پسر معتاد قتل مادرش را انکار کرد
پسر معتاد که مادرش را شکنجه داده و به قتل رسانده است، وقتی پشت تریبون دادگاه قرار گرفت، مدعی شد قتل کار او نبوده است.
روزنامه شرق: پسر معتاد که مادرش را شکنجه داده و به قتل رسانده است، وقتی پشت تریبون دادگاه قرار گرفت، مدعی شد قتل کار او نبوده است.
متهم که جوانی ٣١ساله است پیش از این اعتراف کرده بود به خاطر تهیه پول مواد، دست به این کار زده است.
نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه ١٠ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. درباره کیفرخواست گفت: متهم یک سال قبل بعد از درگیری با مادر ٧٠سالهاش به نام نرگس او را مورد ضرب و جرح قرار داده و سپس او را در کمدی گذاشته و به قتل رسانده است. او بعد از بازداشت به قتل مادرش اعتراف کرد و جزئیات را توضیح داد.
کامران، متهم پرونده، سابقه درگیری و دعوا با مادرش را داشت. او به مواد مخدر اعتیاد دارد و این درگیریها عمدتا به دلیل مواد بود. با توجه به مدارک مندرج در پرونده و شکایت تنها دختر مقتول بهعنوان ولیدم، درخواست صدور حکم قانونی را مطرح کرد.
وقتی نوبت به خواهر متهم رسید؛ او گفت: کامران همیشه با مادرم درگیری داشت. من بارها به مادرم گفته بودم بیاید و با من زندگی کند و کامران را تنها بگذارد اما قبول نمیکرد؛ میگفت این بچه بدون آب و غذا میماند. روز حادثه به خانه مادرم رفتم تا به او سر بزنم. در زدم کسی در را باز نکرد. کلید داشتم، در را باز کردم و وارد خانه شدم. وقتی وارد شدم دیدم کسی در خانه نیست. خیلی تعجب کردم، مادرم جایی برای رفتن نداشت و هرجا که میخواست برود حتما به من خبر میداد. چند بار صدایش کردم، خبری نشد، وارد اتاق شدم دیدم در کمد دیواری قفل شده، در را باز کردم تا ببینم مادرم وسیلهای برداشته و از خانه بیرون رفته است یا نه.
وقتی در را باز کردم دست مادرم بیرون افتاد و بعد هم جسدش را پیدا کردم. مقدار زیادی رختخواب در کمد دیواری بود، جسد زیر رختخوابها بود و من اول دستش را دیدم و بعد جسد را پیدا کردم. بلافاصله به اورژانس و پلیس خبر دادم و از همسایهها کمک خواستم؛ اورژانس که آمد گفتند او مرده است. پلیس آمد تا تحقیقات را انجام دهد. آنجا بود که همسایهها گفتند چند ساعت قبل صدای درگیری شنیدهاند و کامران به مادرم فحاشی میکرد.
این زن گفت: من برای برادرم درخواست مجازات دارم و او را نمیبخشم. سپس نوبت به متهم رسید؛ او اتهام قتل عمد را قبول نکرد و گفت: سالها بود که به شیشه اعتیاد داشتم و همیشه سر این موضوع با مادرم درگیری داشتیم. بیشتر درگیری ما سر پول بود، وقتی از او پول میخواستم که شیشه بخرم ناراحت میشد. روز حادثه هم طبق معمول با هم دعوا کردیم. عصبانی شدم، دست و پای مادرم را گرفتم و او را داخل کمد راندم و در را بستم و از خانه بیرون رفتم. با خودم گفتم چند ساعت دیگر که برگردم، او هم آرام شده است. من اصلا نمیخواستم او را بکشم.
در این هنگام قاضی بخشی از صحبتهای متهم را خواند و گفت: تو اعتراف کردی با مادرت درگیر شدی و بعد از اینکه او را کتک زدی و مادرت بیهوش شد، او را داخل کمد گذاشتی و رختخواب را رویش انداختی، اما حالا میگویی فقط او را داخل کمد گذاشتهای؛ چرا اینطور ادعا میکنی؟
متهم گفت: کمدی که جسد داخل آن پیدا شد، اصلا رختخوابی نبود. من در آن کمد یک طبقه زده بودم و ابزار تعمیر موتورم را داخل آن میگذاشتم. اصلا رختخوابی آنجا نبود، نمیدانم چرا چنین ادعایی مطرح شده است. ضمن اینکه من با مادرم درگیری فیزیکی نداشتم و اصلا او را کتک نزدم.
قاضی گفت: اما روی بدن مادرت آثار جراحت و کبودی وجود داشت، چطور میگویی او را نزدی. پس این آثار از کجا آمده است. ضمن اینکه خودت در اعترافاتت گفتهای که همیشه مادرت را کتک میزدی چطور اینبار مدعی هستی او را نزدی.
متهم گفت: من او را نزدم، فقط دستش را گرفتم. نمیدانم چه شده و چرا اومجروح شده است. اصلا نمیدانم چرا مادرم مرد. خانهای که ما در آن زندگی میکردیم، خیلی قدیمی است. کمددیواریای که مادرم را در آن گذاشتم، متعلق به ٤٠ سال پیش است. مگر میشود این کمد آنقدر محکم باشد که راه نفوذ هوا نداشته باشد!؟
چارچوب درستی در کمددیواری وجود نداشت و همه جای آن سوراخ بود؛ چطور پزشکی قانونی اعلام کرده مادرم بر اثر نرسیدن اکسیژن به بدنش دچار خفگی شده است. من حاضرم همین حالا داخل کمد بروم و چند روز هم بمانم تا ببینید که برایم اتفاقی نمیافتد.قاضی گفت: برای زن ٧٠سالهای که بیهوش هم شده نفسکشیدن بسیار سخت است. قطعا فردی ٧٠ساله نمیتواند مانند جوان ٣٠ساله نفس بکشد. بنابراین طبیعی است که تو بیشتر از او مقاومت داشته باشی. متهم گفت: با این چیزی که شما میگویید پس من قبول دارم کاری که کردهام باعث مرگ مادرم شده است. اما باور کنید که چنین قصدی نداشتم و از اتفاقی که افتاده است، بسیار متأسفم و از خواهرم معذرتخواهی میکنم.
هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
متهم که جوانی ٣١ساله است پیش از این اعتراف کرده بود به خاطر تهیه پول مواد، دست به این کار زده است.
نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه ١٠ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. درباره کیفرخواست گفت: متهم یک سال قبل بعد از درگیری با مادر ٧٠سالهاش به نام نرگس او را مورد ضرب و جرح قرار داده و سپس او را در کمدی گذاشته و به قتل رسانده است. او بعد از بازداشت به قتل مادرش اعتراف کرد و جزئیات را توضیح داد.
کامران، متهم پرونده، سابقه درگیری و دعوا با مادرش را داشت. او به مواد مخدر اعتیاد دارد و این درگیریها عمدتا به دلیل مواد بود. با توجه به مدارک مندرج در پرونده و شکایت تنها دختر مقتول بهعنوان ولیدم، درخواست صدور حکم قانونی را مطرح کرد.
وقتی نوبت به خواهر متهم رسید؛ او گفت: کامران همیشه با مادرم درگیری داشت. من بارها به مادرم گفته بودم بیاید و با من زندگی کند و کامران را تنها بگذارد اما قبول نمیکرد؛ میگفت این بچه بدون آب و غذا میماند. روز حادثه به خانه مادرم رفتم تا به او سر بزنم. در زدم کسی در را باز نکرد. کلید داشتم، در را باز کردم و وارد خانه شدم. وقتی وارد شدم دیدم کسی در خانه نیست. خیلی تعجب کردم، مادرم جایی برای رفتن نداشت و هرجا که میخواست برود حتما به من خبر میداد. چند بار صدایش کردم، خبری نشد، وارد اتاق شدم دیدم در کمد دیواری قفل شده، در را باز کردم تا ببینم مادرم وسیلهای برداشته و از خانه بیرون رفته است یا نه.
وقتی در را باز کردم دست مادرم بیرون افتاد و بعد هم جسدش را پیدا کردم. مقدار زیادی رختخواب در کمد دیواری بود، جسد زیر رختخوابها بود و من اول دستش را دیدم و بعد جسد را پیدا کردم. بلافاصله به اورژانس و پلیس خبر دادم و از همسایهها کمک خواستم؛ اورژانس که آمد گفتند او مرده است. پلیس آمد تا تحقیقات را انجام دهد. آنجا بود که همسایهها گفتند چند ساعت قبل صدای درگیری شنیدهاند و کامران به مادرم فحاشی میکرد.
این زن گفت: من برای برادرم درخواست مجازات دارم و او را نمیبخشم. سپس نوبت به متهم رسید؛ او اتهام قتل عمد را قبول نکرد و گفت: سالها بود که به شیشه اعتیاد داشتم و همیشه سر این موضوع با مادرم درگیری داشتیم. بیشتر درگیری ما سر پول بود، وقتی از او پول میخواستم که شیشه بخرم ناراحت میشد. روز حادثه هم طبق معمول با هم دعوا کردیم. عصبانی شدم، دست و پای مادرم را گرفتم و او را داخل کمد راندم و در را بستم و از خانه بیرون رفتم. با خودم گفتم چند ساعت دیگر که برگردم، او هم آرام شده است. من اصلا نمیخواستم او را بکشم.
در این هنگام قاضی بخشی از صحبتهای متهم را خواند و گفت: تو اعتراف کردی با مادرت درگیر شدی و بعد از اینکه او را کتک زدی و مادرت بیهوش شد، او را داخل کمد گذاشتی و رختخواب را رویش انداختی، اما حالا میگویی فقط او را داخل کمد گذاشتهای؛ چرا اینطور ادعا میکنی؟
متهم گفت: کمدی که جسد داخل آن پیدا شد، اصلا رختخوابی نبود. من در آن کمد یک طبقه زده بودم و ابزار تعمیر موتورم را داخل آن میگذاشتم. اصلا رختخوابی آنجا نبود، نمیدانم چرا چنین ادعایی مطرح شده است. ضمن اینکه من با مادرم درگیری فیزیکی نداشتم و اصلا او را کتک نزدم.
قاضی گفت: اما روی بدن مادرت آثار جراحت و کبودی وجود داشت، چطور میگویی او را نزدی. پس این آثار از کجا آمده است. ضمن اینکه خودت در اعترافاتت گفتهای که همیشه مادرت را کتک میزدی چطور اینبار مدعی هستی او را نزدی.
متهم گفت: من او را نزدم، فقط دستش را گرفتم. نمیدانم چه شده و چرا اومجروح شده است. اصلا نمیدانم چرا مادرم مرد. خانهای که ما در آن زندگی میکردیم، خیلی قدیمی است. کمددیواریای که مادرم را در آن گذاشتم، متعلق به ٤٠ سال پیش است. مگر میشود این کمد آنقدر محکم باشد که راه نفوذ هوا نداشته باشد!؟
چارچوب درستی در کمددیواری وجود نداشت و همه جای آن سوراخ بود؛ چطور پزشکی قانونی اعلام کرده مادرم بر اثر نرسیدن اکسیژن به بدنش دچار خفگی شده است. من حاضرم همین حالا داخل کمد بروم و چند روز هم بمانم تا ببینید که برایم اتفاقی نمیافتد.قاضی گفت: برای زن ٧٠سالهای که بیهوش هم شده نفسکشیدن بسیار سخت است. قطعا فردی ٧٠ساله نمیتواند مانند جوان ٣٠ساله نفس بکشد. بنابراین طبیعی است که تو بیشتر از او مقاومت داشته باشی. متهم گفت: با این چیزی که شما میگویید پس من قبول دارم کاری که کردهام باعث مرگ مادرم شده است. اما باور کنید که چنین قصدی نداشتم و از اتفاقی که افتاده است، بسیار متأسفم و از خواهرم معذرتخواهی میکنم.
هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
تبلیغات متنی
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
... کسی که به مادر خودش رحم نکند فکر میکنید با دیگران کنار میاد .باید توی زندان بمونه تا بپوسه .
بیچاره زن ٧٠ ساله ولی به هر حال که باید میمرد ولی نه با دست پسرش که این همه سال بزرگشکرده
مادر بیچاره را کشتی انکار هم میکنی حقشه که اعدامش کنند این جور پسرا فایدشون چیه غیراز دزدی و دعوا و بیکاری و بی عاری تازه زورم به ادم میگن باید حداقل حبس بکشند شاید یکم ادم بشم که بعیده اینا بهتره بمیرن
...که تو عرضه نداری پول مواد جورکنی غلط میکنی مواد بزنی که بخواهی از پیرزن بزورپول بگیری خیلییییییییییی نامردی فقط بگم خیلئییییییی ... ونامردی ...........
پرو حالا امدی تو دادگاه کارتو توجیح کنی ............ خودت براخودت حکم اعدام درخواست کن زنده بودنت مایه ننگ جامعه است .....
بهجایاینکهبشیعصایدستش.شدیقاتلجانش...متاسفمبرات.حیفازنفس کشیدنت.
باید به بدترین شکل ممکن این پسر معتاد رو بکشن
ی حبس ابد بهش میدن تا ۷۰سالگی اون تو میمونه
مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست / ای سینه خانه ی تو و این دل سرای تو .واقعا متاثر شدم اشک آدم درمیاد
باید خیلی سریع این مرد رااعدام کرد که دولت نون مفت تو زندان به اینها نده اعدام اعدام سریع