۷ فیلم که تجربهای متفاوت از تابستان را روایت میکنند
از خیابانهای آفتابی رم و ویلای لوکس سنتروپه تا جادههای خاکی یک سفر خانوادگی و خاطرات یک نوجوان، این ۷ فیلم هرکدام تجربهای متفاوت از تابستان را روایت میکنند.
برترینها: تابستان فقط فصل سفر، ساحل و بستنی نیست؛ برای سینمادوستان، فصل فیلمهایی است که بوی آفتاب، دریا، عشق، خاطره و گاهی هم حسرت میدهند. بعضی فیلمها آنقدر حالوهوای تابستان را خوب ثبت کردهاند که حتی اگر وسط زمستان تماشایشان کنید، انگار نسیم گرمی از کنار دریا صورتتان را نوازش میکند. از خیابانهای آفتابی رم و ویلای لوکس سنتروپه تا جادههای خاکی یک سفر خانوادگی و خاطرات یک نوجوان، این ۷ فیلم هرکدام تجربهای متفاوت از تابستان را روایت میکنند.
The Swimming Pool؛ وقتی یک استخر آرام، رازهای خطرناک را پنهان میکند

اگر قرار باشد فقط یک فیلم حالوهوای تابستان مدیترانه را به تصویر بکشد، بدون شک The Swimming Pool یکی از بهترین انتخابهاست. این فیلم به کارگردانی ژاک دوره در سال ۱۹۶۹ ساخته شد و حضور آلن دلون، رومی اشنایدر و جین برکین آن را به یکی از ماندگارترین آثار سینمای فرانسه تبدیل کرده است.
داستان درباره ژان پل و ماریان است که تعطیلات آرامی را در ویلایی لوکس در سنتروپه میگذرانند، اما ورود دوست قدیمی ژان پل، همهچیز را تغییر میدهد. فیلم بهظاهر درباره یک تعطیلات تابستانی است، اما زیر نور آفتاب و کنار استخر، حسادت، خیانت و تنش آرامآرام جای آرامش را میگیرد.
منتقدان سالهاست از فضای بصری فیلم تمجید میکنند؛ بسیاری معتقدند The Swimming Pool نمونهای کمنظیر از سینمای روانشناختی است که بدون هیجانهای اغراقآمیز، مخاطب را در تعلیقی دائمی نگه میدارد. بازی آلن دلون و رومی اشنایدر نیز همچنان یکی از بهترین زوجهای تاریخ سینمای اروپا محسوب میشود.
Atonement؛ تابستانی که سرنوشت چند زندگی را برای همیشه تغییر داد

تاوان (Atonement) ساخته جو رایت در سال ۲۰۰۷، از آن فیلمهایی است که با یک بعدازظهر گرم تابستانی آغاز میشود اما تا سالها بعد، اثر همان روز را بر زندگی شخصیتهایش دنبال میکند.
در این درام عاشقانه و جنگی، جیمز مکآووی، کیرا نایتلی، سیرشا رونان و ونسا ردگریو نقشآفرینی کردهاند. داستان از خانهای اشرافی در انگلستان سال ۱۹۳۵ آغاز میشود؛ جایی که سوءبرداشت یک دختر نوجوان، زندگی خواهرش سیسیلیا و مردی به نام رابی را برای همیشه تغییر میدهد.
Atonement یکی از تحسینشدهترین فیلمهای سال ۲۰۰۷ بود؛ نامزد ۷ جایزه اسکار شد و در نهایت اسکار بهترین موسیقی متن را به دست آورد. این فیلم همچنین برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام شد و از سوی بسیاری از منتقدان، یکی از بهترین اقتباسهای ادبی قرن بیستویکم شناخته میشود.
منتقدان بیش از هر چیز از کارگردانی جو رایت، فیلمبرداری چشمنواز، سکانس مشهور ساحل دانکرک و شیمی فوقالعاده میان مکآووی و کیرا نایتلی تمجید کردهاند. بسیاری معتقدند Atonement یکی از تلخترین و در عین حال شاعرانهترین عاشقانههای سینمای مدرن است.
The Hand of God؛ نامه عاشقانه سورنتینو به ناپل، فوتبال و زندگی

The Hand of God (دست خدا) ساخته پائولو سورنتینو، یکی از شخصیترین فیلمهای کارنامه این کارگردان ایتالیایی است؛ اثری که در سال ۲۰۲۱ اکران شد و بسیاری آن را زندگینامه غیرمستقیم سورنتینو میدانند.
داستان درباره نوجوانی به نام فابیتو است که در دهه ۱۹۸۰ در شهر ناپل زندگی میکند. بزرگترین دغدغه او، پیوستن دیگو مارادونا به باشگاه ناپولی است؛ اتفاقی که برای مردم این شهر چیزی فراتر از فوتبال محسوب میشود. اما در میانه این شور و هیجان، یک تراژدی بزرگ زندگی فابیتو را برای همیشه دگرگون میکند؛ حادثهای که مسیر او را به سمت سینما و کشف معنای زندگی هدایت میکند.
عنوان فیلم نیز اشارهای مستقیم به گل جنجالی و تاریخی مارادونا با دست در جام جهانی ۱۹۸۶ دارد؛ گلی که به «دست خدا» معروف شد و در این فیلم، نمادی از شانس، سرنوشت و معجزه است.
از نگاه منتقدان، The Hand of God یکی از احساسیترین آثار سورنتینو است؛ فیلمی که برخلاف آثار پرزرقوبرق قبلی او، صمیمی، ساده و انسانی روایت میشود. بسیاری از منتقدان، فیلم را ترکیبی از نوستالژی، فوتبال، خانواده و بلوغ توصیف کردهاند؛ اثری که نشان میدهد گاهی یک اتفاق تلخ، میتواند آغاز راهی باشد که تمام زندگی انسان را تغییر دهد.
Roman Holiday؛ عاشقانهای که هیچوقت از مد نمیافتد
اگر قرار باشد فقط یک فیلم کلاسیک را برای حالوهوای تابستان انتخاب کنیم، بدون شک Roman Holiday (تعطیلات رمی) یکی از اولین گزینههاست؛ فیلمی که در سال ۱۹۵۳ به کارگردانی ویلیام وایلر ساخته شد و هنوز هم یکی از ماندگارترین عاشقانههای تاریخ سینما به شمار میرود.
داستان درباره شاهزادهای جوان با بازی آدری هپبورن است که از تشریفات و زندگی سلطنتی خسته شده و برای یک روز از قصر فرار میکند. او در خیابانهای رم با روزنامهنگاری آمریکایی با بازی گریگوری پک آشنا میشود و این آشنایی، ماجرایی عاشقانه، شیرین و فراموشنشدنی را رقم میزند؛ سفری کوتاه که طعم آزادی، عشق و انتخاب را به تصویر میکشد.
این فیلم نهتنها آدری هپبورن را به یک ستاره جهانی تبدیل کرد، بلکه برای او اسکار بهترین بازیگر زن را نیز به ارمغان آورد. Roman Holiday در مجموع سه جایزه اسکار دریافت کرد و امروز یکی از محبوبترین فیلمهای کلاسیک تاریخ سینماست.
منتقدان، این فیلم را به خاطر شیمی فوقالعاده میان آدری هپبورن و گریگوری پک، فضای رؤیایی شهر رم و پایان تلخ اما بالغ آن تحسین میکنند. بسیاری معتقدند قدرت اصلی فیلم در این است که برخلاف اغلب عاشقانهها، به جای یک پایان رویایی، مخاطب را با احساسی ماندگار و واقعگرایانه ترک میکند؛ احساسی که باعث شده «تعطیلات رمی» بعد از بیش از هفتاد سال، همچنان تازه و دیدنی باشد.
Before Midnight؛ عاشقانهای برای کسانی که میدانند عشق همیشه آسان نیست

Before Midnight (پیش از نیمهشب) سومین و آخرین قسمت از سهگانه مشهور ریچارد لینکلیتر است که در سال ۲۰۱۳ اکران شد. فیلم بار دیگر اتان هاوک و ژولی دلپی را در نقش جسی و سلین کنار هم قرار میدهد؛ زوجی که این بار دیگر خبری از هیجان اولین دیدارشان نیست و با واقعیتهای زندگی مشترک دستوپنجه نرم میکنند.
داستان ۹ سال پس از اتفاقات Before Sunset روایت میشود. جسی و سلین حالا صاحب دو دختر دوقلو هستند و تعطیلات خود را در شبهجزیره پلوپونز یونان میگذرانند. اما در پسِ این مناظر آرام و آفتابی، دغدغههایی مثل فرزندپروری، فاصله گرفتن جسی از پسرش، مسئولیتهای زندگی و اختلافهای قدیمی، رابطه آنها را به چالش میکشد.
منتقدان، Before Midnight را یکی از صادقانهترین فیلمهای عاشقانه قرن میدانند؛ اثری که برخلاف کلیشههای رایج، عشق را نه در آغاز یک رابطه، بلکه در سختترین سالهای دوام آن به تصویر میکشد. گفتوگوهای طولانی، بازیهای درخشان اتان هاوک و ژولی دلپی و فیلمنامهای که نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد، از مهمترین نقاط قوت فیلم هستند.
Little Miss Sunshine؛ سفری شیرین، خندهدار و عمیق درباره خانواده

Little Miss Sunshine (میس سانشاین کوچولو) یکی از محبوبترین فیلمهای مستقل دهه ۲۰۰۰ است؛ کمدی-درامی که در سال ۲۰۰۶ ساخته شد و خیلی زود به اثری ماندگار در سینمای آمریکا تبدیل شد.
داستان درباره اُلیو، دختر کوچک و پرانرژی یک خانواده معمولی آمریکایی است که برای شرکت در مسابقه زیبایی کودکان «Little Miss Sunshine» انتخاب میشود. خانواده با وجود تمام اختلافها، مشکلات مالی، بحرانهای شخصی و اتفاقهای غیرمنتظره، سوار یک ون قدیمی میشوند تا او را به مسابقه برسانند؛ سفری جادهای که هر کیلومتر آن، اعضای خانواده را بیشتر به هم نزدیک میکند.
فیلم با حضور بازیگرانی چون ابیگل برسلین، استیو کارل، گرگ کینر، تونی کولت، پل دانو و آلن آرکین ساخته شده و شخصیتهای متفاوتش، یکی از نقاط قوت اصلی آن هستند.
منتقدان، Little Miss Sunshine را به خاطر ترکیب هوشمندانه طنز و احساس، شخصیتپردازی فوقالعاده و پایان متفاوتش تحسین کردند. فیلم موفق شد دو جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (آلن آرکین) و بهترین فیلمنامه اورجینال کسب کند و در بخش بهترین فیلم نیز نامزد اسکار شود.
بسیاری معتقدند این فیلم یادآوری میکند که موفقیت همیشه به معنای برنده شدن نیست؛ گاهی مهمترین دستاورد، کنار هم ماندن و پذیرفتن نقصهای یکدیگر است. همین نگاه انسانی باعث شده Little Miss Sunshine بعد از نزدیک به دو دهه، همچنان یکی از بهترین فیلمهای حالخوبکن سینما باشد.
Stealing Beauty؛ جستوجوی هویت در دل تابستان توسکانی

Stealing Beauty (زیبایی ربودهشده) ساختهی برناردو برتولوچی در سال ۱۹۹۶، یکی از شاعرانهترین فیلمهای او درباره بلوغ، میل، خاطره و کشف خود است؛ فیلمی که با فضای گرم و آفتابی توسکانی، حالوهوایی کاملاً تابستانی دارد.
داستان درباره لوسی هارمون، دختر ۱۹ ساله آمریکایی است که پس از خودکشی مادرش به ویلایی در ایتالیا سفر میکند. او در ظاهر برای کشیده شدن پرترهاش توسط یک هنرمند قدیمی به نام ایان به آنجا آمده، اما در واقع در جستوجوی حقیقتهایی درباره مادرش و همچنین شناخت خودش است. در این مسیر، لوسی با روابط پیچیده، احساسات تازه و تجربههای عاطفی روبهرو میشود؛ تجربههایی که مرز میان معصومیت و بلوغ را برایش تغییر میدهند.
فیلم با حضور لیو تایلر در نقش لوسی، و بازیگرانی چون جرمی آیرونز و ریچل وایس ساخته شده و یکی از نقاط قوت آن، فضای بصری خیرهکننده و فیلمبرداری شاعرانه در طبیعت ایتالیاست.
از نگاه منتقدان، Stealing Beauty فیلمی است بیشتر احساسی تا روایی؛ اثری که برخی آن را به دلیل ریتم آرام و تمرکز بر حسوحال شخصیتها ستودهاند و برخی دیگر آن را بیش از حد پراکنده و کماتفاق دانستهاند. با این حال، تقریباً همه منتقدان بر یک نکته توافق دارند: فیلم یک پرتره لطیف از جوانی، میل و فقدان است که در فضای گرم تابستانی ایتالیا معنا پیدا میکند.
ارسال نظر