آقای نماینده! برای خیلی چیزها باید گریست
اخیرا جناب آقای نقدعلی نماینده مردم محترم خمینی شهر نقل قول از نماینده دیگری فرموده اند که ایشان به خاطر بد حجابی که در سطح جامعه رواج پیدا کرده گریه می کنند.
رضا حسینی جبلی در خبرآنلاین نوشت: اخیرا جناب آقای نقدعلی نماینده مردم محترم خمینی شهر نقل قول از نماینده دیگری فرموده اند که ایشان به خاطر بد حجابی که در سطح جامعه رواج پیدا کرده گریه می کنند.
تعصب ایشان و نماینده مورد نظر در جای خود قابل احترام و همینطور قابل انتقاد است.اما ظاهرا جناب آقای نقدعلی و نماینده ای که ایشان از وی نقل قول می کنند در جامعه فقط چشمشان بد حجابی را دیده و چشم مبارک را به روی سایر موارد بسته اند.
جناب آقای نقدعلی!
درست است که شما با رای اقلیتی از مردم فهیم و ایثارگر خمینی شهر به مجلس راه یافته و برای ملتی ۹۰ میلیونی تصمیم می گیرید اما اگر واقعا خود را نماینده آحاد جامعه می دانید چشم خود را به روی پلیدی های جامعه نبندید.
سوژههای گریه در جامعه ما بسیارند چرا به آنها نمی پردازید؟
به عنوان یک فرد مذهبی و کهنه سرباز این مرز و بوم عرض می کنم کمی بیشتر با مردم مأنوس باشید تا درد را درست تشخیص دهید.
می دانم که اراده ای برای درمان ندارید اما لااقل شناخت دقیق درد می تواند سوژههای گریه شما را وسیعتر کند.
امروزه دردهای جامعه فراوان است یک از هزاران را بازگو می کنم شاید آنها را هم مانند بدحجابی گریه آور دیدید.

لطفا اگر فرصت کردید( البته که مجلس تعطیل است و آنقدر عزیزان مشغله دارند که در جلسه مجازی هم ۵۰ نفر نماینده غایب هستند لابد باز هم از بیم جان! که البته حفظ جان واجب است)کمی هم به سوژههای پیش پا افتاده من گریه که نه، تباکی کنید.
اینکه پدر خانواده برای معاش حداقلی اهل خانه شبانه روز جان بکند و هشت او گرو پانزده او باشد گریه ندارد؟
اینکه خانمی در کشور جمهوری اسلامی برای سیر کردن شکم فرزندانش تن فروشی کند گریه ندارد؟
اینکه ایثارگری با سابقه چندین ماه حضور در جبهه و حقوق اندک شرمسار خانواده خود باشد گریه ندارد؟
اینکه عده ای انگشت شمار در کشور با استفاده از رانت های متعدد آنقدر فربه شوند و دیگران روز به روز فقیرتر و ضعیف تر گریه ندارد؟
اینکه فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی( که اتفاقا شما به عنوان یک روحانی متولی آن هستید) رو به انحطاط است گریه ندارد؟
اینکه برای یک جوان ایرانی( که روی گنج زندگی می کند ) هیچ روزنه امیدی به آینده نیست گریه ندارد؟
اینکه حداقل های نیاز یک خانواده مثل مسکن و خودرو به یک آرزو و رویای دست نیافتنی تبدیل شده گریه ندارد؟
اینکه پدری برای تهیه جهیزیه نور چشمش به لوازم دست دوم و سوم در سمساری ها رو بیاورد گریه ندارد؟
و هزاران سوژه دیگر...
از اینها که بگذریم متاسفانه شما در وظیفه ذاتی قانونگذاری خودتان هم درست عمل نمی کنید.
کدام قانون شما دردی از این مردم دوا کرد؟
قانون تسهیل صدور مجوزهای کسب و کار که جوانان بیکار را به جوانانِ بیکارِ بدهکار مبدل کرد؟
یا قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول که بنا به تأکید رهبری شهید هدف آن اعتبار زدایی از اسناد عادی بود، اما به تدبیر شما عزیزان آنچنان از مسیر خود منحرف شد که برای اسناد عادی اعتباری بیشتر از اسناد رسمی قائل شدید؟.
بله جناب آقای نقدعلی!
اینکه شما در وظایف ذاتی خودتان که همانا قانونگذاری صحیح است ناتوان هستید خود سوژه گریه برای من به عنوان یک فرد ایرانی است که با خود فکر می کنم چه گناهی مرتکب شده ام که بعضی که هیچ فهمی از سطح و درد جامعه ندارند برای جامعه من تصمیم می گیرند.
جناب آقای نقدعلی!
امیدوارم جامعه را کمی وسیعتر از بعضی خیابان های شهر ببینید.
به قول مرحوم سهراب سپهری چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.
نظر کاربران
سلام. درود بسیار عالی. بی سوادها با رانتهای مجلس رفتند .
واقعا گریه دارد که نمایندگان مجلس کشور امثال این نفرات باشند.
دلتون خوش ها!! اینا مگه آدم هستن که بفهمن! قوم ظالمین!!
اینا خودشون رو به خواب زدن
بخاطر وضع اقتصادی مردم هم گریه می کنی بخاطر فرار دزدها با سرمایه های ایران گریه می کنی