رزا خانم در قلب تهران، ملکه آشپزخانه ما ایرانیها شد
مادری که بهرخ منتظمی در ششمین شماره از مجله «ناداستان» در یادداشت خود با عنوانِ «دوشنبههای رزا خانم؛ چند خاطرهی بادآورد» به تصویر کشیده رزا منتظمی است.
برترینها: نویسنده سومین کتاب پرفروش در نیم قرن اخیر اگر امروز بود شمع های صدوسه ساله بود اما روز نخست دومین ماه پاییز 88 او را از ما گرفت. در گذر این همه سالها، کتابی در بسیاری از آشپزخانهها، ورق ورق شده، گاه دوباره صحافی شده، دهها یادداشت و تجربه کنار دستورهای کتاب با خودکار نوشته شده، لکههای روغن و گوجهفرنگی بر صفحاتش دیده میشود و همه اینها یعنی کتاب رزا خانم منتظمی راهی طولانی را همراه خانوادههای ایرانی آمده است. نخستین نسخه کتاب هنر آشپزی در سال ۱۳۴۳ با ۶۰۰ دستور غذایی منتشر شد.

مادری که بهرخ منتظمی در ششمین شماره از مجله «ناداستان» در یادداشت خود با عنوانِ «دوشنبههای رزا خانم؛ چند خاطرهی بادآورد» به تصویر کشیده رزا منتظمی است: «دوشنبهها ظهر منزل مادرم غوغایی بود. سرزده میآمدند. مینشستند. میگفتند. خوشی میکردند. میخوردند. با عشق و لذت میرفتند. دوشنبههای رزا خانم دیدنی بود و عالمی داشت. مادر موجود غریبی بود. یادش میماند که هر کس چه غذایی دوست دارد. یا چه چیزی نمیخورد. می پرسیدم مادر چرا این قدر غذا درست کردی؟ میگفت: "فلانی عاشق بامیه است. خیلی وقت هم هست اینجا نیومده. خورش بامیه را برای او درست کردم. فلانی هم که لب به بامیه نمیزنه. فسنجون دوست داره. فسنجون مال اونه. بچه هام که عاشق تهچیناند. کاوه هم که عاشق قیمه است. اینم سالاد مخصوص آقای صدر". مادرم این گونه بود.»
همه میگفتند کتاب رزا منتظمی
رزا منتظمی، معلم آشپزی و نویسنده کتابِ مشهور هنر آشپزی بود. خودش حتی از کتابش هم مشهورتر بود. کسی نمیگفت کتاب هنر آشپزی؛ همه میگفتند کتاب رزا منتظمی. گاهی کلمه کتاب را هم حذف میکردند. خودِ رزا منتظمی به عنوان زنی که بیش از چهار دهه گذشته را در آشپزخانه ایرانیان حضور داشته کافی بود.
کتاب رزا منتظمی در آن سالهای جنگ و راههای بسته و کمبود و کوپن و ترس، پنجرهای بود که به دنیای دریغشده باز میشد. انگار در «صد سال تنهایی» گیر کرده بودیم و ملکیادسِ دورهگرد برایمان از شادی و سایرِ اختراعاتِ نشاطآورِ آدمها در جهانی دیگر خبر میآورد. هنوز خیلی چیزها اسم نداشت و اگر میدیدیمشان باید با انگشت نشانشان میدادیم. عکسهای کتاب و میزهای هیجانانگیز شام و ناهار همه خیلی زیبا بود و خانم منتظمی از چیزهای عجیبی حرف میزد؛ او از «آرتیشو» و «اُردور» و خوراک بوقلمون با سُس پرتقال میگفت، از شیوه طبخ «بَن ماری» و از رولت گوشت و ژله مرغ.

خانم منتظمی خودش ناشر کتاب بود و اغلب کتابفروشها برای گرفتن کتاب به خانهاش در خیابان بهار شیراز میرفتند. عکسهای کتاب و میزهای هیجانانگیز شام و ناهار همه خیلی زیبا بود و خانم منتظمی از چیزهای عجیبی حرف میزد؛ او از «آرتیشو» و «اُردور» و خوراک بوقلمون با سُس پرتقال میگفت، از شیوه طبخ «بَن ماری» و از رولت گوشت و ژله مرغ.
تقاضا برای کتاب زیاد بود؛ حتی در دوران جنگ و با وجود کمبود کاغذ و مشکلات چاپ. در این دوران، کتاب «هنر آشپزی» رزا منتظمی ای بسا تنها کتابی بود که به عنوان یکی از اقلام ضروری و با دفترچه بسیج اقتصادی فروخته می شد. خریداران، دفترچه بسیج اقتصادی را نشان میدادند. کتابفروش روی دفترچهشان مهر میزد و یک جلد کتاب «هنر آشپزی» به آنها میفروخت.
خانه مشهورِ بهار شیراز
رزا منتظمی در خانه ساده اما بهزیبایی آراستهاش در خیابان بهار شیراز زندگی میکرد با همسرش عبدالعلی منتظمی و فرزندانشان. همان خانهای که سالها از سال ۱۳۳۷ کلاسهای آشپزی و شیرینیپزی خانم منتظمی در آن برپا بود و مشتاقانِ بسیاری در صف انتظار میماندند تا در این کلاسها شرکت کنند.

