درباره امیر جدیدی در «بیداد»؛ از لاتی تا لوطیگری
اما در این یادداشت میخواهم فارغ از آن ملاحظات، از یکی از درخشانترین وجوه این فیلم بنویسم. از بازی امیر جدیدی در نقشی دشوار و لغزنده.
مجله فرهنگی فینیکس: رضا صائمی: در نگاه اول باید بگویم که فیلم «بیداد» ساخته سهیل بیهقی نقدهایی جدی برمیانگیزد که به وقتش، در نوشتاری مستقل، به آنها خواهم پرداخت. اما در این یادداشت میخواهم فارغ از آن ملاحظات، از یکی از درخشانترین وجوه این فیلم بنویسم. از بازی امیر جدیدی در نقشی دشوار و لغزنده.

حضور جدیدی در «بیداد» مثل جاریشدن خون در رگهای قصه است. چیزی که فیلم را زنده نگه میدارد، بهویژه در نیمهی دوم، آنجا که ریتم روایت رو به فرسایش میرود و این بازیگر است که با انرژی و دقتِ بازیاش، تپش را به تن فیلم بازمیگرداند. جدیدی در این فیلم بار سنگینی از احساس و تناقض را به دوش میکشد و آن را با ظرافتی قابل تحسین به مخاطب منتقل میکند.
کاراکتر او -که گویی از شمایل و منشِ چهرهای مثل تتلو الهام گرفته شده- شخصیتی است آکنده از تضادهای درونی. آدمی که همزمان جذاب است و هالو، قوی است و آسیبپذیر، اجتنابی است و مضطرب، حامی است و در عین حال مهرطلب، دوستداشتنی است و نفرتانگیز. این مجموعه از دوگانگیها میتوانست بهسادگی به شخصیتی متناقض و غیرقابلباور در روایت بدل شود، اما جدیدی با ظرافتی که در بازیاش خرج میکند توانسته در همان شکاف میان این دوگانگیها زندگی کند، نه در یکسوی آن.
بازی او در نقش «ببین» نمونهای است از اجرای شخصیتی که نه سیاه است و نه سفید، بلکه در طیفی خاکستری و بیقرار حرکت میکند. جدیدی این بیقراری را نه با اغراق، که با ریزهکاریهای بدن، نگاه و مکثهایش بازتاب میدهد. لحظاتی که در آنها میتوان همزمان ترحم و انزجار، دلسوزی و خشم را نسبت به کاراکترش تجربه کرد.
اما نقطهی اوج این سیر شخصیتی را باید در پایان فیلم جست، جایی که «ببین» از دل همان تناقضها عبور میکند و بهمیانجیِ تجربهی عشق، مسیری از وفاداری به فداکاری را طی میکند. این گذار، نقطهی تلاقی همهی آن دوگانگیهای پیشین است. کاراکتری که تا پیش از این میان ضعف و قدرت، وابستگی و گریز، در نوسان بود، در لحظهی نهایی به تصمیمی میرسد که او را از یک فرد آسیبدیده و پرتناقض به یک منجیِ قهرمان بدل میکند. گویی از لاتی به لوطیگری میرسد و عشق از او مردی جسور میسازد. جدیدی این تبدیل را بدون آنکه بهناگاه و غیرمنطقی جلوه کند، به شکلی باورپذیر اجرا میکند. گویی همهی مسیر پرتناقضِ پیشین، زمینهای بوده برای رسیدن به همین لحظهی رهایی.
ارسال نظر