انقلابی که جهان «درباره الی» و آدمهای خرداد ۸۸ را تغییر داد
تماشای «درباره الی» در سال ۱۴۰۵ فقط مرور یک فیلم نیست؛ مرور جهانی است که انگار دیگر وجود خارجی ندارد. جهانی که در آن بسیاری از چهرههای فرهنگی هنوز در ایران فعالیت میکردند، روزنامهها و رسانهها نقش پررنگتری داشتند، فعالیت مدنی معنا و نمود متفاوتی داشت و بخش بزرگی از جامعه هنوز به مسیرهای رسمی امید بسته بود.
برترینها: تقویم را ورق زدیم و دیدیم که ظاهراً دیروز، شانزدهم خرداد، سالگرد اکران «درباره الی» بود؛ فیلمی جریانساز و کاملا موفق که به بخشی از حافظه جمعی یک نسل تبدیل شده است. فیلمی که درست یک هفته پیش از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ روی پرده رفت؛ در روزهایی که هنوز هیچکس نمیدانست قرار است تنها چند روز بعد، یکی از مهمترین نقاط عطف سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران رقم بخورد.

امروز وقتی به زمان اکران «درباره الی» نگاه میکنیم، تاریخ انتشار فیلم شاید به اندازه خودش جذاب باشد. شانزدهم خرداد ۸۸ و جامعه ایران که در آستانه درگیر شدن با دوگانه آشنای اصلاحطلب و اصولگرا بود. امید به تغییر از مسیرهای رسمی هنوز زنده بود و بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری تصور میکرد میتوان با مشارکت سیاسی و فعالیت مدنی، آینده متفاوتی ساخت. تنها ده روز بعد، راهپیمایی سکوت برگزار شد و تصاویری خلق شد که هنوز هم پس از نزدیک به دو دهه از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نشده است.
«درباره الی» در همان روزها روی پرده بود. فیلمی درباره طبقه متوسط، درباره پنهانکاری، درباره حقیقت و درباره آدمهایی که در ظاهر همه چیزشان مرتب است اما زیر پوست زندگیشان بحران جریان دارد. شاید به همین دلیل هم باشد که فیلم بعد از این همه سال هنوز تازه به نظر میرسد.

اما آنچه امروز بیش از خود فیلم جلب توجه میکند، سرنوشت آدمهایی است که در جهان «درباره الی» حضور داشتند؛ چه روی پرده و چه بیرون از آن.
کافی است به ترکیب بازیگران نگاه کنیم؛ گروهی که در آن زمان نماینده بخش مهمی از ستارههای آینده سینمای ایران بودند. ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی در آن مقطع دو چهره شاخص و البته جلودار بازیگران زن ایرانی محسوب میشدند. کمتر کسی تصور میکرد هفده سال بعد، هر دو به شکلی کامل از جریان سینمای رسمی ایران دور شده باشند. گلشیفته فراهانی مسیری را طی کرد که بارها دستخوش تغییر و چرخش شد؛ از مهاجرت و تقابل آشکار با ساختار رسمی تا بازتعریفهای برخی مواضع در سالهای بعد. ترانه علیدوستی نیز به مرور از یک ستاره صرف سینما به چهرهای نمادین در فضای اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد؛ مسیری که در نهایت او را به نقطهای رساند که حضورش در سینمای رسمی تقریباً ناممکن شد.

در کنار آنها، مانی حقیقی قرار دارد؛ فیلمسازی که در سالهای دهه هشتاد و نود یکی از مهمترین صداهای سینمای ایران محسوب میشد اما امروز عملاً جایی در ساختار رسمی ندارد. این در حالی است که او در همان سالها به واسطه ارتباطات رسانهای، خانوادگی و فرهنگی، بخشی از بدنه شناختهشده روشنفکری و اصلاحطلبی فرهنگی ایران محسوب میشد؛ جریانی که روزگاری روزنامههایی چون شرق و اعتماد ملی بخشی از تریبونهای اصلی آن بودند.

اما تغییر فقط به آدمهای فیلم محدود نمیشود. جهان بیرون از فیلم نیز دگرگون شده است.
در سال ۱۳۸۸ هنوز نشانههای فعالیت مدنی در خیابانها دیده میشد. شال سبز، دستبند سبز یا حتی برخی نمادهای کوچک سیاسی میتوانستند حامل پیام باشند. بخش مهمی از جامعه همچنان به کنش جمعی و تغییر تدریجی امیدوار بود. امروز اما آن جهان تقریباً به خاطره تبدیل شده است. نه فقط به خاطر تحولات سیاسی، بلکه به این دلیل که اساساً نوع مواجهه جامعه با سیاست تغییر کرده و "امید" هم به شکلی دیگر معنا میشود.
نسلی که روزگاری با تمام توان در دوگانههای سیاسی مشارکت میکرد، سالها بعد به تدریج از همان دوگانهها فاصله گرفت. همان جامعهای که زمانی مشارکت سیاسی را مهمترین مسئله زندگی روزمره خود میدانست، بعدها اولویتهای متفاوتی پیدا کرد و در بستر دیگری مسیر سیاسی را پیمود.
شاید به همین دلیل باشد که تماشای «درباره الی» در سال ۱۴۰۵ فقط مرور یک فیلم نیست؛ مرور جهانی است که انگار دیگر وجود خارجی ندارد. جهانی که در آن بسیاری از چهرههای فرهنگی هنوز در ایران فعالیت میکردند، روزنامهها و رسانهها نقش پررنگتری داشتند، فعالیت مدنی معنا و نمود متفاوتی داشت و بخش بزرگی از جامعه هنوز به مسیرهای رسمی امید بسته بود.

هفده سال زمان کمی نیست. آنقدر کافی هست که سرنوشت آدمها، مسیر حرفهای هنرمندان، مناسبات اجتماعی و حتی زبان گفتوگوی عمومی یک جامعه تغییر کند. شاید اگر کسی در شانزدهم خرداد ۱۳۸۸، هنگام خروج از سالن سینما، پیشبینی میکرد که در سال ۱۴۰۵ ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی هر دو بیرون از سینمای رسمی ایران باشند، مانی حقیقی امکان فعالیت محدودتری داشته باشد و بسیاری از آن دوگانههای سیاسی رنگ ببازند، حرفش بیشتر شبیه به داستانهای علمی-تخیلی تعبیر میشد.
اما تاریخ معمولاً از چیزی که تصور میکنیم خلاقتر است. «درباره الی» هنوز همان فیلم است؛ اما ما دیگر همان تماشاگران سال ۸۸ نیستیم. مسیر امید هیچوقت بسته نخواهد شد و استراتژی آن به شکلی که متاثر از تمام این هفده سال است تغییر کرده و البته که تا سحر چه زیاد باز.
ارسال نظر