چوبه دار؛ فرجام قتل کارگر به دست کارفرما
دیوانعالی کشور حکم قصاص مردی را که مدعی بود در یک درگیری با دوستش مجبور به قتل او شده است، تأیید کرد.
روزنامه شرق: دیوانعالی کشور حکم قصاص مردی را که مدعی بود در یک درگیری با دوستش مجبور به قتل او شده است، تأیید کرد.
خانواده مردی به نام حامد سال ٩٢ به پلیس خبر دادند او گم شده است.
چند روز بعد پلیس جسدی را پیدا کرد که بسیار با مشخصات حامد همخوانی داشت. بعد از اینکه اولیای دم جسد را شناسایی و هویت او را تأیید کردند، پلیس تحقیقات خود را برای مشخصشدن علت قتل حامد و شناسایی قاتل آغاز کرد. خانواده حامد اعلام کردند او با شخصی به نام عباس کار میکرد و اگر کسی از سرنوشت او مطلع باشد، حتما عباس است.
مأموران به سراغ عباس رفتند؛ او گفت آخرین بار چند روز قبل حامد را دید که به سمت ایلام حرکت کرد. وقتی پلیس موضوع را از خانواده حامد جویا شد، آنها گفتند او در این مدت بههیچوجه به ایلام نرفته و عباس دروغ میگوید. بازجوییها از عباس ادامه پیدا کرد تا اینکه او مجبور به بیان واقعیت شد. او گفت: من به حامد کار و جای خواب داده بودم و برای من کار میکرد. روز حادثه به سراغم آمد و گفت میخواهد برود و طلبش را که مبلغ دومیلیونو ٣٠٠ هزار تومان بود از من خواست.
به او گفتم دومیلیونتومانش را حالا میدهم و مابقی را بعدا بگیرد. گفت نمیشود باید همه آن را حالا بدهی، گفتم نمیتوانم این مبلغ را بدهم؛ ضمن اینکه من بیشتر آن را میدهم و فقط کمی باقی میماند. باز هم قبول نکرد بعد به سمت من حمله کرد، چاقو در آورد و من هم چاقو کشیدم و درگیری بالا گرفت. او میخواست من را بزند که من یک ضربه به او زدم. اگر من این کار را نمیکردم، حامد من را کشته بود و حالا جایمان عوض شده بود؛ من نمیتوانستم جلوی او را بگیرم.
با توجه به گفتههای متهم و درخواست اولیای دم، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. هیأت قضات متهم را محاکمه کردند. او یک بار دیگر ادعایش را مطرح کرد و گفت: من چارهای بهجز واردکردن ضربه نداشتم؛ اگر نمیزدم حامد من را زده بود. کسانی که در همسایگی من هستند میدانستند حامد چقدر عصبانی بود و چطور دعوا میکرد. او من را در وضعیتی قرار داده بود که نه میتوانستم فرار کنم و نه میتوانستم جانم را طور دیگری نجات دهم.
وقتی قضات به او گفتند هیکلش از حامد قویتر است و میتوانست با واردکردن ضربه به بدنش از آنجا فرار کند و لازم نبوده از چاقو استفاده کند، گفت بهشدت ترسیده بودم و بههمیندلیل هم دست به چاقو بردم.
بااینحال هیأت قضات با توجه به اینکه متهم میتوانسته بدون استفاده از چاقو از دست مقتول فرار کند، استدلال او را درباره دفاع مشروع قبول نکرده و با توجه به خواسته اولیای دم، حکم بر قصاص صادر کردند. رأی صادره مورد اعتراض متهم قرار گرفت. پرونده به شعبه هفتم دیوانعالی کشور رفت و هیأت قضات بعد از بررسی پرونده آن را تأیید کردند. بهاینترتیب متهم یک قدم به مرگ نزدیک شد.
خانواده مردی به نام حامد سال ٩٢ به پلیس خبر دادند او گم شده است.
چند روز بعد پلیس جسدی را پیدا کرد که بسیار با مشخصات حامد همخوانی داشت. بعد از اینکه اولیای دم جسد را شناسایی و هویت او را تأیید کردند، پلیس تحقیقات خود را برای مشخصشدن علت قتل حامد و شناسایی قاتل آغاز کرد. خانواده حامد اعلام کردند او با شخصی به نام عباس کار میکرد و اگر کسی از سرنوشت او مطلع باشد، حتما عباس است.
