خانوادهام و بخصوص مادرم را اصلا دوست ندارم
پدر و مادری شتابان ونگران وارد اتاق مشاوره کلانتری ۱۲ قائم(عج) یزد شدند و گفتند که دخترشان آبرویشان را برده و از رفتارها و تصمیمهای اشتباهی دخترشان خسته شدهاند.
ایران نوشت: پدر و مادری شتابان ونگران وارد اتاق مشاوره کلانتری ۱۲ قائم(عج) یزد شدند و گفتند که دخترشان آبرویشان را برده و از رفتارها و تصمیمهای اشتباهی دخترشان خسته شدهاند.
این در حالی بود که دختر جوانشان نیز بهخاطر بدرفتاریهای پدر و مادرش از خانه فرار کرده بود و به پلیس پناه آورده بود و روی صندلی و با فاصله از پدر و مادرش نشسته بود و لبخند تحقیرآمیزی به حرفهای پدرش میزد.
پدر وقتی دخترش را در اتاق مشاوره دید آرام شد و شروع به صحبت کرد و گفت: دخترم آبروی چندین ساله ما را برد، برایش از هر لحاظ که تصور کنید، هیچ چیز کم نگذاشتیم، اما همین دختر بدترین بلا را بر سرمان آورده طوری که از هرچیزی ناامیدمان کرده است و نمیدانیم چطور با او برخورد کنیم. ۳ سال پیش متوجه شدیم که در پارک با پسری آشنا و دوست شده بود باور این موضوع برایمان سخت بود آن هم دختری که بین همه فرزندانمان بیشترین کارها را برایش انجام دادیم. این مسأله در خانواده ما موضوع خیلی مهمی است و مخالف این روابط و آزادی هستیم. این روند همچنان ادامه داشت تا کم کم توانستیم این اتفاق را با کنترل کردن مداوم رفتارها، گرفتن گوشی و رفت و آمدهایش مدیریت کنیم که مبادا این اتفاق تکرار شود.
رد کردن خواستگار
اما چیزی که از آن میترسیدیم سرمان آمد؛ حدوداً یک سال و نیم پیش خواستگاری از طرف مادربزرگ همسرم برای دخترمان آمد که ابتدا مخالف بودیم اما بهخاطر مادربزرگ اجازه دادیم و براین اساس چند جلسه با خانواده خواستگار رفت و آمد کردیم و در این آشنایی و جلساتی که داشتیم به نتیجه رسیدیم که این ازدواج به صلاح دخترمان نیست. این آشنایی زمان زیادی برد و در این مدت دخترم به این خواستگار وابسته شده بود و اصرار میکرد که این پسر را میخواهد. میگفت اگر مخالفت کنید از این خانه فرار میکنم چرا که به خواستههای من توجهی نمیکنید، ابتدا اصلاً این خواستگار را نمیخواستم و شما توجهی نکردید و حالا که من دوستش دارم و میخواهم با او زندگی کنم، مخالفید.
من و همسرم به صحبتهایش اهمیتی ندادیم از این جهت که سنش پایین و هنوز خام است و خیلی از موضوعات را نمیتواند درک کند... بنابراین خواستگار را جواب کردیم و مسأله از دید ما خاتمه پیدا کرد.
اما ظاهراً این مسأله بین دخترم و آن خواستگار ادامه داشته و ما از همه جا بیخبر بودیم. در حال حاضر5 ماه میگذرد که متوجه شده ایم با یکدیگر به صورت پیامکی، تلفنی و حضوری در ارتباط بودهاند، این ارتباط به جایی رسیده بود که آن پسر، دخترم را به خانهاش دعوت کرده و دختر خام من هم قبول کرده و این مسأله را با چک کردن گوشی دخترم و محتوای پیامهایی که رد و بدل کرده بودند متوجه شدیم و حتی از همین محتوای پیامها متوجه شدیم زمانی که دخترم به خانه آن پسر رفته مادر آن پسر هم حضور و اطلاع داشته است اما دخترمان این موارد را انکار میکند و میگوید هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده و شما بدبین هستید.
