مردی که همسرش را به طرز فجیعی به قتل رساند
۳۰ ضربه چاقو پس از ۲۰ سال زندگی مشترک
یکشنبه ۸ آبان ماه، ساکنان یک مجتمع مسکونی در شرق پایتخت صدای درگیری زن و مردی را از داخل آپارتمان شنیدند. آنها می دانستند که زهرا زن ۳۷ ساله، ۳ ماه پیش از همسرش جدا شده و دیگر در آن خانه زندگی نمی کند برای همین کنجکاو شدند و خودشان را به پشت در خانه آنها رساندند.
۳ ماه از زمانی که مهر طلاق در شناسنامه زهرا ثبت شده بود می گذشت. بعد از ۲۰ سال از شوهرش جدا شده و به خانه پدری اش برگشته بود. زهرا آن روز میهمان خانه خواهرش بود که تلفن همراهش به صدا درآمد. آن طرف خط پسر ۱۶ ساله اش بود که می گفت پایش شکسته و می خواهد او را ببیند. زهرا نگران شد و سراسیمه به خانه ای رفت که از آنجا فقط خاطره های تلخ دعوا و درگیری با همسرش در ذهنش مانده بود. به محض ورود، همسرش را دید که از او می خواست برگردد و دوباره با هم زندگی کنند. خبری از پای شکسته پسرش نبود. برای همین خواست برگردد که مرد خشمگین با او درگیر شد و در اقدامی هولناک با ۳۰ ضربه چاقو او را به قتل رساند و جنایت تکان دهنده هفته گذشته را کلید زد .
یکشنبه ۸ آبان ماه، ساکنان یک مجتمع مسکونی در شرق پایتخت صدای درگیری زن و مردی را از داخل آپارتمان شنیدند. آنها می دانستند که زهرا زن ۳۷ ساله، ۳ ماه پیش از همسرش جدا شده و دیگر در آن خانه زندگی نمی کند برای همین کنجکاو شدند و خودشان را به پشت در خانه آنها رساندند. همسایه ها از مرد جوان خستند در را باز کند اما مرد خشمگین با فریاد از آنها خواست در مشکلات زندگی اش دخالت نکنند و آنجا را ترک کنند. لحظاتی بعد، وقتی صدای فریادهای زن جوان خاموش شد، مرد خشمگین با عجله از خانه خارج شد و پا به فرار گذاشت و همسایه ها با دیدن جسد غرق در خون زهرا، ماجرا را به پلیس و اورژانس گزارش کردند. با حضور ماموران و بازپرس جنایی در محل تنها شاهد حادثه که پسر نوجوان مقتول بود تحت بازجویی قرار گرفت و راز جنایتی را که پدرش مرتکب شده بود فاش کرد.
پسر خانواده چه گفت؟
نوجوان ۱۶ساله وقتی در برابر قاضی روشن، بازپرست شعبه سوم دادسرای جنایی پایتخت قرار گرفت گفت: «از وقتی مادرم طلاق گرفت و خانه را ترک کرد، پدرم مدام بهانه گیری می کرد. من دوست داشتم آنها با هم آشتی کنند و در کنار یکدیگر زندگی کنند. برای همین با مادرم تماس گرفتم و به بهانه اینکه پایم شکسته خواستم تا به خانه بیاید تا شاید با هم آشتی کنند. من اصلا فکر نمی کردم که باهم درگیر شوند.» پسر نوجوان ادامه داد: «وقتی دعوایشان شروع شد، من به اتاقم رفتم و اصلا چیزی ندیدم. فقط دیدم که پدرم وسایلش را جمع کرد و رفت. از اتاق که بیرون آمدم ناگهان دیدم که مادرم غرق در خون روی زمین افتاده است. من از بچگی فقط دعوای پدر و مادرم را به خاطر دارم. آنها اهیمشه بارهم درگیر بودند تا اینکه جدا شدند. من خیلی به مادرم وابسته بودم و از اینکه از خانه رفته بود احساس بدی داشتم اما فکر نمی کردم که پدرم دست به این اقدام وحشتناک بزند و مادرم را به قتل برساند.»
