یک عکس کاملا دخترانه و تفسیرپذیر از شمال تهران
در این قاب، نشانههای قابل تفسیر زیادی برای آنان است که میاندیشند. برای همین هم است که این عکس تفسیرپذیر، تحلیلپذیر و حتی تاویلپذیر هم شده است. در واقع میشه گفت این عکس به طور اتفاقی وایرال نشده و در واقع زیرمتن بحثبرانگیزی دارد.
برترینها: بعضی عکسها فقط یک لحظه را ثبت نمیکنند؛ یک دوره را قاب میگیرند. این تصویر کاوه کاظمی از یک دورهمی دخترانه در شمال تهران که در سال 77 برداشته شده هم از همان جنس است. شمایل و میزانسن آن از فخر وام گرفته، تجملی جاافتاده؛ درست در نقطه مقابل نوکیسگی. چیزی شبیه به "ثروت تهنشینشده". تک تکِ عناصر موجود در عکس حس خوبی به بیننده ایرانی میدهد و در نهایت به مثل یکی سند تاریخی عمل میکند.

وفور چوب در دکوراسیون، بوفه و آینه قدی، رنگ سرامیکها، نور و شمایل خانمها، همگی نشاندهنده طبقه اجتماعی و تیپ فرهنگی این چند نفر در سال 77 است. پوشش افراد هم به همان اندازه حرف برای گفتن دارد؛ روسری راحت دختر جوانی که از درب وارد میشود، دستهگل بزرگ با روبان زرد، مانتوی طوسی، لباس مخمل سرمهای و پوشش خانمی که در منتهیالیه سمت چپ تصویر ایستاده، توجه کنید عکس متعلق به سال 1377 است.
در این قاب، نشانههای قابل تفسیر زیادی برای آنان است که میاندیشند. برای همین هم است که این عکس تفسیرپذیر، تحلیلپذیر و حتی تاویلپذیر هم شده است. در واقع میتوان گفت این عکس به طور اتفاقی وایرال نشده و در واقع زیرمتن بحثبرانگیزی دارد.
خلاصه که عکس مثل چهره بیتا فرهی، تفاخر دارد. بیتا فرهیِ فیلم بانو، حتی مثل خانه فیلم بانو. مثل خانه عزت انتظامی در دایره مینا. مثل هدیه تهرانی در شوکران. مثل گل دوم مهدوی کیا به آمریکا. مثل تخت جمشید، مثل تئاتر شهر قبل از مترو، مثل فرهنگسرای نیاوران، مثل خانه گوگوش. مثل ولیعصر حد فاصل پارکی وی تا تجریش. مثل بستنی آلاسکا در گرمای طاقتفرسای تیر و مرداد. مثل هزار چَم، مثل میدان شهرداریِ قدیم، حتی به قول بعضی:" مثل اون نقطه مدرس که هواش خوبه" و هزاران تمثیل خوب دیگر.
جالب اینکه همزمان عکس دیگری نیز از همان سالها در حال بازنشر شدن است؛ عکسی که از نظر حالوهوا و بار معنایی، همان مفاهیم موجود در عکس دورهمی دخترانه را به ذهن متبادر میکند. انگار مجموعهای از قابهای فراموششده دوباره از آلبومهای قدیمی بیرون آمدهاند تا فقط یادآوری کنند و پایانی که شاید باز میماند.
در ادامه برخی از واکنشها به این تصویر را مرور میکنیم.
توجه مائده به سرامیکها: این سرامیکهای طرح آجر نشون میده که اینا همشون الان تو اِمریکا هستن.
ملینا هم نکته قابل تاملی را نوشته: برای خیلیا سوال شده که چرا این عکسا فقط از قشر نسبتا مرفه وجود داره؟ امیدوارم این سوال فقط توی ذهن دهه هشتادیا باشه که یادشون نمیاد اون زمانا اگر همچین عکسی از یه دختر خانواده ضعیف و اصطلاحا پایین شهری ثبت میشد چه عاقبتی در انتظارش بود.
کامنت بامزه مریم: اگه دورهمی دخترونه بود پس آقا کاوه چجوری عکس گرفته.
کامنت نسبتا تلخ کاربری به نام "موی عاقل": کنسرت آریان میرفتیم، اگه ماشین اپل کورسا داشتیم بچه مایهدار حساب میشدیم، موبایل ۰۹۱۱ ثبتنام میکردیم، گفتگوی تمدنها و سال بازدید از ایران شد توریست اروپایی و امریکایی زیاد بود، سینما عصرجدید میرفتیم واسه هدیه تهرانی محمدرضا فروتن ابوالفضل پورعرب و آیلتس تو باغ سفارت انگلیس قلهک بود.
سایو نیز نوشت: آیا قدیما مردم خوشگل تر بودن، یا فقط خوشگلا دور همی میرفتن؟ الان که هر عکسی میبینی تزریق، تزریق، تزریق، فیلتر فیلتر فیلتر. حال آدم بد میشه.
و شهرآشوب: این عکسها رو که میبینم میگم هر کسی که «میتونسته» در هر زمان و مکانی به قدر بضاعتاش خوش گذرونده! زمان و مکان با «داراها» کاری نداره.
نظر کاربران
ولی عکس اول رو خوب فتوشاپ کردیا، آفرین!
سال 77 چیزی که زیاد بود امید بود انگار تو این 50 سال قله امید داشتن همون سال ها 77 و اطرافش بود تو کشوری که امید به آینده وجود نداشته باشه دشمن خارجی و داخلی هم برای نابود شدن نمی خواد