خبرگزاری مهر: ضاحیه پایتخت ایران است
میتوان با ادبیاتی غیردیپلماتیک و از سر ناچاری گفت:« از ابتدا لبنان در آتشبس نبوده است». میتوان توئیت میانجی پاکستانی و سابقه مذاکرات را نادیده گرفت. میتوان باردیگر عهدشکنی را رویه خود قرار داد.
خبرگزاری مهر به قلم محمد مهدی رحمتی نوشت: میتوان با ادبیاتی غیردیپلماتیک و از سر ناچاری گفت:« از ابتدا لبنان در آتشبس نبوده است». میتوان توئیت میانجی پاکستانی و سابقه مذاکرات را نادیده گرفت. میتوان باردیگر عهدشکنی را رویه خود قرار داد. اما نمیتوان انتظار داشت همزمان که بیروت زیر بمبها میسوزد، ایران پاسخ نداده و گفتگو با ایران به نتیجه برسد.

اعلام پذیرش آتش بس دو هفته ای از سوی ایران و آمریکا و آغاز قریبالوقوع گفتگوهای طرفین برای رسیدن به توافق توسط شهباز شریف نخست وزیر پاکستان واجد چند نکته اساسی بود که نخستین آنها تاکید بر پذیرش آتشبس از سوی ایران و امریکا و متحدانشان بود و سپس تاکید بر این نکته داشت که این آتشبس شامل لبنان نیز خواهد بود. بلافاصله بعد از آن توئیت عراقچی وزیر خارجه ایران منتشر شد که ضمن تشکر از شهباز شریف نخست وزیر و عاصم منیر فرمانده محترم ارتش پاکستان به خاطر تلاش های خستگی ناپذیر ایشان برای خاتمه جنگ در منطقه تاکید داشت: «در پاسخ به درخواست برادرانه نخست وزیر پاکستان مندرج در توییت ایشان، و با توجه به درخواست آمریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور، و اعلام رییس جمهور امریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره، بدینوسیله از طرف شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام می کنم: چنانچه حملات به جمهوری اسلامی ایران متوقف شود، نیروهای مسلح قدرتمند ما نیز حملات دفاعی خود را متوقف می کنند». این توئیت را در گام بعدی ترامپ بازنشر کرد. این رفت و برگشت در شبکه ایکس نشان از یک توافق روشن بر پایه پیشنهادات طرفین به عنوان مبنای آتش بس و مذاکرات داشت. هرچند در توئیت عراقچی اشاره ای به لبنان نشده بود اما در همه نسخههای منتشر شده از پیشنهاد ۱۰ بندی فارغ از اینکه آمریکا بخواهد کدام یک را ملاک قرار دهد، موضوع لبنان و حزبالله در صدر قرار دارد.
چند ساعت پس از این واکنشهای رسانه ای- دیپلماتیک اما حملات سنگین و بی سابقه هوایی علیه حزب الله در ضاحیه بیروت آغاز شد به گونهای که برخی منابع این حملات را از اسال ۱۹۸۲ تاکنون بی سابقه خواندند و بر اساس گزارش منابع لبنانی نزدیک به ۲۰۰ نفر در این حملات به شهادت رسیده و قریب به ۸۰۰ نفر مجروح شدند. از سوی دیگر دفتر نتانیاهو با انتشار بیانیه ای آتش بس را شامل حزب الله و لبنان ندانست و از ادامه جنگ در آن جبهه صحبت کرد. انتظار میرفت این موضع گیری که با آنچه پیشتر مطرح شده بود تفاوت داشت توسط طرف آمریکایی اصلاح و از جنایت نتانیاهو جلوگیری شود؛ اما با رویکردی کاملا متفاوت به ترتیب ترامپ، لویت و ونس اغلب با ادبیاتی دور از شان دیپلماتیک تلاش کردند تا اعلام کنند که از ابتدا توافقی در مورد شمول لبنان در این آتش بس وجود نداشته است. جالب اینجاست که طرف آمریکایی با تمرکز بر این ادعا که برداشت اشتباه ایران باعث شده است تصور کند که لبنان نیز در طرح آتش بس قرار دارد؛ به واکنش های بعدی نخست وزیر پاکستان و سفیر این کشور در ایالات متحده که دومی به صراحت بر توافق بر سر توقف جنگ در لبنان مجددا تاکید کرد بیتوجهی کرد.
جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات پانزده سال گذشته خود با آمریکاییها همواره با این مسئله مواجه بوده که یا برخی دولتهای آمریکا تعهدات دولت قبلی را به رسمیت نشناخته اند (مانند نمونه برجام) و یا از آنچه خود یک دولت پذیرفته و به عنوان یک نقطه اشتراک از آن یاد کردهاست به راحتی عبور کرده و سابقه موضوع را نفی یا تکذیب کردهاند (مانند مذاکرات انجام شده پیش از جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر). این جهت گیری غیر حقوقی و غیر اخلاقی در دیپلماسی آمریکایی ها گفتگو با آمریکا را برای دولت ایران به امری بدل ساخته است که نه تنها نتیجه ای در بر ندارد بلکه منجر به فرصت سوزی و تضعیف ایران می شود.
آمریکاییها با تحریک رژیم صهیونیستی و تصور اشتباهی که توسط نتانیاهو ایجاد شده بود و گمان میکردند که ایران یا باید کامل تسلیم شود و یا با یک حمله کوتاه مدت سقوط خواهد کرد؛ وارد جنگی شدند که به اذعان اکثریت غالب سیاستمداران و تحلیلگران در دستیابی به اهداف خود ناموفق بودند. علاوه بر آنکه امنیت انرژی در منطقه و جهان را به خطر انداختند و کشورهای حوزه خلیج فارس را که سالها برای تامین امنیتشان در آنجا مستقر شده بودند با جنگی غیرمنتظره مواجه ساختند. در خنثی ساختن ایده آمریکایی حمله به ایران برای فروپاشی جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین عوامل، همبستگی اجتماعی و تسخیر خیابان ها بوسیله مردم بود. این رویکرد مسئولیت ناپذیرانه آمریکاییها موجب میشود که این گروه موثر و پرشمار اجتماعی، بر اساس تجربیات قبلی و ارزیابی از اقدامات و موضعگیریهای فعلی هیچگونه همراهی با مذاکرات اخیر که با عهدشکنی پیشینی قرار است آغاز بشود نداشته باشند و از دولتمردان در پیگیری این گزینه حمایت نکنند. در این صورت امکان هرگونه توافقی کمتر از قبل خواهد بود و شرایط شکننده قبلی را تعاملناپذیرتر خواهد ساخت.
اگر آتش بس در لبنان علیرغم آنچه در مستندات منتشر شده میانجی آمده و مورد تاکید ایران است درست نیست. پس نقض آن توسط ایران در حمایت از حزبالله و کشور لبنان نیز به منزله نقض آتشبس دو هفتهای نیست. نمیتوان از یک سو ایران را در فهم مواد توافق برای آتشبس دچار سوءتفاهم دانست و به بی اطلاعی متهم کرد و از سوی دیگر آن را به رعایت آتش بس در حوزهای که شامل توافق نیست ملزم ساخت. دولت آمریکا اگر به دنبال حل مسائل منطقهای و گفتگو با ایران است پیش از آن باید نقش نتانیاهو را در سیاست خارجی آمریکا مشخص و محدود کند و پس از آن در جلسات منطقهای شرکت نماید. طبیعی است که در این وضعیت اولا ایران نمیتواند درباره این جنگ وجودی بدون افقی برای حل همه ابعاد آن به گفتگو بنشیند و درثانی آمریکا را اسیر چرخهای خواهد کرد که هر بار با مداخله غیرمنتظره نتانیاهو به مواجههای خشنتر و سختتر منجر خواهد شد و دولت ایالات متحده را درگیر و هزینهپرداز رویاهای باطل نخست وزیر رژیم صهیونیستی خواهد کرد.
اگر ترامپ و ایالات متحده به درستی آماده مذاکره با جمهوری اسلامی هستند باید پیش از آن این حقیقت را درک کرده باشند که نسبت انقلاب اسلامی با جریان مقاومت، نسبت پدرخوانده با اقمار سیاسی خود نیست که هر زمان لازم باشد آنها را خرج اهداف سیاسی خود کند یا در سختیها و شدائد بر اساس قائده منفعت از موضوع عبور کند و مانند آنچه رژیم و آمریکا در دهههای اخیر با گروههای کردی رفتار کردهاند آنها را وجه المعامله اهداف خود قرار دهد.
از این منظر درچارچوب اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی ضاحیه همچون پایتخت ایران است و اهمیت آن کمتر از تهران نیست. این رویکرد نه تنها به معنای دخالت در امور داخلی لبنان نیست بلکه بیانگر اصالت رویکرد لبنانی در جبهه مقاومت است که توسط حزبالله نمایندگی می شود و در ایران نیز کمتر از لبنان مورد توجه نیست و در هر گفتگو یا توافق احتمالی موضوعِ زنده و در جریانِ آن خواهد بود.
ارسال نظر