۷ سکانس مشهور که از فرط بغض تن و بدنتان را میلرزاند
در دنیای سیاه و سفید پیرامون ما گاهی اشک مرهمیست بر تمام دردهایی که تا مرز استخوانمان را خراش میدهد.
برترینها: در دنیای سیاه و سفید پیرامون ما گاهی اشک مرهمیست بر تمام دردهایی که تا مرز استخوانمان را خراش میدهد. دنیای سینما هم راوی خوبیست برای تمام سیاهیهایی که خواسته و ناخواسته به دور زندگی انسان یا هر موجود زندهای حلقه میزند. در این مطلب به سراغ چند سکانس میرویم که مخاطب را ناخواسته اشکی میکند و احتمالا شما نیز با خواندن آن چشمانتان کمی تر شود. با ما همراه باشید.
اسکار شیندلر در فهرست شیندلر
اگر فهرست شیندلر را دیده باشید، قطعا بارها و بارها در طول فیلم اشکتان درآمده! فیلم روایتگر داستان اسکار شیندلر، صنعتگر آلمانیست که در طول جنگ جهانی دوم، با به کارگیری بیش از هزار پناهنده عمدتا یهودی لهستانی در کارخانهاش، آنها را از هولوکاست نجات میدهد. در ابتدا شیندلر این هدف والا را ندارد و در واقع بعد از دیدن تلاشهای چشمگیر کارگران یهودی برای زنده ماندن، تصمیم میگیرد خودش را وقف تسهیل شرایط و زنده نگه داشتن آنان کند.
سکانس خداحافظی لیست شیندلر با موسیقی درخشان جان ویلیامز در واقع خداحافظی کارگران لهستانی از اسکار شیندلر است. در این لحظات پایانی شیندلر از این حقیقت که شاید میتوانست افراد بیشتری را از مرگ نجات دهد اظهار تاسف و پشیمانی میکند.
سکانس پایانی فیلم میم مثل مادر
میرسیم به فیلمی که احتمالا همه ایرانیها با آن گریه کردهاند. در یکی از سکانسهای پایانی این فیلم که از آثار درخشان رسول ملاقلیپور است، سعید (علی شادمان) که پسربچهای با مشکلات تنفسی است، در حالی روی صحنه میرود و ویولن میزند که مادرش (گلشیفته فراهانی) در بستر بیماریست و حال خوبی هم ندارد. اصلا همان ترانه غمگین «دنیا اگه خوب اگه بد، با تو برام دیدنیه» به تنهایی آتش میزند بر دل مخاطب میم مثل مادر.
هاچی: داستان یک سگ
هاچی داستان یک وفاداری مطلق در عصر بیوفاییهاست. یک انتظار مداوم وتمامنشدنی با غمی که ظاهرا انتهایی نخواهد داشت. رنجی ده ساله برای پروفسور برای او جانی نمیگذارد. در آخرین لحظه او دوباره پروفسور را میبیند و بعد به آرامی تسلیم این رنج بیپایان میشود.
داستان این فیلم بسیار متأثر کننده و تأثیرگذار بود و حتی یک مجسمه از هاچی در ایستگاه قطار در ژاپن برای ساخته شد و او تبدیل به سمبل وفاداری در ژاپن شد. حتی یک مجسمه برنزی از هاچی در رود آیلند محل ساخت فیلم نیز برای هاچی میسازند. هاچی بعد از مرگش در نزدیکی محل دفن پروفسور به خاک سپرده شد.
ناصر خاکزاد / متری شیش و نیم
ناصر خاکزاد نمایانگر قشریست که شکستهای زندگی را از راه درست جبران نکرده و در منجلابی که برای خود ساخته هر لحظه بیشتر و بیشتر فرو میرود تا جایی که طناب دار به گردن او آویخته میشود. اما داستان این فیلم با یک تقاضا به پایان میرسد. ناصری که به ته خط رسیده از خواهرزادهاش میخواهد حرکاتی که در ژیمناستیک آموخته را به معرض نمایش بگذارد تا شاید با خیال راحتتری دنیا را ترک کند. ولی امان از اشکهایی درحاشیه این نمایش ریخته میشود. دورهمی عزیزترینها به تلخترین شکل ممکن به پایان میرسد و اینجاست که به سمت چوبه دار و وداع با دنیا میرود.
جان کافی / مسیر سبز
این فیلم با اقتباس از داستانی بهنویسندگی استفن کینگ با همین نام، از آن دسته فیلمهایی در تاریخ سینما بهشمار میرود که تقریبا تمام علاقهمندان فیلمهای سینمایی حداقل یک بار آن را تماشا کردهاند. داستان این شماره از غم انگیز ترین فیلم های جهان، حول محور زندانیانی جریان دارد که در انتظار رسیدن زمان اعدام خود با زمان دستوپنجه نرم میکنند.
داستان این فیلم در دوران رکود بزرگ جریان دارد و تام هنکس نقش نگهبان زندانیان صف مرگ را ایفا میکند؛ به واسطهی همین شغل هم اتفاقات ماوراطبیعیای را با ورود یک محکومِ عجیب به نام جان کافی، مشاهده میکند. مسیر سبز با بودجهای حدود ۶۰ میلیون دلار تولید و توانست در سراسر جهان به فروش بسیار خوب ۲۹۰ میلیون دلاری دست پیدا کند. این فیلم حسابی مورد استقبال و تحسین منتقدان قرار گرفت؛ آنها کارگردانی و نویسندگی دارابونت، عمق احساسی و بازی هنرمندان را دوست داشتند؛ اما از مدت زمان آن انتقاد کردند.
سید و قدرت / گوزنها
همنشینی صمیمانه سید (فرامرز قریبیان) و قدرت (بهروز وثوقی) در قسمتی از فیلم همواره جزو دیدهشدهترین سکانسهای این فیلم درخشان است. دونفرهای که یاد گذشته برقرار شده و تا به هنوز همان خلق و خو مانده. قدرت همان است که میگوید صفای قدمت و این یعنی همان معرفتی که نقطه عطف آثار کیمیاییست و آن اشکها که خالصانه سرازیر میشوند.
کریس گاردنر و پسرش / در جستجوی خوشبختی
در این فیلم یک پدر که ویل اسمیت نقش او را ایفا میکند با سختیها و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند ولی با این حال از پا نمینشیند و با تمام توان در جستجوی خوشبختی است. نام این فیلم با توجه به داستان این گونه انتخاب شده است.
وضع مالی کریس قرار نیست که سر و سامانی بگیرد. او و پسرش مجبور میشوند که شب را در دستشویی مترو بگذرانند. این جای ماجرا دقیقاً همان نقطهای است که مخاطب را غمگین میکند. او همه جا میرود تا اسکنر پزشکی خودش را به فروش برساند ولی خیلیها دست رد به سینه او میزنند...
تبلیغات متنی
-
دستور خبرساز ترامپ برای برکناری یک چهره
-
لاهماجون خوشعطر و ترد؛ پیتزای گوشتی محبوب ترکیه
-
این سه نفر بد اخلاقترین ایرانیهای ۲۴ ساعت اخیر هستند
-
ترفندهای هوشمندانه برای مرتبکردن کمد در خانهتکانی عید
-
تصویر اولین اتوبوس دوطبقه تهران منتشر شد
-
تصاویر فرودگاه رویایی تهران لو رفت!
-
سیروس مقدم: ارتباطم با تیم سازنده پایتخت قطع شده
-
سحر جعفری جوزانی در کنار مادر آمریکاییاش
-
تغییر چهره فرهاد جم پس از ۳۱ سال در «ساهره» همه را متحیر کرد
-
رتبه ایران در بین کشورهای جهان از نظر منابع طبیعی
-
چرا روی پنجره هواپیماها سوراخ ریز وجود دارد؟
-
خرید انواع عطر زنانه و مردانه با بهترین قیمت از عطر مرادی
-
توهین مقام وزارت اقتصاد به جانباختگان دی ماه
-
این قسمت از برنامه محفل با حضور آزیتا ترکاشوند پربازدید شد
-
داوود عباسی قشلاقی آزاد شد
-
این سه نفر بد اخلاقترین ایرانیهای ۲۴ ساعت اخیر هستند
-
رتبه ایران در بین کشورهای جهان از نظر منابع طبیعی
-
توهین مقام وزارت اقتصاد به جانباختگان دی ماه
-
روایت فارس از تجمعات دانشجویی امروز در تهران
-
علی باباچاهی درگذشت
-
سریال ماه رمضانیِ صداوسیما کپی از آب درآمد
-
سفارت هند در تهران اطلاعیه فوری صادر کرد
-
شایعه عجیب و باورنکردنی درباره حسن روحانی
-
ارسال پیامکهایی از مبدا نامعلوم برای مردم ایران
-
بالاخره موی بلند در صداوسیما مجاز شد!
-
پیامک خبرسازی که برای دانشجویان شریف ارسال شد
-
ترامپ سخنان مجری تندروی فاکس نیوز را بازنشر کرد
-
هشدار رگبار و رعد و برق برای این روزهای تهران
-
قیمت امروز سکه و طلا در بازار تهران
-
ترامپ، نتانیاهو را در موضوع ایران نگران کرد
-
روسیه درباره سوخو ۳۵ زیر قولش با ایران زد
-
تحلیل توجهبرانگیز درباره حرفهای امروزِ ویتکاف درباره ایران
-
تیزر سریال ایرانی مشهور در شبکه ترکیه جلبتوجه کرد
-
تغییر چهره چشمگیر هادی حجازیفر در شبکه سه
-
دولت از واریز یارانه جدید خبر داد
-
۱۸ دی؛ پیکرهای پیچیده در پتو و یک عکس از آیدا
-
اقدام هماهنگ معین، شادمهر و اِبی در ساعات اخیر
-
احسان علیخانی خداحافظی کرد اما تلویزیون دستبردار نیست
-
ترامپ از تصمیم ایرانیها شگفتزده شده است
-
وقوع جنگ ناگهانی و تمام عیار در مکزیک
-
دیدار ویتکاف با رضا پهلوی به دستور ترامپ
-
سید محمد خاتمی از کشور خارج شد؟
-
حماسه یک پدر داغدار، چشم ایران را گریان کرد
-
ارسال پیامکهایی از مبدا نامعلوم برای مردم ایران
-
پیغام صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا درباره ایران
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
غمگین ترین سکانس جریره شاتره زندگی مثل یک هیولا یا مردن مثل بک ادم خوب
سکانس اخرفیلم پرنده کوچک خوشبختی وقتی دختره میگه مامان
از امیر نعمتی و برنامه هاش خبری نیست!!؟؟
سکانس فقط سکانس بدبختی و فلاکت مردم ایران که توش گرفتار شدیم و البته یه سریال بی سر ته شده که معلوم نیست پایان خوش داشته باشه با یه مشت نویسنده و کارگردان بی سواد
سکانس ناصر خاکزاد اشکمونو درآورد
تو خارجیا فیلم Life Is Beautiful هم میتونست باشه