آرامش بعد از ۲۰ سال
خواهر بزرگ زهرا، هنوز مرگ ناگهانی خواهرش را باور نکرده است. او می گوید که خواهرش زندگی سخت و پراسترسی داشت و فقط همان ۳ ماهی که از همسرش جدا شده بود با آرامش زندگی کرد.
وی در گفت و گو با سرنخ می گوید: «آن روز خواهر بی گناهم از خانه ما به قصد دیدن پسرش به خانه همسر سابقش رفت. او زندگی خوبی نداشت. خیلی عذاب کشید و در همه این مدت فقط ۳ ماه با آرامش زندگی کرد.» او ادامه می دهد: «از مرداد ماه که از همسرش طلاق گرفت خیالش آسوده شده بود. همیشه دلم به حالش می سوخت. شوهرش آرزوهایش را تباه کرد. هیچ کس با این مرد ارتباط خوبی نداشت. او عصبی و بداخلاق بود و بالاخره کار خودش را کرد و زندگی خواهرم را از او گرفت.»
زهرا ۱۶ سالش بود که با مجید نامزد کرد. یکی از دوستان زهرا، او را معرفی کرده بود و مدتی بعد مجید و خانواده اش به خواستگاری آمدند. بعد از سه سال و نیم که از دوران نامزدی شان گذشت با هم ازدواج کردند. سال ۷۰ بود که زندگی مشترکشان شروع شد اما از اهمان ابتدا باهم مشکل داشتند. خواهرم همیشه پیش من درد دل می کرد و من خوب می دانستم که زندگی خوبی ندارد. تا اینکه ۴ سال بعد، پسرش به دنیا آمد و به خاطر فرزندش ناچار شد به زندگی با مجید ادامه دهد. از طرفی در آن دوران خانواده ها طلاق را برای فرزندانشان بد می دانستند و هر وقت زهرا از زندگی اش شکایت می کرد پدر و مادرم می گفتند که باید زندگی اش را حفظ کند. به خاطر دارم زمانی که خواهرزاده ام ۳ ساله بود از چاقو می ترسید چون همیشه شوهر خواهرم با چاقو، زهرا را تهدید می کرد و این همیشه توی ذهنش مانده بود.
خواهر مقتول می گوید: «خواهرم یک دفترچه خاطرات داشت که وقایع روزانه اش را در آن می نوشت. یکی، دوبار آن را خواندم. در همه صفحات آن از لحظه های سختی که در کنار شوهرش داشته، نوشته بود. از کتک کاری ها و از نفرتی که این اواخر نسبت به او داشت. زهرا ۲۰ سال تحمل کرد و دیگر کاسه صبرش لبریز شده بود. برای همین به دادگاه خانواده رفت و توافقی از مجید جدا شد. پس از جدایی به خانه پدرم رفت و گاهی هم به خانه من می آمد و زندگی جدیدی در پیش گرفت.»
او درباره روز حادثه نیز توضحی می دهد: «آن روز خواهرزاده ام با زهرا تماس گرفت و گفت که پایش شکسته است. زهرا خیلی ناراحت شد و گفت که نگران پسرش است. می گفت به خاطر درس و تحصیل پسرش است. می گفت به خاطر درس و تحصیل پسرش می خواهد او را به خانه پدرمان ببرد تا در کنار خودش باشد. زهرا می خواست به پسرش کمک کند تا آخرین سال دبیرستانش را بخواند و دیپلمش را بگیرد. به پسرش قول داد که به دیدنش می رود. وقتی به دیدن پسرش رفت، آخرین بار بود که او را دیدم. حالا همه ما اشد مجازات را برای قاتل خواهر بی گناه و مظلومم می خواهیم و آرزو داریم که عامل این جنایت هرچه زودتر دستگیر شود.
پلیس در تعقیب قاتل فراری
به گفته بازپرس پرونده، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه متهم ادامه دارد و باتوجه به سرنخ هایی که از محل اختفای او وجود دارد، وی به زودی دستگیر خواهد شد.
یکشنبه ۸ آبان ماه، ساکنان یک مجتمع مسکونی در شرق پایتخت صدای درگیری زن و مردی را از داخل آپارتمان شنیدند. آنها می دانستند که زهرا زن ۳۷ ساله، ۳ ماه پیش از همسرش جدا شده و دیگر در آن خانه زندگی نمی کند برای همین کنجکاو شدند و خودشان را به پشت در خانه آنها رساندند. همسایه ها از مرد جوان خستند در را باز کند اما مرد خشمگین با فریاد از آنها خواست در مشکلات زندگی اش دخالت نکنند و آنجا را ترک کنند. لحظاتی بعد، وقتی صدای فریادهای زن جوان خاموش شد، مرد خشمگین با عجله از خانه خارج شد و پا به فرار گذاشت و همسایه ها با دیدن جسد غرق در خون زهرا، ماجرا را به پلیس و اورژانس گزارش کردند. با حضور ماموران و بازپرس جنایی در محل تنها شاهد حادثه که پسر نوجوان مقتول بود تحت بازجویی قرار گرفت و راز جنایتی را که پدرش مرتکب شده بود فاش کرد.
پسر خانواده چه گفت؟
نوجوان ۱۶ساله وقتی در برابر قاضی روشن، بازپرست شعبه سوم دادسرای جنایی پایتخت قرار گرفت گفت: «از وقتی مادرم طلاق گرفت و خانه را ترک کرد، پدرم مدام بهانه گیری می کرد. من دوست داشتم آنها با هم آشتی کنند و در کنار یکدیگر زندگی کنند. برای همین با مادرم تماس گرفتم و به بهانه اینکه پایم شکسته خواستم تا به خانه بیاید تا شاید با هم آشتی کنند. من اصلا فکر نمی کردم که باهم درگیر شوند.» پسر نوجوان ادامه داد: «وقتی دعوایشان شروع شد، من به اتاقم رفتم و اصلا چیزی ندیدم. فقط دیدم که پدرم وسایلش را جمع کرد و رفت. از اتاق که بیرون آمدم ناگهان دیدم که مادرم غرق در خون روی زمین افتاده است. من از بچگی فقط دعوای پدر و مادرم را به خاطر دارم. آنها اهیمشه بارهم درگیر بودند تا اینکه جدا شدند. من خیلی به مادرم وابسته بودم و از اینکه از خانه رفته بود احساس بدی داشتم اما فکر نمی کردم که پدرم دست به این اقدام وحشتناک بزند و مادرم را به قتل برساند.»
آرامش بعد از ۲۰ سال
خواهر بزرگ زهرا، هنوز مرگ ناگهانی خواهرش را باور نکرده است. او می گوید که خواهرش زندگی سخت و پراسترسی داشت و فقط همان ۳ ماهی که از همسرش جدا شده بود با آرامش زندگی کرد.
وی در گفت و گو با سرنخ می گوید: «آن روز خواهر بی گناهم از خانه ما به قصد دیدن پسرش به خانه همسر سابقش رفت. او زندگی خوبی نداشت. خیلی عذاب کشید و در همه این مدت فقط ۳ ماه با آرامش زندگی کرد.» او ادامه می دهد: «از مرداد ماه که از همسرش طلاق گرفت خیالش آسوده شده بود. همیشه دلم به حالش می سوخت. شوهرش آرزوهایش را تباه کرد. هیچ کس با این مرد ارتباط خوبی نداشت. او عصبی و بداخلاق بود و بالاخره کار خودش را کرد و زندگی خواهرم را از او گرفت.»
