انتقام از همسر و جاری سنگین تمام شد
۹۹۴۱
۰۹ مهر ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۶
۱۱۹۴۱ 
او مرا با عصبانيت از خانه بيرون کرد و با اين تصور که مريم از اين رابطه خبر دارد موضوع را به برادر خود اطلاع داد. به دليل اين مسئله درگيري شديدي در خانواده پدر شوهرم و خانواده جاري ام به وجود آمد و شوهر مريم نيز او را از خانه بيرون کرده است.
مهم نبود که چه اتفاقي مي خواهد بيفتد فقط مي خواستم از او و همسر برادرش انتقام بگيرم. افسوس که نمي دانستم با اين ندانم کاري سرنوشتم را تباه مي کنم و کارم به اينجا کشيده خواهد شد.

زن جوان قطره هاي اشک را از روي صورتش پاک کرد و با صدايي بغض آلود در دايره اجتماعي کلانتري خواجه ربيع مشهد گفت: ۲سال است که ازدواج کرده ام و پنج ماه ديگر فرزندم را به دنيا خواهم آورد. من و حامد زندگيمان را با عشق شروع کرديم و حتي قبل از ازدواج همسر برادر شوهرم رابط بين ما بود تا بيشتر همديگر را بشناسيم.

ما روزهاي اول مشکل خاصي نداشتيم اما محبت هاي حامد به همسر برادرش باعث شد تا حسودي ام بشود و مدام به او گير مي دادم که چرا اين قدر به زن برادرت احترام مي گذاري و ...!

همسرم که نسبت به اين رفتارم حساس شده بود بناي لجبازي گذاشت و بيشتر از قبل به مريم محبت مي کرد. جاري ام نيز که متوجه شده بود من حسودي مي کنم برخوردي نشان مي داد که مرا بيشتر عذاب بدهد.

در اين شرايط احساس تنهايي عجيبي مي کردم و دچار افسردگي شده بودم. نمي دانم چرا فکر احمقانه اي به سرم زد و تصميم گرفتم از حامد و همسر برادرش انتقام سختي بگيرم.متاسفانه من با برادر مريم که از روز اول نگاه شيطاني داشت به صورت تلفني و پيامک رابطه اي مخفيانه برقرار کردم.

چند ماه از اين ماجرا گذشت و شوهرم که به حرکات و رفتارم مشکوک شده بود توجه بيشتري نسبت به من نشان مي داد. با محبت هاي حامد به رابطه ام با برادر جاري ام پايان دادم اما او دست بردار نبود و مدام تهديدم مي کرد که اگر با او قطع رابطه کنم سي دي ضبط شده گفت وگوهاي تلفني و پيامک هايمان را به خانواده شوهرم نشان خواهد داد.

زن جوان افزود: من نمي دانستم چکار کنم و حتي طلاهايم را به برادر مريم دادم تا همه چيز را فراموش کند. اما فايده اي نداشت و او هم چنان برايم ايجاد مزاحمت مي کرد. ديروز با او تماس گرفتم و با گريه و التماس گفتم که من باردار هستم و خواهش کردم که پاي خودش را از زندگي ام کنار بکشد.

اما شوهرم که از سر کار به خانه برگشته بود ناگهان به داخل اتاق آمد و گوشي تلفن را از دستم گرفت. برادر جاري ام از ترس گوشي را بلافاصله قطع کرد اما حامد وقتي حافظه تلفن را بررسي کرد متوجه شد که با چه کسي صحبت مي کردم.

او مرا با عصبانيت از خانه بيرون کرد و با اين تصور که مريم از اين رابطه خبر دارد موضوع را به برادر خود اطلاع داد. به دليل اين مسئله درگيري شديدي در خانواده پدر شوهرم و خانواده جاري ام به وجود آمد و شوهر مريم نيز او را از خانه بيرون کرده است.

مي دانم با اين آبروريزي که به بار آمده چه خاکي بر سرم بريزم و شوهرم با تهمت هاي ناروا مي گويد بهتر است هرچه زودتر بچه ات را سقط کني و...!

منبع:تابناک

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران


انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج