نقشه یک زن برای تصاحب اموال شوهرش
همسرم نیز از غیبت من سوء استفاده کرد و طبق قانون آن کشور تمام دارایی ام را به عنوان حق و حقوقش تصرف کرد .چند ماه بعد نیز حکم طلاقش در انگلیس نیز توسط وکیلش به دستم رسید . من که تمام زندگی ام را بر باد رفته دیدم تصمیم گرفتم تا به دادگاه مراجعه کنم تا حکم طلاق شرعی صادر شود و نام این زن را از شناسنامه خود به عنوان همسر پاک کنم تا حداقل بتوانم خود را راضی کنم که دیگر همسری به این نام ندارم.
مرد میانسال که تصور نمی کرد سفر به ایران دامی برای تصرف اموالش باشد برای جدایی از همسر فریبکارش راهی دادگاه خانواده شد.
مرد میانسال که مقابل قاضی عموزادی رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده نشسته بود و سر به زیر انداخته بود با سوال قاضی پرونده به خود آمد . قاضی که متوجه حواس پرتی مرد میانسال شده بود از او خواست تا در مورد علت حضورش توضیح دهد. مرد میانسال که خود را اکبر معرفی می کرد به قاضی گفت:
از زمانی که پسر جوانی بودم همیشه رویای پولدار شدن و زندگی در خارج از کشور را در سر داشتم. با تحصیل در رشته مترجمی زبان انگلیسی اولین قدم در رسیدن به آرزویم را برداشتم .
از خانواده متوسطی بودم اما هرگز علاقه ای نداشتم که راه ساده زندگی پدرم را در پیش بگیرم . در آن زمان با وجود آنکه کمتر کسی به تحصیل آن هم در رشته مترجمی می پرداخت من با کار و تلاش بسیار و پرداخت هزینه های تحصیلم هر روز یک قدم برای رسیدن به رویای خود بر می داشتم .
تا اینکه پس از اتمام تحصیل و همزمان با ورود به دانشگاه توانستم شغل مناسبی برای خود پیدا کنم و با آموزش زبان به صورت خصوصی راحت تر زندگی کرده و در کنارش برای آینده ام کمی پول پس انداز کنم .مدتی گذشت تا اینکه با دیدن دوست خواهرم به شدت به او دلبسته شدم .موضوع را با مادرم در میان گذاشتم و خیلی زود مراسم رسمی خواستگاری برگزار شد و من و سهیلا به عقد یکدیگر در آمدیم.
ازتنها موضوعی که می ترسیدم مخالفت همسرم برای رفتن و ادامه زندگی در خارج از کشور بود . اما خوشبختانه وقتی موضوع را با او مطرح کردم با اشتیاق زیاد به من گفت که به هر شکلی حاضر است به من کمک کند تا بتوانیم زودتر شرایط را برای مهاجرت فراهم کنیم . من که از شوق سر از پا نمی شناختم با پشتکار بیشتری کار کرده و پول جمع کردم تا با همسرم به سوی زندگی بهتر پرواز کنیم.
مرد میانسال آهی کشید و گفت: ۴ سال زمان برد تا موفق شدیم هزینه های سفر و اقامتمان را فراهم کنیم و کشور انگلیس را برای زندگی انتخاب کردیم . با گرفتن وکیلی کارکشته سرانجام پس از ۲ سال موفق به اخذ اقامت شدیم. سر از پا نمی شناختم ،خود را در نزدیکی آرزویم احساس می کردم .
من و همسرم که در مدت زمان انتظارمان برای دریافت اقامت در ایران به آموختن زبان انگلیسی مشغول بودیم توانستیم پس از ساکن شدن در کشور انگلستان در مدت کوتاهی شغل مناسبی پیدا کنیم و خیلی زود از نظر مالی در شرایط مناسبی قرار گرفتیم.