زهرا ۱۶ سالش بود که با مجید نامزد کرد. یکی از دوستان زهرا، او را معرفی کرده بود و مدتی بعد مجید و خانواده اش به خواستگاری آمدند. بعد از سه سال و نیم که از دوران نامزدی شان گذشت با هم ازدواج کردند. سال ۷۰ بود که زندگی مشترکشان شروع شد اما از اهمان ابتدا باهم مشکل داشتند. خواهرم همیشه پیش من درد دل می کرد و من خوب می دانستم که زندگی خوبی ندارد. تا اینکه ۴ سال بعد، پسرش به دنیا آمد و به خاطر فرزندش ناچار شد به زندگی با مجید ادامه دهد. از طرفی در آن دوران خانواده ها طلاق را برای فرزندانشان بد می دانستند و هر وقت زهرا از زندگی اش شکایت می کرد پدر و مادرم می گفتند که باید زندگی اش را حفظ کند. به خاطر دارم زمانی که خواهرزاده ام ۳ ساله بود از چاقو می ترسید چون همیشه شوهر خواهرم با چاقو، زهرا را تهدید می کرد و این همیشه توی ذهنش مانده بود.
خواهر مقتول می گوید: «خواهرم یک دفترچه خاطرات داشت که وقایع روزانه اش را در آن می نوشت. یکی، دوبار آن را خواندم. در همه صفحات آن از لحظه های سختی که در کنار شوهرش داشته، نوشته بود. از کتک کاری ها و از نفرتی که این اواخر نسبت به او داشت. زهرا ۲۰ سال تحمل کرد و دیگر کاسه صبرش لبریز شده بود. برای همین به دادگاه خانواده رفت و توافقی از مجید جدا شد. پس از جدایی به خانه پدرم رفت و گاهی هم به خانه من می آمد و زندگی جدیدی در پیش گرفت.»
او درباره روز حادثه نیز توضحی می دهد: «آن روز خواهرزاده ام با زهرا تماس گرفت و گفت که پایش شکسته است. زهرا خیلی ناراحت شد و گفت که نگران پسرش است. می گفت به خاطر درس و تحصیل پسرش است. می گفت به خاطر درس و تحصیل پسرش می خواهد او را به خانه پدرمان ببرد تا در کنار خودش باشد. زهرا می خواست به پسرش کمک کند تا آخرین سال دبیرستانش را بخواند و دیپلمش را بگیرد. به پسرش قول داد که به دیدنش می رود. وقتی به دیدن پسرش رفت، آخرین بار بود که او را دیدم. حالا همه ما اشد مجازات را برای قاتل خواهر بی گناه و مظلومم می خواهیم و آرزو داریم که عامل این جنایت هرچه زودتر دستگیر شود.
پلیس در تعقیب قاتل فراری
به گفته بازپرس پرونده، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه متهم ادامه دارد و باتوجه به سرنخ هایی که از محل اختفای او وجود دارد، وی به زودی دستگیر خواهد شد.
منبع: مجله سرنخ
تبلیغات متنی
-
پریناز ایزدیار صداوسیما را تحریم کرد
-
کشف ۷۰۰۰ بارنامه جعلی قاچاق سوخت در فارس
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
هادی چوپان از روی دوش مردم افتاد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
رابعه اسکویی: از سر اتفاق زندهام
-
کارشناسی چهار صحنه جنجالی پرسپولیس - چادرملو
-
سطح اطلاعات هوش مصنوعی «بله» سوژه شد!
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
ویستامدیا با پویانمایی و فیلم کوتاه به فجر ۴۴ آمد
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
قهقهه مهران مدیری در تلویزیون رو اعصاب پرویز پرستویی رفت
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
اقدام مخفیانه اسرائیل درباره جنگ احتمالی با ایران
-
برد مهم پرسپولیس با کشف جدید اوسمار
-
رفتار ویژه پدیده پرسپولیس در اکباتان
-
افزایش حقوق نیروهای امنیت سایبری تا ۱۲۰ درصد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
امیدوارم هرچه زودتربه دارمجازات کشیده شود
خاک بر سر نامردش کنن ... بی لیاقت