سرنوشت پوچ و مبهم توافق لبنان و اسرائیل درباره حزبالله
شاید بتوان گفت توافق اخیر لبنان و اسرائیل در شرایط فعلی تنها دو سرانجام محتمل دارد: یا به توافقی عمدتاً نمادین و کماثر تبدیل خواهد شد که در عمل تغییر بنیادینی ایجاد نمیکند، یا اینکه تلاش برای اجرای کامل آن، لبنان را وارد مرحلهای تازه از تنشهای داخلی و منطقهای خواهد کرد.
برترینها: تحولات لبنان بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات خاورمیانه تبدیل شده است. روز گذشته، پس از هفتهها رایزنی فشرده دیپلماتیک مقامات بیروت و تلآویو در واشنگتن، رسانههای عربی و غربی از دستیابی به یک توافق اولیه میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری دولت آمریکا خبر دادند؛ توافقی که گفته میشود با نقشآفرینی مستقیم تیم سیاست خارجی آمریکا و بهویژه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به مرحله تدوین رسیده است. انتشار جزئیات اولیه این توافق، بهویژه بندهای مربوط به خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و استقرار ارتش لبنان در مناطق تحت نفوذ حزبالله، واکنشهای تندی را در لبنان به دنبال داشت. ساعاتی پس از انتشار خبر، ویدئوهایی از اعتراضات خیابانی هواداران حزبالله در بیروت و برخی مناطق جنوبی لبنان منتشر شد؛ اعتراضاتی که در برخی نقاط به تنش و درگیری با نیروهای امنیتی نیز انجامید.

بر اساس گزارش العربیه، توافق اولیه میان لبنان و اسرائیل در قالب ۱۴ بند تنظیم شده و یکی از مهمترین محورهای آن، بازگشت تدریجی کنترل امنیتی تمامی خاک لبنان به ارتش این کشور پس از تأیید خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی است؛ فرآیندی که در صورت تحقق، میتواند زمینهساز خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز مدعی شد مذاکرات طولانیمدت با لبنان به نتیجه رسیده، اما تا زمانی که حزبالله به طور کامل خلع سلاح نشود، اسرائیل حضور خود را در کمربند امنیتی جنوب لبنان حفظ خواهد کرد.
با این حال، نفس مذاکره میان دولت لبنان و اسرائیل با واکنش منفی حزبالله روبروست. این گروه ضمن محکوم کردن اصل مذاکرات، هرگونه بحث درباره خلع سلاح خود را مردود دانسته؛ موضعی که باعث شده بسیاری از تحلیلگران نسبت به امکان اجرایی شدن توافق تردیدهای جدی داشته باشند.

در همین زمینه، مهدی تدینی، پژوهشگر مسائل سیاسی، تحلیلی ارائه داده که شاید بتواند افق این توافق را روشنتر بیان کند. او معتقد است مسئله اصلی نه امضای توافق، بلکه امکان اجرای آن است: «توافق لبنان و اسرائیل یعنی ارتش لبنان جایگزین حزبالله شود و در نهایت به خلع سلاح حزبالله منجر شود. دولت لبنان در زمانی که ادعا میشود حزبالله پس از شهادت سیدحسن نصرالله در ضعیفترین وضعیت ممکن قرار دارد، جز در سطح شعار و موضعگیری سیاسی، اقدام عملی خاصی در این زمینه انجام نداد. اکنون نیز حزبالله حتی اصل گفتوگو میان لبنان و اسرائیل را محکوم کرده است. دولت لبنان عملاً توان خلع سلاح حزبالله را ندارد و باید دید انتهای این مذاکرات به کجا خواهد رسید.»
این تحلیل، در واقع به مهمترین پرسش درباره آینده لبنان اشاره میکند؛ اینکه آیا اساساً دولت مرکزی لبنان ظرفیت و توانایی لازم برای اجرای چنین توافقی را دارد یا خیر؟ تجربه دو دهه اخیر نشان داده که حزبالله صرفاً یک سازمان نظامی نیست، بلکه بخشی از ساختار سیاسی، اجتماعی و امنیتی لبنان محسوب میشود و حذف یا خلع سلاح آن، بدون ایجاد بحرانهای گسترده، چندان قابل تصور نیست.
به همین دلیل، برخی ناظران معتقدند واقعبینانهترین سناریو آن است که ارتش لبنان در بخشهایی از جنوب این کشور، در کنار ساختارهای موجود، نقش پررنگتری پیدا کند و نوعی تقسیم وظایف امنیتی شکل بگیرد. اما حتی این سناریو نیز الزاماً به معنای خلع سلاح واقعی حزبالله نخواهد بود.
در مقابل، سناریوی دیگر که از سوی برخی تحلیلگران مطرح میشود، بسیار پیچیدهتر است؛ اینکه تلاش برای اجرای اجباری مفاد توافق و خلع سلاح حزبالله، بتواند به درگیریهای داخلی گسترده و حتی احیای شکافهای تاریخی جنگ داخلی لبنان منجر شود. کشوری که هنوز خاطره جنگهای داخلی دهههای گذشته را به طور کامل پشت سر نگذاشته، ممکن است بار دیگر در معرض بحرانی قرار گیرد که تبعات آن نه تنها برای لبنان، بلکه برای کل منطقه قابل توجه خواهد بود.

در نهایت، شاید بتوان گفت توافق اخیر لبنان و اسرائیل در شرایط فعلی تنها دو سرانجام محتمل دارد: یا به توافقی عمدتاً نمادین و کماثر تبدیل خواهد شد که در عمل تغییر بنیادینی ایجاد نمیکند، یا اینکه تلاش برای اجرای کامل آن، لبنان را وارد مرحلهای تازه از تنشهای داخلی و منطقهای خواهد کرد. گزینه سومی، دستکم در شرایط کنونی، چندان قابل تصور به نظر نمیرسد.
ارسال نظر