سه خوشخنده مملکت تا اینجای کار شکست خوردهاند
نگاهی انتقادی به سه برنامه مثلا مفرح که این روزها تلاش میکنند در حاشیه جامجهانی دیده شوند. سه برنامهای که تا اینجا ناامیدکننده بودهاند.
برترینها: نگاهی انتقادی به سه برنامه مثلا مفرح که این روزها تلاش میکنند در حاشیه جامجهانی دیده شوند. سه برنامهای که تا اینجا ناامیدکننده بودهاند.

ابوطالب حسینی؛ ایدهای که روی کاغذ جذاب بود
ابوطالب حسینی که پیش از این در برنامه «فوتبال ۳۶۰» حضور موفقی داشت و اساساً یکی از شناختهشدهترین استندآپکمدینهای سالهای اخیر محسوب میشود، در ویژهبرنامه جدید خود تلاش کرد با استفاده از یک ایده متفاوت مخاطب را جذب کند.
دعوت از بدلهای اندی، مرتضی پاشایی، کریستیانو رونالدو و لوئیس سوارز روی کاغذ میتوانست موقعیتهای کمیک و لحظات غیرمنتظرهای خلق کند، اما در اجرا نتیجه چندان موفق از آب درنیامد.

بخشهایی که بدل اندی در آن حضور داشت، فاقد جذابیت لازم بود و شوخیها به سختی به مقصد میرسیدند. حضور بدل مرتضی پاشایی نیز نتوانست بار طنز برنامه را به دوش بکشد و بسیاری از شوخیها بیاثر و قابل پیشبینی به نظر میرسیدند. در مجموع، ایدهای که میتوانست یکی از نقاط قوت برنامه باشد، به دلیل ضعف در اجرا و طراحی موقعیتهای طنز، به یکی از نقاط ضعف آن تبدیل شد.
مهیار حسن؛ گفتوگویی که هیچوقت شکل نگرفت
مهیار حسن که ابتدا در اینستاگرام به شهرت رسید و بعدها وارد عرصه بازیگری شد، در تاکشویی که این روزها اجرا میکند هنوز نشانههایی از کمتجربگی در مقام مجری را بروز میدهد. این مسئله بهویژه در برنامهای که الناز حبیبی مهمان آن بود، کاملاً مشهود بود.
حسن در طول گفتوگو نتوانست گارد مهمانش را بشکند و فضایی صمیمی برای گفتوگو ایجاد کند. از سوی دیگر، خود الناز حبیبی نیز چندان همراه برنامه نشد و تا پایان در قالب گفتوگو جا نیفتاد. نتیجه این شد که مصاحبه عملاً هیچگاه به جریان نیفتاد و میان مجری و مهمان ارتباط مؤثری شکل نگرفت.
شاید یکی از نمادینترین لحظات این گفتوگو جایی بود که مهیار حسن از «آقای گل سینمای ایران» صحبت کرد و منظورش چهرهای موفق و پرکار بود، اما الناز حبیبی اساساً متوجه منظور سؤال نشد. همین سوءتفاهم ساده نشان میداد که گفتوگو در ابتداییترین سطح خود نیز ریتم و هماهنگی لازم را پیدا نکرده است.
قیاسی؛ تکرار فرمولی که دیگر جواب نمیدهد
قیاسی همچنان تلاش میکند همان فرمول آشنای سالهای اخیر را ادامه دهد؛ فرمولی مبتنی بر انرژی بالا، خندههای اغراقآمیز و ساختن لحظات وایرال. اما به نظر میرسد این الگو دستکم در چند برنامه اخیر دیگر کارایی سابق را ندارد.
برای او تفاوت چندانی ندارد که مهمانش پورعلیگنجی باشد، پیروز قربانی باشد یا سوسن پرور؛ ساختار برنامه تقریباً همان است و تلاش برای تولید لحظات خندهدار به هر شکل ممکن ادامه پیدا میکند. با این حال، مشکلی که در قسمتهای اخیر به چشم میآید این است که خندهها و واکنشها بیش از آنکه طبیعی و برآمده از گفتوگو باشند، به نظر میرسد از پیش طراحی شدهاند.

نتیجه این رویکرد آن است که بسیاری از لحظاتی که قرار است وایرال شوند، مصنوعی به نظر میرسند و به جای آنکه مخاطب را غافلگیر کنند، حس تکرار و فرسودگی ایجاد میکنند. فرمولی که زمانی نقطه قوت قیاسی بود، حالا بیش از هر زمان دیگری به بازنگری نیاز دارد.
این سه بخش کنار هم یک جمعبندی روشن میسازند: مشکل اصلی این تاکشوها کمبود ستاره یا مهمان نیست؛ مسئله این است که ایدهها یا به درستی اجرا نمیشوند، یا گفتوگو شکل نمیگیرد، یا فرمولهای قدیمی بدون نوآوری تکرار میشوند.
نظر کاربران
میدونی چرا نمیدونی من میگم چون قویومساخ بودن این طبقه برای مردم ثابت شده
بخدا خیلی حوصله و اعصاب داری که چنین چیزهایی تماشا میکنی
دیگه برنامه های من و تو و اینترنشنال برای مرذم جذاب نیستن چه برسه به اینا شایذ تنها حسن جنگ همین بود خیلیا رو از چشم انداخت
بازم از صدا و سیما بهتره
آنقدر این قیاسی نیشش باز است که آدم تعجب می کند روحیه اینها از چیست ؟که وقایع اخیر حتی از نظر ذهنی روی اینها اثری نداشته هم خودش ,هم بازیگرهایی که می آورد, چه طور؟ درطی سالیان اینها غرق در پول بودند و هستند طوریکه وقایع جامعه را حساب نمی کنند و زندگی سراسر تفریح و سا خودشون را ادامه می دهند.
کیفیت مهم نیست ، پولش مهمه