شما سید محمود دعایی را میشناسید؟
صادق کرمیار با نگارش مطلبی که از آن به عنوان شهادتنامهای برای روز قیامت خود یاد کرده، به ذکر خاطرهای از مدیر مسئول روزنامه اطلاعات، با توجه به برخی اتفاقهای اخیر پرداخته است.
خبرگزاری ایسنا: صادق کرمیار با نگارش مطلبی که از آن به عنوان شهادتنامهای برای روز قیامت خود یاد کرده، به ذکر خاطرهای از مدیر مسئول روزنامه اطلاعات، با توجه به برخی اتفاقهای اخیر پرداخته است.

این داستاننویس و کارگردان تلویزیون در متن این یادداشت آورده است:
«اواخر دهه شصت در تحریریه روزنامه اطلاعات کار میکردم. یک روز که مثل همیشه دیر به سر کار رفتم، شنیدم که حجت الاسلام سید محمود دعایی با یکی از خبرنگاران تحریریه برخورد تندی کرده و خبرنگار با چشمان اشکبار بساطش را جمع کرده و به خانه رفته است.
شور جوانی و انقلابیام گل کرد و شروع به اعتراض کردم. بچههای تحریریه سعی کردند مرا آرام کنند، نه به خاطر خبرنگار همکار و نه به خاطر دعایی که به خاطر خودم که اگر به اعتراض ادامه دهم ممکن است عاقبت بدی برایم داشته باشد. امّا بدون توجه به توصیهی بچهها رفتم جلو دفتر دعایی و شروع به داد و فریاد کردم که ایشان به چه حقی با خبرنگار تندی کرده و اینجا محیط فرهنگی است و باید رفتارها فرهنگی باشد و ....
دعایی با اینکه در دفترش نشسته بود، امّا هیچ واکنشی به اعتراض من نشان نداد و با اینکه قدرت هر گونه برخوردی را با من داشت، حتّی از اتاق بیرون نیامد و حتّی انتظامات را هم خبر نکرد و حتّی مرا تنبیه نکرد و حتّی مرا متهم به ضد انقلابی نکرد و حتّی نان زن و بچهام را قطع نکرد و حتّی بعدها برایم پاپوش ندوخت و به دنبال نقاط تاریک در زندگی شخصی و اجتماعی من نگشت تا رسوایم کند و خیلی کارهای دیگری که میدانیم در این دوره و زمانه برای کوچکتر و بزرگتر از من هم انجام میدهند.
امّا روز بعد یک نفر را فرستاد سراغ خبرنگار که به سرکارش برگردد و بعد که فهمیدم خطای خبرنگار چه بود، به دعایی حق دادم که چنان برخوردی با او کرده بود و خجالت کشیدم از واکنش عجولانهی خودم و خواستم به بهانهای برای عذرخواهی بروم به دفتر ایشان که شرم کردم و نرفتم. همه میدانند که دفتر ایشان همیشه باز بود و منشی حق نداشت مانع ورود هیچ کس به داخل اتاق شود و حتّی حق نداشت بپرسد که چهکار دارد. فقط حق داشت بگوید آقای دعایی در اتاق هست یا نیست. هنوز هم دفتر ایشان بر همین روال است، جز آنکه دیگر منشی هم ندارد.
حتّی دو روز بعد مشکل مالی برایم پیش آمد و نامهای نوشتم و درخواست وام کردم که موافقت کرد و وقتی در تحریریه مرا دید، نه تنها به رویم نیاورد، بلکه با شوخی معروفش چنان شرمندهام کرد که هیچ وقت نتوانستم حتّی عذرخواهی کنم.»
این کارگردان در ادامه مطلب خود نوشته است:
«دربارهی روش مدیریت و دانش و منش دعایی در حد درک خودم خیلی حرفها دارم که برخی را در خاطراتم نوشتهام و در زمان و مکان خود انشاءالله منتشر خواهم کرد. امّا این خاطره را فقط برای یادآوری خودم نوشتم. آن هم در زمانی که دعایی برای چاپ عکس و نام کسی که هشت سال رییس جمهور کشور بوده، مورد حمله گروهی قرار گرفته که آنها را نمیشناسم و باور دارم که آنها هم دعایی را نمیشناسند.