خانه رزا منتظمی در خیابان بهار شیراز مشهور بود. بهرخ منتظمی از زمانهایی نوشته است که در کوچهشان راهبندان میشد: «مادر یک شب خوابید و صبح بیدار شد و گفت میخواهم نمایشگاه غذا بگذارم. بیش از ۳۰۰ نوع غذا و دسر را در چند روز به نمایش گذاشت. نام هر غذا کنارش نوشته شده بود. کوچه ما راهبندان بود. خانه از جمعیت پر و خالی میشد و خبرنگاران و عکاسان میآمدند و مینوشتند و عکس میگرفتند. جمعیت به صف و در آرامش دور میزها میچرخید. با دقت و حیرت و لذت نگاه میکرد میچشید و بیرون میرفت. مادر که وارد میشد دست زدنها بود و اشکهای شوق و حیرت».
آداب و فرهنگ؛ دستمالهای کتان و رومیزیهای دستدوزی شده
سالهای بعدتر را خانم منتظمی بر ویرایش و چاپ کتاب «هنر آشپزی» متمرکز بود. خودش گفته است: «کتاب را خودم میبردم چاپخانه. یک بار کلمه باقالی شده بود «یاقالی». یک نقطه اضافه شده بود. رفتم گفتم فیلم را عوض کنند. به خاطر همان یک نقطه. میگفتم دختر جوانی که کتاب را میخواند شاید (یک باره) راه بیافتد دور شهر دنبال یاقالی».

فقط هم وسواس سرِ یک نقطه نبود. رزا منتظمی درِ جهانی را به روی ما میگشود که در آن میشد به هر آنچه مربوط به زیبایی و خوبی چیزها نیست بیاعتنا بود و این گونه بر روزهای آنقدر معمولیِ خوانندگانش نوعی احساس زندگی و اشتیاق میدمید. به شیوه چیدن میز و بشقابها و قاشق و چنگال حساسیت نشان میداد و ای بسا برای اولین بار به خانواده طبقه متوسط ایرانی یاد میداد که ممکن است روی میز غذایش دستمالهای کتان تمیز و آهار خورده بگذارد.
اندازه و مقیاس و کیک یکتخممرغی
این اولین بار بود که در کتابی حرف از اندازه و پیمانه و درجه دقیق حرارت و حساسیتِ هر یک گرم به میان میآمد. در کتاب خانم منتظمی از یک «نمه» و «اندکی» و یک «پَر» خبری نبود. به جای آن از گرم و میلیگرم و لیتر و پیمانههای استاندارد جهانی در کار شیرینیپزی و آشپزی استفاده شده بود. دستورها را میشد با خیال آسوده دنبال کرد و کیک شش تخممرغی و یک تخممرغی را مثل ماه از کار درآورد.

کیک یکتخممرغی خانم منتظمی - که بیشتر ایرانیان اگر هم آن را نپخته باشند، بی آن نیست که یک بار مزهاش را چشیده باشند- بخصوص کیک مهمی است. مواد لازم برای این کیک در هر خانهی طبقه متوسط ایرانی در هر زمانی پیدا میشد و هر خانواده طبقه متوسطی با هر سطحی از امکانات میتوانست با دنبال کردنِ دستور ساده و خوشخوان و در دسترسِ آن، کیکِ تولد یا عصرانه مطبوعی برای خود فراهم آورد. اندازهها را اگر به دقت و حساسیت دنبال میکردی ای بسا که بنای عظیم خاطره، بو و مزههای قدیمی بار دیگر ساخته میشد و مثلاً بیفاستراگانفی فراهم میشد که مزه بیف استراگانفِ «چاتانوگا» را تازه میکرد.
زنِ کارآفرین، جدی و «چغر»
رزا منتظمی زن جدی و به قول قاسم هاشمینژاد، عرفانپژوه ایرانی در یادداشتی که بعدها به یاد او نوشت «چغری» بود. قاسم هاشمینژاد که یکی از مهمانان دوشنبههای رزا خانم بود مینویسد: «حریم داشت. اهل بگو بخند نبود و مراعات و ملاحظهاش از یک تربیت اشرافی میآمد».
میتوان تصور کرد چنین زنِ کارآفرین و مستقل و سختکوشی در فضای مردسالارِ نشر و کتابفروشیهای ایران در دهههای پنجاه و ۶۰ کار دشواری پیش رو داشته. کما اینکه قاسم هاشمینژاد مینویسد: «اسمش رزا بود اما برخی کتابفروشانِ ما با بیاحتیاطی او را «رضا» صدا میزدند»!
در گذر این همه سال، کتاب خانم منتظمی هنوز هم در آشپزخانههای ایرانی حضور دارد. کتابش در بسیاری از آشپزخانهها، ورق ورق شده، گاه دوباره صحافی شده، دهها یادداشت و تجربه کنار دستورهای کتاب با خودکار و مداد نوشته شده، لکههای روغن و شکر و گوجهفرنگی اینجا و آنجا بر صفحاتش دیده میشود و همه اینها یعنی کتاب رزا خانم راهی طولانی را همراه خانوادههای ایرانی آمده است.

از او دو جلد کتاب باقی ماند و دوشنبههای رزا خانم که میز غذایش را میچید، به قاسم هاشمینژاد که بهبهکنان سربهسرش میگذاشت که: «چهقدر خوشمزه است؛ گمانم از روی کتاب رزا منتظمی پخته باشید، چشمغره میرفت و در دلش قند آب میشد».
مارسل پروست در اثر درخشانِ خود «در جست و جوی زمان از دست رفته»، مادربزرگش را به بوسهای برای همه خانواده تشبیه میکند؛ چیزی که من هم دلم میخواهد درباره رزا منتظمی بگویم؛ بوسهای برای همه ما.
تبلیغات متنی
-
واکنش خبرساز ضرغامی به حضور ناو آبراهام لینکلن
-
پرسپولیس رقیب مورد علاقه آرسنال!
-
تیتر یک تهرانتایمز درباره طرح تبدیل ایران به تگزاس
-
دستیار پوتین: آماده میزبانی از زلنسکی هستیم
-
آغاز جوانگرایی پرسپولیس از دقیقه ۸!
-
این کالاهای اساسی در صدر گرانی هستند
-
پرواز مشکوک ۴ جنگنده ناشناس در آسمان عراق
-
این بیماری زندگی ۷۰۰ هزار ایرانی را مختل کرده است
-
تصادف شدید دو پرسپولیسی در اهواز!
-
اقدام خبرساز فرانسه علیه سپاه پاسداران در ساعات اخیر
-
دستور تازه پزشکیان درباره جانباختگان حوادث اخیر
-
سهم سوختگیری با کارت شخصی افزایش یافت
-
حرفهای وزیر خارجه آمریکا درباره احتمال حمله به ایران
-
ترامپ اقدام مشکوکش علیه ایران را تکرار کرد!
-
بازیگر قهوه تلخ درگذشت
-
تیتر یک تهرانتایمز درباره طرح تبدیل ایران به تگزاس
-
پرواز مشکوک ۴ جنگنده ناشناس در آسمان عراق
-
اقدام خبرساز فرانسه علیه سپاه پاسداران در ساعات اخیر
-
دستور تازه پزشکیان درباره جانباختگان حوادث اخیر
-
عراقچی خطاب به ترامپ؛ دست به ماشه هستیم
-
هادی چوپان ناگهان به صداوسیما پیوست
-
هشدار چین؛ بعد از حمله به ایران جهنم در راه است!
-
یمن برای نابودی ناو آبراهام لینکلن پیغام داد
-
جلسه مهم شورای امنیت ملی ترکیه درباره ایران
-
شمخانی نحوه پاسخ به حمله ترامپ را مشخص کرد
-
ثبتنام جدید ایرانخودرو روی هوا رفت!
-
سخنرانی صدراعظم آلمان علیه ایران خبرساز شد
-
یک مقام در ایران دارایی شخصی ترامپ را تهدید کرد!
-
اقدام بن سلمان برای کنسل کردن برنامه ترامپ علیه ایران
-
کلیپ معنادار دفتر رهبری بعد از تهدیدات نظامی آمریکا
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
شاید علیرضا دبیر خبر مهم را نشنیده باشد
-
آمریکا در نزدیکی ایران سامانه پدافند هوایی مستقر کرد
-
منشا صدای شلیک و انفجار در پارچین مشخص شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
قیمت حبوبات در ایران ۷ برابر قیمت جهانی است!
-
نطق جدید ترامپ درباره ایران توجهبرانگیز شد
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
خبر فوری درباره احتمال اقدام پیشدستانه ایران علیه آمریکا
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
طرز تهیه کیک میوهای خانگی نرم و خوشمزه در چند مرحله
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
هنوز هم کتابش بی رقیب هست، روحش غرق نور و رحمت
,مطلب تکراری بود
هنوزم اسمشون وکتابشون در آشپزی درجه یک هست.
روحشون در آرامش.
کاش کتابشون دوباره چاپ میشد من کتابموبیست سال پیش گم کردم تمام دستوراتشون دقیق وعالی بود.خدارحمتشون کنه
مرحومه رزا منتظمی نمونه یک بانوی هنرمند ایرانی بود.روحش شاد و یادش گرامی
رحمت خدا بر او باد. یادمه ازدواج که کردم ۴۵ سال پیش کتاب آشپزی ایشان را از خواهر بزرگم قرض گرفتم و دستورات مختلف آشپزی ایشان درست کردم یه غذایی به اسم مرغ با سس سوپرم برای میهمانی که داشتم درست کردم خیلی خوشمزه و خوش آب و رنگ شد