عراقچی، نهمِ اسفند و چند راز که دیروز فاش شد
بریدههای مصاحبه تازه عباس عراقچی با جواد موگویی در ساعات گذشته به شکل گسترده در فضای مجازی دست به دست شده و واکنشها به این مصاحبه نیز تنها به کاربران شبکههای اجتماعی محدود نماند.
برترینها: بریدههای مصاحبه تازه عباس عراقچی با جواد موگویی در ساعات گذشته به شکل گسترده در فضای مجازی دست به دست شده؛ از روایت حمله به بیت رهبری در جریان جنگ و اشاره به حفرههای امنیتی گرفته تا حسرت عراقچی از اینکه آتشبس زودتر به نتیجه نرسید. همین چند فراز کافی بود تا بار دیگر بحث درباره پشتپرده روزهای جنگ و روایتهای ناگفته آن داغ شود.

در این میان، نام جواد موگویی هم بار دیگر به مرکز توجه آمده است. مستندسازی که از سال ۱۴۰۱ به این سو، با مجموعهای از گفتوگوها و مستندهای سیاسی، تلاش کرده روایتهایی متفاوت از درون ساختار حاکمیت را به تصویر بکشد. او در جریان دو جنگ اخیر نیز با برنامه «ماجرای جنگ» سراغ چهرههایی رفت که کمتر مقابل دوربین درباره جزئیات تصمیمات و اتفاقات آن روزها صحبت کرده بودند؛ رویکردی که همواره موافقان و منتقدان جدی خود را داشته است.
واکنشها به این مصاحبه نیز تنها به کاربران شبکههای اجتماعی محدود نماند. رجانیوز، رسانه نزدیک به جبهه پایداری، روز گذشته با انتشار یادداشتی انتقادی به این گفتوگو حمله کرد و آن را از زوایای مختلف مورد نقد قرار داد. در ادامه، مواضع و روایت طیفهای مختلف درباره این مصاحبه را مرور میکنیم.

تابناک که نماینده اصولگرایان سنتی هست اظهارات موگویی را مضحک خوانده؛ این یادداشت را بخوانید: آیا سید عباس عراقچی محدودیتی در مصاحبه کردن با رسانه های معتبر یا دست کم چهره های رسانه ای صاحب تخصص که ملاحظات سیاسی و رسانه ای و خطوط قرمز را درک کنند داشته است؟ البته این مشکل در زمان محمد جواد ظریف وزیر خارجه اسبق نیز وجود داشت و ظریف نیز علاقه مند بود به جای مصاحبه با رسانه ها با افراد مصاحبه کند با این تفاوت که دست کم او افرادی را انتخاب می کرد که می دانستند نباید در شرایط جنگی محل تردد فرماندهان نظامی کشور را لو دهند !
داستان سرایی عجیب و مضحک جواد موگویی در رابطه با نحوه شهادت دکتر فخری زاده از جمله نقاط عطف فعالیت رسانه ای او است که به واسطه مستند ساز بودنش در آن زمان مورد توجه قرار گرفت اما بعد ها کذب بودن آن به اثبات رسید تا با گذشت سال ها همچنان قابلیت تدریس در کلاس های سواد رسانه به عنوان پرهیز از نشر اخبار فیک را داشته باشد. سید عباس عراقچی در جایگاهی قرار دارد که اظهاراتش در هر رسانه ای وایرال می شود اما این انتخاب او است که مشخص می کند به رسانه ها یا افراد وزن دهد یا رسانه ها به مصاحبه او اعتبار دهند.
در پایان باید به ماجرای اجازه پخش نیافتن مصاحبه ای از عراقچی با همین مستند ساز در صداوسیما اشاره کرد که در آن زمان مورد انتقاد بسیاری جهات قرار گرفت اما با انتشار مصاحبه اخیر مشخص شد که صداوسیما در آن مقطع چه تصمیم درست و استراتژیکی را در راستای منافع ملی کشور اتخاذ کرده است .

