۱۵۸۸۱۲۵
۳ نظر
۵۷۳۲
۳ نظر
۵۷۳۲
پ

ظهر باورنکردنی خیابان پیروزی؛ بوی باروت، بوی خون

حمله به اداره برق و پادگان مجاور فروشگاه اتکا، موج انفجاری ایجاد کرد که خسارات آن تا چند خیابان آنسوتر هم ادامه یافت. صاحب مغازه طوطی سبزی را که دیگر جانی در بدن ندارد، بغل کرده و از ته دل می‌گرید: «مثل بچه‌ام بود. تا می‌آمدم می‌گفتم فندق کو؟ ۱۴ ساله که بزرگش می‌کردیم.»

برترین‌ها: میدان شهدای تهران چهار روز مانده به نوروز هدف حمله موشکی قرار گرفت. اداره برق شرق تهران و یک پادگان جنب فروشگاه اتکا هدف این حمله بودند. در ادامه گزارش فرارو را از آن روز می‌خوانید:

شهدا

یکی از نزدیک‌ترین تجربه‌هایم به جنگ؛  جنگی که موج انفجار آن تا چند خیابان آنسوتر هم رسید و هم جان انسان‌ها را گرفت، هم حیوانات را. نه به خودروهای عبوری رحم کرد و نه موتورسیکلت‌هایی که پارک شده بودند. 

دکور بیرونی تمام مغازه‌ها و خانه‌های روبه‌روی اداره برق شهدا (همان ابتدای خیابان پیروزی) فروریخته بود. تکه‌های آسفالت از محل انفجار وسط خیابان پرت شده بود و روی مردم و ماشین‌های عبوری فرود می‌آمد. یک نفر فریاد زد: «دوباره دارند می‌زنند!» همه جیغ کشیدند و به سمت کوچه‌ها دویدند. من نتوانستم، یک تکه سیم‌خاردار دور پایم گره خورده بود. خوشبختانه اطلاعات نادرستی را فریاد زد اما همان چند ثانیه کافی بود تا حس مرگ را زیر پوستم حس کنم. حسی که می‌گوید «دیگر تمام شد...»

اولین فریم از جنگ در خیابان پیروزی

اولین صحنه جنگی که مقابلم قرار گرفت، یک مغازه پرنده‌فروشی نبش خیابان شکوفه و روبه‌روی فروشگاه اتکا بود. شیشه‌ها کامل پایین آمده و صاحب آن در حال جمع کردن جسد بی‌جان پرنده‌ها بود. صدای جیغ پرنده‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد. او می‌گوید: «تعدادی از پرنده‌ها خدا را شکر فرار کردند اما باقی‌شان یا سکته کردند یا از خرده‌شیشه‌ها مجروح شدند. این پرنده‌ها حدود 10 میلیارد تومان سرمایه بودند.»

او طوطی سبزی را که دیگر جانی در بدن ندارد، بغل کرده و از ته دل می‌گرید: «مثل بچه‌ام بود. تا می‌آمدم می‌گفتم فندق کو؟ 14 ساله که بزرگش می‌کردیم.» (ویدئویی از صحبت کردن فندوق نشان می‌دهد و بعد دیگر بغض امانش را می‌برد)

طوطی

صحنه دلخراش بعدی، زنی بود که با پای غرق در خون خود را روی زمین می‌کشید. یک نفر آمد و زیر بغلش را گرفت. چند نفر از آنسو «الله اکبر» سر دادند. نگاهم به سمت فروشگاه اتکا کشیده شد. شیشه تمام خودروهایی که در صف پارکینگ فروشگاه بودند، خورد شده بود، آن‌هایی هم که در پارکینگ بودند تخریب شده بودند. تعداد جانباختگان آن محدوده را هنوز اعلام نکرده‌اند اما حتما که افراد بسیاری در روزهای مانده به عید در حال خرید بودند و حالا چیزی جز یک روبان مشکی کنار قاب عکسشان باقی نمانده است.

مجتبی که همان حوالی در کافه‌ای به باریستایی مشغول است، از تجربه‌اش می‌گوید: «همان دو سه تا بمب اول را که زدند، از مغازه بیرون رفتم تا ماشینم را جابجا کنم. داخل کوچه که پارک کردم، یک تکه آسفالت که انگار از وسط اداره برق کنده شده بود، روی کاپوت افتاد. خطر از بیخ گوشم رد شد.»

او صاحب یک پراید است که حالا کاپوت آن کامل از بین رفته. «چند روز پیش برای کارشناسی ماشین رفته بودم. 120 میلیون تومان خسارت ثبت شد. به خانه که آمدم متوجه شدم کارشناس مربوطه گواهینامه‌ام را نداده. سهوا آن را به یک نفر دیگر تحویل داده. حالا باید منتظر صدور دوباره گواهینامه باشم.»

یک نفر دیگر داخل بانک و در حال قولنامه موتورسیکلت بود که ناگهان به اداره برق حمله شد. وجه را واریز کرد. از بانک که بیرون آمد، موتور کاملا از بین رفته بود؛ تمام موتورسیکلت‌هایی که کنار خیابان پیروزی پارک شده بودند، کاملا مچاله شدند. شیشه‌ خودروها ریخته بود و برخی خسارت شدید دیده بودند.

میدان+شهدا

مریم که در حال گذر از یک خیابان فرعی موازی با پیروزی بود، از ترسناک‌ترین تجربه زندگی‌اش می‌گوید: «اول سه تا  انفجار سبک بود. بعد هم چهار پنج تای دیگر. زمین تا همینجا زیر پایمان لرزید. سریع پناه گرفتم.» او با ترسی که پس از دو هفته هنور فروکش نکرده ادامه می‌دهد: «موج انفجار تا همین جا به عابران پیاده رحم نکرد. بیش از 10 نفر را دیدم که در حال راه رفتن، ناگهان روی زمین می‌افتادند. همه چیز آخرالزمانی بود و انگار قیامت را به چشم می‌دیدم.»

زندگی‌هایی که زیر آوار ماند

یکی از مغازه‌داران همان حوالی می‌گوید: «نه شیشه‌هایم پایین ریخت و نه هیچ خسارت مالی دیدم اما فقط سه روز با عوارض موج انفجار درگیر بودم. چندین مرتبه به پزشک مراجعه کرده و زیر سرم رفتم.» او به یکی از موشک‌هایی که احتمالا قرار بود به اداره برق برخورد اشاره می‌کند: «یکی از همین موشک‌ها عمل نکرد و حوالی خیابان آبشار در حیاط یکی از آشناهای ما افتاد. اکبر آقا که پیرمرد سن‌بالایی است، با دیدن این صحنه، نزدیک بود سکته کند، البته خوشبختانه الان حالش خوب است.» 

موشک+عمل+نکرده

*موشک عمل‌نکرده در حیاط خانه یکی از شهروندان

دو مغازه کریستال و اجناس زینتی هم بود که حالا جز قفسه‌های خالی و شیشه‌های پودر شده چیز دیگری در آنجا دیده نمی‌شد. یکی از آن مغازه‌ها به‌تازگی آنجا را اجاره کرده بود. انفجار شب عید اما نه تنها سودش را برید، بلکه سرمایه‌اش را هم نابود کرد. از یکی از مغازه‌داران که به‌جای شیشه، پلاستیکی را ضامن امنیت اموال باقیمانده‌اش کرده هم سوال می‌پرسم، پاسخ می‌دهد که: «این‌های شیشه‌های خاصی است که برای سفارس آن‌ها باید تا بعد از تعطیلات صبر کنیم. حالا گفته‌اند که شیشه را درست می‌کنند اما خسارت میلیاردی هم دیده‌ام»

یک شیرینی‌فروشی هم که دقیقا روبه‌روی اداره برق بود، هم از بین رفتن سرمایه‌اش را به چشم دید و هم جان باختن چند کارگرش را؛ صاحب رستوران آنسوتر هم می‌گوید که ترکش به پای پیک موتوری‌شان برخود کرده و فعلا مجروح است. این رستوران هم چند ماه بیشتر از افتتاحش نمی‌گذشت. کسب‌وکاری که چندین میلیارد هزینه‌اش شده بود و حالا جز چند میز و صندلی شکسته و لوازم آشپزخانه‌ای که دیگر غیرقابل استفاده‌اند، چیز دیگری باقی نمانده. 

در آن راسته خیابان پیروزی که درگیر موج انفجار شد، رستوران و کافه بود، کلینیک و داروخانه بود، بانک و آرایشگاه بود، شیرینی‌فروشی، آرایشگاه و باشگاه هم بود. هر مکانی که شهروندان عادی ساعت 12 ظهر در آن حضور داشتند. خیابانی که مملو از خودروها و موتورسیکلت‌های عبوری بود؛ نیم ساعت پس از حمله اما جز خون و تکه‌های آسفالت و ساختمان‌ها چیز دیگری دیده می‌شد. همه‌چیز بوی باروت می‌داد. هنوز هم از آن تعداد، تنها یکی دو مغازه باز هستند. البته همان‌ها هم هنوز نه شیشه دارند و نه تابلو.

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • نظر

    چرا کاری کردید که مملکت به اینجا برسه

  • ناشناس

    زندگی عادی در شرایط جنگی واقعا عجیبه!

  • دلبندم

    بیا کمک رسیده آه.....

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج