«پلن F» امیرخان و شبی که فوتبال ایران فرو ریخت
شکست ۳ بر یک ایران مقابل ازبکستان در تاشکند، فقط یک نتیجه سنگین برای تیم ملی نبود؛ این بازی دوباره بحث درباره عملکرد امیر قلعهنویی و شرایط فنی تیم ملی را بالا برد.
برترینها: شکست ۳ بر یک ایران مقابل ازبکستان در تاشکند، فقط یک نتیجه سنگین برای تیم ملی نبود؛ این بازی دوباره بحث درباره عملکرد امیر قلعهنویی و شرایط فنی تیم ملی را بالا برد. نمایش ایران در این مسابقه، بهویژه در صحنههای دفاعی و نحوه بازیسازی از عقب زمین، با انتقادهای تندی از سوی برخی رسانههای ورزشی همراه شد؛ انتقادهایی که از ادامه ناکامی ایران مقابل ازبکستان تا ترکیب تیم، جوانگرایی حریف و تصمیمهای تاکتیکی کادر فنی را دربر گرفت.

در ساعات پس از پایان بازی، چند رسانه و خبرنگار ورزشی با ادبیاتی متفاوت به این شکست پرداختند. «ورزش مدیا» با اشاره به تداوم ناکامی ایران برابر ازبکستان، عملکرد مدیریت فوتبال و کادر فنی را زیر سؤال برد و از افت جایگاه فوتبال ایران در آسیا نوشت. رسانه «تک به تک» نیز در مطلبی جداگانه، عملکرد قلعهنویی و نتایج تیم ملی را مورد انتقاد قرار داد. هومن جعفری، خبرنگار «فرهیختگان»، هم با بازگشت به ماجرای «پلن F» که پیش از این از سوی یکی از دستیاران قلعهنویی مطرح شده بود، آنچه در زمین مسابقه برابر ازبکستان دیده شد را از منظر تاکتیکی بررسی کرد.
«ورزش مدیا» در این خصوص نوشت:
«باز هم همان همیشگی؛ ایران با ازبکستان بازی کرد و موفق به شکست این تیم نشد! حتی خود ما هم از نوشتن این خبر تکراری خسته شدهایم، اما جدی جدی دیگر زور فوتبال ایران به تیمی در حد ازبکستان نمیرسد و باید این واقعیت تلخ را قبول کرد.
سالها هشدار داده شده بود که ادامه این روند، یعنی سپردن اداره فوتبال به مدیران ناکارآمد و نیز واگذاری مسوولیت فنی به مربیان سرسپرده و بله قربانگو، نتیجهای جز پسرفت این حوزه ندارد. امروز عینا با همین حقیقت مواجه شدهایم و باید جسورانه پذیرفت که فوتبال ایران در خوشبینانهترین برداشت ممکن به سطح دوم قاره آسیا تنزل کرده است.
یک بار و دو بار شاید تصادفی باشد، اما وقتی هفت مرتبه پیاپی موفق به شکست تیمی مثل ازبکستان نمیشوی، یعنی اوضاع بدجوری خراب است.
توجه داشته باشید شکست مفتضحانه و سه گله امروز در تاشکند در حالی رقم خورد که تیم رقیب دست به جوانگرایی اساسی زده بود. آنها بدون امثال اورونوف و آشورماتوف وماشاریپوف وارد این بازی شدند. کاناوارو در فهرستش یک بازیکن شانزده ساله داشت و پنالتی منجر به گل دوم این تیم را یک بازیکن نوزده ساله گرفت. این طرف اما قلعهنویی، از حاجصفی تا شجاع و از رضاییان تا طارمی، همه پیرمردهایش را فرا خواند تا چنین افتضاحی را در تاشکند رقم بزنند!
مگر میتوان فوتبال مملکت را به مشتی بازنده و چاپلوس سپرد و انتظار معجزه داشت؟ کاش همهتان با هم کاسه و کوزهتان را جمع کنید و بروید. حتی از شنیدن اسمهایتان هم حالمان بد میشود؛ تاج، نبی، قلعهنویی، الهویی، افاضلی، بیرانوند، خلیلزاده، حاجصفی، رضاییان، عزتاللهی، جهانبخش، طارمی، آزمون… فوتبال یکی از معدود دلخوشیهای این ملت بود که آن را هم شما به گند کشیدید.»
رسانه «تک به تک» نیز در اینستاگرام در واکنش به شکست تیم ملی نوشت:
«از جمله تلخترین اتفاقاتی که در این کشور رخ داده، مصادره زیباترین کلمات بوده. یکی از عزیزترین این واژگان، «وطن» است؛ معبد و میقات و میثاق ما که به لقلقله دهان برخی منفعتطلب تبدیل شد، کسانی که با وجود ناکارآمدی، کلیدیترین پستها را اشغال کردند، همه چیز را از بین بردند و هر وقت هم صدای اعتراض بلند شد، فوری فرد منتقد را به وطنفروشی متهم کردند.
در فوتبال، یکی از بهترین مثالها از این افراد، امیر قلعهنویی است؛ سرمربی تیم ملی که بعد از حذف مفتضحانه از مرحله گروهی جامجهانی، سه ساعت تمام در تلویزیون مزخرف گفت و بیش از بیست بار، مخالفانش را «بیوطن ایرانفروش» نامید. حقیقتا چه اندوهی برای «ایران»، بزرگتر از این که اسم نازنیناش بر زبان همچو تویی جاری شود؟
امروز نتیجه ان وطن، وطن کردنهای فیک و کاسبکارانه قلعهنویی، در تاشکند مشخص میشود؛ جایی که تیم ملی ایران نهتنها برای ششمین بار پیاپی موفق به شکست ازبکستان نمیشود، بلکه برابر تیم جوانشده کاناوارو تن به شکست تحقیرآمیز سه گله میدهد. حالا دیگر فوتبال ایران رسما به سوژه خنده ازبکها تبدیلشده؛ همانها که خبرنگارشان در نشست مطبوعاتی پیش از این مسابقه، «عینک شجاع» را به عنوان تنها خاطرهاش از حضور ایران در جامجهانی توی صورت قلعهنویی کوبید.
راستی یک نفر به امیرخان بگوید نیوزیلندی هم که پز مساوی کردن با آن را میدادید، امروز با فلسطین دو- دو کرد! شما که همه جا سرافکندهمان کردید!»
هومن جعفری، خبرنگار «فرهیختگان»، نیز در واکنش به نمایش تیم ملی مقابل ازبکستان نوشت:
«پیش از جام جهانی، یکی از دستیاران امیر قلعهنویی از آماده بودن «پلن F» برای رویارویی با تیمهای مختلف صحبت کرده بود؛ اما در بزرگترین صحنه فوتبال جهان، نهتنها اثری از آن نقشه ندیدیم، بلکه محافظهکاری و ترس از شکست، تیم ملی را از رؤیای صعود دور کرد. حالا اما ظاهراً در بازی با ازبکستان، برای نخستین بار گوشهای از آن پلن F را دیدیم؛ نمایشی که بیشتر از آنکه خیالمان را راحت کند، نگرانمان کرد.
قبل از شروع جام جهانی، همه امیدوار بودیم تیم ملی ایران بالاخره بتواند کاری را انجام دهد که سالها انتظارش را کشیدهایم؛ صعود از مرحله گروهی. قرعهای که نصیب ایران شده بود، این امید را بیشتر هم کرده بود و بسیاری انتظار داشتند این بار تیم ملی با عبور از محافظهکاریهای همیشگی، برای صعود بجنگد.