یکسال بعد از اقامتمان در آن کشور صاحب فرزندی ۲ قلو شدیم و گرمای زندگیمان بیشتر شد . من که همسرم را در رسیدن به رویاهایم شریک می دانستم برای قدردانی از او نیمی از اموالم را به نامش کردم.
مرد میانسال در ادامه به قاضی گفت : اما هرگز تصور نمی کردم که همسرم به یکباره رفتارش تغییر کند . من که در این مدت به ایران سفر نکرده بودم با اصرارهای همسرم به تنهایی عازم ایران شدم. غافل از آنکه سهیلا چه نقشه ای در ذهنش دارد.
یک هفته بعد درست زمانی که قصد بازگشت به محل اقامتم را داشتم متوجه ممنوع الخروج شدنم از کشور شدم پس از پیگیری های بسیار دریافتم که همسرم مهریه خود را به اجرا گذاشته و برای دریافتش از کشور ایران کمک خواسته است. وکیل خانوادگیشان که در ایران اقامت داشت به محض ورودم به کشور اقدامات لازم را انجام داده بود و من که دیگر نه راه پیش داشتم و نه را پس در کشور ماندگار شدم.
همسرم نیز از غیبت من سوء استفاده کرد و طبق قانون آن کشور تمام دارایی ام را به عنوان حق و حقوقش تصرف کرد .چند ماه بعد نیز حکم طلاقش در انگلیس نیز توسط وکیلش به دستم رسید . من که تمام زندگی ام را بر باد رفته دیدم تصمیم گرفتم تا به دادگاه مراجعه کنم تا حکم طلاق شرعی صادر شود و نام این زن را از شناسنامه خود به عنوان همسر پاک کنم تا حداقل بتوانم خود را راضی کنم که دیگر همسری به این نام ندارم.
قاضی پس از شنیدن اظهارات مرد میانسال دستور احضار وکیل زن را صادر کرد تا در صورت صحت حرفهای مرد حکم طلاق شرعی را صادر کند.
منبع: مهر
مرد میانسال که مقابل قاضی عموزادی رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده نشسته بود و سر به زیر انداخته بود با سوال قاضی پرونده به خود آمد . قاضی که متوجه حواس پرتی مرد میانسال شده بود از او خواست تا در مورد علت حضورش توضیح دهد. مرد میانسال که خود را اکبر معرفی می کرد به قاضی گفت:
از زمانی که پسر جوانی بودم همیشه رویای پولدار شدن و زندگی در خارج از کشور را در سر داشتم. با تحصیل در رشته مترجمی زبان انگلیسی اولین قدم در رسیدن به آرزویم را برداشتم .
از خانواده متوسطی بودم اما هرگز علاقه ای نداشتم که راه ساده زندگی پدرم را در پیش بگیرم . در آن زمان با وجود آنکه کمتر کسی به تحصیل آن هم در رشته مترجمی می پرداخت من با کار و تلاش بسیار و پرداخت هزینه های تحصیلم هر روز یک قدم برای رسیدن به رویای خود بر می داشتم .
تا اینکه پس از اتمام تحصیل و همزمان با ورود به دانشگاه توانستم شغل مناسبی برای خود پیدا کنم و با آموزش زبان به صورت خصوصی راحت تر زندگی کرده و در کنارش برای آینده ام کمی پول پس انداز کنم .مدتی گذشت تا اینکه با دیدن دوست خواهرم به شدت به او دلبسته شدم .موضوع را با مادرم در میان گذاشتم و خیلی زود مراسم رسمی خواستگاری برگزار شد و من و سهیلا به عقد یکدیگر در آمدیم.
ازتنها موضوعی که می ترسیدم مخالفت همسرم برای رفتن و ادامه زندگی در خارج از کشور بود . اما خوشبختانه وقتی موضوع را با او مطرح کردم با اشتیاق زیاد به من گفت که به هر شکلی حاضر است به من کمک کند تا بتوانیم زودتر شرایط را برای مهاجرت فراهم کنیم . من که از شوق سر از پا نمی شناختم با پشتکار بیشتری کار کرده و پول جمع کردم تا با همسرم به سوی زندگی بهتر پرواز کنیم.
مرد میانسال آهی کشید و گفت: ۴ سال زمان برد تا موفق شدیم هزینه های سفر و اقامتمان را فراهم کنیم و کشور انگلیس را برای زندگی انتخاب کردیم . با گرفتن وکیلی کارکشته سرانجام پس از ۲ سال موفق به اخذ اقامت شدیم. سر از پا نمی شناختم ،خود را در نزدیکی آرزویم احساس می کردم .
من و همسرم که در مدت زمان انتظارمان برای دریافت اقامت در ایران به آموختن زبان انگلیسی مشغول بودیم توانستیم پس از ساکن شدن در کشور انگلستان در مدت کوتاهی شغل مناسبی پیدا کنیم و خیلی زود از نظر مالی در شرایط مناسبی قرار گرفتیم.
یکسال بعد از اقامتمان در آن کشور صاحب فرزندی ۲ قلو شدیم و گرمای زندگیمان بیشتر شد . من که همسرم را در رسیدن به رویاهایم شریک می دانستم برای قدردانی از او نیمی از اموالم را به نامش کردم.
مرد میانسال در ادامه به قاضی گفت : اما هرگز تصور نمی کردم که همسرم به یکباره رفتارش تغییر کند . من که در این مدت به ایران سفر نکرده بودم با اصرارهای همسرم به تنهایی عازم ایران شدم. غافل از آنکه سهیلا چه نقشه ای در ذهنش دارد.
یک هفته بعد درست زمانی که قصد بازگشت به محل اقامتم را داشتم متوجه ممنوع الخروج شدنم از کشور شدم پس از پیگیری های بسیار دریافتم که همسرم مهریه خود را به اجرا گذاشته و برای دریافتش از کشور ایران کمک خواسته است. وکیل خانوادگیشان که در ایران اقامت داشت به محض ورودم به کشور اقدامات لازم را انجام داده بود و من که دیگر نه راه پیش داشتم و نه را پس در کشور ماندگار شدم.
همسرم نیز از غیبت من سوء استفاده کرد و طبق قانون آن کشور تمام دارایی ام را به عنوان حق و حقوقش تصرف کرد .چند ماه بعد نیز حکم طلاقش در انگلیس نیز توسط وکیلش به دستم رسید . من که تمام زندگی ام را بر باد رفته دیدم تصمیم گرفتم تا به دادگاه مراجعه کنم تا حکم طلاق شرعی صادر شود و نام این زن را از شناسنامه خود به عنوان همسر پاک کنم تا حداقل بتوانم خود را راضی کنم که دیگر همسری به این نام ندارم.
قاضی پس از شنیدن اظهارات مرد میانسال دستور احضار وکیل زن را صادر کرد تا در صورت صحت حرفهای مرد حکم طلاق شرعی را صادر کند.
منبع: مهر
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
واکنش چهرههای محبوب فوتبال به اتفاقات تلخ کشور
-
مداخله دختر جوان در درگیری فیزیکی وسط جاده!
-
شمسآذر پیشنهاد سنگین زنوزی را نپذیرفت!
-
پیشنهاد جدید و جالب دانشمندان برای پیشگیری از آلزایمر
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
شریعتمداری: سفیران اروپایی را اخراج کنید
-
اقدام عجیب صداوسیما درباره کنفرانس خبری عراقچی
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
چرا در زمستان بیشتر گرسنه میشویم؟
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
این ارز دیجیتال از فهرست ۱۰ دارایی بزرگ خارج شد
-
گوترش: سازمان ملل در خطر فروپاشی قرار دارد
-
بازیگر زن مشهور درگذشت
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
بیشتر شبیه داستان است تا واقعیت
شبیه آخرین رمانیه که چند وقت پیش تمومش کردم
ببخشیدها به همه بر نخورد. اما بعضی از خانم ها هستند که شیطتون هم درس میدن