چه کسی باید پول بخیههای صدرا را بدهد؟
حسین ایمانی جاجرمی - استاد دانشگاه - در روزنامه ایران نوشت: «بیایید کمی عمیقتر فکر کنیم. چه کسی باید پول بخیههای صدرا را بدهد؟ ... جامعه کنونی مدینه فاضله افلاطون نیست و شاغلان در بخش اجتماعی مانند پزشکان، معلمان، استادان دانشگاه، قاضیان و نظامیان باید برای خدمات خویش دستمزد بگیرند.»
حسین ایمانی جاجرمی - استاد دانشگاه - در روزنامه ایران نوشت: «بیایید کمی عمیقتر فکر کنیم. چه کسی باید پول بخیههای صدرا را بدهد؟ ... جامعه کنونی مدینه فاضله افلاطون نیست و شاغلان در بخش اجتماعی مانند پزشکان، معلمان، استادان دانشگاه، قاضیان و نظامیان باید برای خدمات خویش دستمزد بگیرند.»
موج احساساتی که در جامعه پس از رسانهای شدن اتفاق بیمارستان خمینیشهر راه افتاد، حاوی حملات بیرحمانه بر پزشکان و پرستاران و کلیت سازمان پزشکی بود. تقریباً همگان با بیمار همدردی پیشه کردند و رفتار کادر پزشکی را در چگونگی طلب هزینههای خدمات درمانی به زیر پرسش بردند، اما عموم این اظهارنظرها تنها به سطح مسأله پرداختند.
برخورد احساسی با چنین اتفاقاتی گرچه ممکن است وجدان ما را برای لحظاتی آرام کند، اما برای تغییر شرایط بنیادینی که اینگونه رفتارها در آن روی میدهد، کاری نکرده است. واقعیت این است که چنین اتفاقاتی رخ میدهد و تنها برخی از آنها انعکاس رسانهای پیدا میکند. مسأله این است که چه کسی یا چه جایی باید هزینهها را پرداخت کند؟ در شرایط کنونی، استفاده از خدمات پزشکی و درمانی به عنوان کالایی خصوصی تعریف شده است و کسی که میخواهد از این خدمات استفاده کند باید هزینه آن را پرداخت کند. بیمارستان و مراکز درمانی هم روی نیات خیرخواهانه جامعه نمیچرخند و باید هزینههای مختلف اعم از انسانی، ساختمانی، انرژی و تجهیزاتی را پرداخت کنند و محل تأمین آن هم جیب مراجعهکنندگان است.
گرچه بخشی از جمعیت کشور از مزایای بیمه درمانی استفاده میکنند اما میلیونها نفر هم هستند که در چتر حمایتی این بیمهها قرار نمیگیرد، کسانی که جمعیت تهیدست کشور را تشکیل میدهند. این وضعیت فقط در حوزه خدمات درمانی نیست، در آموزش و پرورش، مسکن، دانشگاه، اوقات فراغت و ... هم چنین است. در وضعیتی که بخش اجتماعی در طی سالهای گذشته رها شده، منطق هر چقدر پول داشته باشی همانقدر آش خواهی خورد، حاکم شده است.
حملات رسانهای تنها تغییری که میتواند ایجاد کند این است که مراکز خدماتی عمومی مانند بیمارستانهای دولتی که باید بر اساس منطق بازار عمل کنند، از این پس برای پرهیز از دردسر اضافه، پذیرش بیماران را در هنگام ورود بر اساس محتوای جیب آنها انجام دهند؛ امری که در بیمارستانهای خصوصی رایج است و تا قبل از ریختن چند میلیون تومان پول، بیمار را پذیرش نمیکنند.
بنابراین بیایید کمی عمیقتر فکر کنیم. چه کسی باید پول بخیههای صدرا را بدهد؟ سه سازوکار برای این کار وجود دارد؛ نخست آنکه دولت میپذیرد هزینههای خدمات اجتماعی را از محل بودجههای عمومی بدهد، مانند سوئد که در آن شهروندان این کشور از مزایای خدمات پزشکی و آموزشی رایگان بهرهمند هستند. البته تحقق این سازوکار اعتماد اجتماعی بالایی میان شهروندان و حکومت را میطلبد تا مالیاتها به درستی برای تأمین هزینهها پرداخت شود.
