۱۶۰۰۷۲۶
۱۹۶۱
۱۹۶۱
پ

چسب روی شیشه خانه ایرانی‌ها هنوز حرف‌هایی برای گفتن دارد

جنگ تمام شده، اما بعضی نشانه‌هایش هنوز روی دیوار خانه‌ها مانده‌اند؛ مثل چسب‌هایی که مردم برای محافظت از شیشه پنجره‌ها زده بودند و هنوز برنداشته‌اند.

برترین‌ها: جنگ تمام شده، اما بعضی نشانه‌هایش هنوز روی دیوار خانه‌ها مانده‌اند؛ مثل چسب‌هایی که مردم برای محافظت از شیشه پنجره‌ها زده بودند و هنوز برنداشته‌اند. مهرزاد دانش در متنی تأمل‌برانگیز، از همین تصویر ساده، زخمی را روایت می‌کند که پایان جنگ همیشه به معنای پایان ترس نیست.

photo_2026-06-27_20-19-49

 مهرزاد دانش، منتقد سینما نوشت:  بیش از دو ماه از آتش‌بس بین آمریکا و ایران گذشته و اخیراً هم توافقی بین دو کشور امضا شده، اما انگار هنوز اعتمادی همگانی به این ماجرا شکل نگرفته است. کافی است کمی دقیق‌تر به نمای بیرونی خانه‌ها نگاه کنیم؛ می‌بینیم که نمودهای جنگ در متن زیست مردم هنوز جاری است و یکی از آن نمودها، روی شیشه پنجره منازل‌شان جلوه دارد؛ رد کدر چسب‌ها که باقی مانده و خطوطی که روزی برای مهار موج‌های انفجار کشیده شدند تا از تکه‌تکه شدن خانه و زندگی جلوگیری کنند. این چشم‌انداز، یک میزانسن زنده است از عناصری که بدون هیچ دیالوگ و نریشن، بخش مهمی از تاریخچه وضعیت جنگ و پساجنگ یک جامعه را روایت می‌کند.

در زبان سینما، پنجره مرز میان درون و بیرون است. اما امروز، این چسب‌ها یک قاب در قاب ایجاد کرده‌اند. انگار مردم دنیا را از پشت لایه‌ای از اضطراب می‌بینند و چقدر این زاویه دید، تداعی‌بخش تمهیداتی است که فیلمسازان برای انتقال حس ناامنی یا تزلزل در روان شخصیت انجام می‌دهند: استفاده از فیلترهایی که تصویر را مات می‌کنند یا خطوطی که دید را محدود می‌سازند. دنیا دیگر شفاف نیست، چون ترس و تعلیق و ابهام نسبت به آینده، لایه‌ای روی دید ما کشیده است که گویی حتی با پایان یافتن جنگ هم پاک نمی‌شود.

این وضعیت، یادآور تعلیق در سینماست؛ زمانی که موسیقی قطع می‌شود و سکوتی سنگین برقرار می‌شود، اما مخاطب می‌داند که خطر هنوز هست. شهر ما اکنون در همین سکوت تعلیق است. آتش‌بس امضا شده، اما چسب‌های باقی‌مانده بر شیشه‌ها، امضای بصری این تعلیق هستند. گویی ما در سکانسی طولانی هستیم که با وجود این که حاشیه صوتی و افکت‌های شنیداری جنگ قطع شده، تصویر هنوز در فضای جنگ است و هر لحظه منتظر اتفاقی هستیم که شاید هرگز نیاید یا شاید دوباره تکرار شود. در دنیای واقعی ما، آثار تدوین پرضرباهنگ جنگ، حالا در یک نمای طولانی و ساکن باقی مانده‌ است؛ با این تفاوت که هنوز در حال تماشای فیلمی با بازیگری خودمان هستیم که تیتراژ پایانی‌اش همچنان نیامده و هنوز نمی‌دانیم چگونه باید چسب‌های اضطراب را از روی چشم‌های‌مان بزداییم.

 

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج