دوقطبی احترام- بی احترامی به مهاجران و پناهندگان
این روزها بحث مهاجران در دروازه های اروپا داغ است. این موجه مهاجرت در رسانه ها با نام سوریه شناخته می شود اما واقعیت این است که در میان مهاجران، شهروندان بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا حضور دارند.
مجله روشن - صادق نوابی*: این روزها بحث مهاجران در دروازه های اروپا داغ است. این موجه مهاجرت در رسانه ها با نام سوریه شناخته می شود اما واقعیت این است که در میان مهاجران، شهروندان بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا حضور دارند. در اروپا حضور این مهاجران مخالفان زیادی دارد. بسیاری از مخالفان رفاه خود را در خطر می بینند: مهاجران به عنوان نیروی کار باعث می شوند دست مزد کاهش یابد (یا رشد نکند) یا حتی شانس آن ها برای یافتن شغل کم تر شود. به عبارت دیگر، مهاجران رقیب مزدبگیران اروپایی هستند.
در ایران نیز که سال ها مهاجران افغانستانی حضور داشته اند، گاهی در میان جامعه کارگری اعتراضاتی نسبت به حضور آنها دیده می شود (نظیر پلاکارهدایی که در روز کارگر امسال در دست کارگران دیده می شد. این موضوعات که در روزهای اخیر زیاد مطرح می شوند من را ترغیب کرد که این یادداشت را بنویسم تا آینده مساله مهاجران و پناهندگان را از دیدگاه اقتصاد سیاسی بررسی کنم.
مدل ساده شده ای از شرق و غرب
بگذارید یک مدل ساده شده از جهان را در نظر بگیریم: فرض می کنیم جهان از دو کشور «الف» (شرق) و «ب» (غرب) ساخته شده است. کشور الف توسعه یافته تر است، متوسط درآمد سالانه مردم در آن زیادتر است، تولید در آن پیشرفته تر و بیش تر متکی بر ماشین آلات است. سرمایه داران بیش تری با سرمایه بیش تری وجود دارند. نرخ بیکاری هم در کشور «الف» چندان زیاد نیست. در نقطه مقابل در کشور «ب» وضع عکس این است . طبیعی است که شهروندان کشور «ب» تمایل پیدا می کنند که به کشور «الف» مهاجرت کنند. آن ها دوست دارند رفاه بیش تری داشته باشند و در مقابل ساعت مشخصی کار از امکانات بیش تری در زندگی برخوردار شوند.
اما مساله این است که ییش تر شهروندان کشور «الف» تمایلی به حضور شهروندان «ب» ندارند. شهروندان کشور «الف» در انتخابات به سیات مدارانی رای می دهند که مانع ورود شهروندان «ب» به کشورشان شوند. در این جهان فرض دو سوال مهم وجود داد. آیا حرکت نیروی کار بین دو کشور آزاد است؟ آیا حرکت سرمایه بین دو کشور آزاد است؟
اجازه بدهید فرض کنیم که حرکت نیروی کار بین دو کشور آزاد ولی حرکت سرمایه ممنوع باشد. چه اتفاقی می افتد؟ نیروی کار از کشور «ب» به کشور«الف» حرکت می کند. نرخ بیکاری در کشور «الف» افزایش و در مقابل دست مزدها کاهش می یابد. در کشور «ب» وضع عکس این خواهد بود. نرخ بیکاری کاهش و دست مزدها افزایش می یابد. این وضع تا آن جا ادامه می یابد که نرخ دست مزد در دو کشور برابر شود. آن گاه دیگر نیروی کار علاقه ای به مهاجرت نخواهد داشت.
حالا فرض کنیم که حرکت نیروی کار بین دو کشور ممنوع ولی حرکت سرمایه میان دو کشور آزاد باشد. چه اتفاقی می افتد؟
سرمایه ها علاقه دارند به کشوری بروند که در آن جا نرخ دست مزد پایین تر است. بنابراین سرمایه از کشور «الف» (توسعه یافته تر) به کشور «ب» حرکت خواهد کرد. با حرکت سرمایه ها به سوی کشور «ب» رشد اقتصادی در کشور «ب» افزایش می یابد، نرخ بیکاری در این کشور کاهش خواهد یافت (از تغییر ساختار فناوری صرف نظر کنیم) و دست مزدها افزایش خواهدیافت. معکوس همین وضع در کشور «الف» رخ خواهد داد. این وضع تا آن جا ادامه می یابد که نرخ دست مزد در دو کشور «الف» و «ب» با هم برابر شوند. آن گاه دیگر سرمایه ها نیز تمایلی به مهاجرت میان دو کشور نخواهند داشت.
چنان که دیدید، توانستیم به سادگی بحران مهاجرات را حل کنیم. در این مدل اقتصادی که شرح آن را نوشتم چه مرزها برای تردد مهاجران باز شود، و چه اجازه جا به جایی سرمایه ها داده شود، به زودی یک تعادل برقرار خواهد شد.
سطح رفاه در کشورها به یک دیگر نزدیک می شود و میل به مهاجرت کاهش می یابد. اما سوال این است که پس چرا این الگوی مینیاتوری و شیک که ترسیم، در جهان واقعی گند می زند؟
سودای جذب سرمایه های خارجی
در دهه های گذشته و به خصوص پس از فروپاشی شوروی، کشورهایی که اقتصادشان تعامل کم تری با جهان داشت سعی کردند این تعاملات را افزایش دهند. یک از اهداف این سیاست ها جذب سرمایه گذاری خارجی بود. مقررات ورود سرمایه خارجی تسهیل شد، تضمین هایی برای رفع نگرانی از مصادره اموال سرمایه گذاران خارجی ارائه شد و مهم تر از همه آن که در بسیاری از کشورها محدوده هایی نظیر مناطق آزاد و ویژه که در ایران رایج است، تاسیس شد.
این مناطق قرار بود جذابیت بیش تری برای سرمایه گذاران خارجی ایجاد کنند. در بعضی از کشورها نظیر چین، این مناطق موفقیت زیادی داشتند و در بخری دیگر از کشورها چندان موفق نبودند. اما نکته این است که برخلاف مدل مینیاتوری که پیش تر شرح آن داده شد، براساس نظرسنجی ها، برای سرمایه گذار خارجی نرخ دست مزد در درجه اول اهمیت نیست.
مهم ترین نکته از دیدگاه سرمایه گذاران خارج پیش بینی پذیری آینده در آن کشور است. به عبارت دیگر، بی ثباتی و پیش بینی پذیر نبودن آینده در کشورهای در حال توسعه است که آن الگوی مینیاتوری را با مشکل مواجه می کند.
اگر جنگ سوریه متوقف شود، سیل مهاجران به اروپای غربی و آمریکا کم تعدادتر خواهدشد اما متوقف نخواهدشد. همان طور که پس از سقوط طالبان روند مهاجرت افغان ها به ایران متوقف نشد و همان طور که در ایران که در حال جنگ نیست و ثبات سیاسی نیز وضع مطلوبی دارد، مهاجرات جوانان چشم گیر است. دلیل این مهاجرات، بی میلی سرمایه های خارجی به ورود به این کشورهاست و دلیل بی میلی سرمایه خارجی نیز پیش بینی پذیرنبودن آینده است. وقتی در ایران یک رییس جمهور یک مرتبه همه جهت گیری های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک را زیر و رو می کند و هشت سال این وضع ادامه می یابد تا رییس جمهور بعدی بیاید و قطار را به ریل برگرداند، بی اعتماد گسترده ای میان سرمایه گذاران خارجی ایجاد می شود.
در سطح خاورمیانه و شمال آفریقا نیز ملتهب بودن فضای سیاسی، چالش های مذهبی میان شیعه و سنی، تضادهای سیاسی و کمبود تعامل میان گروه بندی های سیاسی، حضور گروه های تروریستی و بحران محیط زیست و کمبود آب (که آینده خاورمیانه را غبارآلود کرده است) مهم ترین ریشه های بی علاقه بودن سرمایه گذاران خارجی به حضور در خاورمیانه و برخی کشورهای آفریقایی است. در اکثر این کشورها فقر مردم و همان چالش های ذکر شده مانع از پس انداز و تشکیل سرمایه می شود و لاجرم این کشورها خودشان نیز نمی توانند بدون سرمایه خارجی توسعه یابند.
روزهای غبارآلود آینده
با آن چه ذکر شد، به نظر نمی رسد که موانع پیش روی سرمایه گذاری خارجی در خاورمیانه و آفریقا به زودی رفع شوند. این کشورها با چرخه تشدیدشونده ای از خشونت و اختلافات مذهبی مواجه هستند. شکاف ها تعمیق می شوند و امیدی به بیش تر شدن ثبات در منطقه نمی رود. بهار عربی که می توانست فرصتی برای جهش کشورهای منطقه باشد به ضد خود بدل شده است و اراده ای مبنی بر برقراری صلح و ثبات دیده نمی شود.
بحران های زیست محیطی منطقه هر روز شدیدتر می شوند و همه این ها من را به این نتیجه می رساند که تی با توقف جنگ در سوریه و عراق نیز جریان مهاجرت از خاورمیانه و آفریقا به اروپای غربی و آمریکای شمالی هم چنان ادامه خواهدداشت.
کشورهای غربی نیز اگرچه امروز تحت تاثیر فضای رسانه ای، کمابیش از مهاجران و پناهندگان استقبال می کنند اما به زودی، با افزایش شما مهاجران و گذشتن این امواج رسانه ای، درهای خود را محکم تر از گذشته به روی مهاجران خواهند بست. (البته هم چنان مهاجران جوان، تحصیل کرده و متخصص را که هزینه زیادی صرف آموزش و تربیت توانایی آن ها در وطن شان شده است، می پذیرند). شکاف میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه بیش تر خواهدشد و این شکاف نیز سرآغاز تشدید تعارض و اثرات زنجیروار مخرب دیگر خواهدشد.
*مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار
در ایران نیز که سال ها مهاجران افغانستانی حضور داشته اند، گاهی در میان جامعه کارگری اعتراضاتی نسبت به حضور آنها دیده می شود (نظیر پلاکارهدایی که در روز کارگر امسال در دست کارگران دیده می شد. این موضوعات که در روزهای اخیر زیاد مطرح می شوند من را ترغیب کرد که این یادداشت را بنویسم تا آینده مساله مهاجران و پناهندگان را از دیدگاه اقتصاد سیاسی بررسی کنم.
مدل ساده شده ای از شرق و غرب
بگذارید یک مدل ساده شده از جهان را در نظر بگیریم: فرض می کنیم جهان از دو کشور «الف» (شرق) و «ب» (غرب) ساخته شده است. کشور الف توسعه یافته تر است، متوسط درآمد سالانه مردم در آن زیادتر است، تولید در آن پیشرفته تر و بیش تر متکی بر ماشین آلات است. سرمایه داران بیش تری با سرمایه بیش تری وجود دارند. نرخ بیکاری هم در کشور «الف» چندان زیاد نیست. در نقطه مقابل در کشور «ب» وضع عکس این است . طبیعی است که شهروندان کشور «ب» تمایل پیدا می کنند که به کشور «الف» مهاجرت کنند. آن ها دوست دارند رفاه بیش تری داشته باشند و در مقابل ساعت مشخصی کار از امکانات بیش تری در زندگی برخوردار شوند.
اما مساله این است که ییش تر شهروندان کشور «الف» تمایلی به حضور شهروندان «ب» ندارند. شهروندان کشور «الف» در انتخابات به سیات مدارانی رای می دهند که مانع ورود شهروندان «ب» به کشورشان شوند. در این جهان فرض دو سوال مهم وجود داد. آیا حرکت نیروی کار بین دو کشور آزاد است؟ آیا حرکت سرمایه بین دو کشور آزاد است؟
اجازه بدهید فرض کنیم که حرکت نیروی کار بین دو کشور آزاد ولی حرکت سرمایه ممنوع باشد. چه اتفاقی می افتد؟ نیروی کار از کشور «ب» به کشور«الف» حرکت می کند. نرخ بیکاری در کشور «الف» افزایش و در مقابل دست مزدها کاهش می یابد. در کشور «ب» وضع عکس این خواهد بود. نرخ بیکاری کاهش و دست مزدها افزایش می یابد. این وضع تا آن جا ادامه می یابد که نرخ دست مزد در دو کشور برابر شود. آن گاه دیگر نیروی کار علاقه ای به مهاجرت نخواهد داشت.
حالا فرض کنیم که حرکت نیروی کار بین دو کشور ممنوع ولی حرکت سرمایه میان دو کشور آزاد باشد. چه اتفاقی می افتد؟
سرمایه ها علاقه دارند به کشوری بروند که در آن جا نرخ دست مزد پایین تر است. بنابراین سرمایه از کشور «الف» (توسعه یافته تر) به کشور «ب» حرکت خواهد کرد. با حرکت سرمایه ها به سوی کشور «ب» رشد اقتصادی در کشور «ب» افزایش می یابد، نرخ بیکاری در این کشور کاهش خواهد یافت (از تغییر ساختار فناوری صرف نظر کنیم) و دست مزدها افزایش خواهدیافت. معکوس همین وضع در کشور «الف» رخ خواهد داد. این وضع تا آن جا ادامه می یابد که نرخ دست مزد در دو کشور «الف» و «ب» با هم برابر شوند. آن گاه دیگر سرمایه ها نیز تمایلی به مهاجرت میان دو کشور نخواهند داشت.
چنان که دیدید، توانستیم به سادگی بحران مهاجرات را حل کنیم. در این مدل اقتصادی که شرح آن را نوشتم چه مرزها برای تردد مهاجران باز شود، و چه اجازه جا به جایی سرمایه ها داده شود، به زودی یک تعادل برقرار خواهد شد.
سطح رفاه در کشورها به یک دیگر نزدیک می شود و میل به مهاجرت کاهش می یابد. اما سوال این است که پس چرا این الگوی مینیاتوری و شیک که ترسیم، در جهان واقعی گند می زند؟
سودای جذب سرمایه های خارجی
در دهه های گذشته و به خصوص پس از فروپاشی شوروی، کشورهایی که اقتصادشان تعامل کم تری با جهان داشت سعی کردند این تعاملات را افزایش دهند. یک از اهداف این سیاست ها جذب سرمایه گذاری خارجی بود. مقررات ورود سرمایه خارجی تسهیل شد، تضمین هایی برای رفع نگرانی از مصادره اموال سرمایه گذاران خارجی ارائه شد و مهم تر از همه آن که در بسیاری از کشورها محدوده هایی نظیر مناطق آزاد و ویژه که در ایران رایج است، تاسیس شد.
این مناطق قرار بود جذابیت بیش تری برای سرمایه گذاران خارجی ایجاد کنند. در بعضی از کشورها نظیر چین، این مناطق موفقیت زیادی داشتند و در بخری دیگر از کشورها چندان موفق نبودند. اما نکته این است که برخلاف مدل مینیاتوری که پیش تر شرح آن داده شد، براساس نظرسنجی ها، برای سرمایه گذار خارجی نرخ دست مزد در درجه اول اهمیت نیست.
مهم ترین نکته از دیدگاه سرمایه گذاران خارج پیش بینی پذیری آینده در آن کشور است. به عبارت دیگر، بی ثباتی و پیش بینی پذیر نبودن آینده در کشورهای در حال توسعه است که آن الگوی مینیاتوری را با مشکل مواجه می کند.
اگر جنگ سوریه متوقف شود، سیل مهاجران به اروپای غربی و آمریکا کم تعدادتر خواهدشد اما متوقف نخواهدشد. همان طور که پس از سقوط طالبان روند مهاجرت افغان ها به ایران متوقف نشد و همان طور که در ایران که در حال جنگ نیست و ثبات سیاسی نیز وضع مطلوبی دارد، مهاجرات جوانان چشم گیر است. دلیل این مهاجرات، بی میلی سرمایه های خارجی به ورود به این کشورهاست و دلیل بی میلی سرمایه خارجی نیز پیش بینی پذیرنبودن آینده است. وقتی در ایران یک رییس جمهور یک مرتبه همه جهت گیری های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک را زیر و رو می کند و هشت سال این وضع ادامه می یابد تا رییس جمهور بعدی بیاید و قطار را به ریل برگرداند، بی اعتماد گسترده ای میان سرمایه گذاران خارجی ایجاد می شود.
در سطح خاورمیانه و شمال آفریقا نیز ملتهب بودن فضای سیاسی، چالش های مذهبی میان شیعه و سنی، تضادهای سیاسی و کمبود تعامل میان گروه بندی های سیاسی، حضور گروه های تروریستی و بحران محیط زیست و کمبود آب (که آینده خاورمیانه را غبارآلود کرده است) مهم ترین ریشه های بی علاقه بودن سرمایه گذاران خارجی به حضور در خاورمیانه و برخی کشورهای آفریقایی است. در اکثر این کشورها فقر مردم و همان چالش های ذکر شده مانع از پس انداز و تشکیل سرمایه می شود و لاجرم این کشورها خودشان نیز نمی توانند بدون سرمایه خارجی توسعه یابند.
روزهای غبارآلود آینده
با آن چه ذکر شد، به نظر نمی رسد که موانع پیش روی سرمایه گذاری خارجی در خاورمیانه و آفریقا به زودی رفع شوند. این کشورها با چرخه تشدیدشونده ای از خشونت و اختلافات مذهبی مواجه هستند. شکاف ها تعمیق می شوند و امیدی به بیش تر شدن ثبات در منطقه نمی رود. بهار عربی که می توانست فرصتی برای جهش کشورهای منطقه باشد به ضد خود بدل شده است و اراده ای مبنی بر برقراری صلح و ثبات دیده نمی شود.
بحران های زیست محیطی منطقه هر روز شدیدتر می شوند و همه این ها من را به این نتیجه می رساند که تی با توقف جنگ در سوریه و عراق نیز جریان مهاجرت از خاورمیانه و آفریقا به اروپای غربی و آمریکای شمالی هم چنان ادامه خواهدداشت.
کشورهای غربی نیز اگرچه امروز تحت تاثیر فضای رسانه ای، کمابیش از مهاجران و پناهندگان استقبال می کنند اما به زودی، با افزایش شما مهاجران و گذشتن این امواج رسانه ای، درهای خود را محکم تر از گذشته به روی مهاجران خواهند بست. (البته هم چنان مهاجران جوان، تحصیل کرده و متخصص را که هزینه زیادی صرف آموزش و تربیت توانایی آن ها در وطن شان شده است، می پذیرند). شکاف میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه بیش تر خواهدشد و این شکاف نیز سرآغاز تشدید تعارض و اثرات زنجیروار مخرب دیگر خواهدشد.
*مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار
تبلیغات متنی
-
طرز تهیه ترشی به با طعم عالی و خوشمزه
-
حامد لک کلیت صداوسیما را زیر سوال برد
-
زمان پرداخت عیدی بازنشستگان مشخص شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
طرح جالب یک روزنامه برای جانباختگان حوادث دیماه
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
حضور بازیگر زن زخمکاری در جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
مهناز افشارِ ۲۵ ساله در کنار محمدرضا گلزار
-
ماچادو: رئیسجمهور ونزوئلا خواهم شد
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
محسن کیایی خطاب به صداوسیما: بیادبی کردید
-
حال مجری تلویزیون وخیم شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
ساپینتو: همه خسته هستند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




ارسال نظر