سازوکار دوم، منطق بازار است. خدمات اجتماعی درست مانند کالاهای خصوصی قابل خرید هستند و هرکسی پول بدهد میتواند از آنها استفاده کند. علاوه بر این پرداخت پول بیشتر مساوی با خدمات بهتر خواهد بود. اگر کسی پول ندارد مسأله خودش است و به جامعه ربطی ندارد. چنین وضعیتی بر خدمات درمانی کشورهایی که در آنها بخش خصوصی تعیینکننده سیاستهای عمومی است - مانند آمریکا - حاکم است.
راهکار سوم استفاده از ظرفیتهای جامعه مدنی است. منطق چنین راهکاری بر اساس این پیشفرض بنا شده است که انسانها ذاتاً نوعدوست هستند و برای کمک به یکدیگر مشتاق، بنابراین باید تأمین خدمات اجتماعی مانند درمان و آموزش را به گروههای خیریهای و سازمانهای داوطلبانه واگذار کرد. ظرفیتهای مدنی هر جامعهای کیفیت بیمارستانها و مدارس را تعیین خواهد کرد.
واقعیت آن است که هرکدام از این راهکارها مزایا و محدودیتهای خود را دارند و بهترین سیاست اجتماعی آن است که از هر کدام از آنها در جای خود بهرهبرداری کنیم. در مناطقی که جمعیتهای تهیدست فراوانی دارند نمیتوان از سیاست خصوصیسازی بخش اجتماعی استفاده کرد زیرا استفاده از خدمات را تنها محدود به ثروتمندان میکند و گروههای فقیر و کم درآمد را از توسعه اجتماعی حذف میکند. تکیه بر نیات خیرخواهانه هم نوعی خوشخیالی است.
جامعه کنونی مدینه فاضله افلاطون نیست و شاغلان در بخش اجتماعی مانند پزشکان، معلمان، استادان دانشگاه، قاضیان و نظامیان باید برای خدمات خویش دستمزد بگیرند. راه اول مسئولیت بیشتر دولت در این زمینه است که با توجه به خزانه خالی و مشکلات اقتصادی بهجا مانده از دولت قبل در حال حاضر امکانپذیری کمتری دارد اما میتوان این درخواست را از دولت معتدل داشت که به طور جدی سیاستهای اجتماعی را مورد بازنگری قرار دهد و آنها را در اولویت اقدامات و درخواستهای خود از سایر بخشهای حاکمیت قرار دهد.
توسعه اجتماعی از مهترین وظایف حکومت در روزگار کنونی است و حاکمیت نباید از زیر بار وظایف خود در این بخش شانه خالی کند. اولویت سرمایهگذاریها باید در حوزههای آموزش، سلامتی، محیط زیست و مانند آنها باشد و نباید آنها را بدون ملاحظه رها کرد تا اتفاقی که برای صدرا افتاد برای دیگر فرزندان ایران روی ندهد.
موج احساساتی که در جامعه پس از رسانهای شدن اتفاق بیمارستان خمینیشهر راه افتاد، حاوی حملات بیرحمانه بر پزشکان و پرستاران و کلیت سازمان پزشکی بود. تقریباً همگان با بیمار همدردی پیشه کردند و رفتار کادر پزشکی را در چگونگی طلب هزینههای خدمات درمانی به زیر پرسش بردند، اما عموم این اظهارنظرها تنها به سطح مسأله پرداختند.
برخورد احساسی با چنین اتفاقاتی گرچه ممکن است وجدان ما را برای لحظاتی آرام کند، اما برای تغییر شرایط بنیادینی که اینگونه رفتارها در آن روی میدهد، کاری نکرده است. واقعیت این است که چنین اتفاقاتی رخ میدهد و تنها برخی از آنها انعکاس رسانهای پیدا میکند. مسأله این است که چه کسی یا چه جایی باید هزینهها را پرداخت کند؟ در شرایط کنونی، استفاده از خدمات پزشکی و درمانی به عنوان کالایی خصوصی تعریف شده است و کسی که میخواهد از این خدمات استفاده کند باید هزینه آن را پرداخت کند. بیمارستان و مراکز درمانی هم روی نیات خیرخواهانه جامعه نمیچرخند و باید هزینههای مختلف اعم از انسانی، ساختمانی، انرژی و تجهیزاتی را پرداخت کنند و محل تأمین آن هم جیب مراجعهکنندگان است.