گروههای برانداز نیز تحلیلهای تخیلی و فانتزی زیادی ارائه دادهاند؛
مثلا این توییت مضحک کاربری به نام "بهنام" را بخوانید: این مصاحبههای موگویی با سران ج.ا واقعا عالیه. نمونه کامل مصاحبه خوبه. در حین مصاحبه قشنگ به روحیات مصاحبه شونده پی میبری. مثلا عراقچی توی این مصاحبه شمایل یک انسان شکستخورده، تلخ و بی حوصله رو داره که از شدت خستگی نیاز به بستری شدن داره.
یا کاوه که این مهملات را بافته: عراقچی عملاً میگوید که دقیقاً نمیداند تصمیمگیریها در کجا انجام میشود و تصور میکند در میان مقامات جاسوسانی وجود دارند و افرادی هستند که خط و خطوط سیاسی را به آنها تحمیل میکنند. به نوعی نیز میگوید که تصمیم اصلی را نظامیان میگیرند.
از سوی دیگر در اردوگاه اصلاحات نیز مواضعی مطرح شده؛
فرارو دست روی این قسمت از مصاحبه گذاشته: در قسمتهایی از صحبتهای عراقچی، کنایههای خواسته یا ناخواستهای به افراد و تفکرهای تندروی شناختهشده سیاسی وجود دارد. شاید شاخصترین کنایه بخشی باشد از رسیدن پشت خیمه دشمن صحبت میکند. او سپس به اهمیت محاسبات عقلانی، اجتناب از قمار کردن با سرنوشت یک کشور و حرکات نسنجیده صحبت میکند. موضوعی که دوگانه جاری میان رویکردهای سیاسی موجود و قدرتمند در عرصه عمومی را نشان میدهد. به طور مشخص در مورد زیرساختها، محاسباتی جدی وجود دارد. زمانی که عراقچی میگوید: «بحث فقط زدن نیست، بحث این هم هست که چقدر میتوانیم از زیرساختهای خودمان دفاع کنیم، مثلاً اگر شبکه برق را بزنند، چقدر تابآوری در شبکه وجود دارد.»

این هم برشی از شماره امروز روزنامه آرمان ملی: بخشهایی از این سخنان ناظر بر پیچیدگی امر سیاست بینالملل است و شاید برای کسانی که با قبول ادعاهای ثابتنشده تندروهای مخالف دولت، این مهم را بسیار ساده در نظر میگیرند، موثر افتد تا بدانند که تصمیمی در آن سطح که کشور وارد مذاکره شود یا نه، چگونه و با نظر به چه مسائلی گرفته میشود. آنچه که سخنان عراقچی را مهم جلوه میدهد، جهت بسیار متفاوت سخنان او به عنوان مسئول سیاست خارجی کشور با جهت سخنان پایداریها و چهرههای نزدیک به آنهاست. در تجمعات شبانه، برخی از تندروهایی که پشت تریبون قرار میگرفتند، انگار تحت تاثیر تشویق و هیجان جمعیت قرار گرفته و توان خود را برای کنترل جملاتی که به زبان میراندند از دست میدادند. برخی از آنها به جای اینکه نظر خود را تشریح کنند و دلیل مخالفت یا موافقت خود را به زبانی که مورد پذیرش مردم باشد ابراز کنند، مسائلی را مطرح میکردهاند که حالا با توجه به سخنان عراقچی سست بودن یا بیپایه بودن آن روشن میشود.
نظر کاربران
قبلا هم ظریف از تلاقی دیپلماسی و میدان گفت زدند تو دهنش و عراقچی شد وزیر. حالا نوبت اینه.
تو خودت چاله ی امنیتی هستی نه حفره.
وزیری که نداند چه بگوید و چه نگوید ، به درد چه می خورد؟ همین حرفهای بی موقع یا غیر عاقلانه ی ایشون تا حالا چند بار در نقش یار کمکی دشمن ، قیمت نفت را پایین آورده