۱۶۰۹۳۵۸
۷ نظر
۱۹۲۶
۷ نظر
۱۹۲۶
پ

آقای محسن افشانی چیزهای بهتری هم برای خواندن هست!

در بیست‌وچهار ساعت گذشته، کلیپی از محسن افشانی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده که بازتاب زیادی پیدا کرده است؛ کلیپی که در آن او به خوانندگی می‌پردازد و در متن و نحوه اجرای اثر، با ترانه «برای» اثر شروین حاجی‌پور وارد نوعی مواجهه می‌شود.

برترین‌ها: در بیست‌وچهار ساعت گذشته، کلیپی از محسن افشانی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده که بازتاب زیادی پیدا کرده است؛ کلیپی که در آن او به خوانندگی می‌پردازد و در متن و نحوه اجرای اثر، با ترانه «برای» اثر شروین حاجی‌پور وارد نوعی مواجهه می‌شود. اهمیت ماجرا فقط در خود این اجرا نیست؛ مسئله مهم‌تر، معنایی است که چنین کاری در فضای اجتماعی امروز ایران پیدا می‌کند و اینکه آیا بازتولید چنین دوگانه‌ای می‌تواند کمکی به جامعه بکند یا صرفاً شکاف‌های موجود را بیشتر می‌کند.

در این‌باره بخوانید:

 کار عجیب و جنجالی محسن افشانی با آهنگ «برای» شروین 

 آقای نویسنده حسابی از خجالت محسن افشانی درآمد! 

ترانه «برای» شروین حاجی‌پور در پاییز ۱۴۰۱ صرفاً یک قطعه موسیقی معمولی نبود. این اثر در مدت کوتاهی به یکی از نمادهای اعتراضات آن سال تبدیل شد و در میان بخشی از معترضان جایگاهی فراتر از یک ترانه پیدا کرد. «برای» بر اساس نوشته‌ها و خواسته‌هایی شکل گرفت که مردم در شبکه‌های اجتماعی مطرح کرده بودند و همین ویژگی، به آن نوعی اصالت و ارتباط مستقیم با فضای اجتماعی آن روزها بخشید. بسیاری آن را روی تلفن همراه خود به‌عنوان زنگ انتخاب کردند و این قطعه به بخشی از حافظه اجتماعی آن دوره تبدیل شد. فارغ از هر ارزیابی سیاسی درباره اعتراضات ۱۴۰۱، اثرگذاری اجتماعی «برای» قابل انکار نیست.

کلیپی که اکنون از محسن افشانی منتشر شده، از نگاه منتقدانش به این دلیل مورد توجه قرار گرفته که گویی در نقطه مقابل آن روایت قرار می‌گیرد. مسئله فقط بیان یک دیدگاه متفاوت نیست؛ بلکه نوع مواجهه با «برای» و تلاش برای تغییر یا حذف معنایی است که این قطعه در حافظه بخشی از جامعه پیدا کرده است.

0

محسن افشانی، مانند هر فرد دیگری، حق دارد دیدگاه متفاوتی داشته باشد و طبیعی است که بخشی از جامعه با او همدل باشد و بخشی دیگر با مواضع یا شخصیت او موافق نباشد. اختلاف نظر به خودی خود مسئله‌ای نیست. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که یک روایت به جای آنکه با زبان و فرم مستقل خودش بیان شود، در قالب تقلید یا بازسازی معکوس روایت دیگری عرضه شود.

اگر «برای» اثرگذار شد، یکی از دلایلش این بود که از دل یک فضای اجتماعی مشخص و به شکل خودجوش شکل گرفت و به یک بیان مستقل تبدیل شد. بنابراین وقتی اثری با همان الگو ساخته می‌شود اما هدفش نفی یا حذف معنای اثر نخست است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین کاری از همان اصالت برخوردار است یا نه.

از همین منظر، بخشی از بازتاب گسترده کلیپ محسن افشانی را باید در ایجاد یک تقابل نمادین دید. این اثر، فارغ از نیت سازنده‌اش، بیش از آنکه یک روایت مستقل باشد، در نسبت با یک اثر شناخته‌شده تعریف می‌شود و همین مسئله می‌تواند به بازتولید یک دو قطبی قدیمی کمک کند.

امروز ایران بیش از هر چیز به آرامش اجتماعی و امکان گفت‌وگو نیاز دارد. جامعه‌ای با این حجم از اختلافات سیاسی و اجتماعی نمی‌تواند برای همیشه در وضعیت تقابل باقی بماند. این حرف به معنای آن نیست که همه باید یک فکر داشته باشند یا هنرمندان نباید درباره مسائل سیاسی و اجتماعی اظهارنظر کنند. اتفاقاً بیان دیدگاه‌های متفاوت ضروری است؛ اما میان «اختلاف نظر» و «تقابل‌سازی» تفاوت وجود دارد.

بخشی از جامعه اساساً خود را در این دوگانه تعریف نمی‌کند. نه طرفدار محسن افشانی است و نه علیه او؛ نه لزوماً طرفدار «برای» است و نه ضرورتی می‌بیند که برای مخالفت با آن وارد یک تقابل تازه شود. این بخش از جامعه شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد؛ مردمی که نمی‌خواهند هر اتفاق فرهنگی و هنری به میدان تازه‌ای برای صف‌آرایی سیاسی تبدیل شود.

به همین دلیل، می‌توان با دیدگاه محسن افشانی موافق یا مخالف بود، اما مهم‌تر از قضاوت درباره شخص، باید به نتیجه چنین رفتارهایی توجه کرد: آیا این اقدامات جامعه را آرام‌تر و امکان گفت‌وگو را بیشتر می‌کنند، یا صرفاً شکاف‌های قدیمی را دوباره فعال می‌کنند؟

در شرایطی که جامعه ایران نیازمند فاصله گرفتن از رادیکالیسم و تنش است، شاید بهتر باشد چهره‌های عمومی پیش از ورود به چنین میدان‌هایی از خود بپرسند آیا واقعاً لازم است یک دو قطبی تازه ساخته شود. آیا نمی‌توان دیدگاه متفاوتی را بدون هدف قرار دادن نماد طرف مقابل بیان کرد؟

جامعه ایران نه به محسن افشانی نیاز دارد که در برابر شروین حاجی‌پور قرار بگیرد و نه به شروین حاجی‌پور دیگری که در برابر محسن افشانی قرار بگیرد. اختلاف نظر طبیعی است، اما تبدیل هر اختلاف نظر به میدان تازه‌ای برای صف‌آرایی، ضرورتی ندارد.

نقد این کلیپ نیز لزوماً به معنای نفی حق یک هنرمند برای بیان دیدگاهش نیست. مسئله، نقد روشی است که به نظر می‌رسد بیش از تولید یک اثر مستقل، بر ایجاد تقابل با یک نماد شناخته‌شده تکیه دارد. چنین روشی ممکن است در کوتاه‌مدت بازتاب زیادی ایجاد کند، اما بازتاب رسانه‌ای الزاماً به معنای اثرگذاری مثبت اجتماعی نیست.

در نهایت، جامعه‌ای که از تنش‌های پی‌درپی خسته شده، بیش از هر چیز به کسانی نیاز دارد که از شدت شکاف‌ها کم کنند؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور. هنر می‌تواند محل بیان اختلاف نظر باشد، اما بهتر است به ابزاری برای تشدید اختلافات تبدیل نشود. امروز شاید بیش از هر زمان دیگری، به جای جنگ نمادها، به روایت‌هایی نیاز داریم که امکان گفت‌وگو و همدلی را بیشتر کنند.

 

اگه میخواهید حتی توی خواب هم چربیسوزی داشته باشید کلیک کنید.

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    این تفکر مسخره امثال این مگه اصلا ادم اند

  • ناشناس

    بازیگر دست چهارم سیاهی لشکر فیلم های داغون

  • ناشناس

    میلاد حاتمی خوب حالشو گرفت ترکیه فیلم هم ازش گرفت دم میلاد گرم

  • ناشناس

    کلاً شما اصلاحیون مثل سلطنت طلبها، مخالف نظر خود را بر نمی تابید.

  • ناشناس

    میگم میلاد حاتمی بیادا 😁

  • ناشناس

    برترینها، این آدم واقعا ارزش وقت گذاشتن و درج مطلب داره؟ چرا امثال این افراد رو با گذاشتن مطلب در سایتتون بزرگ‌نمایی می کنید؟!!! بخدا این فرد و امثال این آدم برای مردم ایران سرسوزنی ارزش ندارند.

  • ناشناس

    اخبار این چهره های منفور حدف کنید لطفا اصلا خوشمون نمیاد از این آفتاب پرستا

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج