه قراره عاشق چند نفر بشی؟
ولش کن دادا بنزین چند؟؟
Iran, Islamic Republic of
16:44 - 1397/11/22
it is very amazingand
blue
thanks for this
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
این یعنی چی؟ هر کی فهمید بیاد فارسیشو بگه!!
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
الان فازت چیه؟
اشتباه گرامریم داری تازه،،، خو مجبورت کردن مگه
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۱
حالا این چی چی بود گفتی؟!
Iran, Islamic Republic of
19:48 - 1397/11/25
همشون خیلی خوب بودن اما ای کاش واقعی باشن شما ها میگید واقعی.آره هست اما تا حدودی. نه. زیاد خب خوشبحال اوناییکه که عشقشون. مث داستان هاست آرزوی موفقیت واسه همتون
پاسخ ها
پانایسا
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۶
اهه
خه
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۶
اههه
Iran, Islamic Republic of
22:22 - 1398/04/17
من و پسر عموم قرار ازدواج گذاشته بودیم اون ۱۹سالش بود و من الان ۱۷سالمه قرار بود که وقتی بیست و دو سالش شد باهم عقد کنیم.اخرای اسفند پارسال یه چند روزی مریض شدم و توی بیمارستان بستری بودم هر روز بهم زنگ میزد اما یه روز بهم زنگ نزد حتی کسی بهم چیزی نگفت وقتی از بیمارستان مرخص شدم فهمیدم که چون از دوستش دفاع کرده اون رو کشتن با چاقو زدن به رگ اصلی قلبش
حالا من موندم و یه عشق مرده
پاسخ ها
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۳
خیلی متاسفم براتون عشق غم انگیزی بود
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
رزی جان کمتر شر و ور بخون و از سر کار گذاشتن ملت لذت نبر. الان هم برو سر درس و مشقت
Iran, Islamic Republic of
15:53 - 1398/07/06
کاشکی همه به آرزوهاتون برسین
Afghanistan
14:03 - 1398/08/05
سلام در این زمانه بالای هیچ کسی اعتماد نمیشه لطفا خودتان را فریب ندهین هیچ عشق واقعای وجود ندارد
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
قبلا هم نبوده ولی الان مردم به شعورِ قبول این واقعیت رسیدن
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۱
کاش این منفی بافها می مردند اه
فاطی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۳ - ۱۳۹۸/۱۰/۱۳
لعنت به هر چی عشقه .هر بلای میاد به سرمون از همین دل زبون نفهممونه.....آخ آخ
Iran, Islamic Republic of
21:35 - 1398/08/08
خوب بود . میشه چند رمان عاشقانه و غمگینو بهم معرفی کنید .
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
برو شوهر آهو خانم رو بخون یا سور بز
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
خب برای چی میری دنبال رمان غمگین؟!!!!
Iran, Islamic Republic of
11:27 - 1398/08/29
آن آتشی که در دل ما شعله میکشد...اگر در میان دامن شیخ اوفتاده بود..دیگر به ما ک سوخته ایم از شرار عشق...نام گناهکاره رسوا نداده!!!
من به عشق اولم نرسیدم اما هیچوقت از اینکه عاشقش شدم پشیمون نیستم چون با عشقش تو قلبم حالم بهتره..چون همیشه درونم جریان داره..همینکه دورادور ازش خبر دارم انگار دارمش..همینکه خوابشو میبینم خودمو کنارش تصور میکنم،نبودشو جبران میکنه...حتی با گریه و دلتنگی سخت
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
قربونت حرف دلمو ردی
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
لطفا تا اینجوری هستین شوهر نکنین و با همین حال خرابتون زندگی کنین و وارد زندگی هیچ مردی نشین
Iran, Islamic Republic of
11:54 - 1398/08/29
در زندگی اشتباه کردم و به کسانی که عاشقانه دوستم داشتند بخاطر بدبینی و کمال گرایی ، اعتماد نکردم و فرصت در کنار من بودن رو ازشون گرفتم. خدا من رو ببخشه
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۹
((فرصت در کنار من بودن رو ازشون گرفت))
به خاطر همین غرور مزخرفت لایق اینی تمام عمرتو تو تنهایی بپوسی!
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
تو حبیب نیستی؟
Iran, Islamic Republic of
12:50 - 1398/08/29
خیییییییییلیییی قشنگ بود عالی ممنون!
Iran, Islamic Republic of
13:28 - 1398/08/29
بهترین حس دنیا دوست داشتن و دوست داشته شدن است..
یادم نمیاد از کی
Iran, Islamic Republic of
13:44 - 1398/08/29
حالا زن و شوهر های ایرانی اکثرا بخاطر بچه ها همدیگه رو تحمل می کنند
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۳۰
مثل من
فاطمه
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۵ - ۱۳۹۸/۱۰/۱۳
عاره بخدا .اسیر بچه شدیم ..حیف جوونیمون که به سرعت برق و باد میگذره .....لعنت به این زندگی
Iran, Islamic Republic of
14:48 - 1398/08/29
عاشق شدم ....اما حیف دیر فهمیدم......وقتی ک دیگه کار از کار گذشته بود،خدا منو ببخشه بخاطر ظلمی ک در حق خودم کردم
Iran, Islamic Republic of
16:41 - 1398/08/29
کیا مثل من منتظر حشمت عزیزی ملک آبادی بودن
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۲
من
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۲
من
Iran, Islamic Republic of
19:09 - 1398/08/29
زندگی فرصت ماشدن ازجدایی هاست،زندگی با او مثل یک رویا زیباست.♡
Iran, Islamic Republic of
19:36 - 1398/08/29
چه جالب من یکیو میشناسم زن بیچاره داشت میمرد شوهرش بیخیال اصلا نبردش بیمارستان.به مردای ایرانی نمیاد این کارا
Iran, Islamic Republic of
00:35 - 1398/08/30
پدر و مادرم واقعا عاشق هم بودن 4ماه پیش پدرم فوت کرد مادرم توی این 4ماه کلی پیر شده و روحیه نداره قلبش رو عمل کرده و شب روز گریه میکنه بعد 35سال زندگی مشترک همیشه هر وقت مزاحم(من و داداشام)نداشتن با هم حرف میزدن و پچ پچ میکردن
ایشالا که خدا همه پدر و مادر ها و عاشق ها رو کنار هم نگه داره
Iran, Islamic Republic of
02:23 - 1398/08/30
با‌سلام خیلی جالب بود من ی پدر دارم ۷۵ سالشه تا یاد میدم به مامانم میگه میخوام زن بگیرم
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۱
تقصیر مامانته که اینقدر بهش رو داده اگه یک بار جلوش در اومده بود خودش را جمع می کرد مرد بی تربیت
Iran, Islamic Republic of
06:19 - 1398/08/30
مادر و پدر من هیچوقت مثل زوج های امروزی جلوی همه ژست های عاشقانه جلوی دوربین نمیگرفتن و الکی قربون صدقه های درشت نثار هم نمیکردن تا اگر کسی مجرده دلش نخواد ....اما با وجود تفاوت های بی شمارشون سالهاست کنار هم زندگی میکنن ....
Iran, Islamic Republic of
23:47 - 1398/08/30
منم خانمم هم عاشق همیم صبحا میخوام برم سرکار بوسش میکنم میرم، سر
کارهم که همش فکرم پیششه هر ساعت بهش زنگ میزنم شب تا میرسم خونه
دوباره بغلش میکنم نوازشش میکنم خانمم دست پختش خیلی خوبه همیشه با غذاهای خوشمزه و لذیذش منو غافلگیر میکنه بالاخره سرتونو در نیارم منو خانمم واقعا عاشق همیم قبل از اینم که ازدواج کنیم دوست بودیم و خداروشکر خیلی شکر میکنیم که بهم رسیدیم
پاسخ ها
نسترن
United Arab Emirates
۰۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۰۳
تازه ازدواج کردین؟
فاطمه
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۱۰/۱۳
خوش به سعادتون.