مأموران به سراغ عباس رفتند؛ او گفت آخرین بار چند روز قبل حامد را دید که به سمت ایلام حرکت کرد. وقتی پلیس موضوع را از خانواده حامد جویا شد، آنها گفتند او در این مدت بههیچوجه به ایلام نرفته و عباس دروغ میگوید. بازجوییها از عباس ادامه پیدا کرد تا اینکه او مجبور به بیان واقعیت شد. او گفت: من به حامد کار و جای خواب داده بودم و برای من کار میکرد. روز حادثه به سراغم آمد و گفت میخواهد برود و طلبش را که مبلغ دومیلیونو ٣٠٠ هزار تومان بود از من خواست.
به او گفتم دومیلیونتومانش را حالا میدهم و مابقی را بعدا بگیرد. گفت نمیشود باید همه آن را حالا بدهی، گفتم نمیتوانم این مبلغ را بدهم؛ ضمن اینکه من بیشتر آن را میدهم و فقط کمی باقی میماند. باز هم قبول نکرد بعد به سمت من حمله کرد، چاقو در آورد و من هم چاقو کشیدم و درگیری بالا گرفت. او میخواست من را بزند که من یک ضربه به او زدم. اگر من این کار را نمیکردم، حامد من را کشته بود و حالا جایمان عوض شده بود؛ من نمیتوانستم جلوی او را بگیرم.
با توجه به گفتههای متهم و درخواست اولیای دم، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. هیأت قضات متهم را محاکمه کردند. او یک بار دیگر ادعایش را مطرح کرد و گفت: من چارهای بهجز واردکردن ضربه نداشتم؛ اگر نمیزدم حامد من را زده بود. کسانی که در همسایگی من هستند میدانستند حامد چقدر عصبانی بود و چطور دعوا میکرد. او من را در وضعیتی قرار داده بود که نه میتوانستم فرار کنم و نه میتوانستم جانم را طور دیگری نجات دهم.
وقتی قضات به او گفتند هیکلش از حامد قویتر است و میتوانست با واردکردن ضربه به بدنش از آنجا فرار کند و لازم نبوده از چاقو استفاده کند، گفت بهشدت ترسیده بودم و بههمیندلیل هم دست به چاقو بردم.
بااینحال هیأت قضات با توجه به اینکه متهم میتوانسته بدون استفاده از چاقو از دست مقتول فرار کند، استدلال او را درباره دفاع مشروع قبول نکرده و با توجه به خواسته اولیای دم، حکم بر قصاص صادر کردند. رأی صادره مورد اعتراض متهم قرار گرفت. پرونده به شعبه هفتم دیوانعالی کشور رفت و هیأت قضات بعد از بررسی پرونده آن را تأیید کردند. بهاینترتیب متهم یک قدم به مرگ نزدیک شد.
تبلیغات متنی
-
ستاره خارجی لیگ برتر از ایران رفت
-
مبلغ کالابرگ ماه رمضان رسماً اعلام شد
-
رامین از دویدن زیر پل و وسط خیابان راحت شد!
-
زوج ایدهآل اوسمار در پرسپولیس شکل گرفت
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
نماینده جدید ترامپ در عراق مشخص شد
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
ریزش همزمان بازارهای جهانی نفت، طلا و بیت کوین
-
کیهان پرونده مهران مدیری را بست
-
نقص بزرگ جنگنده سوخو ۳۵ فاش شد
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
تغییر چهره باورنکردنی جانی دپ در نقش اسکروج
-
بانک کتاب کنکور در ماز مارکت
-
پدر سید حسن نصرالله درگذشت
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
مبلغ کالابرگ ماه رمضان رسماً اعلام شد
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
من نمیگم رای دادگاه اشتباه است .
اما در مورد هیکل قاتل و مقتول :
مگه چند سال پیش یه قهرمان بدنسازی توسط یه بچه ی چاقوکش نمرد ؟!!
خب چرا اون بدنسازه ضربه وارد نکرد یا فرار نکرد. البته این دو مورد قابل مقایسه نیست
اتفاقا چون هیکلش گنده تر بوده در نتیجه وزنش سنگین تر بوده و نمیتونسته فرار کنه؛ بعدش با کسی که رودرو هستی و چاقو بدست ایستاده گیرم لگدی زدی اون بیهوش میشه تا فرار کنی اتفاقا خیلی را