اما ترس از شکست و احتیاط بیش از اندازه، در نهایت اجازه نداد آن رؤیا به واقعیت تبدیل شود. تیم ملی در آن مسابقات نهتنها نتوانست قدمی تاریخی بردارد، بلکه حتی آن تصویری را که از یک تیم مدعی انتظار داشتیم نیز ارائه نکرد.
پیش از آغاز مسابقات، یکی از دستیاران امیر قلعهنویی در تلویزیون از آماده بودن «پلن F» برای رویارویی با تیمهای مختلف صحبت کرده بود. حرف جذابی بود. اینکه کادر فنی برای هر مسابقه برنامه مشخصی داشته باشد، طبیعتاً اتفاق مثبتی است. مشکل اینجاست که در جام جهانی، ما حتی فرصت نکردیم «پلن F» را ببینیم؛ چون آنچه در زمین مشاهده کردیم، بیشتر از هر چیز احتیاط، محافظهکاری و تلاش برای نباختن بود.
اما ظاهراً امروز مقابل ازبکستان بالاخره این فرصت را پیدا کردیم که پرده از راز «پلن F» برداریم.
اگر آنچه در زمین دیدیم همان برنامهای است که قرار بوده تیم ملی بر اساس آن فوتبال بازی کند، باید اعتراف کنیم با شاهکار تازهای روبهرو شدهایم. سه مدافع تیم ملی در شرایطی عجیب شروع به پاسکاری رو به عقب کردند؛ پاسهایی اشتباه، بدون فشار جدی از سوی بازیکنان ازبکستان و بدون اینکه مشخص باشد دقیقاً قرار است چه اتفاقی رخ دهد. بازیکنان آنقدر سردرگم و ناهماهنگ بودند که در نهایت خودمان نزدیک بود برای خودمان دردسر درست کنیم.
نکته عجیبتر این بود که ازبکستان حتی فشار خاص و مداومی روی خط دفاعی ایران ایجاد نکرده بود. یعنی قرار نبود بازیکنان ما زیر فشار سنگین پرس حریف تصمیمهای اشتباه بگیرند. با این حال، میزان سردرگمی به حدی بود که سادهترین تصمیمها هم به کار پیچیدهای تبدیل شده بود.
در نهایت نیز این موقعیت عجیب با یک کرنر برای ازبکستان تمام شد؛ کرنری که خوششانس بودیم به گل تبدیل نشد.
حالا اگر این همان «پلن F» است، باید پرسید برنامههای قبلی چه بودهاند؟
شاید بهتر باشد آقای قلعهنویی در نخستین کنگره فیفا، این شاهکار تاکتیکی را شخصاً برای آرسن ونگر و سایر کارشناسان حاضر توضیح دهد تا آنها هم با مفهوم جدیدی از فوتبال و «پلن F» آشنا شوند؛ چون ظاهراً این برنامه آنقدر پیچیده و منحصربهفرد است که تاکنون کسی نمونه مشابهش را ندیده است.
البته فوتبال شوخی نیست و پشت این صحنههای عجیب، یک مسئله جدیتر وجود دارد: تیم ملی ایران هنوز از نظر ساختار بازی، تصمیمگیری در عقب زمین و نحوه خروج از فشار، نشانههای نگرانکنندهای دارد.
اگر قرار است تیم ملی در مسابقات مهم آینده موفق باشد، نمیتوان همه چیز را به تجربه بازیکنان، درخششهای فردی یا شانس واگذار کرد. تیمی که میخواهد در سطح بالای فوتبال آسیا و جهان رقابت کند، باید برای لحظاتی از این دست پاسخ تاکتیکی روشن داشته باشد.
فعلاً اما چیزی که دیدیم، نه یک برنامه پیچیده تاکتیکی، بلکه چند مدافع سردرگم، چند پاس اشتباه و یک موقعیت خطرناک برای خودمان بود. اگر این «پلن F» است، امیدواریم پلنهای بعدی از این بدتر نباشند!»
ارسال نظر