بازداشت ربایندگان دختر ۲۰ ساله
دختری حدودا ٢٠ساله روز ۲۱ آبان همراه خانواده خود به اداره یازدهم پلیس آگاهی رفت و با طرح شکایت آدمربایی از کارآگاهان پلیس آگاهی درخواست کرد متهمان را شناسایی و دستگیر کنند.
روزنامه شرق: دختری حدودا ٢٠ساله روز ۲۱ آبان همراه خانواده خود به اداره یازدهم پلیس آگاهی رفت و با طرح شکایت آدمربایی از کارآگاهان پلیس آگاهی درخواست کرد متهمان را شناسایی و دستگیر کنند.
سحر در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «من پرستار بیمارستانی خصوصی در غرب استان تهران هستم، روز حادثه برای بازگشت به خانه خود که در جنوب تهران قرار دارد سوار تاکسی شدم، ساعت حدودا هشت شب بود، راننده سمند زردرنگ و یک مسافر در جلو، در حال صحبت بودند که یکدفعه سرعت اتومبیل را بیدلیل زیاد کردند.
آنها مسیر خود را به اتوبان تغییر دادند و به اعتراض من نیز توجهی نکردند. فردی که کنار راننده نشسته بود به عقب آمد و با چاقویی دو لبه مرا تهدید به مرگ کرد و همینکه میخواستم جیغ بزنم با یک لنگه کفش به دهانم زد و دیگر ساکت شدم و کیف دستیام را به همراه موبایلم به آنها تحویل دادم، درحالیکه میخواستند از اتوبان خارج شوند، سعی کردم در ماشین را باز کنم و بیرون بپرم، اما درها قفل بود.
لحظاتی بعد درحالیکه آنها داشتند محتویات کیفم را جستوجو میکردند، از فرصت استفاده کردم و به سمت در خودرو رفتم این بار در ماشین را باز کردم، اما مردی که چاقو داشت به سمتم حملهور شد و مرا تا سر حد مرگ کتک زد. درهمینحال با یک سگ که وسط جاده بود تصادف کردند، من از فرصت پیش آمده استفاده کردم و از ماشین بیرون پریدم. آنها نتوانستند با من کاری کنند و من که خود را در جادهای فرعی میدیدم خودم را با پای پیاده به نزدیکترین کلانتری رساندم».
بعد از ثبت اظهارات شاکی مأموران موظف به رسیدگی پلیسی به ماجرای آدمربایی و سرقت شدند. آنها دو روز بعد از این واقعه به یک دستگاه خودروی سمند زردرنگ در پارکینگی حوالی نظامآباد مشکوک شدند و به راننده آن دستور توقف دادند. راننده که حتی به سن مجاز دریافت گواهینامه نرسیده بود خودرویش توقیف و پس از بررسی پلیس راهور مشخص شد این خودرو دزدی است.
پس از بازداشت راننده به وسیله مأموران، خودرو به پارکینگ کلانتری نظامآباد منتقل و در آنجا مشخص شد یک عدد کیفدستی زنانه حاوی مدارک نیز در خودروی توقیفی وجود دارد. پس از بررسی و استعلام از سایر واحدها مشخص شد این خودرو، همان خودرویی است که زن پرستار به وسیله آن ربوده و از او سرقت شده بود.
به دستور بازپرس پرونده، متهم و شاکی فردای آن روز در دادسرا حاضر شدند و معلوم شد این پسر ١٨ساله که به همراه ماشین دزدی دستگیر شده است، ربطی به پرونده دختر جوان ندارد. او در بازجوییهای اولیه منکر همهچیز شد و گفت: «حدود یک هفته است که این خودرو را از یکی از دوستانم قرض گرفتهام و او نیز دیروز بعد از اینکه کرایهای از من بابت ماشینش گرفت، قبول کرد باز هم خودرو پیش من بماند. قرار شد هر هفته به او کرایهای معین، بابت ماشینش بدهم».
در تحقیقات بعدی فاش شد داستان این پسر ساختگی است و او فقط قصد رد اتهام را دارد. او در ادامه بازجوییها در اعترافاتش گفت: من نمیدانستم دو دوستم به نامهای شهروز و صیاد میخواهند با این خودرو دزدی کنند، این خودرو را با همکاری هم دزدیده بودیم تا در صورت فروشش به صورت اسقاطی، پولی دربیاوریم، اما باور کنید من در ماجرای ربودن این دختر دخیل نبودم و دوستانم بدون اینکه مرا خبر کنند، از این ماشین برای آدمربایی استفاده کردهاند».
بعد از این اظهارات، دختر جوان نیز گفت از این پسر ١٨ساله، هیچ شکایتی ندارد و آدمربایان افراد دیگری هستند. پرونده با اطلاعاتی که پسر جوان از دو متهم دیگر در اختیار کارآگاهان قرار داد، در جریان بود تا اینکه یکی از متهمان اصلی در زنجان دستگیر و بعد از آن مخفیگاه آدمربای دیگر نیز شناسایی شد.
این پرونده صبح سهشنبه برای بررسی بیشتر به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد و بازپرس ویژه آدمربایی از متهمان بازجویی کرد. متهمان در بازجوییهای اولیه در آگاهی، منکر هرگونه ارتباطی با این آدمربایی شدند و جرم خود را انکار کردند تا اینکه در دیدار حضوری با شاکی لب به اعتراف گشودند و گفتند: «ما فقط میخواستیم بعد از دزدی، این دختر را بیرون شهر پیاده کنیم، اما او بدون اینکه ما متوجه شویم خودش را از ماشین به بیرون پرتاب کرد. ماشین نیز برای ما نبود و از یکی از دوستانمان قرض گرفته بودیم».
با تکمیل اظهارات این دو متهم، به دستور بازپرس، پرونده برای تحقیقات بیشتر به اداره آگاهی منتقل شد.
سحر در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «من پرستار بیمارستانی خصوصی در غرب استان تهران هستم، روز حادثه برای بازگشت به خانه خود که در جنوب تهران قرار دارد سوار تاکسی شدم، ساعت حدودا هشت شب بود، راننده سمند زردرنگ و یک مسافر در جلو، در حال صحبت بودند که یکدفعه سرعت اتومبیل را بیدلیل زیاد کردند.
آنها مسیر خود را به اتوبان تغییر دادند و به اعتراض من نیز توجهی نکردند. فردی که کنار راننده نشسته بود به عقب آمد و با چاقویی دو لبه مرا تهدید به مرگ کرد و همینکه میخواستم جیغ بزنم با یک لنگه کفش به دهانم زد و دیگر ساکت شدم و کیف دستیام را به همراه موبایلم به آنها تحویل دادم، درحالیکه میخواستند از اتوبان خارج شوند، سعی کردم در ماشین را باز کنم و بیرون بپرم، اما درها قفل بود.
لحظاتی بعد درحالیکه آنها داشتند محتویات کیفم را جستوجو میکردند، از فرصت استفاده کردم و به سمت در خودرو رفتم این بار در ماشین را باز کردم، اما مردی که چاقو داشت به سمتم حملهور شد و مرا تا سر حد مرگ کتک زد. درهمینحال با یک سگ که وسط جاده بود تصادف کردند، من از فرصت پیش آمده استفاده کردم و از ماشین بیرون پریدم. آنها نتوانستند با من کاری کنند و من که خود را در جادهای فرعی میدیدم خودم را با پای پیاده به نزدیکترین کلانتری رساندم».
بعد از ثبت اظهارات شاکی مأموران موظف به رسیدگی پلیسی به ماجرای آدمربایی و سرقت شدند. آنها دو روز بعد از این واقعه به یک دستگاه خودروی سمند زردرنگ در پارکینگی حوالی نظامآباد مشکوک شدند و به راننده آن دستور توقف دادند. راننده که حتی به سن مجاز دریافت گواهینامه نرسیده بود خودرویش توقیف و پس از بررسی پلیس راهور مشخص شد این خودرو دزدی است.
پس از بازداشت راننده به وسیله مأموران، خودرو به پارکینگ کلانتری نظامآباد منتقل و در آنجا مشخص شد یک عدد کیفدستی زنانه حاوی مدارک نیز در خودروی توقیفی وجود دارد. پس از بررسی و استعلام از سایر واحدها مشخص شد این خودرو، همان خودرویی است که زن پرستار به وسیله آن ربوده و از او سرقت شده بود.
به دستور بازپرس پرونده، متهم و شاکی فردای آن روز در دادسرا حاضر شدند و معلوم شد این پسر ١٨ساله که به همراه ماشین دزدی دستگیر شده است، ربطی به پرونده دختر جوان ندارد. او در بازجوییهای اولیه منکر همهچیز شد و گفت: «حدود یک هفته است که این خودرو را از یکی از دوستانم قرض گرفتهام و او نیز دیروز بعد از اینکه کرایهای از من بابت ماشینش گرفت، قبول کرد باز هم خودرو پیش من بماند. قرار شد هر هفته به او کرایهای معین، بابت ماشینش بدهم».
در تحقیقات بعدی فاش شد داستان این پسر ساختگی است و او فقط قصد رد اتهام را دارد. او در ادامه بازجوییها در اعترافاتش گفت: من نمیدانستم دو دوستم به نامهای شهروز و صیاد میخواهند با این خودرو دزدی کنند، این خودرو را با همکاری هم دزدیده بودیم تا در صورت فروشش به صورت اسقاطی، پولی دربیاوریم، اما باور کنید من در ماجرای ربودن این دختر دخیل نبودم و دوستانم بدون اینکه مرا خبر کنند، از این ماشین برای آدمربایی استفاده کردهاند».
بعد از این اظهارات، دختر جوان نیز گفت از این پسر ١٨ساله، هیچ شکایتی ندارد و آدمربایان افراد دیگری هستند. پرونده با اطلاعاتی که پسر جوان از دو متهم دیگر در اختیار کارآگاهان قرار داد، در جریان بود تا اینکه یکی از متهمان اصلی در زنجان دستگیر و بعد از آن مخفیگاه آدمربای دیگر نیز شناسایی شد.
این پرونده صبح سهشنبه برای بررسی بیشتر به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد و بازپرس ویژه آدمربایی از متهمان بازجویی کرد. متهمان در بازجوییهای اولیه در آگاهی، منکر هرگونه ارتباطی با این آدمربایی شدند و جرم خود را انکار کردند تا اینکه در دیدار حضوری با شاکی لب به اعتراف گشودند و گفتند: «ما فقط میخواستیم بعد از دزدی، این دختر را بیرون شهر پیاده کنیم، اما او بدون اینکه ما متوجه شویم خودش را از ماشین به بیرون پرتاب کرد. ماشین نیز برای ما نبود و از یکی از دوستانمان قرض گرفته بودیم».
با تکمیل اظهارات این دو متهم، به دستور بازپرس، پرونده برای تحقیقات بیشتر به اداره آگاهی منتقل شد.
تبلیغات متنی
-
آتشسوزی در شهرک صنعتی اصفهان
-
چطور یک وبسایت حرفهای میتواند اعتماد مشتریان را چند برابر کند؟
-
نیکزاد: تنگه هرمز با عملیات نظامی باز نمیشود
-
دویدنهای مکرون در خیابانهای مصر سوژه شد
-
مقام ایران: از امروز خویشتنداری ما تمام شد
-
صحبت های جنجالی مجری ، درباره پیری پوست در برنامه زنده صداوسیما
-
تصاویری از اولین جلسهٔ وبیناریِ مجلس در سال جدید
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
اقدام توجهبرانگیز رسول خادم برای تعمیر خانه پیرزن
-
ماجرای مهمترین جزیره ایران که فقط انبار نفت نیست
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
حقوق ١٠ میلیونی برای دانشجویان دانشگاه تهران
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
روایت تازه از حضور مخفیانه رئیسجمهور در تجمعات
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
اقدام توجهبرانگیز رسول خادم برای تعمیر خانه پیرزن
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
فارس: حمله به کشتی آمریکایی در سواحل قطر
-
جزئیات قتل مریم؛ یک چوپان جسد سوخته را پیدا کرد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
به تاکسی هم دیگه نمیشه اعتماد کرد
خوب دیگه معلومه دیگه باید اعدامشون کنیم چون به دولت ربطی نداره که اینا کارو زندگی ندارن و نمیتونن د اشته باشن
اعدام