هیچ کس از ناپدری شکنجه گر شکایتی ندارد!
مرد معتاد که پسر هشت ساله همسر صیغهایاش را شکنجه کرد و مرگ تلخ او را رقم زد، دیروز پس از جلب رضایت شاکیان خصوصی از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
روزنامه فرهیختگان: مرد معتاد که پسر هشت ساله همسر صیغهایاش را شکنجه کرد و مرگ تلخ او را رقم زد، دیروز پس از جلب رضایت شاکیان خصوصی از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
یازدهم مهرماه پارسال زن و مردی جوان پیکر نیمهجان یک پسربچه هشت ساله بهنام «سبحان» را به درمانگاهی در باقرشهر منتقل کردند. پسر بچه که با مرگ دستوپنجه نرم میکرد به خاطر
وخامت حالش به بیمارستان شهدای هفتمتیر منتقل شد.
آثار کبودی و سوختگی روی بدن این پسربچه، فرضیه کودکآزاری را به وجود آورد. در این بین مادر سبحان به کلانتری رفت و از شوهر صیغهایاش به نام «محمد» شکایت کرد.
این زن گفت: «سبحان حاصل ازدواج من و شوهر اولم بود که پس از جدایی ما، دادگاه حضانت او را به من داد. پس از مدتی به عقد موقت محمد در آمدم. سبحان و دخترم هم با ما زندگی میکردند.»
وی ادامه داد: «من راننده سرویس مدارس هستم و معمولا صبح زود از خانه بیرون میروم. امروز صبح دختر 14 سالهام با من تماس گرفت و گفت که محمد، سبحان را کتک زده و حال پسرم بد است. با عجله خودم را به خانه رساندم و همراه محمد، او را به درمانگاه بردیم.»
دخترم میگوید محمد با دسته جاروبرقی آنقدر سبحان را کتک زده که منجر به بیهوشی او شده است. حالا از محمد شاکی هستم. او قبلا هم بارها پسرم را کتک زده و شکنجه کرده بود. شکایت زن جوان از همسر صیغهایاش در حالی صورت گرفت که تلاش پزشکان برای نجات سبحان نتیجهای نداشت و او بهدلیل شدت ضرباتی که به سرش وارد شده بود دچار ضربه مغزی شد و به حالت اغما فرو رفت. همزمان تیمی از ماموران پلیس راهی بیمارستان شدند و به تحقیق در اینباره پرداختند. به این ترتیب ردیابی محمد که به مکان نامعلومی گریخته بود در دستور کار پلیس قرار گرفت و او که به شیشه معتاد است، بازداشت شد.
این مرد گفت: «سبحان پسربچه لجبازی بود و اصلا رفتار مناسبی نداشت. آن روز شیشه مصرف کرده بودم و حال عادی نداشتم. همسرم هم سر کار بود و وقتی سبحان شروع به لجبازی کرد عصبانی شدم و با دسته جاروبرقی او را کتک زدم.»
با دستور قاضی جمشیدی، ناپدری شکنجهگر به اتهام کودکآزاری روانه زندان شد. این در حالی بود که با گذشت زمان، هیچ تغییری در وضعیت سبحان کوچولو حاصل نشد و تلاش پزشکان برای بازگرداندن او به زندگی، بینتیجه ماند و 2 ماه بعد، سبحان روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد.
به این ترتیب ناپدری به بازسازی صحنه جرم پرداخت و پروندهاش به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در آن بین مادر و پدر سبحان اعلام کردند از قاتل پسرشان هیچ شکایتی ندارند. با اعلام این رضایت، محمد دیروز از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار مستشار تشکیل شد، مادر قربانی گفت: «پدر سبحان معتاد بود به همین دلیل از او جدا شدم و به عقد موقت محمد درآمدم. شش ماه از ازدواج موقتم با او گذشته بود که پسرم کشته شد.
محمد مرد مهربانی بود. او با فرزندانم رفتار خوبی داشت، اما نمیدانم چرا پسرم را کتک زد و موجب مرگ او شد. من و شوهر سابقم به همین علت گذشت کردیم و با دریافت دیه رضایت دادیم.» وقتی محمد پشت تریبون دفاع ایستاد، گفت: «چیز زیادی از ماجرا به خاطر ندارم. من مواد کشیده بودم و حال طبیعی نداشتم که با دسته جاروبرقی سبحان را کتک زدم. من ضربهها را به دست و پای او زدم، اما باور کنید نمیدانم چطور شد که او جان سپرد.»
وی در حالی که اشک میریخت، گفت: «من سبحان را دوست داشتم و هرگز به مرگش راضی نبودم.» در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و طبق ماده 612 قانون مجازات محمد را به پنج سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد.
یازدهم مهرماه پارسال زن و مردی جوان پیکر نیمهجان یک پسربچه هشت ساله بهنام «سبحان» را به درمانگاهی در باقرشهر منتقل کردند. پسر بچه که با مرگ دستوپنجه نرم میکرد به خاطر
وخامت حالش به بیمارستان شهدای هفتمتیر منتقل شد.
آثار کبودی و سوختگی روی بدن این پسربچه، فرضیه کودکآزاری را به وجود آورد. در این بین مادر سبحان به کلانتری رفت و از شوهر صیغهایاش به نام «محمد» شکایت کرد.
این زن گفت: «سبحان حاصل ازدواج من و شوهر اولم بود که پس از جدایی ما، دادگاه حضانت او را به من داد. پس از مدتی به عقد موقت محمد در آمدم. سبحان و دخترم هم با ما زندگی میکردند.»
وی ادامه داد: «من راننده سرویس مدارس هستم و معمولا صبح زود از خانه بیرون میروم. امروز صبح دختر 14 سالهام با من تماس گرفت و گفت که محمد، سبحان را کتک زده و حال پسرم بد است. با عجله خودم را به خانه رساندم و همراه محمد، او را به درمانگاه بردیم.»
دخترم میگوید محمد با دسته جاروبرقی آنقدر سبحان را کتک زده که منجر به بیهوشی او شده است. حالا از محمد شاکی هستم. او قبلا هم بارها پسرم را کتک زده و شکنجه کرده بود. شکایت زن جوان از همسر صیغهایاش در حالی صورت گرفت که تلاش پزشکان برای نجات سبحان نتیجهای نداشت و او بهدلیل شدت ضرباتی که به سرش وارد شده بود دچار ضربه مغزی شد و به حالت اغما فرو رفت. همزمان تیمی از ماموران پلیس راهی بیمارستان شدند و به تحقیق در اینباره پرداختند. به این ترتیب ردیابی محمد که به مکان نامعلومی گریخته بود در دستور کار پلیس قرار گرفت و او که به شیشه معتاد است، بازداشت شد.
این مرد گفت: «سبحان پسربچه لجبازی بود و اصلا رفتار مناسبی نداشت. آن روز شیشه مصرف کرده بودم و حال عادی نداشتم. همسرم هم سر کار بود و وقتی سبحان شروع به لجبازی کرد عصبانی شدم و با دسته جاروبرقی او را کتک زدم.»
با دستور قاضی جمشیدی، ناپدری شکنجهگر به اتهام کودکآزاری روانه زندان شد. این در حالی بود که با گذشت زمان، هیچ تغییری در وضعیت سبحان کوچولو حاصل نشد و تلاش پزشکان برای بازگرداندن او به زندگی، بینتیجه ماند و 2 ماه بعد، سبحان روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد.
به این ترتیب ناپدری به بازسازی صحنه جرم پرداخت و پروندهاش به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در آن بین مادر و پدر سبحان اعلام کردند از قاتل پسرشان هیچ شکایتی ندارند. با اعلام این رضایت، محمد دیروز از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار مستشار تشکیل شد، مادر قربانی گفت: «پدر سبحان معتاد بود به همین دلیل از او جدا شدم و به عقد موقت محمد درآمدم. شش ماه از ازدواج موقتم با او گذشته بود که پسرم کشته شد.
محمد مرد مهربانی بود. او با فرزندانم رفتار خوبی داشت، اما نمیدانم چرا پسرم را کتک زد و موجب مرگ او شد. من و شوهر سابقم به همین علت گذشت کردیم و با دریافت دیه رضایت دادیم.» وقتی محمد پشت تریبون دفاع ایستاد، گفت: «چیز زیادی از ماجرا به خاطر ندارم. من مواد کشیده بودم و حال طبیعی نداشتم که با دسته جاروبرقی سبحان را کتک زدم. من ضربهها را به دست و پای او زدم، اما باور کنید نمیدانم چطور شد که او جان سپرد.»
وی در حالی که اشک میریخت، گفت: «من سبحان را دوست داشتم و هرگز به مرگش راضی نبودم.» در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و طبق ماده 612 قانون مجازات محمد را به پنج سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد.
تبلیغات متنی
-
۶ منبع گیاهی برای افزایش پروتئین بدن
-
درگیری پدافند ارتش با یک پهپاد در جنوب غرب کشور
-
اولین پسلرزه نطق تازه ترامپ درباره ایران
-
نوید محمدزاده با یک سلفی تازه جلبتوجه کرد
-
از این روز منتظر یک موج جدید بارشی باشید
-
فال روزانه دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
پاریسنژرمن به قهرمانی لیگ نزدیکتر شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
تصاویری از شادی آبیاناریها در شب غم رئال
-
خلاصه بازی بارسلونا - رئال مادرید
-
جزئیاتی از سفر مهم و حساس ترامپ به چین
-
بارسلونا الکلاسیکو و جام را با هم برد
-
ترامپ پاسخ ایران به پیشنویس توافق را رد کرد
-
عکس متفاوت و هنری شبنم قلیخانی در سواحل دبی
-
پاسخ ایتالیا به ترامپ درباره ورود به جنگ ایران
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
تصاویری از شادی آبیاناریها در شب غم رئال
-
بارسلونا الکلاسیکو و جام را با هم برد
-
ترامپ پاسخ ایران به پیشنویس توافق را رد کرد
-
ادعای والاستریت: پاسخ ایران مورد پسند آمریکا نیست
-
بارسلونا در ۱۸ دقیقه طوفانی رئال را آچمز کرد
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
گزارش سیانان از دستور رهبر انقلاب درباره مذاکره
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
دیه گرفتند و رضایت دادند.دیگه جای چه شکایتی می می مونه؟
خاک بر سر مادرش. دیه خون بچشو از شوهر صیغه ایش گرفت و رضایت داد؟!!!!!خدای من انجا کجاست؟
وقتی پدر اصلیش معتاده معلومه با دیه رضایت میده ، بچه بیچاره