فارس، برنامه عادل را با اینترنشنال همتراز کرد
در آستانۀ اولین بازی ایران در جام جهانی، عادل فردوسیپور همچنان با شدت در حال انتقاد از تیم ملی و بازیکنانش است. اما چرا این رویکرد سازنده نیست؟
خبرگزاری فارس گزارش نسبتا مفصلی را درباره رویکرد عادل فردوسیپور درباره تیم ملی منتشر کرده و نسبت به آن انتقادات تندی را هم مطرح کرده است که در ادامه آن را صرفا بازنشر میکنیم:

«فوتبال ایران با مدیر انقلابی تحقیر شد». شاید فکر کنید این تیتر رسانۀ ضدایرانی اینترنشنال است اما اینطور نیست. در هفتههای منتهی به حضور ایران در جام جهانی رسانۀ ۳۶۰ متعلق به عادل فردوسیپور از هر فرصتی برای حمله به تیم ملی استفاده کرده است.

بخشی از کارکرد رسانهها همواره نقد برای بهبود شرایط است. فدراسیون فوتبال ایران و تیم ملی نقدهای بسیاری وارد است. همین حالا میتوان رونمایی از لباس تیم ملی، کشدار شدن ماجرای سهمیۀ آسیایی و ناتمامماندن لیگ برتر را بهعنوانمثال ذکر کرد.
اما چیزی که در مورد تیم ملی نادیده گرفته شده، فشار خارجی است. تهدید جانی تیم ملی از سوی ترامپ، تلاش برای لغو بازیهای ایران، ندادن کمپ آریزونا و صدور ناقص ویزای اعضای تیم ملی همگی بخشی از کارشکنی است. سنگاندازی که در دنیای فردوسیپور محلی از اعراب ندارد. او ترجیح میدهد تا جلوتر از نوک بینیاش را نبیند و تصویر بزرگتر را نادیده بگیرد.
نقد ساختاری به بهبود شرایط کمک میکند، اما تمسخر صرفاً جنبه سرگرمی دارد و ارزشافزودهای برای پیشرفت فوتبال ایجاد نمیکند. مسیری که فردوسیپور پس از جدایی از نود آن را شدیدتر دنبال کرده. حالا همه چیز به «وایرالشدن» بستگی دارد.
«قلعهنویی حالا طوری ساعت میبندد که همه باید ببینند». جملهای بود که «عادل» در واکنش به فتوشاتهای سرمربی تیم ملی با ساعت رولکس بر زبان آورد.
او قبلتر حرفهای قلعهنویی درباره سختتر شدن صعود به جمع ۱۶ تیم برتر جام جهانی را هم پای «خنگ» بودن خودش گذاشته بود. حالا دیگر نقد فنی قرار نیست زمان برنامه را پر کند. همه چیز به اندازۀ آیتمهای ابوطالب فکاهی شده است.
علاوه بر این بخشی از پربیننده شدن برنامۀ نود و بعد پاگرفتن رسانههایی نظیر ۳۶۰، همین فوتبال بهاصطلاح «زشت و عقبافتادۀ» ایران است. او پس از ۲۰ سال ساخت نود و ترک صداوسیما، رویکردی مشابه در قبال رسانۀ ملی و جانشینش محمدحسین میثاقی در پیش گرفت. طعنه و تمسخر در هر فرصت.
در سالهای اخیر و بهخصوص پس از ناآرامیهای ۱۴۰۱ پروژۀ رسانههای ضدایرانی و در صدر آنها اینترنشنال ازبینبردن تمام نمادهای همدلی ایرانیها با یکدیگر بود. یکی از این نمادها، تیم ملی بود. تکرار ایدۀ «تیم جمهوری اسلامی» و همراهی بخشی از رسانههای داخلی با این خط باعث شد تا حالا قشری از مردم دیگر برای تیم ملی که روزی پس از باخت به آرژانتین و اسپانیا هم به خیابان میآمدند، سِر شوند.
سکوت او در ۵ ماه اخیر و جنگ علیه ایران نیز از سوی مخاطبانش با انتقادات زیادی روبهرو شده بود. عدهای بازگشت او به برنامهسازی از فوتبال و جام جهانی را منفعتطلبی دانستند.
تیم ملی در آستانۀ یک تورنمنت بزرگ در قلب کشوری که ۴۰ روز آنها را بمباران کرده، قرار دارد. عقل سلیم حکم میکند که رسانهها در این گردنۀ دشوار همراه تیم ملی باشند. فوتبال ایران پر از نقص است اما عدهای در کف کشتی همان نقطهای را که نشستهاند بدون توجه به پیامدش سوراخ میکنند. سوراخی که همه را غرق میکند.
ارسال نظر