من به عنوان خبرنگاری که ۱۱ سال در روزنامه اطلاعات کار کردم و از نزدیک ایشان را میشناسم، شهادت میدهم که ولایت مدارتر از دعایی کسی را نمیشناسم.
من شهادت میدهم که پاکدستتر از دعایی در میان خیل مسئولان روحانی و غیر روحانی در مجلس و دولت و سازمانها و نهادها کسی را نمیشناسم.
من شهادت میدهم که دلسوزتر از دعایی برای کشور و انقلاب و اسلام کسی را نمیشناسم و اگر رهبر معظم انقلاب هم کسی را بهتر ایشان برای تصدی نمایندگی ولی فقیه در مؤسسه اطلاعات میشناختند، حتماً نمایندگی را به ایشان واگذار نمیکردند.... و من این چند خط شهادت نامه را فقط برای روز قیامت خودم نوشتم.»

«اواخر دهه شصت در تحریریه روزنامه اطلاعات کار میکردم. یک روز که مثل همیشه دیر به سر کار رفتم، شنیدم که حجت الاسلام سید محمود دعایی با یکی از خبرنگاران تحریریه برخورد تندی کرده و خبرنگار با چشمان اشکبار بساطش را جمع کرده و به خانه رفته است.
شور جوانی و انقلابیام گل کرد و شروع به اعتراض کردم. بچههای تحریریه سعی کردند مرا آرام کنند، نه به خاطر خبرنگار همکار و نه به خاطر دعایی که به خاطر خودم که اگر به اعتراض ادامه دهم ممکن است عاقبت بدی برایم داشته باشد. امّا بدون توجه به توصیهی بچهها رفتم جلو دفتر دعایی و شروع به داد و فریاد کردم که ایشان به چه حقی با خبرنگار تندی کرده و اینجا محیط فرهنگی است و باید رفتارها فرهنگی باشد و ....
دعایی با اینکه در دفترش نشسته بود، امّا هیچ واکنشی به اعتراض من نشان نداد و با اینکه قدرت هر گونه برخوردی را با من داشت، حتّی از اتاق بیرون نیامد و حتّی انتظامات را هم خبر نکرد و حتّی مرا تنبیه نکرد و حتّی مرا متهم به ضد انقلابی نکرد و حتّی نان زن و بچهام را قطع نکرد و حتّی بعدها برایم پاپوش ندوخت و به دنبال نقاط تاریک در زندگی شخصی و اجتماعی من نگشت تا رسوایم کند و خیلی کارهای دیگری که میدانیم در این دوره و زمانه برای کوچکتر و بزرگتر از من هم انجام میدهند.
امّا روز بعد یک نفر را فرستاد سراغ خبرنگار که به سرکارش برگردد و بعد که فهمیدم خطای خبرنگار چه بود، به دعایی حق دادم که چنان برخوردی با او کرده بود و خجالت کشیدم از واکنش عجولانهی خودم و خواستم به بهانهای برای عذرخواهی بروم به دفتر ایشان که شرم کردم و نرفتم. همه میدانند که دفتر ایشان همیشه باز بود و منشی حق نداشت مانع ورود هیچ کس به داخل اتاق شود و حتّی حق نداشت بپرسد که چهکار دارد. فقط حق داشت بگوید آقای دعایی در اتاق هست یا نیست. هنوز هم دفتر ایشان بر همین روال است، جز آنکه دیگر منشی هم ندارد.
حتّی دو روز بعد مشکل مالی برایم پیش آمد و نامهای نوشتم و درخواست وام کردم که موافقت کرد و وقتی در تحریریه مرا دید، نه تنها به رویم نیاورد، بلکه با شوخی معروفش چنان شرمندهام کرد که هیچ وقت نتوانستم حتّی عذرخواهی کنم.»
این کارگردان در ادامه مطلب خود نوشته است:
«دربارهی روش مدیریت و دانش و منش دعایی در حد درک خودم خیلی حرفها دارم که برخی را در خاطراتم نوشتهام و در زمان و مکان خود انشاءالله منتشر خواهم کرد. امّا این خاطره را فقط برای یادآوری خودم نوشتم. آن هم در زمانی که دعایی برای چاپ عکس و نام کسی که هشت سال رییس جمهور کشور بوده، مورد حمله گروهی قرار گرفته که آنها را نمیشناسم و باور دارم که آنها هم دعایی را نمیشناسند.
من به عنوان خبرنگاری که ۱۱ سال در روزنامه اطلاعات کار کردم و از نزدیک ایشان را میشناسم، شهادت میدهم که ولایت مدارتر از دعایی کسی را نمیشناسم.
من شهادت میدهم که پاکدستتر از دعایی در میان خیل مسئولان روحانی و غیر روحانی در مجلس و دولت و سازمانها و نهادها کسی را نمیشناسم.
من شهادت میدهم که دلسوزتر از دعایی برای کشور و انقلاب و اسلام کسی را نمیشناسم و اگر رهبر معظم انقلاب هم کسی را بهتر ایشان برای تصدی نمایندگی ولی فقیه در مؤسسه اطلاعات میشناختند، حتماً نمایندگی را به ایشان واگذار نمیکردند.... و من این چند خط شهادت نامه را فقط برای روز قیامت خودم نوشتم.»
تبلیغات متنی
-
درخواست پاکستان از سنگاپور برای آزادی دریانوردان ایرانی
-
تسنیم: منطقه پیشنهادی آمریکا برای کشتیها امن نبود
-
اژهای: از سرزنش سرزنشگران ابایی نداریم
-
افزایش احتمال سفر عاصم منیر به تهران و واشنگتن
-
کیم جونگ اون و دخترش روی عرشه ناوشکن ۵۰۰۰ تنی
-
اظهارنظر تازه ترامپ درباره دلیل توقف «پروژه آزادی»
-
عکس وایرالشده از یک خانم ایرانی در تجمع پاریس
-
ریزش میلیونی صفحات رونالدو و مسی زلزله به راه انداخت!
-
اینترنت در ایران دوباره دچار افزایش اختلال شد
-
بالاخره یک تیم آفریقایی حاضر شد با ما بازی کند!
-
در مادرید بر سرِ نخواستن امباپه، ۳۰ میلیون نفر دعوا دارند!
-
تصاویری از بازگشت خواننده مشهور ایرانی روی استیج
-
اقدام ژیلا صادقی روی آنتن زنده جلب توجه کرد
-
لحظه شلیک موشک ایران به سمت ناو آمریکایی
-
هشدار عربی بقایی به کشورهای منطقه درباره اتفاقات دیشب
-
اظهارنظر تازه ترامپ درباره دلیل توقف «پروژه آزادی»
-
ریزش میلیونی صفحات رونالدو و مسی زلزله به راه انداخت!
-
اینترنت در ایران دوباره دچار افزایش اختلال شد
-
بالاخره یک تیم آفریقایی حاضر شد با ما بازی کند!
-
لحظه شلیک موشک ایران به سمت ناو آمریکایی
-
شنیده شدن صدای انفجار در امارات
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
شنیده شدن صدای چند انفجار شدید در میناب
-
فاکسنیوز: آمریکا به قشم و بندرعباس حمله کرد
-
فعالیت شدید پدافند هوایی در غرب تهران
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
شلیک موشکهای ایران به سمت یک ناو آمریکایی
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
پشت پرده تغییر ناگهانی در «پروژه آزادی» طی دو روز!
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
خدا پشت و پناهش باد.
چقدر رمان تیک .... اینو کی برات کارگردانی کرد آقااااااااااای کارگردان...... عجب سیف الاسلامی بوده آقا ی دعاییییییییی