قتل با شمشیر سامورایی در عبدلآباد
درگیری قدیمی در عبدلآباد به جنایتی خونین انجامید؛ جوانی با ضربه شمشیر سامورایی کشته شد و پلیس در جریان تحقیقات به راز پنهان پشت این قتل رسید.
هفت صبح: درگیری قدیمی در عبدلآباد به جنایتی خونین انجامید؛ جوانی با ضربه شمشیر سامورایی کشته شد و پلیس در جریان تحقیقات به راز پنهان پشت این قتل رسید.

مهر ماه سال ۱۴۰۲ مرد جوانی در حالی که در محله عبدلآباد تهران در جریان یک درگیری به شدت مجروح شده بود به یکی از بیمارستانهای تهران منتقل شد و اقدامات لازم درمانی برای معالجه و درمان او آغاز شد اما دو روز بعد از اینکه این جوان به نام امید در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان تحت رسیدگی کادر درمان بود، به رغم تلاشهای انجام شده برای نجات جانش به علت شدت جراحات وارد شده جان خود را از دست داد و به کام مرگ فرو رفت.
به این ترتیب پای تیم جنایی برای رسیدگی به ماجرا وسط آمد و بازپرس ویژه قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی و تیم تشخیص هویت در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد امید حاضر شده و تحقیقات ابتدایی برای رازگشایی از ماجرا کلید خورد.
در همان بررسیهای ابتدایی مشخص شد که برادر امید از همان ابتدا از ضارب برادر خود شکایت کرده و عنوان کرده بود که در جریان کم و کیف ماجراست. به همین جهت نخستین کسی که تحت تحقیقات جنایی قرار گرفت برادر امید بود.
تحقیقات اولیه
در ابتدای ماجرا برادر امید در برابر ماموران جنایی قرار گرفت و در مورد این حادثه گفت: «مدتی بود که من و برادرم امید با یکی از بچه محلهایمان به نام نادر کریخوانی و درگیری داشتیم. نادر برای ما شاخ و شانه میکشید و از گوشه و کنار شنیده بودیم که گفته بود این دو برادر باید بفهمند رئیس محله چه کسی است و به ما پیغام داده بود که روی ما را کم میکند تا بفهمیم کت تن چه کسی است.
او بیجهت به ما پیله میکرد و هر جایی که میرفتیم سر راه ما سبز میشد و به ما گیر میداد. همین رفتارهایش باعث شده بود کفر ما بالا بیاید و حتی چند باری با همدیگر درگیری پیدا کرده بودیم. همین درگیریها منجر به یک کینه قدیمی شده بود. چون در این میان اهالی محل هم حرفهایی را که پشت سر همدیگر میزدیم به هر دو طرف میرساندند و آتش خشم و کینه را دامن میزدند.»
برادر امید در ادامه گفت: «کار به جایی رسیده بود که برادرم دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و به من گفت میخواهد مقابل خانه نادر برود و یک درس درست و حسابی به او بدهد. آن روز من همراه امید مقابل خانه نادر نرفتم. نزدیک غروب بود که یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت برادرت را مقابل خانه امید زدند.
من بعدا از بچههای محل شنیدم که درگیری برادرم با نادر به یک درگیری دسته جمعی تبدیل شده بود و در این میان برادرم مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته بود. من نمیدانم در آن جمعیت که در نزاع حاضر بودند چه کسی این بلا را بر سر امید آورده است اما فقط این را میدانم که درست از همان شب نادر مثل یک قطره آب شده و در زمین فرو رفته است.»
با اطلاعاتی که برادر مقتول در اختیار ماموران جنایی قرار داد، نادر تحت تعقیب قرار گرفت و همچنین تحقیقات گستردهتر برای روشن شدن ابعاد پنهان ماجرا آغاز شد.
شناسایی متهم
در تحقیقات به عمل آمده نادر ردیابی شده و مشخص شد که از مرز بازرگان اقدام به خروج از کشور کرده بود که به دلیل اقدام به خروج غیرقانونی از کشور به دام ماموران پلیس افتاده بود. در حالی که او به همین اتهام به پرداخت جزای نقدی محکوم شد، بعد از اینکه از دست ماموران خلاصی پیدا کرد بار دیگر متواری شده و از مهلکه گریخت و پیش از اینکه دست تیم جنایی به او برسد به مکانی نامعلوم نقل مکان کرد.
در ادامه بررسی، دوربینهای مدار بسته اطراف محل وقوع جنایت به دستور بازپرس جنایی بازبینی شده و در تصاویر به دست آمده مشخص شد که یکی از دوستان نادر به نام پیمان در جریان درگیری به امید ضربه را وارد کرده است.
به این ترتیب پیمان شناسایی و دستگیر شد و به اتهام مباشرت در قتل عمدی تحت بازجویی قرار گرفت. متهم از همان ابتدا اتهام خود را انکار کرد اما به دلیل ادله به دست آمده بر علیه او، پرونده با صدور کیفرخواست و تکمیل تحقیقات ابتدایی برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس پیمان به عنوان متهم به قتل امید پای میز دفاع ایستاد و در تشریح جزئیات روز جنایت گفت: «مدتی بود که در جریان درگیریهای امید و نادر بودم. هر دوی آنها بچه محل ما بودند اما من با امید بیشتر رفاقت داشتم تا با نادر. حتی برادر امید که الان هم در دادگاه حاضر است میتواند این حرف من را تائید کند.»
متهم ادامه داد: «روز حادثه متوجه شدم که امید مقابل منزل نادر رفته و بین آنها درگیری ایجاد شده است. من فقط برای وساطت و میانجیگری وارد دعوای آنها شدم و در این میان چند نفر دیگر از اهالی محل هم ازدحام کرده بودند. امید یک چاقو در دست داشت و میخواست با آن به نادر ضربه بزند.
من هم با چاقویی که در دست خودم بود یک ضربه خیلی آرام به کتف امید زدم تا چاقو از دستش بیفتد چون نمیخواستم کاری کند که بعدا برایش گران تمام شود و پشیمانی به بار بیاید اما درست در همان لحظه دیدم که نادر با قمه خودش یک ضربه سامورایی به صورت اریب به بدن امید وارد کرد.
ضربهای که من به دوستم زدم اینقدر آرام بود که حتی چاقوی من خونی هم نشد و چاقوی من خیلی کوچک بود اما به دلیل اینکه درست در همان لحظه چاقوی من کنار قمه نادر افتاد خون امید به چاقوی من هم مالیده شد.
من از همان ابتدا هم گفتم که قاتل امید نیستم و پزشکیقانونی هم در گزارش خود اعلام کرده که عمق ضربه کشندهای که بر بدن امید وارد شده است حدود ده سانتی متر بوده با اینکه ضربه چاقوی من در حد خراشیدگی بود. امید از بچگی دوست من بود و من هیچ انگیزهای برای به قتل رساندن او نداشتم.»
بعد از اینکه دفاعیات متهم تمام شد وکیل او نیز به دفاع پرداخت و تقاضای برائت موکل خود را کرد. قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات وکیل و متهم برای صدور رای وارد شور شدند.
تبلیغات متنی
-
واکنش رسمی به شایعه انفجار در محدوده پاستور
-
نسخه جدید دولت برای فروش خودرو وارداتی
-
بارش برف زمستانی در اردبیل
-
انتشار گاز فلفل در دانشگاه خواجه نصیر؟
-
واکنش غیرمنتظره ترامپ به حادثه در محل اقامتش!
-
موسسه خیریه خانه دوم پرستاران
-
تغییر چهره شریفینیا ۳۴ سال پس از سریال امام علی
-
دانشگاه امیرکبیر: هیچ گونه اغماضی در کار نیست
-
توییت معنادار اکانت سازمان اطلاعات سپاه
-
اطلاعیه درباره شنیدن صدای انفجار در پردیس
-
آموزش نوین کودکان در دوره دبستان با چه روشهایی انجام میشود؟
-
بالاخره الان ساترا تعطیل شد یا نشد؟
-
واکنش پلیس فتا به ماجرای پیامک عجیب دیروز
-
شما که سیاسی نبودید آقای تقوی؟ آن حرفها چه شد؟
-
روایت شاهدان عینی از لحظه سقوط هلیکوپتر ارتش
-
واکنش رسمی به شایعه انفجار در محدوده پاستور
-
انتشار گاز فلفل در دانشگاه خواجه نصیر؟
-
دانشگاه امیرکبیر: هیچ گونه اغماضی در کار نیست
-
توییت معنادار اکانت سازمان اطلاعات سپاه
-
شما که سیاسی نبودید آقای تقوی؟ آن حرفها چه شد؟
-
با تشکر از شهاب حسینی، رامبد جوان و چند نفر دیگر
-
دو خبر عجیب و شوکهکننده درباره کاپیتان پرسپولیس
-
صداوسیما با پخش یک آغوش مرزهای ممیزی را جابجا کرد!
-
اولین تصاویر از سقوط یک فروند بالگرد در میدان ترهبار
-
پیام بغضآلود بهاره رهنما برای ایرانیهای خارجنشین
-
تصویر خلبان هوانیروز که صبح امروز به شهادت رسید
-
رضا بهرام با ترانه مشهور هایده برای خود آبرو خرید
-
واکنش سخنگوی دولت به اعتراض دانشجویان در دانشگاهها
-
سقوط بالگرد ارتش در میدان ترهبار مرگبار شد
-
اظهارات جدید وزیر جنگ آمریکا درباره ایران
-
روسیه درباره سوخو ۳۵ زیر قولش با ایران زد
-
تحلیل توجهبرانگیز درباره حرفهای امروزِ ویتکاف درباره ایران
-
تغییر چهره چشمگیر هادی حجازیفر در شبکه سه
-
روسیه به آمریکا درباره جنگ با ایران پیغام داد
-
شایعه عجیب و باورنکردنی درباره حسن روحانی
-
فرود یک فروند هواپیمای نظامی روسیه در ایران
-
خرابکاری امین زندگانی بعد از جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
حضور بازیگران مشهور در مراسم یکی از جانباختگان دی ماه
-
وقوع جنگ ناگهانی و تمام عیار در مکزیک
-
ارسال پیامکهایی از مبدا نامعلوم برای مردم ایران
-
ترامپ: اگر به توافق نرسیم، برای مردم ایران بد است
-
سید محمد خاتمی از کشور خارج شد؟
-
حماسه یک پدر داغدار، چشم ایران را گریان کرد
-
هشدار معاون دانشگاه تهران درباره تجمع امروز
-
پاسخ سپاه به پیشنهاد رفراندوم برای توافق ایران و آمریکا
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر