ناگفتههای کامبیز دیرباز از «میکائیل»
بازیگر نقش «میکائیل» میگوید: «مجبور بودیم برای ساختن قهرمان سریال کمی هم از واقعیتها فاصله بگیریم. ما میخواستیم قهرمانسازی کنیم و به نوعی با باور مردم این قرار را بگذاریم که قهرمان قصه ما اگر اراده کند میتواند مثلا شش نفر را به طور همزمان بزند.»
خبرگزاری ایسنا: بازیگر نقش «میکائیل» میگوید: «مجبور بودیم برای ساختن قهرمان سریال کمی هم از واقعیتها فاصله بگیریم. ما میخواستیم قهرمانسازی کنیم و به نوعی با باور مردم این قرار را بگذاریم که قهرمان قصه ما اگر اراده کند میتواند مثلا شش نفر را به طور همزمان بزند.»
کامبیز دیرباز در بخشی از گفتوگوی خود با جامجم، درباره شخصیت میکائیل در سریالی که به همین نام از شبکه یک سیما پخش شده است، توضیحاتی داده که در زیر میخوانید:
- همه چیز از پیشنهاد کارگردان و نویسنده آغاز شد. مقدم و نعمتالله به من گفتند چنین نقشی هست که قرار است آن را کار کنیم و از روز اول هم برای ایفای آن به تو فکر کردهایم. من از این پیشنهاد خیلی خوشم آمد. فیلمنامه را هم که خواندم احساس کردم نقش را دوست دارم. به نظرم خاص و متمایز بود. نگاه متفاوتی شده بود به پلیس. حداقل من کمتر نمونه چنین پلیسی را در آثار تلویزیونی و سینمایی دیده بودم. دو سه ماه تا آغاز فیلمبرداری فرصت داشتم تا روی نقش تمرکز کنم.
- مقدم گفت برو آماده شو و وزنت را هم پایین بیاور. آن زمان وزنم بالا بود. آن دو - سه ماه فرصت تبدیل شد به یک سال. در این مدت ۲۵ کیلو از وزنم را کم کردم تا بدنم آماده باشد. تمرینهایی هم با موتور انجام دادم تا مهارت کافی موتورسیکلتسواری را بیاموزم. با دوستان پلیسی هم که داشتم ارتباط بیشتری برقرار کردم تا با نوع روابطشان با یکدیگر آشنایی پیدا کنم.
خلاصه آن که روی نقش میکائیل مطالعه و تمرکز کردم. این فرصت یکساله که ناخواسته هم پیش آمد فرصت خیلی خوبی بود تا به میکائیل نزدیک شوم. معمولا چنین فرصتی همیشه دست نمیدهد. در بیشتر آثار نمایشی بازیگر از زمان امضای قرارداد تا رفتن جلوی دوربین یکی دو هفته یا در نهایت یک ماه فرصت دارد. سعی کردم از این فرصت یک ساله نهایت استفاده را ببرم.
- من از همان آغاز کار با فیلمنامهای روبهرو بودم که تقریبا کامل و بسته شده بود. ۷۰ تا ۸۰ درصد دیالوگهایی که مردم در سریال شنیدند، از قبل در فیلمنامه آمده بود و ۲۰ درصد بقیه هم در تمرینها درمیآمد. سعید نعمتالله تا آخر فیلمبرداری سریال، سر صحنه حضور داشت. امکان نداشت که حتی یک پلان بدون حضور او تصویربرداری شود.
این حضور یک آرامش برای بازیگر به همراه میآورد. فرصت مغتنمی برای من هم بود. خالق میکائیل همیشه در کنارم بود و پشت مانیتور نشسته و آمادگی داشت تا به سوالاتم پاسخ بدهد و چالشهای تحلیلی ناشی از نقاط کور را برایم حل کند. اینها باعث میشد که تیم بازیگری با آرامش جلوی دوربین حاضر شوند و نتیجهاش شد سریال میکائیل.
- ویژگیهای میکائیل یکی - دو تا نیست. میکائیل پلیسی از جنس مردم بود. او مانند بسیاری از پلیسهایی که قبلا در فیلمها و سریالها دیده بودیم دستنیافتنی و عجیب و غریب نبود. نمونه این پلیس را در شهر خودمان هم میتوانیم ببینیم. میکائیل حتی زمانی که لباس شخصی میپوشید برای بیننده کاملا قابل لمس بود.
او در زندگی شخصی هم سختیهای زیادی کشیده؛ پدر و مادرش را در کودکی از دست داده و خواهر کوچکش را به سر و سامان رسانده و همین اتفاقات او را تبدیل به یک شخصیت ملموس و شبیه مردم کوچه و بازار کرده بود. لحنی را که نعمتالله روی کاغذ برای این شخصیت در نظر گرفته و خودم تکمیلش کرده بودم، دوست داشتم و فکر میکنم متفاوت بود. ما قبلا پلیسی با این لحن حرف زدن کمتر دیده بودیم.
- خدا را شکر من تا به حال گذرم به کلانتری نیفتاده است اما قطعا پلیسهای فداکاری داریم. پلیس قدر و قدرتمندی داریم که جامعه در امنیت است. این را نسبی میگویم البته. اگر هم ضعف و کاستیای هست امیدوارم تماشای این سریال بر ماموران پلیس اثر مثبت بگذارد و تشویقشان کند که بیش از پیش در دل خطر بروند.
- به هر حال ما مجبور بودیم برای ساختن قهرمان سریال کمی هم از واقعیتها فاصله بگیریم. قرار نبود فیلمی مستند درباره پلیسها بسازیم. از این دست آثار به اندازه کافی در شبکههای تلویزیونی نشان داده میشود. ما میخواستیم قهرمانسازی کنیم و بر مبنای همان جمله معروف که سینما یک دروغ حقیقی است، به نوعی با باور مردم این قرار را بگذاریم که قهرمان قصه ما اگر اراده کند میتواند مثلا شش نفر را به طور همزمان بزند.
کامبیز دیرباز در بخشی از گفتوگوی خود با جامجم، درباره شخصیت میکائیل در سریالی که به همین نام از شبکه یک سیما پخش شده است، توضیحاتی داده که در زیر میخوانید:
- همه چیز از پیشنهاد کارگردان و نویسنده آغاز شد. مقدم و نعمتالله به من گفتند چنین نقشی هست که قرار است آن را کار کنیم و از روز اول هم برای ایفای آن به تو فکر کردهایم. من از این پیشنهاد خیلی خوشم آمد. فیلمنامه را هم که خواندم احساس کردم نقش را دوست دارم. به نظرم خاص و متمایز بود. نگاه متفاوتی شده بود به پلیس. حداقل من کمتر نمونه چنین پلیسی را در آثار تلویزیونی و سینمایی دیده بودم. دو سه ماه تا آغاز فیلمبرداری فرصت داشتم تا روی نقش تمرکز کنم.
- مقدم گفت برو آماده شو و وزنت را هم پایین بیاور. آن زمان وزنم بالا بود. آن دو - سه ماه فرصت تبدیل شد به یک سال. در این مدت ۲۵ کیلو از وزنم را کم کردم تا بدنم آماده باشد. تمرینهایی هم با موتور انجام دادم تا مهارت کافی موتورسیکلتسواری را بیاموزم. با دوستان پلیسی هم که داشتم ارتباط بیشتری برقرار کردم تا با نوع روابطشان با یکدیگر آشنایی پیدا کنم.
خلاصه آن که روی نقش میکائیل مطالعه و تمرکز کردم. این فرصت یکساله که ناخواسته هم پیش آمد فرصت خیلی خوبی بود تا به میکائیل نزدیک شوم. معمولا چنین فرصتی همیشه دست نمیدهد. در بیشتر آثار نمایشی بازیگر از زمان امضای قرارداد تا رفتن جلوی دوربین یکی دو هفته یا در نهایت یک ماه فرصت دارد. سعی کردم از این فرصت یک ساله نهایت استفاده را ببرم.
- من از همان آغاز کار با فیلمنامهای روبهرو بودم که تقریبا کامل و بسته شده بود. ۷۰ تا ۸۰ درصد دیالوگهایی که مردم در سریال شنیدند، از قبل در فیلمنامه آمده بود و ۲۰ درصد بقیه هم در تمرینها درمیآمد. سعید نعمتالله تا آخر فیلمبرداری سریال، سر صحنه حضور داشت. امکان نداشت که حتی یک پلان بدون حضور او تصویربرداری شود.
این حضور یک آرامش برای بازیگر به همراه میآورد. فرصت مغتنمی برای من هم بود. خالق میکائیل همیشه در کنارم بود و پشت مانیتور نشسته و آمادگی داشت تا به سوالاتم پاسخ بدهد و چالشهای تحلیلی ناشی از نقاط کور را برایم حل کند. اینها باعث میشد که تیم بازیگری با آرامش جلوی دوربین حاضر شوند و نتیجهاش شد سریال میکائیل.
- ویژگیهای میکائیل یکی - دو تا نیست. میکائیل پلیسی از جنس مردم بود. او مانند بسیاری از پلیسهایی که قبلا در فیلمها و سریالها دیده بودیم دستنیافتنی و عجیب و غریب نبود. نمونه این پلیس را در شهر خودمان هم میتوانیم ببینیم. میکائیل حتی زمانی که لباس شخصی میپوشید برای بیننده کاملا قابل لمس بود.
او در زندگی شخصی هم سختیهای زیادی کشیده؛ پدر و مادرش را در کودکی از دست داده و خواهر کوچکش را به سر و سامان رسانده و همین اتفاقات او را تبدیل به یک شخصیت ملموس و شبیه مردم کوچه و بازار کرده بود. لحنی را که نعمتالله روی کاغذ برای این شخصیت در نظر گرفته و خودم تکمیلش کرده بودم، دوست داشتم و فکر میکنم متفاوت بود. ما قبلا پلیسی با این لحن حرف زدن کمتر دیده بودیم.
- خدا را شکر من تا به حال گذرم به کلانتری نیفتاده است اما قطعا پلیسهای فداکاری داریم. پلیس قدر و قدرتمندی داریم که جامعه در امنیت است. این را نسبی میگویم البته. اگر هم ضعف و کاستیای هست امیدوارم تماشای این سریال بر ماموران پلیس اثر مثبت بگذارد و تشویقشان کند که بیش از پیش در دل خطر بروند.
- به هر حال ما مجبور بودیم برای ساختن قهرمان سریال کمی هم از واقعیتها فاصله بگیریم. قرار نبود فیلمی مستند درباره پلیسها بسازیم. از این دست آثار به اندازه کافی در شبکههای تلویزیونی نشان داده میشود. ما میخواستیم قهرمانسازی کنیم و بر مبنای همان جمله معروف که سینما یک دروغ حقیقی است، به نوعی با باور مردم این قرار را بگذاریم که قهرمان قصه ما اگر اراده کند میتواند مثلا شش نفر را به طور همزمان بزند.
تبلیغات متنی
-
واقعی و ترسناک؛ ساعت آخرالزمان جلو کشیده شد!
-
بعد از روغن، قیمت شکر هم رسما گران شد
-
هشدار چین؛ بعد از حمله به ایران جهنم در راه است!
-
یمن برای نابودی ناو آبراهام لینکلن پیغام داد
-
کنعانیزادگان مقصر باخت پرسپولیس را معرفی کرد
-
فوت دو عضو خانه سینما در حوادث اخیر
-
سرمربی تیم لیگ برتری اخراج شد
-
آتش سوزی مرگبار یک مکانیکی در مشیریه تهران
-
جلسه مهم شورای امنیت ملی ترکیه درباره ایران
-
چراغ سبز سرمربی لیگ برتری برای جانشینی ساپینتو!
-
واکنش معنادار رامین رضاییان به شکست پرسپولیس
-
شمخانی نحوه پاسخ به حمله ترامپ را مشخص کرد
-
این تلویزیون عجیب حداقل ۴۴ میلیارد تومان قیمت دارد
-
ایران: پاسخ ما به هر اقدام نظامی دردناک خواهد بود
-
آمریکا: ۲۶ کشور به «شورای صلح» ترامپ پیوستند
-
هشدار چین؛ بعد از حمله به ایران جهنم در راه است!
-
یمن برای نابودی ناو آبراهام لینکلن پیغام داد
-
جلسه مهم شورای امنیت ملی ترکیه درباره ایران
-
شمخانی نحوه پاسخ به حمله ترامپ را مشخص کرد
-
ثبتنام جدید ایرانخودرو روی هوا رفت!
-
سخنرانی صداعظم آلمان علیه ایران خبرساز شد
-
یک مقام در ایران دارایی شخصی ترامپ را تهدید کرد!
-
اقدام بن سلمان برای کنسل کردن برنامه ترامپ علیه ایران
-
کلیپ معنادار دفتر رهبری بعد از تهدیدات نظامی آمریکا
-
ادعای عجیب؛ آرامش دو هفتهای دلار بهخاطر بسته بودن تلگرام
-
اکسیوس ماجرای تماس تهران با واشنگتن را شرح داد
-
هشدار معنادار سپاه به سفارتخانههای اروپا در ایران
-
شوک به استقلال؛ جدایی فوقستاره آبیها جدی شد
-
ایران به تهدیدهای اخیر ترامپ پاسخ داد
-
وضعیت اینترنت بینالملل بالاخره عادی شد
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
شاید علیرضا دبیر خبر مهم را نشنیده باشد
-
آمریکا در نزدیکی ایران سامانه پدافند هوایی مستقر کرد
-
منشا صدای شلیک و انفجار در پارچین مشخص شد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
قیمت حبوبات در ایران ۷ برابر قیمت جهانی است!
-
نطق جدید ترامپ درباره ایران توجهبرانگیز شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
طرز تهیه فلافل ترد و معطر به روش خیابانهای بیروت
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
خبر فوری درباره احتمال اقدام پیشدستانه ایران علیه آمریکا
-
معاون پزشکیان بهخاطر یک جمله درباره اینترنت برکنار شد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
با اینکه واقعا سیروس مقدم یه کارگردان عالیه ولی این سریالش اصلا جذبم نکرد
داستان غیر قابل باور با نوشته ها و جملات نخ نمای نعمت اله و بازیگران و حتی نوع تصویر برداری های تکراری شبیه زیر هشت و ...
من پایتخت رو به این ترجیح میدم گرچه زمینه کار کلا با هم متفاوته
سریال اصلا باور پذیر نبود حتی در برخی صحنه ها بیننده احساس می کنه به شعورش توهین شده. استفاده از نابازیگران برای نقشهایه حاشیه ای افتضاح بود توی صحنه های درگیری. دیالوگهای بی مزه که بارها و بارها تکرار می شه . فیلمبرداری های خسته کننده از زوایای خاص که شاید سازندگان کار فکر می کنن هنر به خرج دادن اما با تکرار مکرر آن بیمزه تر از بی مزه اش می کنن.
کلا ایرادات سریال خیلیییییییی بیشتر از محاسنش بود متاسفانه
بیست نفر با کلاشینکف نمیتونستند میکائیل رو از فاصله 10متری بزنن اونوقت میکائیل با کلت داشت یکی یکی همه رو میزد
من نمیدونم چرا مردم فیلمهای هالیوودی پلیسی رو که پر از خالی بندبی های این تیپی توش هست رو میبینن و مدام از تکنیک و ساختار فیلم تعریف میکنن ولی یه فیلم یا سریال وطنی اگه یه سوپر قهرمان داشته باشه براشون غیر قابل هضمه.مثلا فیلم اسکای فال یا نمونه های دیگه از فیلمای جیمزباند و هزاران هزار فیلم دیگه پر از صحنه های غیرواقعیه که تو اون قهرمان هر کاری اراده کنه میتونه بکنه مثلا با موتور از بالای اپارتمانها و ساختمونا بپره ولی اینجا اگه قهرمان فیلم شیش نفر رو بزنه همه دادشون در میاد!!!!!! قهرمان کتک خور رو مردم ما بیشتر میپسندن.
اتفاقا سریال خیلی خیلی زیبا و جذابی بود اونایی که میگن خوب نبوده سخت در اشتباه هستند با تشکر از سیروس مقدم و عوامل سریال مخصوصا بازی خیلی خوب کامبیز دیرباز