کتک زدن دختر توسط پدرش!
بعد از این موضوع جوری دخترم از چشمم افتاده که میخواهم هیچ وقت نبینمش یا به بهزیستی تحویلش بدهم، دوباره به بشدت کتکش زدم و گوشی را برای همیشه از او گرفتم و گفتم بدون همراهی من یا مادرش اجازه بیرون رفتن از خانه را ندارد. دخترم بهخاطر این پسر و راهنماییهای اشتباه او دوبار از خانه فرار کرده است و حتی یکبار تنهایی به کلانتری رفت و با بیان اینکه در خانه امنیت جانی ندارد بیجهت قصد شکایت از ما را داشت که مسأله ختم بخیر شد.
خلاصه دخترم مخالف عقاید و تصمیمات من و مادرش است و مدام میگوید من میخواهم با او زندگی کنم و شما نباید دخالت کنید، ما نگران آینده دخترمان و خودمان هستیم.
سکوت دختر شکست
المیرا پس از صحبتهای پدرش سکوت را شکست و گفت: از وقتی که دختر بچه کوچکی بودم و یاد میآید همیشه در خانهمان دعوا بود. من و خواهر و برادرم هیچ راه فراری نداشتیم، گوشهای کز میکردیم و به سرنوشتهایمان فکر میکردیم. دقیقاً روزهایی که دوستانم در حال عروسک بازی و شادی بودند، من دائماً درگیر دعواهای خانوادگی بودم و حالا که بزرگ شدهام هنوز هم آن روزهای سیاه را به خاطر میآورم.
من خانوادهام را بخصوص مادرم را دوست ندارم، آنها مرا درک نمیکنند، همیشه من را نصیحت میکنند و من از حرفهای تکراری آنها خسته شدهام. نمیگذارند من با دوستانم بیرون بروم و هر لباسی که دوست دارم بپوشم.
خیلی به من سخت میگیرند در حدی که احساس میکنم در خانه زندانی شدهام.
مادرم پسر دوست است و مدام من را با برادرم مقایسه میکند و حتی به زبان هم آورده و گفته تو دختر من نیستی برادرت بهتر از توست. پدرم قبل از این روابط اصلاً اجازه نمیداد با دوستانم به تفریح بروم. پدر و مادرم میگویند همه کاری برای من انجام دادهاند اما در واقع کاری برای من انجام ندادهاند. من قصد ازدواج نداشتم و این موضوع را به پدرم گفتم اما آنها باز اصرار کردند و سعید به خواستگاریام آمد ابتدا جوابم منفی بود اما به مرور زمان از سعید خوشم آمد و دقیقاً همان موقع پدرو مادرم سعید را بدون توجه به نظرمن جواب کردند در حالی که ما به هم وابسته شده بودیم و به دلیل مخالفتهای خانوادهام پنهانی با هم ارتباط داشتیم، در حالی که هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده است اما خانوادهام باور نمیکنند.
تبلیغات متنی
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
سیف الاسلام قذافی کشته شد
-
توهین عجیب اوسمار به بازیکنان پرسپولیس کنار زمین
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
رونمایی از مدل جدید و غیرمنتظره فروش کتاب در ایران!
-
کنایه سنگین هومن سیدی به هنرمندان حاضر در جشنواره فجر
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
خودزنی به سبک تلویزیون اختصاصی استقلال
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
بازیگر سریال «نونخ»: من شلیک خوردم!
-
ویستامدیا با پویانمایی و فیلم کوتاه به فجر ۴۴ آمد
-
واکنش رسمی به خبر پناهندگی یک مقام ایرانی
-
عکس توجهبرانگیز فارس از پایگاه آمریکا در امارات
-
روایت تازه رسانه آمریکایی از تنش در تنگه هرمز
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
واکنش رسمی به خبر پناهندگی یک مقام ایرانی
-
عکس توجهبرانگیز فارس از پایگاه آمریکا در امارات
-
روایت تازه رسانه آمریکایی از تنش در تنگه هرمز
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تربیت اشتباه خانواده دختر بیچاره و سر در گم