کوچهبازاریترین دعوای سیاسی تاریخ در ساعات اخیر
اصلا مگر در حال حاضر چند سیاستمدار درسخوانده کلاسیک داریم در این مملکت داریم؟ حتی ۲۰ سال پیش اوضاع خیلی بهتر بود. الان روند پست گرفتن این افراد را چه کسی شفاف میداند. «راننده بودن» را حتما شوخی میکنید وقتی کارآفرینهای فعلی کشور امثال بابک زنجانی و شهرام جزایری هستند؟
برترینها: این روزها ناصر همتی متهم اصلی ماجرای نوسانات شدید ارز است. البته این را هم میدانیم که ماجرای دلار و مسائل مربوط به قیمت ارز، مبنایی فراجناحی و فرادولتی دارد و سیاستهای کلان در آن تأثیر مستقیم میگذارند. پس شاید بهتر باشد به مردم آدرس غلط ندهیم. البته قصد حمایت از ناصر همتی را نداریم و به نظر میرسد که او در قواره ریاست بانک مرکزی هم نباشد و چهبسا روزگاری را هم دیدهایم که دوستانش میخواستند او را بر مسند ریاست کاخ پاستور قرار دهند.

اما کار حالا به جایی رسیده که فردی نظیر مهدی کوچکزاده در جلسه علنی مجلس، با خطاب قرار دادن همتی تحت عنوان «راننده رفسنجانی»، به نوعی به او توهین میکند. احتمالاً در دوره قحطالرجال قرار داریم؛ اوضاع به نحوی شده که دیالوگهای بین سیاستمداران به کوچهبازاری میزند و تقریباً هیچکس به دنبال نرم کردن آن گفتمان رادیکال نمیرود تا مسائل را رفعورجوع کند و در نهایت، اوج دعواهای جناحی به عباراتی نظیر «تو راننده فلانی بودی» و این حرفها ختم میشود.
مثلا امروز آذری جهرمی هم با جمله کنایهآمیزی نسبت به کوچکزاده از همتی حمایت کرده که البته این حمایت نیز در دسته همان عملکردهای جناحی قرار میگیرد: «دلار را که نباید بر اساس کد ملی و از مسیر رسمی بانکها به مردم عرضه کرد؛ این کار که شفاف است و قابل نظارت! راه درست و اصولی این است که ارز را بدهیم به نورچشمیها تا در سبزهمیدان عرضه کنند؛ آنوقت دیگر کسی نمیفهمد کدام مؤسسه مالی، ارز را زیرقیمت از کدام نورچشمی میخرد و بعد با نرخ بالاتر به مردم میفروشد! چرا بازی را بر هم میزنید، آقای «راننده رفسنجانی»؟»
از آن سمت، پایداریچیها هم احتمالا با حمایت از کوچکزاده، تنور ماجرا را گرمتر از همیشه خواهند کرد.
البته تصور میکنیم اگر همه این جناحها عملکرد خوبی میداشتند که قیمت دلار الان این نبود. آقای همتی همین الان دلار را هزار تومان قیمتگذاری کند تا مجسمهاش را همین مردم در میدان مرکزی شهر نصب کنند. اصلا مگر در حال حاضر چند سیاستمدار درسخوانده کلاسیک داریم در این مملکت داریم؟ حتی ۲۰ سال پیش اوضاع خیلی بهتر بود. الان روند پست گرفتن این افراد را چه کسی شفاف میداند. «راننده بودن» را حتما شوخی میکنید وقتی کارآفرینهای فعلی کشور امثال بابک زنجانی و شهرام جزایری هستند؟

مسئله اصلی اما این است که در چنین شرایطی، دعوای سیاسی هیچ چیزی از فشار اقتصادی مردم کم نمیکند. کسی که امروز با قیمت دلار و طلا و اجارهخانه و هزینههای روزمره زندگی دستوپنجه نرم میکند، احتمالا چندان اهمیتی نمیدهد که فلان مسئول سابقه همکاری با چه کسی داشته یا به کدام جناح سیاسی نزدیک بوده است. او نتیجه عملکرد را میبیند؛ نتیجهای که در قیمتها، قدرت خرید و آینده مبهم اقتصادی خودش نمایان میشود.
اینکه هر بار با بالا رفتن قیمت دلار، عدهای دنبال مقصرسازی و تسویهحساب سیاسی باشند، شاید برای هواداران جناحهای مختلف جذاب باشد، اما در نهایت مسئله اصلی را به حاشیه میبرد. اگر قرار است درباره اقتصاد حرف بزنیم، باید درباره تصمیمهای کلان، سیاست ارزی، نحوه تخصیص منابع، کسری بودجه، تحریمها، روابط خارجی و مجموعه عواملی حرف بزنیم که سالهاست اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار دادهاند؛ نه اینکه تمام ماجرا را به یک فرد یا یک دولت تقلیل بدهیم.
احتمالا آن پیادهنظامی هم که درگیر این دوقطبیها میشوند، دارند دو بار خودشان را اذیت میکنند.
نظر کاربران
کار به جناح سیاسی و شخص ندارم ولی حرفهاش درسته