گرچه بخشی از جمعیت کشور از مزایای بیمه درمانی استفاده میکنند اما میلیونها نفر هم هستند که در چتر حمایتی این بیمهها قرار نمیگیرد، کسانی که جمعیت تهیدست کشور را تشکیل میدهند. این وضعیت فقط در حوزه خدمات درمانی نیست، در آموزش و پرورش، مسکن، دانشگاه، اوقات فراغت و ... هم چنین است. در وضعیتی که بخش اجتماعی در طی سالهای گذشته رها شده، منطق هر چقدر پول داشته باشی همانقدر آش خواهی خورد، حاکم شده است.
حملات رسانهای تنها تغییری که میتواند ایجاد کند این است که مراکز خدماتی عمومی مانند بیمارستانهای دولتی که باید بر اساس منطق بازار عمل کنند، از این پس برای پرهیز از دردسر اضافه، پذیرش بیماران را در هنگام ورود بر اساس محتوای جیب آنها انجام دهند؛ امری که در بیمارستانهای خصوصی رایج است و تا قبل از ریختن چند میلیون تومان پول، بیمار را پذیرش نمیکنند.
بنابراین بیایید کمی عمیقتر فکر کنیم. چه کسی باید پول بخیههای صدرا را بدهد؟ سه سازوکار برای این کار وجود دارد؛ نخست آنکه دولت میپذیرد هزینههای خدمات اجتماعی را از محل بودجههای عمومی بدهد، مانند سوئد که در آن شهروندان این کشور از مزایای خدمات پزشکی و آموزشی رایگان بهرهمند هستند. البته تحقق این سازوکار اعتماد اجتماعی بالایی میان شهروندان و حکومت را میطلبد تا مالیاتها به درستی برای تأمین هزینهها پرداخت شود.
سازوکار دوم، منطق بازار است. خدمات اجتماعی درست مانند کالاهای خصوصی قابل خرید هستند و هرکسی پول بدهد میتواند از آنها استفاده کند. علاوه بر این پرداخت پول بیشتر مساوی با خدمات بهتر خواهد بود. اگر کسی پول ندارد مسأله خودش است و به جامعه ربطی ندارد. چنین وضعیتی بر خدمات درمانی کشورهایی که در آنها بخش خصوصی تعیینکننده سیاستهای عمومی است - مانند آمریکا - حاکم است.
راهکار سوم استفاده از ظرفیتهای جامعه مدنی است. منطق چنین راهکاری بر اساس این پیشفرض بنا شده است که انسانها ذاتاً نوعدوست هستند و برای کمک به یکدیگر مشتاق، بنابراین باید تأمین خدمات اجتماعی مانند درمان و آموزش را به گروههای خیریهای و سازمانهای داوطلبانه واگذار کرد. ظرفیتهای مدنی هر جامعهای کیفیت بیمارستانها و مدارس را تعیین خواهد کرد.
واقعیت آن است که هرکدام از این راهکارها مزایا و محدودیتهای خود را دارند و بهترین سیاست اجتماعی آن است که از هر کدام از آنها در جای خود بهرهبرداری کنیم. در مناطقی که جمعیتهای تهیدست فراوانی دارند نمیتوان از سیاست خصوصیسازی بخش اجتماعی استفاده کرد زیرا استفاده از خدمات را تنها محدود به ثروتمندان میکند و گروههای فقیر و کم درآمد را از توسعه اجتماعی حذف میکند. تکیه بر نیات خیرخواهانه هم نوعی خوشخیالی است.
جامعه کنونی مدینه فاضله افلاطون نیست و شاغلان در بخش اجتماعی مانند پزشکان، معلمان، استادان دانشگاه، قاضیان و نظامیان باید برای خدمات خویش دستمزد بگیرند. راه اول مسئولیت بیشتر دولت در این زمینه است که با توجه به خزانه خالی و مشکلات اقتصادی بهجا مانده از دولت قبل در حال حاضر امکانپذیری کمتری دارد اما میتوان این درخواست را از دولت معتدل داشت که به طور جدی سیاستهای اجتماعی را مورد بازنگری قرار دهد و آنها را در اولویت اقدامات و درخواستهای خود از سایر بخشهای حاکمیت قرار دهد.
توسعه اجتماعی از مهترین وظایف حکومت در روزگار کنونی است و حاکمیت نباید از زیر بار وظایف خود در این بخش شانه خالی کند. اولویت سرمایهگذاریها باید در حوزههای آموزش، سلامتی، محیط زیست و مانند آنها باشد و نباید آنها را بدون ملاحظه رها کرد تا اتفاقی که برای صدرا افتاد برای دیگر فرزندان ایران روی ندهد.
تبلیغات متنی
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
عمو فیتیلهای در اینستاگرام آرزوی مرگ کرد
-
حکم تاریخی کمیته اخلاق؛ ۱۹۰ سال محرومیت
-
قیمت دلار و طلا بعد از خبر مذاکرات پایین کشید
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
امتیازات استقلال و تراکتور صدای اوسمار را درآورد
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
عکس شوکهکنندهای که از منوی یک رستوران منتشر شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
قلم قرمز اوسمار روی نام دو بازیکن پرسپولیس
-
زلزله این نقطه از کشور را لرزاند
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
پهپاد ایرانی به نزدیکترین فاصله با ناو لینکلن رسید
-
چرا حمله به ایران برای ترامپ دشوار است؟
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
آقا دکتر بخیه که زده شده بدرد کس دگر که نمرود
آن دکتر مثلا عقدهها رفتار کرده
پاسخ ها
پس انسانیت کجا تعریف میشود؟ بر فرض محال این پول لعنتی رو از حساب دکتر و پرستار کم میکردند. دیگه رییس بیمارستان اینا رو نمی کشت.گرچه انسانی انسان است که خودش را فدای دیگران کند.بد نامی اینگونه کارها هم با آب هفت دریا تطهیر نمی شود.والسلام
والا اگه از من بپرسی میگم تو مملکت ما که یاهمه رییسند یا هیچکس زیر بار مسیولیت نمیرود پس باید نو ه پسر خاله رییس جمهور بوتان پول بخیه ها را بدهد
سلام علیکم آقای دکترعزیزبازکردن بخیه هاتوجیح وتوضیع پذیر نیست.درداینجاست.
حرف الکی میزنی. یه بچه رو با چانه پاره بفرستی بره چون پول نداره؟
من فکر کنم این آقا یا رفیق اون دکتر هست یا خودشه ...
اخه مرد حسابی تو واسه 100تومن بخیه رو باز میکنی ؟
لعنت بر تفکر شما ...اخه انسانیتت کجا رفته ...
شما مثلا استاد دانشگاه هستی نباید بدون تحقیق صحبت کنید.بنده مددکار بیمارستانم و ایشان باید این بیمار را به مددکار ارجاع میدادند و حق دخالت در امور مالی را نداشته اند و ذره ای هم از حقوق ایشان کسر نمیشده.هیچ مددکاری اجازه تعرض به حقوق بیمار مخصوصا کودکان را نمیدهد و کودکان خط قرمز مددکاران هستند و هر اتفاقی در این زمینه رخ دهد که ما مبلغ 100میلیونی متعلق به کودکی افغان را داشتیم به خودمان اجازه ندادیم ذره ای از درمان این کودک چشم پوشی شود.این کودکان معصوم و اصولا از این بازیهای ما بزرگسالان جدا هستند و حق نبود سر او خالی شود.این یک اصل است و ملیت و زبان و قومیت هم نمیشناسد.
اخه شمادکترها که گذشت ندارین .......تنهاشغلی هستیدکه به مردم رحم نمی کنید