چطور انگیزه زندگی را در روزهای سخت حفظ کنیم؟
یک روانشناس میگوید: وقتی شرایط عادی زندگی تغییر میکند، ما نیاز به یافتن معناهای جدید داریم. این معنا میتواند کمک به یک دوست نیازمند، یادگیری یک مهارت ساده و حتی حفظ یک برنامه روزانه منظم باشد.
همشهری آنلاین: بعد از چهل روز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران، جامعه با آیندهای مبهم روبرو است. از دست رفتن خیلی از شغلها و افزایش میزان بیکاری، تشدید گرانیها، گسترش فقر و زخمهای روانی جنگ، انگیزه زندگی را برای بسیاری از مردم کاهش داده است.
هرچند چند روزی است که آتشبس برقرار شده، اما آتش اضطراب و بیانگیزگی در جان بسیاری از مردم همچنان شعله میکشد. حالا سوال خیلیها این است که در روزهای مبهم پس از جنگ یا در میانه آتشبسی مبهم، و وقتی معیارهای یک زندگی عادی فرو ریخته، چگونه میتوان دلیلی برای زندگی کردن پیدا کرد؟

چطور شعله امید را زنده نگه داریم؟
اما چگونه میتوان در این شرایط بحرانی، شعله امید را زنده نگه داشت و سلامت روان را حفظ کرد؟ سارا محمدی، روانشناس و مشاور در این رابطه به همشهریآنلاین میگوید: کلید این مشکل که مشکل کوچک و سادهای هم نیست، نه در نادیده گرفتن رنج، بلکه در تابآوری جمعی و بازسازی امید از طریق انجام اقدامهای کوچک روزانه نهفته است.
این روانشناس در ادامه چند توصیه کلیدی ارائه میدهد که برای افزایش یا حفظ انگیزه های زندگی حتی در شرایط بحران اهمیت دارند و کاربردی هستند؛
پذیرش واقعیت بدون تسلیم شدن: شرایط سخت است، اما انکار آن تنها فشار روانی را بیشتر میکند. به جای جنگیدن با واقعیت، انرژیتان را بر اقدامهای کوچک و ممکن متمرکز کنید. حتی یک قدم کوچک روزانه، احساس کنترل را برمیگرداند.
بازتعریف معنا در زندگی: وقتی شرایط عادی زندگی تغییر میکند، نیاز به یافتن معناهای جدید داریم. این معنا میتواند کمک به یک دوست نیازمند، یادگیری یک مهارت ساده و حتی حفظ یک برنامه روزانه منظم باشد.
ایجاد حلقههای حمایتی کوچک: در تنهایی، بار مشکلات سنگینتر میشود و فرد بیشتر احاس تنهایی و بیانگیزگی و ناامیدی میکند. بنابراین باید همیشه با یک دوست یا عضو خانواده در ارتباط بود و درددل کرد. چون صحبت کردن درباره ترسها و نگرانیها بار آنها را سبکتر میکند.
مراقبت از سلامت جسم و روان: در شرایط سخت، تغذیه مناسب، خواب کافی و حرکت بدنی (حتی پیادهروی کوتاه) نقشی کلیدی در حفظ تعادل روانی دارند. جسم فرسوده، روحیه را هم دچار فرسایش میکنند. وقتی از تحرک حرف میزنیم، لزوما ورزش سنگین نیست. 20 دقیقه (یا هر چند دقیقه که میتوانید) نرمش و انجام حرکات کششی درست و اصولی برای مراقبت از جسم و روان در این شرایط کافی است. حرکات کششی را انجام دهید تا ببینید چه معجزهای میکند.
تابآوری خود را بالا ببرید
محمدی تأکید میکند: بعد از تجربه بحرانهای جمعی مثل جنگ، احساس بیانگیزگی و ابهام درباره آینده، یک واکنش طبیعی است اما نکته این است که باید تابآوری را که مهارتی قابل یادگیری و قابل پرورش دادن است، یاد بگیریم. چاره دیگری هم نداریم. بدون یادگیری تابآوری، انگیزهها و اهداف و امید به زندگی را یکییکی از دست میدهیم و تهی و بیمار میشویم. این یک واقعیت است و اغراق نیست.
این روانشناس میافزاید: مغز انسان در مواجهه با تهدید مداوم، در حالت بقا قفل میکند و چشمانداز بلندمدت را از دست میدهد. برای خروج از این چرخه، باید عمداً تمرکز را از «حالا چه میشود؟» به «حالا چه کار میتوانم بکنم؟» تغییر دهیم. حتی نوشتن چیزهای کوچک که هر روز شکرگرازش هستیم، میتواند مسیرهای عصبی امید را در مغز فعال نگه دارد. مثل شکرگزاری از زنده و سالم بودن خودمان و اعضای خانواده و دوستانمان، شکر برای سقفی که هنوز بالای سرمان هست، شکرگزاری بابت این که سلامتیم و میتوانیم کارهای خود را انجام دهیم.
یک چراغ در دلتان روشن نگه دارید
روانشناسان میگویند در این روزهای مبهم، بزرگترین اشتباه میتواند انتظار برای بازگشت به زندگی عادی گذشته باشد. چراکه تجربه نشان میدهد جوامعی که از بحرانها سربلند بیرون آمدهاند، آنهایی نبودهاند که منتظر روشن شدن تکلیفشان ماندند تا بعد از آن، زندگی را دوباره از سر بگیرند. بلکه کسانی بودهاند و هستند که در تارکی هم چراغی روشن کردهاند. این چراغ همان انتخابهای کوچک روزمره است. مثل آب دادن به یک گلدان، آشپزی کردن، دیدار یک دوست، خبر گرفتن از یک عزیز یا حتی همسایهها، ارتباط داشتن با خانواده و ... .
ارسال نظر