۱۶۲۲۱۶۳
۴۲
۴۲
پ

دورهمی دوستانه در باغ چگونه رنگ خون گرفت؟

خوددرگیری مردی که در خیابان عربده می‌زد، خون به پا کرد و منجر به دعوای گروهی و قتل یک نفر و زخمی شدن چند نفر دیگر شد. متهمان این پرونده در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

 اعتمادآنلاین: خوددرگیری مردی که در خیابان عربده می‌زد، خون به پا کرد و منجر به دعوای گروهی و قتل یک نفر و زخمی شدن چند نفر دیگر شد. متهمان این پرونده در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

photo_2026-10-19_01-37-45

خوددرگیری مردی که در خیابان عربده می‌زد، خون به پا کرد و منجر به دعوای گروهی و قتل یک نفر و زخمی شدن چند نفر دیگر شد.  متهمان این پرونده در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

متهمان پرونده بعد از اینکه دیدند درگیری بالا گرفته برای تسویه‌حساب کینه قبلی وارد معرکه شدند و جوان میانجی را به قتل رساندند.

یک سال قبل در منطقه ملارد درگیری خونینی به ماموران پلیس گزارش و در همان ابتدا مشخص شد مرد جوانی به نام سینا کشته شده است و چند نفر هم مجروح شده‌اند. تحقیقات ماموران نشان داد عامل این صرب‌وجرح و قتل جوانی سابقه‌دار به نام مهرداد است.

ماموران مهرداد را بازداشت کردند و دو مرد مجروح و پدر سینا شکایت خود را مطرح کردند. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی که صبح امروز برگزار شد، پدر سینا درخواست قصاص کرد و سپس دومین شاکی که از چندین قسمت بدن مجروح شده بود در جایگاه قرار گرفت. او گفت: ما چند دوست بودیم. یکی از دوستان‌مان به نام شایان ما را به باغش دعوت کرد و دور هم بودیم. داشتیم خوشگذرانی می‌کردیم که یکی از بچه‌ها به نام وحید سوییچ ماشینش را گم کرد. گفتیم شاید شوخی کرده باشند و یک نفر سوییچ را برداشته باشد. من و وحید گفتیم بچه‌ها جیب‌هایتان را نگاه کنید شاید اشتباهی سوییچ در جیب شما باشد. بچه‌ها جیب‌هایشان را نگاه کردند و گفتند نیست. در همین حین وحید و مهرداد چشم در چشم شدند، مهرداد از این موضوع ناراحت شد. من خودم را وسط انداختم که دعوا نشود. آنها به همدیگر دست و پا انداختند و وحید با پشت گوشی یک ضربه به فک مهرداد زد. بعد من و چند نفر از بچه‌ها از جمله بیژن، مهرداد و بقیه را که در دعوا بودند بیرون بردیم.

این مرد ادامه داد: وقتی بیرون آمدیم مهرداد خیلی عصبانی بود. به سمت بیژن حمله کرد و گفت چرا نگذاشتی دعوا کنیم و فحش داد. باز داشت دعوا می‌شد که من جدایشان کردم. بیژن رفت ته خیابان لباسش را درآورد و فحش داد. داشت به خودش و خانواده‌اش بد و بیراه می‌گفت. چند نفر که فکر کرده بودند بیژن با آنهاست با قمه و چوب حمله کردند. من و فردی به نام پرویز به سمت ته خیابان دویدیم تا دعوا نشود. گفتیم این مرد دارد به خودش فحش می‌دهد، اصلاً با شما نیست. خلاصه دعوا را تمام کردیم. از آن طرف مهرداد و چند نفر دیگر آمدند و دوباره دعوا راه افتاد‌. مهرداد قبلاً چاقو داشت ولی این دفعه با قمه آمد و به جان همه ما افتاد. سینا آمد وسط و گفت مهرداد دعوا نکن، ما دوست هستیم بیژن که با تو کاری نداشت! یکدفعه مهرداد قمه را کوبید روی بازوی سینا و خون چنان فواره کرد که سینا در خون خودش غلتید و وسط چمن‌ها افتاد. انگار شیر باز کرده باشند همه خون از بدنش رفت. من و پرویز هم قمه خوردیم و همین‌طور خون از بدن‌مان می‌رفت. من جلوی یک پرشیای سیاه را گرفتم تا ما را به بیمارستان برساند. سوار که شدیم مرد راننده داشت با یک نفر حرف می‌زد. بعد گوشی را به من داد. مهرداد پشت خط بود. تازه فهمیدم ما سوار ماشین مهرداد شده‌ایم. مهرداد به من گفت بیایید ته خیابان، من را هم سوار کنید تا با هم به بیمارستان برویم. راننده به سمت ته خیابان رفت. به محض اینکه مهرداد سوار شد به من حمله کرد و گفت تو چرا جلوی من را گرفتی که دعوا نکنم. همان اول باید می‌زدم تو دهان کسی که با من چشم در چشم شده بود. من گفتم ما رفیق هستیم چرا دعوا کنیم. دور هم بودیم خوش بگذرانیم. آنجا زن هم بود، جلوی زن و بچه که نباید مرد را ضایع کنی. مهرداد گفت تو اگر رفیق بودی باید در حمایت از من دعوا می‌کردی. بعد با قمه و مشت به جان من افتاد. پرویز هم وضعیت بدی داشت، وقتی دید من دارم کتک می‌خورم، او به مهرداد حمله کرد که مهرداد هم با قمه او را زد و فحش داد. بعد هم ما را از ماشین پرت کرد بیرون.

شاکی اضافه کرد: من با دوستم تماس گرفتم و کمک خواستم. او آمد و ما را به بیمارستان برد. بدن‌مان را بخیه کردند ولی دست‌مان باید جراحی می‌شد. به تهران آمدیم، چند جا رفتیم و بعد هم دست‌مان جراحی شد و فلج نشدیم. به هر حال من به خاطر آنچه اتفاق افتاده از مهرداد شکایت دارم و خواستار مجازات او هستم.

سپس پرویز در جایگاه حاضر شد. او هم اتهاماتی به مهرداد وارد کرد و گفت: این مرد خرخره من را با قمه برید، فقط به خاطر اینکه من سعی کردم جلوی دعوا را بگیرم. او با قمه حمله کرد و قصد کشتن داشت. هرچه شاکی دیگر پرونده گفت درست است و اظهارات من هم همان است.

در پایان با توجه به اینکه شکات دیگر حضور نداشتند و وقت دادگاه پایان یافته بود، ادامه رسیدگی به بعد موکول شد.

 

محتوای حمایت شده

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج