قربون دست های کثیفت آقا شیر فروش!
صبح زود آمادهی رفتن به سر کارم هستم که دختر ده سالهام لیوان را از بطری شیر یک کارخانهی مشهور شیر پر میکند. بیاختیار با توجه به اخباری که شنیدهام، میگویم: «دخترم، نخور!» با تعجب نگاهم میکند.
خبرآنلاین - شهریار خاقانی: صبح زود آمادهی رفتن به سر کارم هستم که دختر ده سالهام لیوان را از بطری شیر یک کارخانهی مشهور شیر پر میکند. بیاختیار با توجه به اخباری که شنیدهام، میگویم: «دخترم، نخور!» با تعجب نگاهم میکند.
بچه که بودیم، شیرفروش پیری با دوچرخهای خورجیندار و ظرفهای آلومینیومی مخصوص شیر وارد کوچه میشد و با صدای بلند داد میزد: «شیرفروش!» مادرم ما را میفرستاد تا نگهش داریم و خودش پشت سر ما میآمد، با چادر گلی و پارچ آبی که دیشب شسته و خشک کرده بود: «لطفاً چهار لیوان.»
شیرفروش لیوان دستهدارش را وارد ظرف بزرگ شیر میکرد و با دستهای لرزانش که تا انگشتان داخل شیر میشد، لیوان را پر میکرد و داخل پارچ ما میریخت. همیشه از انگشتانش شیر چکه میکرد و من با ذهن یک کودک تبریزی همیشه فکر میکردم آیا پول شیری که از دستانش روی زمین میریزد با ما حساب میشود یا با خودش!
مدتها بعد شیرهای شیشهای با علامت شرکت شیر ایران و آرم یک گاو خندان با درپوشهای آلومینیومی به بازار آمد. مادرم دیگر از شیرفروش پیر شیر نمیخرید. من هم دلم برای شیرفروش تنگ شده بود و هم طعم شیر شیشهای را دوست نداشتم، تا یک روز که مادر برایم از دستهای آلودهی شیرفروش و شیرش که خوردنی نبود گفت و اینکه آن دستها میتوانست ما را مریض کند ولی شیر پاستوریزهی شیشهای تمیز است.
پرسیدم: «از کجا میدانی که تمیز است؟ شاید کسانی که آنجا کار میکنند دستهای آلودهشان را داخل شیر میکنند.» مادر جواب داد: «نه؛ به کارخانهی شیر دولت سر میزند. دولت مواظب است کسی دست آلودهاش را داخل شیر نکند. ما به دولت اطمینان داریم.» گفتم: «دولت کجاست مگر؟» گفت: «دولت جایی است که پدرتان کار میکند.»
برای من که مثل هر کودک دیگری به پدرش اطمینان دارد، کافی بود که با خیال راحت و اطمینان تمام شیشهی شیر را سر بکشم.
موضوعی که وزیر بهداشت از آن پرده برداشت و استفاده از روغن پالم را در شیرهای پاستوریزه و دیگر تولیدات لبنی علنی کرد، مدتهاست که اتفاق میافتد و اعتماد عمومی را به مواد خوراکی از بین برده است. دیگر نمیتوانم با جرات به دختر کوچکم بگویم دخترم شیر بخور، شیر برای سلامتیات ضروری است. دلم دوباره برای شیرفروش پیر چهل سال پیش تنگ شده است.
با خودم میگویم: «پیرمرد کجایی؟ کاش بودی و جلوی در خانهی من داد میزدی: شیرفروش؛ و من مثل ایام کودکی از تو شیر میخریدم. حداقل اگر دستهایت را داخل شیر میکردی، معرفت داشتی و به ما شیر واقعی میفروختی. شیر را میخریدم و میگفتم: قربون دستهای کثیفت آقا شیرفروش!»
بچه که بودیم، شیرفروش پیری با دوچرخهای خورجیندار و ظرفهای آلومینیومی مخصوص شیر وارد کوچه میشد و با صدای بلند داد میزد: «شیرفروش!» مادرم ما را میفرستاد تا نگهش داریم و خودش پشت سر ما میآمد، با چادر گلی و پارچ آبی که دیشب شسته و خشک کرده بود: «لطفاً چهار لیوان.»
شیرفروش لیوان دستهدارش را وارد ظرف بزرگ شیر میکرد و با دستهای لرزانش که تا انگشتان داخل شیر میشد، لیوان را پر میکرد و داخل پارچ ما میریخت. همیشه از انگشتانش شیر چکه میکرد و من با ذهن یک کودک تبریزی همیشه فکر میکردم آیا پول شیری که از دستانش روی زمین میریزد با ما حساب میشود یا با خودش!
مدتها بعد شیرهای شیشهای با علامت شرکت شیر ایران و آرم یک گاو خندان با درپوشهای آلومینیومی به بازار آمد. مادرم دیگر از شیرفروش پیر شیر نمیخرید. من هم دلم برای شیرفروش تنگ شده بود و هم طعم شیر شیشهای را دوست نداشتم، تا یک روز که مادر برایم از دستهای آلودهی شیرفروش و شیرش که خوردنی نبود گفت و اینکه آن دستها میتوانست ما را مریض کند ولی شیر پاستوریزهی شیشهای تمیز است.
پرسیدم: «از کجا میدانی که تمیز است؟ شاید کسانی که آنجا کار میکنند دستهای آلودهشان را داخل شیر میکنند.» مادر جواب داد: «نه؛ به کارخانهی شیر دولت سر میزند. دولت مواظب است کسی دست آلودهاش را داخل شیر نکند. ما به دولت اطمینان داریم.» گفتم: «دولت کجاست مگر؟» گفت: «دولت جایی است که پدرتان کار میکند.»
برای من که مثل هر کودک دیگری به پدرش اطمینان دارد، کافی بود که با خیال راحت و اطمینان تمام شیشهی شیر را سر بکشم.
موضوعی که وزیر بهداشت از آن پرده برداشت و استفاده از روغن پالم را در شیرهای پاستوریزه و دیگر تولیدات لبنی علنی کرد، مدتهاست که اتفاق میافتد و اعتماد عمومی را به مواد خوراکی از بین برده است. دیگر نمیتوانم با جرات به دختر کوچکم بگویم دخترم شیر بخور، شیر برای سلامتیات ضروری است. دلم دوباره برای شیرفروش پیر چهل سال پیش تنگ شده است.
با خودم میگویم: «پیرمرد کجایی؟ کاش بودی و جلوی در خانهی من داد میزدی: شیرفروش؛ و من مثل ایام کودکی از تو شیر میخریدم. حداقل اگر دستهایت را داخل شیر میکردی، معرفت داشتی و به ما شیر واقعی میفروختی. شیر را میخریدم و میگفتم: قربون دستهای کثیفت آقا شیرفروش!»
تبلیغات متنی
-
عکس صمیمی بازیگران سریال دونگیی در یک کافه
-
اسامی محرومان هفته بیستم لیگ برتر اعلام شد
-
خبر جدید درباره مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه
-
آمار فوتیهای انفجار گاز در بندرعباس افزایش یافت
-
چند تصاویر داغ از بارش برف در نقاط مختلف کشور
-
اسرائیلیها توییتر رسانه نزدیک به شمخانی را پوشش دادند
-
این چهره پرحاشیه، شبها هم در صداوسیما میخوابد!
-
لغو جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید بهخاطر وقایع اخیر
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
پوستر جدید صداوسیما توجهها را جلب کرد
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
طرز تهیه اسپاگتی با سس ماست و دانه کاج
-
کاخ گلستان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
-
واکنش شهرداری تهران به سوختن بازارچه جنتآباد
-
خبر جدید درباره مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه
-
چند تصاویر داغ از بارش برف در نقاط مختلف کشور
-
اسرائیلیها توییتر رسانه نزدیک به شمخانی را پوشش دادند
-
این چهره پرحاشیه، شبها هم در صداوسیما میخوابد!
-
لغو جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید بهخاطر وقایع اخیر
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
کاخ گلستان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
-
حرکت قابلتقدیر بایرن مونیخ برای مردم ایران
-
ورود پژمان جمشیدی به جشنواره فجر ممنوع شد
-
رشیدپور منفجر شد: شما حتی عذرخواهی هم بلد نیستید!
-
افغانستانیها سالانه ۷ میلیارد دلار از ایران خارج میکنند!
-
ترامپ: جمعه بیواسطه با ایران مذاکره میکنیم!
-
مطهری: ایران و آمریکا به توافقات اولیه رسیدهاند
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
++++++++++++++++++++++++++++++++++
خیلی عالــی بود به خصوص شیرهای شیشه ای با در الومینیومی یادمه همیشه سرش خامه بسته بود یادش بخیر