۱۶۰۳۱۹۵
۲ نظر
۴۳۳
۲ نظر
۴۳۳
پ

برای کاپیشاه افسانه‌ای که غریبانه از پرسپولیس جدا شد

پارسال همین روزها که بحث کنار گذاشته شدن امید عالیشاه از پرسپولیس مطرح بود، خیلی از هواداران به معنای واقعی کلمه قیامت به پا کردند؛ چنان کمپین حمایتی گسترده‌ای راه انداختند که در نهایت منجر به ابقای کاپیشاه شد.

تک به تک: پارسال همین روزها که بحث کنار گذاشته شدن امید عالیشاه از پرسپولیس مطرح بود، خیلی از هواداران به معنای واقعی کلمه قیامت به پا کردند؛ چنان کمپین حمایتی گسترده‌ای راه انداختند که در نهایت منجر به ابقای کاپیشاه شد. حالا اما خبر جدایی او در یک خط منتشر می‌شود و تمام. البته که امید یک سال پیرتر شده، اما نکته مهم‌تر این است که هر کدام از ما در این مدت هزار سال پیرتر شدیم. ما دیگر آن آدم‌های پارسال نیستیم و شاید هرگز هم نشویم. 

0

راستش این است که حرص و جوش و شور و شوق ماندن یا رفتن فلان بازیکن و مربی، مال آنهایی است که طناب اتصال‌شان به زندگی قطع نشده، وگرنه روح ما را چنان کشتند که به مقام عالی «بی‌حسی جمعی» رسیده‌ایم. اوسمار ویرایی که سر آمدنش آن همه اصرار وجود داشت، طوری رفت که انگار هرگز وجود خارجی نداشته، تارتاری که زمزمه حضورش در پرسپولیس هم موجی از طغیان و مخالفت را به وجود می‌آورد، طوری بی‌سروصدا آمد که انگار سرمربی سایپا یا پیکان شده.

برای مردمانی که همین امروز در قلب تهران چهار تا شش ساعت برق نداشتند، برای آدم‌هایی که ناچارند پول سه روز کارشان را پای یک چرخ زدن در سوپرمارکت بریزند، برای ملت صغیر و درمانده‌ای که صبح تا شب، از تلویزیون تا فدراسیون مورد هجو و «هیچ‌انگاری» قرار می‌گیرند، دیگر نا و رمقی برای واکنش به این اخبار باقی نمی‌ماند. به ویژه در مورد فوتبال فاسد متعفنی که مدیران دست‌چین شده‌اش، کاری جز دهان‌کجی به مردم ندارند. در همین پرسپولیس دو ساعت قبل از فسخ با عالیشاه، تفاهم‌نامه همکاری با علیرضا دبیر امضا شد! 

بدرود  شماره دوی درجه یک؛ شما شایسته وداع گرم‌تری بودی، مثل میلیون‌ها ایرانی که سزاوار حال بهتری هستند. عالیشاه رفت، اما «امید» هنوز هست و البته که این سرمایه را هیچ‌کس نمی‌تواند از ما بگیرد...

دانشمندان ایرانی موفق به تولید داروی ضدپیری شدند! 45%تخفیف

مشاهده اطلاعات بیشتر

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    بقول دیالوگ معروف فیلم مادر: پیر شدیم از بس که مردیم
    مردن برای یک زندگی معمولی، برای داشتن حداقل های زندگی، برای داشتن حداقل دلخوشی ها، برای یک تفریح بی دغدغه، برای ندیدن آدم بدبخت تو جامعه و خیابون. خیلی مردیم.

  • ناشناس

    ماها خیلی وقته مردیم خودمون خبر نداریم ازبس مرگ برامون عادی شده زندگی خیلی وقته با ماها مردم عادی سر ناسازگاری داره ما رادر تاریخ مثال بزنید برای آیندگان بگید اینا از حق زندگی محروم بودن از حق اظهار نظر محروم بودن از حق ....‌محروم بودن بخدا اگه هوا واکسیژن رو هم می تونستند ازما دریغ می کردند تنها چیزی که نمی تونند ازما بگیرند امید هست

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج