دود توقیف «بدنام» به چشم چه کسی میرود؟
«بدنام» سریال تازهای است که پلتفرم فیلیمو در روزهای رکود عرضه محصولات فرهنگی و هنری، روی خروجی خود قرار داد و اتفاقا فارغ از کیفیت هنری و مضمونی در همان گام اول توانست موردتوجه مخاطبان و رسانهها هم قرار بگیرد.
برترینها: «بدنام» سریال تازهای است که پلتفرم فیلیمو در روزهای رکود عرضه محصولات فرهنگی و هنری، روی خروجی خود قرار داد و اتفاقا فارغ از کیفیت هنری و مضمونی در همان گام اول توانست موردتوجه مخاطبان و رسانهها هم قرار بگیرد. اما ساترای صداوسیما تنها بعد از پخش یک قسمت از این سریال، جلوی پخش آن را گرفت. در ادامه یادداشت مجتبی صارم پور؛ منتقد سینما را در ایسکانیوز میخوانید:

بعد از جنگ ۱۲ روزه بود که خیلیها متوجه یک ظرفیت بزرگ برای ایجاد همدلی و شور ملی شدند و تلاش کردند تا با یادآوری مکرر این ظرفیت که ریشه در وطنپرستی و عبور از خطکشیهای خودساخته و مخرب داشت، جلوی عمیقتر شدن شکافها و ایجاد دوقطبیهای فرساینده را بگیرند. تذکری که البته به گوش خیلیها هم نرفت و سکانداران بزرگترین رسانه کشور، بیش از سایرین گوششان به آن بدهکار نشد!
صداوسیما پیشقراول چشمپوشی بر آن سرمایه عظیم شد و در کنار هدایت یکسویه آنتن، سیاستهای انحصارگر خود در راستای جلوگیری از انعکاس تنوع دیدگاهها و تولید محتوای قانونی برای سلایق مختلف را هم از مسیر ابزار «ساترا» به شبکه نمایش خانگی تحمیل کرد. حالا و در بحبوحه جنگی دیگر و در شرایطی که اصلیترین پشتوانه تضمینکننده امنیت ملی، تلاش برای تقویت نقاط اشتراک و جلوگیری از یکسویهنگری در مسیر ارائه محصولات فرهنگی و هنری برای جذب مخاطبان محروم از اینترنت بینالمللی است،
ساترای صداوسیما بار دیگر علم توقیف برافراشته و جلوی پخش سریالی که تنها یک قسمت از آن در همین روزهای ملتهب به پخش رسیده بود را گرفته است! توقیفی که حالا بیش از دو هفته از آن گذشته است. «بدنام» سریال تازهای است که پلتفرم فیلیمو در روزهای رکود عرضه محصولات فرهنگی و هنری، روی خروجی خود قرار داد و اتفاقا فارغ از کیفیت هنری و مضمونی در همان گام اول توانست موردتوجه مخاطبان و رسانهها هم قرار بگیرد. همان چیزی که از طراح و فیلمنامهنویس سریال یعنی حامد عنقا انتظار میرفت.
عنقا که پیشتر با سریالهای «آقازاده» و «گناه فرشته» ثابت کرده بود اهل روایت داستانهای خنثی و کلیشهای نیست، اینبار هم سراغ سوژهای ملتهب رفته تا روایتگر پشتپرده فعالیت و نفوذ مفسدان ظاهرالصلاح شود. طبیعی هم بود که این سوژه با واکنش مواجه میشود و خیلی زود تعدادی از شبه منتقدانی که کارنامهای قطور در پروندهسازی با هدف خاموش کردن صداهای ناهمسو با نگاه خود را دارند، دست به قلم شدند و صریحتر از همیشه متقاضی «توقیف» این سریال شدند.
همین فضاسازی فرصت را فراهم آورد تا سکانداران ساترای صداوسیما بار دیگر به میدان بیایند و بیتوجه به شرایط جنگی کشور، حاشیهای بارها تکرار شده را با سیاستی از پیش شکستخورده و منقضی، بار دیگر به زیست طبیعی شبکه نمایش خانگی کشور تحمیل کنند.
اینکه سریال «بدنام» چه کیفیتی داشت و در ادامه چقدر میتوانست از سوی مخاطبان خود نمره قبولی کسب کند، داستان دیگری است که حتما در شرایط طبیعی عرضه این محصول میتوان در فضای رسانهای به آن پرداخت و حتی با صریحترین زبان به نقد آن پرداخت اما صدور حکم توقیف و جلوگیری از عرضه یک سریال ایرانی که در پلتفرمی قانونی در دسترس مخاطب قرار گرفته، تنها یک پیامد دارد و آن خالیتر کردن سبد محصولات فرهنگی به نفع شبکههای ماهوارهای فارسیزبان!
به تعبیر دیگر ساترای صداوسیما برای ضربه زدن به رقبای داخلی خود در شبکه نمایش خانگی ابایی از پاس گل به دشمنان ایران زمین هم ندارد و ترجیح میدهد در قالب رفتاری غیرصنفی و با بهرهگیری از ابزارهای قضایی در یک بازار فرهنگی، مقاصد خود را دنبال کرده و منافع ملی را به پای منافع گروهی، ذبح کند.
دود این جنس تصمیمگیریها بیشک نه در چشمم پلتفرمها میرود و نه سازندگان سریال از آن متضرر میشوند؛ این دود بیش از هر چیز، چشمه اعتماد مخاطبان به ویترین تولیدات داخلی را کور کرده و آنها را از سر ناچاری به سمت خروجی بیگانگان سوق خواهد داد.
ارسال نظر