ادعای متهم: همسرم قاتل است نه من
مردی که متهم است پدر همسر سابقش را به قتل رسانده و جسد او را مثله کرده است، وقتی در جلسه محاکمه حاضر شد، ادعا کرد عامل قتل همسر فعلی اوست.
روزنامه شرق: مردی که متهم است پدر همسر سابقش را به قتل رسانده و جسد او را مثله کرده است، وقتی در جلسه محاکمه حاضر شد، ادعا کرد عامل قتل همسر فعلی اوست.
خانواده مردی ٨٠ساله اسفند سال ٩١ به پلیس خبر دادند پدرشان گم شده است.
این مرد که سعید نام داشت، باوجود بالابودن سن، وضعیت جسمانی و عقلانی خوبی داشت و بدون اطلاع خانواده جایی نمیرفت. وقتی مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند متوجه شدند هرچند دختر او سالها قبل از شوهرش جدا شده اما سعید با داماد سابقش به نام شهرام رفتوآمد داشته است.
شهرام برای توضیح رابطهاش با پدر همسر سابقش به دادسرا احضار شد. او ابتدا اظهار بیاطلاعی کرد اما وقتی در برابر این پرسش قرار گرفت که چرا آخرینبار سعید با او تماس گرفته است، اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من سعید را کشتم و جسدش را مثله کردم و در چند منطقه شهر انداختم تا پیدا نشود. او توضیح داد: بعد از جدایی من از همسر اولم، رابطهام با پدر او حفظ شد و با هم ارتباط خوبی داشتیم. او خیلی به خانه من میآمد و با هم صحبت میکردیم. ١٣ سال از جدایی من و همسرم گذشت که با زنی دیگر ازدواج کردم.
باز هم پدر همسر اولم به خانه ما رفتوآمد میکرد تا اینکه من مزون لباس عروس تأسیس کردم. زنان زیادی به خانه میآمدند و لباس میبردند. سعید فکر میکرد من با آنها ارتباط دارم و همیشه درباره این موضوع با من صحبت میکرد تا اینکه یک روز به خانهام آمد. از رفتارش متوجه شدم به همسرم نظر دارد. او دست همسرم را گرفت و کشید، من هم مداخله کردم. دستش را جدا کرد و او را هل دادم، سرش به دیوار برخورد کرد و روی زمین افتاد. جلو که رفتم متوجه شدم مرده است.
جسد را یک هفته در خانه نگه داشتم تا بتوانم کاری بکنم. جسد بو گرفته بود و من نتوانسته بودم کاری کنم. برای اینکه بتوانم جسد را بیرون ببرم، سه تکهاش کردم. از برادرم کمک گرفتم و جسد را با ماشین بیرون بردم و هر تکهاش را در گوشهای از شهر انداختم. با توجه به اعتراف این مرد، تحقیقات برای یافتن تکههای جسد آغاز شد اما پلیس نتوانست ردی پیدا کند.
شهرام در ادامه بازجوییها اعتراف جدیدی را مطرح کرد و گفت: وقتی سعید به خانه ما آمد و دست همسرم را گرفت تا با او رابطه داشته باشد، همسرم او را هل داد و سرش به دیوار برخورد کرد بعد من برای اینکه به همسرم کمک کنم، جسد را مثله کردم و با کمک برادرم از خانه بیرون بردم. همسر متهم تحت بازجویی قرار گرفت. او اتهام را رد کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و شوهرم دروغ میگوید. او خودش سعید را به قتل رساند، من هیچ کاری نکردم.
پرونده با پایان تحقیقات اولیه و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم روز گذشته در جلسه رسیدگی حاضر شد. بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد، اولیایدم نیز در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. وقتی نوبت به متهم رسید، اتهام قتل را رد کرد و گفت: قاتل من نیستم، همسرم او را هل داد و روی زمین افتاد و فوت شد.
من برای اینکه به او کمکی کرده باشم، اتهام قتل را قبول کردم بعد هم که واقعیت را گفتم پلیس حرفم را قبول نکرد. متهم گفت: بعد از مرگ مقتول نیز فقط پاهای او را قطع کردم تا بتوانم جسد را بیرون ببرم و با کمک برادرم اینکار را کردم. سپس برادر شهرام بهعنوان متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او نیز اتهامش را رد کرد و گفت: من اصلا در جریان نبودم و نمیدانستم چه اتفاقی افتاده است.
وقتی وارد خانه شدم که مقتول کشته و جسد نیز مثله شده بود. قصدم کمک به شهرام بود چون او رانندگی بلد نبود، به من گفت میخواهد چیزی را بیرون از خانهاش ببرد و به کمک من نیاز دارد، من هم قبول کردم و رفتم. اما وقتی رسیدم متوجه شدم جسدی را از خانه بیرون میبرد. حتی جسد را حمل هم نکردم فقط رانندگی کردم.
وقتی یکبار دیگر شهرام در جایگاه حاضر شد، انگشت اتهام را بهسوی همسرش گرفت و گفت او قاتل اصلی است و فقط اتهام حمل جسد را قبول دارد. هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی، برای تصمیمگیری درباره این پرونده وارد شور شدند.
خانواده مردی ٨٠ساله اسفند سال ٩١ به پلیس خبر دادند پدرشان گم شده است.
این مرد که سعید نام داشت، باوجود بالابودن سن، وضعیت جسمانی و عقلانی خوبی داشت و بدون اطلاع خانواده جایی نمیرفت. وقتی مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند متوجه شدند هرچند دختر او سالها قبل از شوهرش جدا شده اما سعید با داماد سابقش به نام شهرام رفتوآمد داشته است.
شهرام برای توضیح رابطهاش با پدر همسر سابقش به دادسرا احضار شد. او ابتدا اظهار بیاطلاعی کرد اما وقتی در برابر این پرسش قرار گرفت که چرا آخرینبار سعید با او تماس گرفته است، اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من سعید را کشتم و جسدش را مثله کردم و در چند منطقه شهر انداختم تا پیدا نشود. او توضیح داد: بعد از جدایی من از همسر اولم، رابطهام با پدر او حفظ شد و با هم ارتباط خوبی داشتیم. او خیلی به خانه من میآمد و با هم صحبت میکردیم. ١٣ سال از جدایی من و همسرم گذشت که با زنی دیگر ازدواج کردم.
باز هم پدر همسر اولم به خانه ما رفتوآمد میکرد تا اینکه من مزون لباس عروس تأسیس کردم. زنان زیادی به خانه میآمدند و لباس میبردند. سعید فکر میکرد من با آنها ارتباط دارم و همیشه درباره این موضوع با من صحبت میکرد تا اینکه یک روز به خانهام آمد. از رفتارش متوجه شدم به همسرم نظر دارد. او دست همسرم را گرفت و کشید، من هم مداخله کردم. دستش را جدا کرد و او را هل دادم، سرش به دیوار برخورد کرد و روی زمین افتاد. جلو که رفتم متوجه شدم مرده است.
جسد را یک هفته در خانه نگه داشتم تا بتوانم کاری بکنم. جسد بو گرفته بود و من نتوانسته بودم کاری کنم. برای اینکه بتوانم جسد را بیرون ببرم، سه تکهاش کردم. از برادرم کمک گرفتم و جسد را با ماشین بیرون بردم و هر تکهاش را در گوشهای از شهر انداختم. با توجه به اعتراف این مرد، تحقیقات برای یافتن تکههای جسد آغاز شد اما پلیس نتوانست ردی پیدا کند.
شهرام در ادامه بازجوییها اعتراف جدیدی را مطرح کرد و گفت: وقتی سعید به خانه ما آمد و دست همسرم را گرفت تا با او رابطه داشته باشد، همسرم او را هل داد و سرش به دیوار برخورد کرد بعد من برای اینکه به همسرم کمک کنم، جسد را مثله کردم و با کمک برادرم از خانه بیرون بردم. همسر متهم تحت بازجویی قرار گرفت. او اتهام را رد کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و شوهرم دروغ میگوید. او خودش سعید را به قتل رساند، من هیچ کاری نکردم.
پرونده با پایان تحقیقات اولیه و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم روز گذشته در جلسه رسیدگی حاضر شد. بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد، اولیایدم نیز در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. وقتی نوبت به متهم رسید، اتهام قتل را رد کرد و گفت: قاتل من نیستم، همسرم او را هل داد و روی زمین افتاد و فوت شد.
من برای اینکه به او کمکی کرده باشم، اتهام قتل را قبول کردم بعد هم که واقعیت را گفتم پلیس حرفم را قبول نکرد. متهم گفت: بعد از مرگ مقتول نیز فقط پاهای او را قطع کردم تا بتوانم جسد را بیرون ببرم و با کمک برادرم اینکار را کردم. سپس برادر شهرام بهعنوان متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او نیز اتهامش را رد کرد و گفت: من اصلا در جریان نبودم و نمیدانستم چه اتفاقی افتاده است.
وقتی وارد خانه شدم که مقتول کشته و جسد نیز مثله شده بود. قصدم کمک به شهرام بود چون او رانندگی بلد نبود، به من گفت میخواهد چیزی را بیرون از خانهاش ببرد و به کمک من نیاز دارد، من هم قبول کردم و رفتم. اما وقتی رسیدم متوجه شدم جسدی را از خانه بیرون میبرد. حتی جسد را حمل هم نکردم فقط رانندگی کردم.
وقتی یکبار دیگر شهرام در جایگاه حاضر شد، انگشت اتهام را بهسوی همسرش گرفت و گفت او قاتل اصلی است و فقط اتهام حمل جسد را قبول دارد. هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی، برای تصمیمگیری درباره این پرونده وارد شور شدند.
تبلیغات متنی
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
واقعا چی بگم که گفتنش بهتر است چقد از این اتفاق ها بیوفته
قاتل لااقل اون بلا را به سر جنازش نمی اوردی بی غیرت زن را عامل قتل معرفی میکنی؟با پیرمرد بدبخت که جای پدرت بوده چکار کردی جانی .واقعا اسمی زشت که در شان تو باشد نیست خدا لعنت کنه.
با اینکه من برای زنان احترام خاصی قائل هستم، اما، هرکجا قتلی اتفاق می افتد دست زنی در کار است