Iran, Islamic Republic of
00:25 - 1398/09/01
چنین متن هایی به آدم دلگرمی و امید میده. امیدوارم همه ما عشق حقیقی رو تجربه کنیم.
Iran, Islamic Republic of
16:13 - 1398/09/01
خدایا زندگی عاشقانه را نصیب همۀ بندگانت بکن. آمین
Iran, Islamic Republic of
00:26 - 1398/09/14
.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۳۰ - ۱۳۹۸/۱۰/۱۳
⁦☹️⁩
Iran, Islamic Republic of
17:27 - 1398/10/18
عشق فقط توی قلبای مهربونه
Iran, Islamic Republic of
17:52 - 1398/10/23
عالی بود.ولی تو این دوروزمونه عشق واقعی وجود نداره همش برا نیاز آقاپسراست .
Iran, Islamic Republic of
14:26 - 1398/10/30
اوایل عاشق شوهرم بودم هر کاری که ادم واسه عشقش میکنه براش کردم اما اون واسش مهم نبود میگفت عشق دیگه چیه پونزده سال گذشته انقدر پسم زدحالا میگه دوست دارم اما من میگم عشق دیگه چیه
Iran, Islamic Republic of
03:11 - 1399/01/26
عشق خوبه ولی الان همه عشق ها هوس شده.هما پسر های جوان بی فکر الان به دنبال آزار دختر های جوان افتاده اند. لطفا لطفا پاسخ بدید بهم.من خودم عشق داشتم خیلی هم دوستش داشتم اما اون به خاطر هوس منو دوست داشت و به خاطر هوس منو آزار جنسی می داد. منم به خاطر عشقی که بهش داشتم هی هیچی نگفتم....آه...آه...
پاسخ ها
سایمون
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۲/۰۸
وقتی که خودت همه چیو میدونی چرا اجازه دادی هه متاسفم
Iran, Islamic Republic of
01:23 - 1399/02/02
هیچ چیز به اندازه عشق به ادم قدرت نمیده...........
Iran, Islamic Republic of
12:07 - 1399/02/05
عشق از آنه مردانه شجاع هست .... ن اینکه به عشقت زنگ بزنی بگی سلام عششقم و در جواب بگه خواهر جون من نامزد شدم مزاحم نشو .... مشترک مورد نظر خاموش میباشد
پاسخ ها
ترک
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۲/۰۸
گرفتی مارو؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
16:55 - 1399/03/28
عالی بود خیلی خوب بود اما غمگین
Iran, Islamic Republic of
15:30 - 1399/04/04
عشق عاشقی همش الکیه همچین چیزی اصلا وجود نداره ووووجووووودندااااارهه
Iran, Islamic Republic of
07:58 - 1399/04/23
لعنت به عشقی که بهش نمیرسی و فقط عذاب میکشی
Iran, Islamic Republic of
13:39 - 1399/08/15
من از شوهرم دوازده سال بزرگتر هستم شوهرم هفده ساله بود و من بیست ونه ساله بودم که ازدواج کردیم با وجود مخالفتهای بسیار شدید خانواده هامون ما با هم ازدواج کردیم اما خانواده هامون با ما قطع رابطه کردند حالا من و شوهرم بعد هفده سال زندگی صاحب دو دختر پانزده و دوازده ساله هستیم شوهرم میگه سن و سال مهم نیست مهم عشقه نظر من هم مثل شوهرمه ما عاشق همدیگریم من سعی میکنم از نظر زیبایی خودمه تامین کنم ولی شوهرم میگه من عاشقتم برا عشق مهمه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج